متن دچار چند پارگي شد
| فرهنگ و هنر |
| سميراميس محمدي |افسانه ماهيان از جمله بازيگران حرفهاي و فعال تئاتر در يك دهه گذشته است اين بازيگر در آغاز فعاليت خود در تئاتر، كارگرداني چهار اثر حرفهاي را تجربه كرد و حال پس از وقفهاي 10 ساله و دوري از كارگرداني تئاتر اين روزها با كارگرداني نمايش «پالتوي پشمي قرمز» در سالن تئاتر شهر اجرا دارد. نمايش«پالتوي پشمي قرمز» در اجراي خود در بخش چشمانداز جشنواره تئاتر فجر و اكنون در اجراي عموم دستخوش تغييرات زيادي قرار گرفت و تنها شخصيت مرد اين نمايش«ابراهيم» با چالشها و مميزيهاي زيادي روبهرو شد اين در حالي است نغمه ثميني نويسنده اين اثر با تيزبيني خاصي معزلات و نگاههاي غلط موجود در اجتماع را در اين نوشته بررسي كرده است. به بهانه اجراي اين نمايش به گفتوگويي با كارگردان اين نمايش پرداختيم.
چطور شد كه تصميم گرفتيد متن«پالتوي پشمي قرمز» نوشته نغمه ثميني را پس از 10سال دوري از حوزه كارگرداني براي شركت در جشنواره تئاتر فجر ارايه بدهيد، اين متن جزو يكي از جديدترين متنهایی است كه ثميني نوشته است، از اين گذشته اين روزها تئاتر در شرايط نابساماني قرار دارد و جشنواره تئاتر فجر نيز درگير چالشهاي خاص خود است؟
يك وقفه طولاني بين آخرين تجربه كارگرداني من در ايران افتاده است. افسانه ماهيان كه درسال، در چهار تئاتر بازي ميكند در شرايط امروز به عنوان بازيگر شناخته شده است. بايد موقعيت خود را به عنوان كارگردان تثبيت ميكردم در شرايطي كه تئاتر ما درگير آن است و باتوجه به كمبود سالنهاي تئاتر و آدمهایی كه در نوبت اجراي عمومي هستند بهترين راه براي من، براي رسيدن به اجراي عموم شركت در بخش چشماندازجشنواره تئاتر فجر بود.
زيرا تنها اين بخش تعهد اجراي عموم به گروههاي نمايشي ميدهد. هر چند مطلع هستم كه جشنواره يك بازي است و ممكن كار در بازبيني رد شود به همين منظور همزمان به شوراي انتخاب تئاتر شهر نيز متن نغمه ثميني را براي اجراي عموم ارايه كردم واز هر دو جا اقدام كردم تا اگر نمايش«پالتوي پشمي...» به هر دليلي در جشنواره رد شد امكان اجراي عموم آن باشد.
چرا در اين شرايط كارگرداني كرديد؟
كارگرداني هميشه دغدغهام بوده است، آگاهانه اين كار را كردم. زماني كه در پروژهاي با تيتر بازيگر فعاليت ميكنم تنها به نقش و كار خودم فكر نميكنم. تئاتر ما اساسا اينگونه است بايد نگران همهچيز باشيم. غيرمستقيم و شايد گاها مستقيم در همهچيز دخالت ميكنم يعني در واقع به همان اندازه كه مشورت ميگيرم مشورت هم ميدهم. در دوران كارم شانس اين را داشتم كه با كارگردانهايي كار كنم كه صاحب سبك هستند و آدمهايي هستند كه ژانر خودشان را به خوبي ميشناسند.
كارگردانهايي چون؛ عليرضا نادري، نادر برهاني مرند، حسين كياني و... همكاري با اين افراد آموزههایي را برايم به همراه داشته تا مشق كارگرداني كنم هميشه اين را در آرشيو ذهنم نگه ميداشتم كه اگر روزي تصميم گرفتم كارگرداني كنم بدانم كه كارگردانها چه كار ميكند. ضمن اينكه به عنوان يك بازيگر همهچيز در يك نمايش از پارتنر تا طراحي صحنه و... برايم اهميت دارد.
پيش از برگزاري جشنواره تئاتر فجردرباره اين نمايش با شما گفتوگويي داشتم و بيان كرديد كه نمايش«پالتوي پشمي...» يك نمايش تجربي است، اين نمايش از جشنواره تئاتر فجر و تاكنون كه به اجراي عموم گذاشته شده دستخوش تغييراتي قرار گفته است كه دربارهاش مفصلا صحبت ميكنيم. اما در اين نمايش طراحي صحنه، لباس، نورپردازي، افكتهاي صوتي و بازي بازيگران كاملا در هم تنيده است و تفكيكي وجود ندارد اين موضوع در راستاي همان شكل تجربي و كارگاهي اين نمايش است؟
منظورم از كارگاهي بدين شكل كه تيمي را جمع كنم و بر اساس يك مضمون اتود بزنيم و بخشهاي مختلف را بسازيم، نبوده است. اين نمايش يك نمايشنامه، متن و ديالوگ داشت يك نمايشنامه با سوژه مشخص و سبك نوشتاري مشخص نغمه ثميني كه كاملا رئاليستي بود. زماني كه متن را خواندم براي خودم در ذهنم نحوه اجراي آن را تصوير كردم اين تصويرم را با منوچهر شجاع در ميان گذاشتم و او ايدهاي را براي طراحي اين نمايش داد و اين ايده پيش از اينكه گروه بازيگران شكل بگيرد طراحي و تثبيت شد.
