«سيب و سلما»، داستان خوردن يك سيب پردردسر
| فرهنگ و هنر |
«سيب و سلما» فيلمي است كه در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر به نمايش درآمد اما كمتر ديده شد. فيلم برگرفته از يك رويداد واقعي است كه به حقالناس ميپردازد. اين فيلم در جشنواره كازان روسيه مورد توجه قرار گرفت اما در بخش گفتوگوي اديان جشنواره فيلم فجر براي داوران نمايش داده نشد! درباره فيلم و ديده نشدن آن در جشنواره، دليل خاصي وجود ندارد. با بازيگران اين فيلم به گفتوگو نشستيم و بخشي از صحبتهاي كارگردان را در اين پرونده آورديم.
| صبا شادور |
دیباجی و فتحعلی بیگی در گفت وگو با «ملت ما» مطرح کردند
حبيبالله بهمني درباره شروع قصه«سيب و سلما» عنوان كرد: در داستان اين فيلم بارها گفتهام اقتباسي از يك اتفاق واقعي است كه شايد اين داستان مربوط به حدود 200سال گذشته باشد. داستان همان طلبهاي كه سيبي ميخورد و از صاحب آن حلاليت ميطلبد. اين اتفاق يك رويداد واقعي است كه در تاريخ علماي ما نقل شده است.
طرح اوليه مربوط به آقاي الماسي است و ناصرهاشمزاده نويسنده فيلمنامه بودند و به اتفاق بازنويسي آن را انجام داديم. اين جزو دغدغهها و آرزوهايم بود كه در چنين فضاهايي كار كنم تا اينكه شرايط ساخت اين فيلم فراهم شد و با مشكلات اقتصادي كه در پيش رو داشتيم، فيلم را ساختم.
كارگردان اين فيلم درباره اينكه آيا با خودسانسوري هم در زمان اكران«سيب و سلما» روبهرو شديد، افزود؟ فضاي عجيبي به وجود آمده و اين بهخاطر بار سياسي انقلاب ماست كه روحانيت آن را شكل داد. روحانيت پرچمدار انقلاب است و حضرت امام خميني(ره) از برجستهترين روحانيون عصر دوران معاصر است و ميتوانيم ادعا كنيم در طول تاريخ علماي شيعه و اسلامي (بعد از معصومين) يك دگرگوني عظيمي به وجود آوردند.
اين پرچمداري نه تنها در ايران بلكه در سراسر دنيا تاثير داشته و يك بار فرهنگي و سياسي به وجود آورده است. وقتي سراغ يك شخصيت ميرويد كه در قالب چنين جرياني قرار ميگيرد همه توجهها را به خود جلب ميكند و بارها قضاوتهاي مختلف را با خود ميآورد و كار را سخت ميكند.
وي درباره ارتباط ميان سينماي ديني و موضوع اين فيلم بيان كرد، ما براي سينماي انقلاب و سينماي آرماني كه فرهنگ ديني ما به دنبال آن است برنامهريزي آموزشي خوبي نداشته و در حال حاضر هم نداريم و هنوز همان مسير را طي ميكنيم. يا عزم مديران ما برخورد سياسي با سينما بوده، به اين نحو كه سينماي موجود را حفظ كنيم تا بتوانيم به صورت يك ويترين در دنيا از آن بهره ببريم و يك پز دمكراتيك و روشنفكرانه در دنيا بدهيم.
از اين دست كارهاي سياسي تاريخ مصرفدار انجام شده، كارهاي اصولي كه ريشهاي باشد و بتواند انتقال فرهنگي داشته باشد و دين اسلام و انقلاب را به دنيا يا حداقل به يك ميليارد و نيم يا دو ميليارد مسلمان منتقل كند، صورت نگرفته است. دوستان فكر ميكنند سينماي جشنوارهپسند كن و حتي اسكاري كه الان اتفاق افتاده و فيلمهايي كه به اين جشنوارهها ميرود نماينده انقلاب اسلامي است و فرهنگ ديني و انقلابي كه دنيا تشنه آن است كه ببيند. درحالي كه هيچ يك از اينها نيست، اين نياز اساسي است كه در سينماي ما وجود دارد.
