اقلیت کوچک روشنفکر
| فرهنگ و هنر |
|هليا قاضي ميرسعيد|اين روزها در گالري آريا نمايشگاه «آرت اكسپو طوري» با آثاري از زندهياد مرتضي مميز، آيدين آغداشلو، محمد احصايي، زندهياد هانيبال الخاص، حسين زنده رودي، عباس كيارستمي، فريده لاشايي، منوچهر معتبر، ابراهيم حقيقي، بهرام دبيري، كامبيز درمبخش، فرح اصولي، گيزلا وارگا سينايي، كامران عدل، رضا كيانيان، شهناز زهتاب، سيفالله صمديان، نصرالله كسراييان، احمد وكيلي، نيلوفر قادري نژاد، علي اتحاد، همايون سليمي، علي رضا انوشفر، اميرعلي قاسمي و علي زارع برپا است اما اين يك نمايشگاه عادي نيست.
روز افتتاحيه وارد گالري كه ميشديد دو چيز توجه را به خود جلب ميكرد. اول از همه پارچههايي كه روزي تمامي آثار را پوشانده بود و ديگري ميز بزرگي كه خبر از اتمام يك ضيافت ميداد. اين نمايشگاه با نمايشگاه گرداني مهران راد برپا شده است و در روز افتتاحيه با كانسپتي مفهومي همراه بود كه ميخواست نقدي باشد بر فضاهاي نمايشگاه ها و اكسپوهايي كه كم و بيش اين روزها در هر گالري برگزار ميشود.
از يك طرف نام بزرگاني كه آثارشان در اين نمايشگاه به نمايش در آمده و از سوي ديگر اينكه چيدمان اين آثار كانسپتي متفاوت داشت و نمايشگاه گردان آن در پس ارايه اين آثار هنري در پي ارايه يك مفهوم كليتر به قدر كافي كنجكاوي برانگيخته بود كه روز افتتاحيه ساعتي را در گالري آريا بگذرانيم.
قبل از ورود، لوگو آرت اكسپو توجه را جلب ميكند كه كپيبرداري از لوگو آرت اكسپو نيويورك 2011 است. آيا كنايهاي در كار است؟
در بدو ورود آنچه به چشم ميآيد اين است كه هيچ تابلويي در معرض ديد نيست. در واقع همه آثار، از تابلوي كوچك آيدين آغداشلو تا تابلوي بزرگ عكس رضا كيانيان، پشت پارچههاي سفيدي پنهان شدهاند. پارچههاي سفيدي كه بيشتر يادآور همان پارچههايي است كه در خانهها روي مبلها مياندازند تا وقت مهمان آمد آنها رابرداريم. بله اينجا براي ديدن آثار هنري بايد پارچه را كنار بزني و اثر را ببيني.
همين پوشاندن، كنجكاوي همه را بر ميانگيزد كه حتما دستي به پارچه بزنند و از كنار هيچ تابلويي بيتفاوت نگذرند. اما وسط گالري هم خبرهايي است. ميزي كه انواع تنقلات و اسباب پذيرايي از يك مهماني را كه گويي به آخر رسيده را در خود جاي داده است. مهران راد نمايشگاه گردان «آرت اكسپوطوري» در مورد اين كانسپت مفهومي ميگويد: آرت اكسپوطوري يعني چيزي شبيه به آرت اكسپو كه كنايهاي است از برپايي آرت اكسپوها در ايران.
البته اينها باعث نشده آثار نمايشگاه به فروش گذاشته نشود. ارزانترين اثر اين نمايشگاه حدود 2 ميليون تومان و گرانترينش 20 ميليون تومان است. او ميخواهد دو نمايشگاه ديگر در همين راستا را امسال برگزار كند تا هم مخاطب، هم هنرمند و هم گالريدار را به چالش و نقد كشيده باشد.
تحليل هنري و نقد مخاطب
نمايشگاه «آرت آكسپو طوري» با نمايشگاه گرداني مهران راد از جمله نمايشگاههاي مفهومي است كه با استفاده از نشانهها در جهت ارايه مفاهيم به مخاطب برآمده است. در اين نمايشگاه آثار هنرمندان شناخته شدهاي در اكسپويي (فروش آثار هنري) ارايه شده است.
تحليل يكم
نام اين هنرمندان شناخته شده وعنوان «اكسپو» براي ارايه آثاري كه هنرمندانش در بازار هنر، داراي ثبات قيمت آثار هستند، يكي از اين بازيهاي نشانهشناختي است كه مخاطب نمايشگاه «آرت اكسپو طوري» اول با آن برخورد ميكند. مخاطبين اين نمايشگاه بدون پيش فرض از شرايط هنري و اقتصاد هنر، بر اساس نامهاي بزرگان هنر در ميان خيل نمايشگاههاي شهر تهران، حضور در گالري آريا را انتخاب ميكنند. حضور دراين گالري براي مخاطب، براساس شايستگي و فعاليت گالري آريا صورت نميگيرد؛ بلكه نام هنرمندان، مخاطبان را بدون شناخت از فضاي چنين گالري، به نمايشگاه «آرت اكسپو طوري» ميكشاند.