در اين نمايش تماشاگر با دو فضاي سوررئال و رئال روبهرو ميشود در ابتداي نمايش پيام دهكردي با نوع بازي و حركات خود فضاي ذهني تماشاگر را به سمت يك فضاي سوررئال هدايت ميكند اما در ادامه اجرا اين فضا مداوم تغيير ميكند و به شكل رئال در ميآيد. اين شيوه تعمدي بوده است؟
بخشي از اين قضيه به دليل نگاه خاصي است كه ما در اين نمايش داشتيم. تعمدا بازي پيام دهكردي را اينگونه طراحي كرديم. حضور او اينگونه بنا شده بود كه يك آدم زخمي و در پاگرد افتاده و تا پايان نمايش يك سري ديالوگها را به خانم دكتر ميگويد اما ترجيح دادم براي اين كاراكتر يك كد بذارم و در فاصلهاي كه برق وصل ميشود و پليس ميآيد كاراكتر اصلي نمايش الهام كردا«خانم دكتر سيما وكيلي» در ذهنش خاطره آشنايي خود با اين مرد را تجسم كند و تماشاگر با خاطرات او همراه نمايش شود. تا جايي كه متن اجازه ميداد سعي داشتيم فضا و كاراكترها را طور ديگري نشان دهيم.
متن نمايش«پالتوي پشمي...» كاملا اجتماعي و رئال است اما در طول اجرا در صحنههايي خانم دكتر نمايش لباسهاي پيام دهكردي را لگد ميكند و بازيگر از سوي ديگر صحنه فرياد درد سرمي زند و... !
در اين فضا واقعا امكان اينكه خانم دكتر به بازيگر مرد و مجروح نمايش براي معاينه دست بزند وجود ندارد ما يا بايد خود را سانسور كنيم البته نه فقط سانسور شكل نشان دادن متفاوت است يك غذا را ميتوان در ظرفهاي مختلفي سرو كرد. سليقه من اينگونه بوده است. متن نمايش رئال بود اما قانوني وجود ندارد كه يك متن را به همان شيوهاي كه نوشته شده است اجرا كنيم. متنهاي چخوف در اوج رئاليست است در صورتي كه اين طور نيست و به نظرم غلطترين شكل اجراي اين نمايشنامه، اجراي آن به شيوه كاملا رئاليستي است. حداقل با ديدي كه جامعه امروز دارد بايد نگاه فرايي به نمايش داشت شكسپیر را نميتوان فقط موزهاي اجرا كرد.
كارگردان ميتواند يك متن را از هر زاويهاي كه دوست دارد اجرا كند البته نه به اين دليل كه تنها دوست داشتم و پشت آن منطقي حكمفرما نباشد. ولي به هر حال احساس كردم به اين شكل از يك سري محدوديتها فرار ميكنم شايد هم توانايي كارگرداني من فعلا اينقدر محدود است كه بگويم نميتوانم يك موقعيت رئال را به شكل 100درصدي اجرا كنم. كارگرداني را تجربه ميكنم و اين تجربه بيمنطق نيست در اين نمايش خواستم اين موضوع را تجربه كنم و مشاهده كردم كه با يك متن رئاليستي ميتوان يك فضاي غيررئال را تجربه كرد، كه شد.
اما در آخر نمايش به يك فضاي كاملا رئال ميرسيم و كف صحنه نمايش تداعيگر سالن بيمارستان است. تا جايي كه ظرف ما اجازه ميدهد ما از حالت رئال خطورمي كنيم. در صحنه اول اجازه اين اتفاق را داشتيم اما دوست نداشتم پيام دهكردي كاراكتر مرد اين نمايش در طول اجرا يك جا افتاده باشد دوست داشتم حالت سيالتري داشته باشد. ما راهي براي سيال شدن او پيدا كرديم و آن راه، اجراي حاضر شد.
نمايش«پالتوي پشمي.» حكايتگر يك معزل و مسئله اجتماعي است كه هر روز در اجتماع به كرات اتفاق ميافتد و امكان اينكه اين مسئله به شيوه مناسبتري اجرا شود وجود داشت تا تماشاگر همزاد پنداري و درك بهتري از اين مسئله داشته باشد. در ابتدا كه تماشاگر وارد سالن ميشود طراحي نور، افكتهاي صدا و... همه فضاي ترس را براي تماشاگر مهيا ميكند؟
بله، فضا يك كمي رعب و وحشت است و اين شيوه در تئاتر خيلي كم تجربه شده است.