بهمني درباره ساختار و چيدمان بازيگران اين فيلم افزود: در فرم و ساختار هم بايد انتخاب مناسب صورت بگيرد. زبان سينما يك زبان مشترك جهاني است. بينندگان جهاني در آثار به يك نقاط مشتركي دست مييابند و مفاهيمي را به صورت بديهي به عنوان نشانهها، معاني و نحوه انتقال اطلاعات ميپذيرند، زيرا سينما زبان بينالمللي دارد اما يك چيزهايي است كه ويژه فرهنگ هر كشور است اگر از موضع فرهنگ خودمان فيلم ميسازيم بايد وفادار به فرهنگ خودمان باشيم و روابط خودمان را حفظ كنيم.
اين براي دنيا جالب است اما كمپوزيسيونها و تركيببنديهايي كه آن زبان جهاني را ميسازند هم بايد رعايت شود، به علاوه ويژگيهايي كه برخاسته از فرهنگ ماست. اين تركيب ميتواند تركيب بينالمللي و جهاني باشد.اين كارگردان سينما درباره انتخاب نابازيگران اين فيلم عنوان كرد: يكي از دلايلي كه به سراغ بازيگران نام آشنا و سوپراستار نرفتم اين بود كه دوست داشتم فضاي فيلم بكر باشد. هر سوپراستاري باري از فيلمهاي ديگر را با خود به همراه ميآورد و سوپراستارهايي داشتيم كه در فيلم ديگري كار كردند
كه فضايش متفاوت بوده است اما كار شكست خورده است، زيرا بيننده از سوپراستار توقع خاصي دارد زيرا از بازي آنها دنيايي در ذهنشان ساختند كه هميشه دوست دارند آن تكرار شود. در دنياي سوپراستارها تكرار تيپ و كاراكترهاي قبلي يكي از دلايل موفقيتشان است كه اين اتفاق به فيلم من ضربه ميزد زيرا حس كردم فيلم را از اصالت مياندازد و آن اصالت فرهنگي و ديني كه در فيلم بايد وجود داشته باشد، ميشكند براي نزديك شدن به شخصيت«طلبه» مشابه آنها زندگي كردم هادي ديباجي بازيگر سينما و تئاتر با حضور در فيلم«سيب و سلما» و ديگر نقشهاي متفاوت در سينماي ايران شناختهتر شد.
بازيگري كه در اين فيلم نقش طلبهاي را ايفا مي کند تعلق خاطرش را به بازيگري در اين گفتوگو نشان داده است، او كه با بازي در فيلمهاي سينمايي« جايي در دوردست» و«گلوگاه» شناخته شد، در«سيب و سلما» به يك انگيزه پررنگتري براي بازيگري در سينما دست پيدا كرده است. هادي ديباجي درباره مضمون نقش مثبت خود در فيلم«سيب و سلما» بيان كرد: به نظر من اكثر بازيگرها نقش منفي را بيشتر ميپسندند چرا كه در زمان بازي مانور بيشتري ميتوانند بر روي نقش خود بدهند؛ تصور كنيد ابتدا نقش يك آدم مثبت را ايفا ميكنند و بعد در پايان فيلم ميشوند آدم منفي كه دستشان رو ميشود. اما نقشهاي مثبت جاي بازي زيادي ندارد.
البته نقش من در فيلم«سيب و سلما» كه يك طلبه است، جزو نقشهاي خاصي به شمار ميرود كه پيش از اين در فيلمهاي«طلا و مس» يا فيلم «زير نور ماه» شاهد شخصيتهاي مثبت و دلنشين آدمهاي روحاني بودهايم. اين بازيگر سينما درباره الگو گرفتن از بازيگران خارج از ايران يا بازيگران داخلي، گفت: فكر ميكنم اين بازيگر نيست كه الگو قرار ميگيرد، بلكه حضور يك كارگردان با تجربه و با فكر و ايده است كه بازيگر را به سوي جرياني مثبت حرفهاي هدايت ميكند.
بازيهاي خوب از بازيگران ثمره كارگرداني خوب در يك فيلم است. به عنوان مثال كارگردانهاي صاحب نامي چون كريستف كيشلوفسكي يا كوين تين تارانتينو هستند كه بازيهاي خوبي از بازيگران فيلمهاي خود ابداع ميكنند. طلبه فيلم«سيب و سلما» با اشاره به اينكه براي نزديك شدن به شخصيت«طلبه» مدتي مشابه آنها زندگي كرده است، عنوان كرد: نزديک به دو ماه براي بازي در اين نقش تلاش كردم.
