خوشنويسي اگر با نشانههاي تازه تطبيق نيابد به نابودي ميگرايد
| فرهنگ و هنر |
بهمن نامور مطلق در نشست نقد و بررسي آثار آريامنش
اين نشانه شناس ضمن بيان اين مطلب كه؛ نشانهها پس از مدتي به سبب ايستايي؛ جوابگوي حركت زمان و نيازهاي بشري نيستند و همواره نياز به تازگي و ابداع درباره نشانهها وجود دارد؛ گفت: نشانههاي گذشته به علت ايستايي؛ براي بيان مسائل و مشكلات روز، مناسب نيستند. تحولات كيفي همواره در حال تغييرند و اين تغيير پي درپي، ضرورت خلق نشانههاي تازه و عدم استفاده از نشانههاي چندين قرن گذشته را روشنتر ميكند. به همين سبب در تغيير نشانهها و خلق نشانههاي تازه؛ خود فينفسه قابليت است. يكي از نشانههاي موجود؛ خط و به تبع آن خوشنويسي است. اگر اين نشانه با روز تطبيق نيابد؛ به نابودي ميگرايد.
همانطور كه بسياري از فرهنگها، بخشي از تمدن خود را از دست ميدهند. اين استاد دانشگاه ضمن بيان اين مطلب كه، تغيير، از ضرورتهاي نشانه شناختي است؛ گفت: حركت به سمت خلق يك نشانه جديد، حركتي مثبت است. وي ضمن بيان اين مطلب كه خوشنويسي در انحصار ايران است و تنها چين و ژاپن درخوشنويسي بهعنوان يك سنت هنري با ايران هم گاماند، گفت:
اروپا در قرون وسطي بارقههايي از ذوق در نوشتار را به ظهور رساند، اما اين ذوق هرگز شكوفا نشد. به سبب همين انحصار است كه فن نشانه شناختي خوشنويسي به شكلي مستقل، هرگز پديد نيامد. در كشورهاي مسلمان، فعاليت در زمينه خوشنويسي وجود داشته است. اما همواره آثار خلق شده در اين كشورها بر پایه خوشنويسي ايران رخ داده است.
به همين سبب مسئوليت تدوين نقد در اين حوزه نيز وظيفه ماست. وي در ادامه سخنان خود ضمن بيان اين موضوع كه؛ در بسياري از مراحل هنر خوشنويسي ايران؛ به علت تصور رسيدن اين هنر به كمال، از خلق دوباره قالب هنري ديگر امتناع مي شد؛ اينگونه توضيح داد: همانطور كه پس از خلق نستعليق، به علت خصوصيات برتراين خط؛ رغبت به خلق رسم الخط تازه كاسته شد؛ بايد فرهنگ خلق رسم الخط متناسب باسير تحول دوران؛ احيا شود.
نامور مطلق با تاكيد بر اينكه نشانههاي نوشتاري بايد تازه شوند؛ و با نيازهاي روز همخواني بيابند؛ گفت: تلاشهاي هنرمنداني هم چون، آريامنش و عجمي، بايد موردحمايت بيشتري قرار گيرد تا زمينهها براي خلق نشانههاي خوشنويسي و در نتيجه حفظ اين هنر صورت گيرد. وي در انتهاي سخنان خود بر اين نكته تاكيد كرد كه: همواره نياز به خلق گونههاي هنري و تحول در زمينههاي پيشين خط احساس ميشود.
عين الدين صادقزاده از شاگردان استاد اميرخاني است و فعاليت او در زمينه خطوط نستعليق و شكسته نستعليق است؛ در اين نشست ضمن بيان اين امر كه اقبال همگاني به خوشنويسي امروز به سمت نقاشي خط گسيل يافته است؛ گفت: نقاشيخط امروز؛ دوران گذارخود را سپري ميكند. چراكه در كمتر از دو دهه پيش؛ نقاشيخط، گونهاي مورد انتقاد وملعون از سوي خوشنويسان شناخته ميشد.
پس از اين دوره، و كمتر شدن جبهههاي مخالف در اين حوزه، نقاشيخط به سرعت فراگير شد؛ و بسياري از هنرمندان نوگرا به اين شيوه گرويدند. وي ضمن بيان اين موضوع كه خوشنويسي در بنيانهاي تفكر ايراني جايگاهي ويژه دارد و ميتوان آن را عنصري جدايي ناپذير از فرهنگ ايراني دانست؛ گفت: وجه غالب در نقاشيخط، خط است. نوع مواجهه يك هنرمند ايراني، با يك كلام؛ با خاطره جمعي هم خواناست. دريافتن خط؛ با تمرين و ممارست و تكرار بيشمار آن امكانپذير خواهد بود و نميتوان بدون تسلط كافي بر اينگونه هنري؛ دست به بياني تازه برد.
در نتيجه، فهم اين هنر؛ زمينههاي ورود به عرصهاي تازه به نام نقاشيخط است و البته شناخت آداب نقاشي هم لازم است. اضافه كردن رنگ، در حوزه خوشنويسي چندان لازم و درست نيست. وقتي سخن از نقاشيخط به ميان ميآيد؛ بيان گونهاي ديگر از خوشنويسي مطرح ميشود.
اين جا برخورد نقاشانه جلوه ميكند و توجه به جنبههاي بصري بنيان آن را تشكيل ميدهد. صادقزاده ضمن تعبير هنر آريامنش را؛ استفاده از نا خود آگاه هنري، پس از اندوختن تجارب بصري دانست و گفت: اينگونه هنري، آن هم در بداهه نويسي، بازنمايي درونيات هنرمند است. صادقزاده درباره آثار آريامنش گفت: آثار بداهه او به ذات نقاشيخط نزديكتر است. در صورتي كه همين هنر وقتي كه در قالب نظم ميگنجد از نقاشيخط فاصله گرفته و به گرافيك نزديك ميشوند.
در اين جلسه اسماعيل رشوند هنرمند خوشنويس؛ ضمن بيان اين مطلب كه خوشنويسي به معناي مطلق بسيار سنتي است؛ گفت: كلام؛ در اولويت اول خواناست و در در اولويتهاي بعدي؛ جلوههاي بصري آن مطرح است. رشوند؛ در توصيف آثار او به اين نكته اشاره كرد كه مهمترين خصوصيت آثار آريامنش؛ تازگي آثار اوست. در واقع تكرار در هنر از جذابيت آن ميكاهد و آثار آريامنش به سبب اين تازگي؛ قابل ستايشاند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