البته اين نوع فضاي ترس خيلي به وجود نيامده بود؟
با توجه به امكاناتمان تا اين حد توانستيم فضاي ترس را ايجاد كنيم. نميتوان ايده آل نگاه كرد با امكانات موجود سعي داشتيم فضاي وهم را كه كاراكتر در ذهنش دارد براي تماشاگر ايجاد كنيم. به متن اشاره كرديد؛ اين متن دچار بحرانهاي زيادي شد و از توفانهاي زيادي عبور گذشت تا به شكل حاضر روي صحنه اجرا ميشود. اين شيوه از اجرای ايدهآل نغمه ثميني، من و گروهام نيست.
به دليل اينكه ما تغييرات بسياري در زمان اجراي اين نمايش در جشنواره و حال در اجراي عموم اين نمايش داشتيم اين متن چند پاره شد. به هر حال عرف و دستگاهي به نام نظارت و ارزشيابي وجود دارد چيزهايي در متن وجود داشت كه خيلي عجيب و دور از واقعيت نبود اما به خواسته اين دستگاه تغيير يافت.
اين تغييرات چقدر بود، بهويژه روي كاراكتر «ابراهيم»؟
نقش پيام دهكردي و قصه كاملا دچار تغيير شد به همين خاطر وقتي شما از متن ميگويید چيزهايي وجود دارد كه نميشود بيان كرد زيرا جزئيات زيادي دارد. متن دچار چند پارگي و چند دستي شد و بحراني براي گروه وجود داشت.اگر قرار بود مثل اجرا در جشنواره تئاتر فجر نمايش اجرا شود تماشاگر دچار سر در گمي ميشود به همين خاطر تغييراتي را در متن ايجاد كرديم تا تماشاگران روابط بين كاراكترها را متوجه شود. در اجراي جشنواره تئاتر فجر به عنوان طراح نور در كنار تماشاگران در جلوي صحنه نشسته بودم و بازخوردهاي تماشاگران را متوجه شدم، تماشاچي به دليل بحران متن روابط را در نمايش گم كرده بود.
اگر متن به شكل اجراي جشنواره، اجرا ميشد تجربه شكست خوردهاي براي شما بود؟
بله. به همين دليل تغييراتي در متن ايجاد كردم. نميگويم براي تماشاگر در اجرا قصه گويي كنيم اما بايد شرايط را طوري فراهم كنيم تا متوجه اصل داستان شود. در نتيجه به همين خاطر اسم اقتباس را روي اين نمايش گذاشتم زيرا نويسنده زماني كه يك متن را مينويسد روي آن تعصب دارد البته نغمه ثميني خيلي زياد به من اجازه داد تا در متن تغييراتي ايجاد كنم ولي چيزهايي لاجرم امكان پذير نبود.
متن دچار چند پارگيهاي زيادي بود به همين خاطر تعريف جديد از كاراكتر مرد اين نمايش ارايه داديم و قصه جديدي را روايت كرديم. بالاخره اين نمايش يا نبايد اجرا ميشد يا اگر قرار بود اجرا شود بايد تعريف جديدي از كاراكترها در نمايش بيان ميكرديم. به عنوان يك كارگردان معتقدم به تماشاچي ارتباطي ندارد كه بر من كارگردان و گروهم چه گذشته است او حق دارد كه يك نمايش را به شكل حداقل مطلوبي تماشا كند و بايد با كار ارتباط برقرار كند، حداقل بايد براي 80درصد آنها ارتباط ايجاد شود حتي اگر بگويند نمايش بد بود.
متن پيش از جشنواره بازخواني و پس از آن نمايش بازبيني شد. داستان اختلاف و تغيير نظرات اين دو هيئت هميشه در تئاتر وجود داشته؟
بله. اين داستان هزار ساله اي در تئاتر است. نغمه ثميني جزو نمايشنامهنويسان خوب و شناخته شده اين كشور است و همه متنهاي او هميشه به شكل حرفهاي اجرا شده و متنهاي او براي هيئت بازخواني و جشنواره تئاتر فجر قابل توجه بوده است ولي به هر حال روي اين متن مواردي تذكر دادند و تمام سعي خود را داشتيم تا در اجرا اين موارد را رعايت كنيم.
درباره مواردي كه از نمايش حذف شد صحبت نميكنيد؟
نه اين موارد بسيار مفصل و با جزئيات است اگر قرارباشد صحبت كنيم بايد متن حاضر را به نسبت متن اصلي ديالوگ به ديالوگ بررسي كنيم.
اما مميزي روي همه كاراكترها بدون استثنا اعمال شد البته در اين بين سهم پيام دهكردي بيش از دو كاراكتر زن بود؟
روي همه شخصيتها وجود داشت اما همانطور كه اشاره كرديد پيام دهكردي در تير رس قرار داشت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