حتي لباس پوشيدن و نوع موسيقي كه گوش ميدادم را عوض كردم و براي رسيدن به اين نقش خيلي كارها را تجربه كردم. مدتها با آقاي بهمني كارگردان اين فيلم به بحث و گفتوگو مينشستيم تا اينكه آقاي سليمان تاج هم كه گرداننده بازيگران فيلم بودند به جمع ما اضافه شدند.
اين بازيگر سينما در ادامه افزود: من معتقدم كه در حق فيلم«سيب و سلما» از سوي حوزه هنري اجحاف شده است؛ چرا كه اين فيلم با اينكه محصول سال 1389بوده اما الان هم كه اكران است، هيچگونه تبليغي از سوي اين حوزه براي فيلم انجام نشده است. اينكه حوزه هنري چرا اين فيلم را دوست ندارد همچنان در ذهنم علامت سوال بوده است. در صورتي كه براي فيلمهاي ديگري همچون فيلم«يه حبه قند» به كارگرداني رضا ميركريمي تبليغات گستردهاي انجام شد كه حتي هنوز هم آثاري از تبليغات اين فيلم در سطح شهر را ميبينيم.
به هر حال هر فيلمي براي عوامل و بازيگران آن فيلم همانند كودك و بچهاي ميماند كه براي آن زحمت زيادي كشيده شده و قابل اهميت است. اگرچه فيلم«سيب و سلما» در گروه فيلمهاي خاص قرار ميگيرد اما باز هم كمتر از ديگر فيلمهاي حوزه هنري چه درزمان اكران و چه درزمان تبليغات ديده شد. ديباجي درباره حضور در فيلمهاي كارگردان فيلم اولي گفت: من تجربه با كارگردانهاي تازه از راه رسيده در سينما كه فكر و انديشه نويي دارند را دوست دارم. بهويژه فيلمهاي كوتاه كه مدتي پيش به پيشنهاد دوستي در فيلم كوتاهاش بازي كردم.
وي در پايان عنوان كرد: با اينكه رشته تحصيلي من بازيگري بوده و بازيگري را از تئاتر شروع كردم اما واقعا سينما را دوست دارم و اميدوارم بتوانم در اين عرصه به هدفي كه مدنظرم است، برسم.
«سيب و سلما» قصه عرفاني دارد كه كمتر در جامعه امروز با آن روبهرو ميشويم!
داوود فتحعلي بيگي ديگر بازيگر فيلم«سيب و سلما» درباره همكاري با اين گروه عنوان كرد: زماني كه به من پيشنهاد شد تا در فيلم«سيب و سلما» بازي كنم، بعد از مطالعه فيلمنامه و خط داستاني كه قرار بود ساخته شود، نكات جالبي در ذهنم ايجاد كرد. ضمن اينكه چون، اين فيلمنامه قصه عرفاني دارد و موضوعي را مطرح ميكند كه در جامعه امروزي جاي اين حرفها خالي است، خوب است كه فيلمنامههايي با اين مضمون ساخته شود و بخشي از وجدانها را بيدار كند.
وي در ادامه گفت: مهمترين جاذبه فيلم حلاليت گرفتن طلبه از خوردن سيبي است كه كليت داستان را تشكيل ميدهد. فتحعلي بيگي درباره همكاري با كارگردان اين فيلم بيان كرد: حبيبالله بهمني واقعا آدم دوست داشتني و مهرباني است كه آنچه را ميخواهد با همان مهرباني چه براي بازيگراناش و چه براي ديگر عوامل مطرح ميكرد. من فكر ميكنم اخلاق يك كارگردان در به نتيجه رسيدن يك پروژه تاثيرگذار است.
اين بازيگر تئاتر درباره بازي و انتخاب خود در اين فيلم افزود: من زماني براي بازي در فيلم«سيب و سلما» دعوت شدم كه قبل از آن قرارداد بازي در فيلم«آلزايمر»(احمدرضا معتمدي) را بسته بودم. تصور كنيد براي بازي در فيلم«آلزايمر» ريش و سبيلم را تراشيده بودم اما براي بازي در فيلم«سيب و سلما» احتياج به ريش و سبيل داشتم.
تا اينكه مجبور شدم براي «سيب و سلما» كه نقش يك پيرمرد جا افتاده را ايفا ميكنم، گريم شوم و بعد باز براي بازي در فيلم«آلزايمر» گريم بدون ريش را داشته باشم. اگر بخواهم به آن دوره اشاره كنم، از صبح تا شب بنده زير دست گريمورها بودم. اين موضوع مدتي باعث شده بود كه چهره واقعي خودم را هم فراموش كنم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





