ضرورت های شناخت مباني و اصول هنر اسلامي
| فرهنگ و هنر |
نخستين همايش ملي«هنر و تمدن شيعي» صبح روز يكشنبه 10 ارديبهشتماه آغاز به كار كرد و طي دو روز به ابعاد هنر شيعي پرداخت. مطلبي كه ميخوانيد به برخي از نشستهاي اين همايش و گفتوگويي با ايرج داداشي مدير پژوهشكده فرهنگ و هنر اسلامي حوزه هنري و دبيركل همايش هنر و تمدن شيعي؛ پرداختهايم.
| مينا عبدي |
گزارش«ملت ما» از برخي نشستهاي پژوهشي همايش هنر و تمدن شيعي
ايرج داداشي محقق و استاد دانشگاه در توصيف ارزشهاي هنر شيعي گفت: وظيفه انديشمند ايراني؛ شناخت مباني و اصول هنر اسلامي است. بنيانهاي هنر شيعي براي قرنهاي متمادي داراي تعريف واحد در فرهنگ ما بوده و هست. اين سنت و فرهنگ پس از عصر قاجار در هنرهاي ديداري و همچنين معماري ايران رو به فراموشي گذارده است. چنان كه امروز در معماري نقاشي و ساير هنرها ديگر اثري از هنر ناب ايراني- اسلامي نميبينيم.
همواره يك سئوال مطرح است و آن اين است كه چه امري سبب شد تا سير نگارگري و معماري ايران دچار انقطاع از سنتهاي پيشين خود شد! و چه راهي براي بازگشت به اين فرهنگ وجود دارد؟ داداشي ضمن بيان اين نكته كه هنر امروز از مباني غرب تبعيت ميكند گفت: اگر در كتب مباني هنر و معماري بيشتر دقت كنيم درخواهيم يافت منابع تئوري موجود غربي و مبتني بر قانونهاي زيباييشناسي در غرب هستند.
در واقع نميتوان متني را يافت كه درباره بنيانهاي نظري هنر اصيل سخن گفته باشد. از طرفي ديگر، نظريههاي غربي مبتني بر بنيادهايي است كه ميتوان از دقت در تاريخ به آنها پي برد. وقتي تاريخ زيباييشناسي غربي را بررسي ميكنيم درمييابيم كه هنر غرب از يونان آغاز ميشود.
سپس در سير گذر تاريخي به رنسانس ميرسد و به اروپا امريكا ختم ميشود. در غالب اين كتب نامي از ايران و تمدن اين سرزمين برده نميشود. گرچه گاه از سر لطف و مرحمت به چند اثر، به شكلي محدود اشاره ميكنند و گوشه نگاهي به هنر ايران ميكنند. جالب است، وقتي اساس هنر ايران را مورد معرفي قرار ميدهند. آيا تمام هنرهاي ايران را مورد مطالعه قرار ميدهند؟
در اين ميان آثاري كه نزديك به تعريف غرب از هنر است تنها آثاري است كه از آن ياد ميشود. به عنوان مثال در مجموع نگارگري ايران تنها نگارههايي كه به مباني نقاشي غرب نزديكتر است انتخاب ميشود همچون نگارههايي كه به شمايل مسيحي نزديك است به همين سبب به يكباره بهزاد براي غربيان حائز اهميت ميشود. چرا كه پيش از بهزاد، مضامين معرفتي و فرازميني و معنويت بر نگارگري حاكم است.
اما پس از بهزاد مضامين شكلي زميني و عاميانه به خود ميگيرد. و اين به چيزي نزديك است، كه آنها نام نقاشي به آن ميدهند. اگر هنر غرب با بوطيقای ارسطو آغاز ميشود هنر اسلامي ايران برگرفته از قرآن است. تمدن اسلامي پيش از شكلگيري فقه و كلام عرفان هنر اسلامي شكل گرفت.
هنر اسلامي هنر الهي قرآنكريم است. كلامي كه به قلب رسول خدا نازل ميشود و او آن را به جامعه اسلامي عرضه ميكند. آداب قرائت، نحوه خواندن، نحوه تلاوت قرآن خود فينفسه هنر است. تلاوت كلام ظريفي است چرا كه تلو به معناي پيروي است و تلاوت يعني از پي چيزي رفتن. بعدها اين كلام نوشته ميشود. تداوم مييابد و آرامآرام هنرهايي را در خود ميپروراند.
كمكم نوشتن قرآنكريم و تزئين آيههاي مبارك قرآن گسترش مييابد و قرائت قرآن و ادعيه به صورت ابتهال و تواشيح شكلي متنوع به خود ميگيرد. اين امر در موسيقي اثر ميكند و در آوازهاي متعدد شكلي تازه مييابد. اين نشان ميدهد كه هنر ايران داراي منشأ پر ارزش و غني است. اگر بوطيقاي هنر غرب كتاب ارسطو است، بوطيقاي هنر ايران قرآن است.
