روزنامهها و خبرهاي داغ روي ديوار
| فرهنگ و هنر |
| آرش نیرومند|هر روز نمايشگاهها و گالريهاي مختلف افتتاح ميشود و به پايان ميرسد نمايشگاه نقاشي طراحي مجسمه هنر تزييني و... پس از فراز و نشيب بسيار هنر در دهههاي معاصر و ظهور و افول سبكها تكنيكهاي مختلف ديگر انتظاري از شگفتيهاي هنري نميرود.با اين حال گاهي حركتي به نسبت خلاقانه ميتواند دلگرمكننده باشد. حركتي كه در نگاه اول نامفهوم و بيمعني باشد كه البته اين خود ذات حركت خلاقانه است.
فرض كنيد به گالري وارد ميشويد به ناگاه به بشقابهاي چيني بيضي شكلي بر ميخوريد كه يك سانتي از وسط آن حذف شده يا صندلي كه فقط از پهلو شبيه صندلي است، از روبهرو چيزي شبيه صندلي در حجم ناقص خود هستيد، يا تشكي به همان صورت، يا بر روي ديوار چيزي شبيه روزنامه يا برشي از آنكه به سختي يا با تامل خوانده ميشود.اينگونه به نظر ميآيد كه كسي سعي در بازسازي اشيا داشته است ولي اشيا ذاتا كامل نيستند.
نازگل انصاري نيا يك ايراني است، با دغدغههاي خاص ايراني بودن و دوگانگي فرهنگي كه خاص فرهنگ شرقي است كه درگير ارايه بيان فرهنگي در آثار خود به زبان و ابزار و فرم غربي است. اين دو بودن و خلأ يكي در برابر ديگري در اثر او كاملا مشهود است. دو نوع اثر مختلف يكي دو بعدي و سه بعدي است. در آثار حجمي به دنبال آينه خيالي به جاي چسب وسط كار هستيم، آينهاي خيالي كه فقط مختص صندلي با تشك است بدون حضور آينه به درك وجود آينه پي ميبريم. حجمي از شي كم شده است كه با تصور ما كامل ميشود و هنرمند با زيركي آن را به انجام رسانده است.
در مجموعههاي قبلي او نيز همين برش اشيا يا بهتر بگوييم وسايل خانگي آن نيز حس زنانگي در آثار اوست و همين طور استفاده از نقشهاي اسليمي ظريف كه نقوش نرم و ساده هم همان حس زنانگي بخصوصی دارد. يا در اثر فرش كه با گوشههاي اتاق برش خورده است. مجموعه انصاري نيا نه هنر مفهومي است و نه چيدمان بلكه ديدگاهي كاملا شخصي است و بيشتر كسر است و انكساري در بين نيست بلكه جابهجايي عناصر اثر است.
موضوع متني روزنامههای انتخاب شده شخصي و روزمره است البته شايد انتخاب اشيا نوعی روزمرگي نشان دهند ولي تاكيدي برآن نشده است كه بر اثر غالب باشد. بلكه بر همان كسر و انكسار پرداخته شده است، كه در واقع كسر است. انصارينيا جسارت در بازسازي اشيا را از خود نشان داده است كه كار او را متفاوت ميكند كه خود قابل تامل است، با اين حال راه درازي در يك دست كردن اثر هنري، مفهوم اثر و ارايه آن در پيش دارد.
آثار نازگل انصارينيا بازتابي از تنش ميان دنياي شخصي و عرصه اجتماعي است. او كه هنرآموخته لندن و سانفرانسيسكو است و در تهران كار و زندگي مي كند، دريافت حسي تيزبينانه اي نسبت به اين موضوع دارد كه چگونه بازگفتهاي داخلي يك فرهنگ ميتواند به عنوان پهنهاي براي اميدها و ترسهاي مردمان ساكن در دنياي يكپارچه شده عمل كند.
مجموعه كولاژ انعكاسها/انكسارها براي نمايش و جابهجا كردن خبرهاي روزنامههاي ايران از شبكه شش وجهي آينهكاري سنتي ايران استفاده ميكند و هر كولاژ بر پايه مقالهاي از روزنامه اطلاعات، قديميترين روزنامه ايران، است. اين تصاوير كه از شبكه اي از اين مقالهها و گزارشهايي درباره همان موضوع در ساير روزنامهها تشكيل شده، در نگاه اول آبستره مينمايد.
محتواي خبرها كه از عنوانهاي موجزشان روشن است، ارجاعاتي است به موضوعاتي از جمله پروژههاي ساختماني تهران، سقوط قذافي و شورشهاي ماه آگوست لندن. در عيني كه هندسه آينه كاري ساختاري براي چيدن قطعات اين كولاژها ايجاد ميكند، معاني ديگري را نيز به آن ميافزايد.
اگر روزنامه «بازتاب» رويدادهاي جاري است و اگر ميل به خواندن از منابع پرشمار ويژگي عصر اينترنت و مشغوليت بسياري از تهرانيهاست، اين موضوع به بهترين شكل در بازتابهاي تكه تكه آينه كاري مجسم شده. بايد اشاره شود كه آينهكاريهاي ظريف از تخصصهاي ايرانيان است و در قديم به عنوان شكلي از دكوراسيون تجملاتي استفاده ميشده.
انصاري نيا در اين آثار با اشاره به چندگانگي ديدگاهها از آن استفاده كرده و به اين اشاره ميكند كه جستوجو براي آگاهي، هم به تازگي جهاني است و هم به شكلي يكتای ايراني.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