تحليل دوم
مخاطبين «آرت اكسپو طوري» وقتي قدم به گالري آريا ميگذارند، نه تنها با اثري از مميز، الخاص، آغداشلو، كيارستمي و كيانيان روبهرو نميشوند، بلكه با پردههايي سفيد روبهرو ميشوند كه گويي چيزي را پنهان كردهاند. مخاطب با برخورد با اين نشانه آشنا در جهت كشف برميآيد و پردهها را كنار ميزند تا با اثر هنري روبهرو شود. او در اين مواجهه به صورت ناخودآگاه در جهت رسيدن به ابعاد زيباشناسانه تلاش ميكند و خود دست به كشف و شهود ميزند.
تحليل سوم
مخاطب در برابر آثار هنري «آرت اكسپو طوري» با ضيافتي روبهرو است كه نمايشگاه گردان، ميزباني آن را بر عهده دارد. نمايشگاه گردان در مواجهه با مخاطب به جاي دعوت از او براي ديدن آثار هنري كه جمعآوري كرده؛ مخاطب را به حضور در ميهماني ترغيب ميكند. اين عمل اما واكنش متفاوت مخاطبان را به دنبال دارد، زيرا كشف دنياي ناشناخته بيش از حضور در ضيافت، مخاطب را به سوي اثر هنري ميكشاند و مخاطب كمتر به نداي نمايشگاهگردان واكنش نشان ميدهد و انتخاب ديدن آثار را بر ميگزيند.
تحليل چهارم
اما مخاطب با ديدن آثار نمايشگاه و بيرون آمدن از فضاي گالري، در پي كشف كانسپت اين نمايشگاه بر ميآيد. او در برخورد با سه نشانه در مييابد، كه در نمايشگاه «آرت اكسپو طوري» اوست كه به عنوان سوژه انتخاب شده است. مخاطب كه اغلب از جامعه هنري هستند، در خواهند يافت كه امروز گالري گرديهاي خود را نه بر اساس هنر بلكه بر اساس نامها بر ميگزينند. همين مسئله باعث ايجاد روندي شده كه گالريها نيز در پي ايجاد فضايي باشند كه مخاطبان ميپسندند و از در همين راستا هنرمندان جوان و ناشناخته، يا به حاشيه يا در جهت ايجاد رفتارهاي غير معمول براي ارايه اثر هنري برميآيند تا نامي براي خود دست و پا كنند.
مخاطبين همچنين در كنكاش ذهني خود به اين موضوع ميرسند كه امروزه براي حضور در گالريها به موضوع هنر كمتر اهميت ميدهند. مخاطبان در برخورد با اثر هنري كمتر تلاش دارند تا از آثار بار هنري و معنايي بردارند و سطحي از كنار اثر هنري ميگذرند. همچنين مخاطبان «آرت اكسپو طوري» در بررسي اين نمايشگاه در مييابند كه چگونه امروزه حضور در مكان هنري را به يك ديد و بازديد بدل كردهاند و از استفاده بصري و معنوي هنر دور شدهاند. با جمعبندي اين تفكرات مخاطب هنري در برابر اين كانسپت در خواهد يافت كه چگونه با ايده هنري يك هنرمند نقد شده است و او در ذهنش بر اساس نشانهها به بررسي رفتارش خواهد پرداخت.
تحليل هنرمندان از نقد مخاطب
منوچهر معتبر: خودمان با خودمان صحبت ميكنيم
منوچهر معتبر ديگر هنرمندي كه با ايده مهران راد همراهي كرده است نيز به رغم اينكه نمايشگاه را نديده اما دو علت را درباره حضورش در نمايشگاه ذكر ميكند. او در اينباره ميگويد: «من سعي ميكنم در حركتهايي كه جوانها ميكنند تا حدالامكان حضور و مشاركت داشته باشم و هر كمكي هم بتوانم ميكنم. پس اين مهمترين دليل حضورم در نمايشگاه است. اما با ايده نمايشگاه هم موافقم.
از طرف ديگر هم معتقدم بخش عظيمي از مخاطبان هنرهاي تجسمي جامعه روشنفكر و خود هنرمندان هستند. انگار ما يك اقليت كوچك هستيم كه خودمان با خودمان صحبت ميكنيم و كمتر سعي ميكنيم با بيرون ارتباط برقرار كنيم. يك نمايشگاه برگزار ميشود و دوستان و اقوام هنرمند از آن ديدن ميكنند. خصوصا در مورد نمايشگاه جوانها اين مصداق دارد. حالا در اين ميان چند اثر هم خريداري ميشود. شما ببينيد كساني كه طي 20 سال گذشته نمايشگاه گذاشتهاند چند نمايشگاه ديگر هم گذاشتهاند. رسيدن به نتيجه اين آمار بايد جالب باشد».