بوطيقا را به فن شعر ترجمه ميكنند. با توجه به اين معنا قرآن شكلي جذابتر به خود ميگيرد قرآن از شعر سخن ميگويد. در قرآن از شعر ياد شده شعر را گمراهان پيروي ميكنند. آيا نميبينيد كه در هر وادي سرگشتهاند و آنچه ميگويند نميكنند! «ان الذين آمنو عملو الصالحات و ذكرالله كثيرا» اين آيه اشاره به كساني دارد كه ايمان آورده و عمل صالح انجام ميدهند و بسيار خدا را ياد ميكنند. اين امر در مقام احسان معنا مييابد. بر در و ديوار وجود هر آنچه ميبيند. جلوه الهي است.
«عاشقام بر همه عالم كه همه عالم از اوست» هنرمند شيعه در همهچيز جلوه خالق خويش را ميبيند. و در مقابل ظلم قدر علم ميكند. اين چهار معيار معيارهاي هنر ايراني است. حال اگر در احوال اصحاب فتوت نگاه كنيم، اين موضوع بر ما روشن ميشود. اصحاب فتوت همه اهل ذكرند. هر چيزي كه ياد ميكنند از ذكر آغاز ميشود. هر عمل ذكري مخصوص به خود دارد. ريختن خاك، ريختن آب و... هر كدام ذكري مخصوص به خود دارد. پس يكي از شروط هنر ذكر است.
هنرمندان مومنند ايمان شرط هنر اسلامي است. تمامي آثار هنري با ذكر «بسماللهالرحمنالرحيم» آغاز ميشود و با همين ذكر پايان مييابد. كنشي كه انجام ميدهند فعلي الهي است.بدين نحو عمل صالح در هنر ايران صدق پيدا ميكند هنرمند مسلمان كاري غير الهي و غير ديني صورت نميدهد بلكه احساس ميكند عملي الهي انجام ميدهد. چرا كه نيت آنها انجام عملي الهي است. در واقع اين عمل با نيت ترغيب مومنان به ذكر الهي انجام ميشود.
تمامي اين جزئيات و ظرایف در هنر اسلامي ديده ميشود. پس ميتوان گفت: بوطيقاي ما قرآن است. در عالم فتوت اصولي حاكم است. نظاممندي در قانون فتوت به عنوان يك ركن حضور دارد. استاد، شيخ، نقيب، ابوالعهد، نوآموز و مراتب ديگري كه يك هنرمند طي ميكند. شاگرد در آغاز، ميآموزد كه چگونه غرور خود را زير پا بگذارد. غرور و نفسانيت را بشكند. منيت را از بين ببرد و آرام آرام به سمت خصلتهاي يك نوآموز هدايت ميشود. نعلين استاد را جفت ميكند و به اين طريق فرمانبري را ميآموزد. آرام آرام اهليت پيدا ميكند و غرور را ميشكند.
وقتي غرور او شكست اهل ميشود. طي مراسمي با سمبوليزم عجيب به او آب مينوشانند، آب رمز علم است و مهريه حضرت زهرا(س). اگر به فتوتنامه سلطاني نظر افكنيم اين آداب را در مييابيم. شاگرد نمك ميچشد. چراكه نمك رمز ثبات و پا بر جايي است. نمك به شاگرد ميآموزد. همانطور كه خداوند به هود گفت: «فستقِم كما امُرِت» در دين استقامت بورز. جالب است كه از شروط فتوت پس از مروت استقامت در مروت است.
مروت مرتبه قبل از فتوت است. فتوت استقامت است. نمك ميچشد تا استقامت يابد و فتوت كسب كند. شد ميبندد، يعني به خود سخت ميگيرد. بر نفس خود سخت ميگيرد، ردا ميپوشد چرا كه معتقد است اصحاب كسا، افرادي كه اهل بيت رسول اكرمند، ردا بر تن كردهاند. به اين طريق خود را محرم حريم رسول خدا(ص) ميداند. همانطور كه سلمان«انا اهلالبيت» شد. وقتي به اين ضوابط دقت ميكنيم در مييابيم با دنيايي از رمزها در ارتباط هستيم. عالمي فراسو و اصولي فراسو.
اين اصول تبيين شده است. هنرمند امروز از اين اصول بيخبر است و به همين سبب هنگامي كه تصميم به پيروي از هنرمند شيعه دارد از اين كار، باز ميماند. در واقع نه هانري ماتيس و نه پاپلو پيكاسو پيشروي هنر ايران نيستند.گر چه آنها نيز صاحب هنري ارزشمند هستند، اما مباني ما مبتني بر آثار آنها نيست. وظيفه ما شناخت مباني و اصول هنر اسلامي است. وظيفه ما احياي نگارگري نيست. احياي مباني و اصول حاكم بر نگارگري ايران است. اين مباني و اصول خود صورت مناسب خود را به هنرمند عرضه ميكند. اگر به تقليد صرف و تكرار به شكلي مطلق گرفتار ميشويم به همين علت است.
اين تقليد بسيار خطرناك است. اين همان چيزي است كه در هنر ايراني بهشدت مذموم است. در هنر جديد عدم تكرار رمز خلق هنري است، در صورتي كه در هنر اسلامي اين امر به اوج خود ميرسد و تقليد بهشدت مورد نكوهش قرار ميگيرد. اما آنچه روشن است دانستن اين حقيقت است كه خلق هنر شيعه نيازمند شناخت مباني و بنيانهاي نظري آن است و بدون تحقق اين موضوع نميتوان به خلق هنر اسلامي دست يافت.
نگارههاي به دست آمده با مضمون واقعه غدير متعلق به صفويه
مهناز شايستهفر- دانشيار گروه هنر اسلامي، دانشگاه تربيت مدرس- در نشست پژوهشي همايش هنر و تمدن شيعي به بررسي روايت غدير خم در آثار نگارگري دوره صفويه پرداخت و اظهار كرد: از ديدگاه شيعيان و مفسران شيعي، واقعه غدير خم يكي از بزرگترين وقايع تاريخي صدر اسلام به شمار ميآيد و از اهميت خاصي بهويژه براي اثبات حقانيت حضرت علي(ع) برخوردار است.
وي ادامه داد: اين واقعه به دليل اهميت و جايگاه خود در ميان شيعيان در عرصههاي مختلف هنري، اجتماعي، سياسي و نيز در زندگي عادي مردم، بازخوردي ويژه داشته است.رئيس مركز تحقيقات هنر اسلامي بيشتر نگارههاي به دست آمده با مضمون واقعه غدير را متعلق به نسخ خطي دوره صفويه دانست و گفت: اين كتب شامل آثار الباقيه، حبيب السير، فال نامه، آثار المظفر، احسن الكبار، روضه الصفا، حمله حيدري و اثر استاد فرشچيان است.
شايسته فر با اشاره به اينكه اكثر نگارههاي به دست آمده از اين نسخ، واقعه را تقريبا با همان شرح و تفسير حديث غدير در دشتي فراخ نمايش دادهاند، خاطرنشان كرد: برخي نگارهها نيز با نماد و مفهومي متفاوت، شأن ولايت حضرت را با توجه به احاديث، روايات و آيات قرآني نشان دادهاند.
آيين جوانمردان و هنر شيعي
در همين راستا ميترا آزاد، عضو هيئت علمي گروه تاريخ معماري و مرمت دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي نيز در مقاله خود با عنوان آيين جوانمردان و هنر شيعي معتقد است:همراهي هنر و معنويت بهويژه تعليمات عرفاني شيعي، هنرمندان عارف اين مرز و بوم را به سوي تعالي و كمال راهبري كرده است. تعليمات عرفاني شيعي آثار هنري هنرمندان عارف كشورمان را جاودان و ماندني كرده است.
آداب جوانمردان و فتيان كه در فرهنگ ايران باستان نيز ريشه دارد، يكي از ذخاير معنوي و فرهنگي بزرگي است كه تا گذشتهاي نه چندان دور به صورت يك سلسله تعاليم اخلاقي و حكمت عملي بهويژه براي هنرمندان و هنرآموزان و عارفان صنعت و پيشه و عموم مردم در آمده بود كه تاثير بسزايي در آموزش، روند توليد و آثار هنري داشته است.
سلسله سندهايي كه جوانمردان براي خويش ايجاد كردهاند، حاكي از آن است كه فتوت و مبدا عملي آن از سيرت و رفتار حضرت امام علي بن ابيطالب(ع) گرفته شده است.فتوت و جوانمردي و پيشينه و سيره جوانمردان در آموزشهاي هنري داشته است. طي بررسي نظام استاد و شاگردي و سلسله مراتب آنها، در مييابيم كه اهميت قائل شدن به معاني اذكار و يافتن اهليت در شاگرد قبل از فراگيري مهارت باعث ميشد تا هنرمندان و بهويژه معماران، صناعت و هنري را كه نزدشان بوده امانت الهي دانسته و آن را به منشأ قدسي ارتباط دهند تا در نهايت به هنري با فرهنگ اسلامي و شيعي منتج شود.