كامبيز درمبخش: همه را با يك چوب نميزنم
كامبيز درمبخش، يكي از هنرمنداني است كه اثرش در اين نمايشگاه روي ديوار رفته است. اين كاريكاتوريست درباره علت حضورش در اين نمايشگاه ميگويد: «مخاطبان امروز گالريها كساني هستند كه كمتر روبهروي تابلوهاي به نمايش درآمده ميايستند و تامل ميكنند يا اصلا به نيت ديد و بازديد به گالري ميآيند. كانسپت نمايشگاه و تابلوهاي اين نمايشگاه همين را قرار است رودر روي مخاطب قرار دهد. از طرف ديگر اين روزها عدهاي تحت عنوان آرت اكسپو آثاري را به نمايش ميگذارند كه به تقليد از حراجهاي دوبي است. مثلا ميبينند در كشورهاي ديگر اين تب هست و اين كارها را ميكنند.
البته من همه را به اصطلاح با يك چوب نميزنم و روي سخنم با كساني است كه هنوز وارد اين عرصه نشده دست به اين كارها ميزنند. اما بيشتر روي سخن اين نمايشگاه به نظرم با كساني است كه صرفا براي پر كردن ساعتشان و تفريح به گالري گردي ميپردازند».درمبخش كه خود نيز در عرصه هنر مفهومي فعاليتهايي داشته و دو نمايشگاه «باجههاي ذهني يك و دو» او به نوعي با كانسپت همراه بوده و به تازگي نيز از پاريس برگشته درباره اينكه چقدر چنين ايدههايي و اساسا هنر مفهومي و نمايشگاههاي مفهومي به اين شكل در حال حاضر در دنيا طرفدار دارد نيز گفت:
«به نظرم همه چيز بستگي به نمايشگاه دارد و ممكن است يك ايده موقع اجرا جواب بدهد و يك ايده ندهد. ولي آنچه مسلم است اين است كه كارهاي مفهومي، بومي نيستند و وقتي آثار ما در كشورهاي ديگر در معرض اين گونه نمايشگاهها قرار ميگيريم يا كتابهايي در اين زمينه به دستمان ميرسد متوجه ميشويم آثار آنها كاملا متفاوت است. من به تازگي در بوخوم آلمان و پاريس بودم و كتابهاي زيادي هم خريدم.
وقتي به ايدهها و فكرهاي خودم و ديگران در ايران نگاه ميكنم ميبينم آنطرف اينها را دهه 50 تا 70 تجربه كرده اند؛ با لحن بهتر، ما به هر حال 40 سال حداقل از اروپا عقبتر هستيم. حتي شايد در اين ايدهها آنها به آخرش رسيده باشند. خب اينجا چون كمتر چنين چيزهايي عرضه شده است براي ما تازگي دارد. براي همين معتقدم هنرمندان اين روزها براي مطرح شدن در سطح جهاني به چيزي فراتر از استعداد و... نياز دارند. به نوعي نبوغ نياز دارند».
مهران راد: سعي كردم بهترين آثار را جمع كنم
مهران راد كه با اين نمايشگاه موضوع هنر در جامعه را به چالش كشيده، هنرمند جواني است كه ايدههاي زيادي از اين دست را در ذهن دارد. او درباره ايده اين نمايشگاه به صراحت ميگويد: «مي خواستم با كساني است كه هرگونه نمايشگاهي كه دوست دارند را با اسمهايي چون آرت اكسپو برپا ميكنند شوخي كرده باشم. چون به نظرم عجيب است كه عدهاي در يك فضاهاي كوچك و محدود تصميم ميگيرند آرت اكسپو برگزار كنند آن هم با آثاري كه خيلي هم ارزشمند نيست.
من سعي كردم بهترين آثار را جمع كنم اما نام نمايشگاه را آرت اكسپو طوري گذاشتم. بر روي آثار پردهاي انداختم تا اتفاقي كه همواره در روز افتتاحيه ميافتد را نشان دهم. در روز افتتاحيه بيشتر از اينكه به آثار نگاه شود يك جمع دوستانهاي به وجود ميآيد و همه مشغول گپ و گفت ميشوند. به همين دليل در اين نمايشگاه پارچهاي در مقابل آثار انداختهام و ميز ضيافتي گذاشتم كه همه دور آن جمع ميشوند. خودم هم نقش ميزباني را دارم كه بازديدكنندگان را بيشتر تشويق ميكنم تا از خودشان پذيرايي كنند تا اينكه آثار را تماشا كنند اما جالب اين بود كه انگار مخاطبان اينبار بيشتر دوست داشتند آثار را ببينند. 90درصد آثار را خود هنرمندان در اختيارم قرار دادند.
آثار ساير هنرمندان را هم باتوجه به اينكه در حوزه تجسمي همديگر را ميشناسيم جمعآوري كردم. آثار برخي ديگر مانند ژازه تباتبايي، رضا مافي و عباس كيارستمي را نيز از مجموعه داران تهيه كردم. اين كار را به صورت سريالي دنبال ميكنم. مرحله اول مخاطبان سوژه بودند. در نمايشگاه بعدي كه در هفته اول مهر برگزار ميشود ۱۰ گالريدار را مخاطب قرار ميدهم و در نمايشگاه سوم كه هنوز زمان آن مشخص نشده است خود هنرمندان سوژه نمايشگاهم خواهند بود».
| < قبلی | بعدی > |
|---|