هنر سنتي و قدسي يكي از نقاط مشترك ميان فلسفه و دين است
حميدرضا فرزانيار هم در همين راستا درباره نگاه خود و در مقالهاي باموضوع اهميت هنر اسلامي براي مسلمانان در دنياي متجدد گفت: هنر اسلامي وظيفه خود دانسته تا محيطي آرام و متعالي بسازد به گونهاي كه انسان مسلمان به غفلت و فراموشي نيفتد. اين عضو هيئت علمي دانشگاه سوره با بيان اينكه در گذشته هنر اسلامي وجود داشت اما اسمش نبود، تاكيد كرد: متاسفانه امروز هنر اسلامي نيست اما اسمش همه جا وجود دارد.
وي ادامه داد: هنر سنتي و قدسي يكي از نقاط مشترك ميان فلسفه و دين است و اين هنر حقايق قرآن را آشكارتر ميكند و هر دين مبين براي استمرار در جامعه از هنر استفاده ميكند. فرزانيار دين را نيازمند قالب بيروني متناسب با ابعاد درونياش دانست و تاكيد كرد: هنر مسئول خلق اين قالب بيروني است و اسلام و تشيع نيز از اين موضوع مستثنا نيست. هنر اسلامي وظيفه خود دانسته تا محيطي آرام و متعالي بسازد به گونهاي كه انسان مسلمان به غفلت و فراموشي نيفتد.
اين پژوهشگر با اشاره به اينكه تمدن جديد انسان را به پديدهاي صرفا زيست شناختي تنزل ميدهد، اظهار كرد: تمدن جديد، خود را تنها مسئول رفاه مادي انسان ميداند بهطوري كه هنر در شرايط خفقان آوري با روحيات و معنويت در ستيز است. او گسترش هنر خوشنويسي را در ميان بسياري از مردم عادي نمونه شاخص از فعاليت هنري با هدف استعلاي روح هنرمند دانست و خاطرنشان كرد: هنر اسلامي از ديدگاه ديگري نيز حائز اهميت است و اينكه زبان مشترك صناعت و زيباييشناسي است و امروز مسلمانان شهرها و كشورهاي ديگر اگر به اصفهان بيايند احساس ميكنند در وطن خود هستند.
فرزانيار افزود: هنر اسلامي و شيعي به معناي وسيع هنر وجهي مهم از هويت مشترك همه مسلمانان است و محيطي پديد آورده كه مسلمانان در آن ميتوانند بهراحتي تنفس كنند و البته گسترش غيرعادي شهرهاي مدرن باعث ميشود كه انسانها ديگر آيات الهي را در طبيعت نميبينند و مسئوليت مقدس حفظ ميراث مسلمانان بايد مورد توجه قرار بگيرد.
نقل خط و نقل تصوير هم داشتهايم
محمدمهدي هراتي - دكتراي هنرهاي سنتي و نقاشي - نيز در همين راستا با تاكيد بر اينكه هنر شيعي، هنر ارادت است، عنوان كرد: هميشه هنرهاي ما جاذبههاي خاص دارند، در حوزه هنرهاي شيعي ارادت و معنويت با يكديگر عجين شدهاند. اين استاد دانشگاه با بيان اينكه والاترين جلوه هنرهاي شيعي را به پيروي از مولايمان حضرت علي(ع) بايد كتاب قرآن بدانيم، گفت: از صدر اسلام تا به امروز هنرمندان بسيار زيادي بودهاند كه نسخ نوشتهاند و قرآن را به شيوههاي مختلف هنري آراستند و مراتب بسيار متنوعي در حوزه قرآن نگاري داريم كه متاسفانه مورد غفلت واقع شده و حتي در اين حوزه مكتب داريم(مكتب شيراز) كه ويژگيهاي بسيار مهمي دارد.
هراتي افزود: متاسفانه قرآن شناسان امروز ما بسياري از قرآنها را كه نقل امضا بوده، قرآنهاي جعلي ميخوانند و اين اشتباه است. ما همانطور كه نقل حديث داشتيم و آن را محترم ميشمرديم، نقل خط و نقل تصوير هم داشتهايم. وي تصريح كرد: در قرن سوم خط حضرت علي(ع) نقل شده و همانطور كه حديث روايت ميشود به خط هم احترام ميگذاشتند و در نقاشي ايراني هم اين موضوع وجود دارد.
وي با اشاره به قرآني كه عليرضا عباسي به دستور شاه عباس صفوي كار كرده است، گفت: اين قرآن در داخل حرم حضرت امام رضا(ع) گذاشته ميشد و چند سال قبل مرمت و احيا شد و بنابراين نقل تكنيك وجود دارد اما متاسفانه آداب هنرهاي ما آنگونه كه بايد بررسي نشده است تا به اين مسئله پي ببريم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





