تقابل هنر قدسي با هنر صنعتي
| فرهنگ و هنر |
|هليا قاضي ميرسعيد|رضا بدر السما نگارگر برجسته اصفهاني در پنجم آذر ماه سال 1328 در شهر هنر دوست اصفهان به دنيا آمد. از همان سنين كودكي بذرهاي استعداد در نهاد او به بار نشست و او را به وادي پر رمز و راز نقاشي سوق داد. در ساليان بعد، نقاشي با آبرنگ، گواش و پاستل را به خوبي فراگرفت. مدتي ميناكاري را نزد برادرش عنآيتالله پي گرفت ولي پس از ديپلم به صورت حرفهاي به فعاليت در رشته نگارگري سرگرم شد.
عشق و علاقه زياد او به دنياي نقاشي سبب شد پس از پايان تحصيلات متوسطه به صورت حرفهاي ومستمر در اين رشته به فعاليت بپردازد. از استادان او ميتوان به جواد رستم شيرازي، يرواند نهاپطيان، احمد بيضاوي و علي ماني اشاره كرد. اكنون قريب به چهل سال است كه اين هنرمند اصفهاني در عرصه نور و رنگ عاشقي ميكند و با چرخش سر انگشتان هنرمندش آثار بديع و چشم نوازي ميآفريند.
از موضوعات مورد علاقه بدرالسما رويدادهاي تاريخي زندگي پيامبران، اهل بيت(ع)، داستانهاي قرآني، مطالب اخلاقي و عرفاني و امثال و حكم است. همچنين اشعار خيام و حافظ و پروين اعتصامي را با مينياتورهاي خود همراهي ميكند.امروزه آثار ارزشمند او در مجموعههاي خصوصي و موزههاي بزرگ نگاه داري ميشود. افزون بر اين تابلوهاي آفريده شده او در پنجاه نمايشگاه انفرادي و بيش از دويست نمايشگاه گروهي در داخل و خارج از كشور به نمايش درآمده است.
با اين هنرمند پيشكسوت پيرامون «هنر قدسي» به گفتوگو نشستيم كه در ادامه ميخوانيد:
شما ارديبهشت ماه امسال نمايشگاهي برگزار كرديد. اين نمايشگاه چه آثاري را دربرداشت؟
نمايشگاه «نگاره ها» شامل آثار نگارگري من در نگارخانههاي صبا و لرزاده موسسه صبا بود. در آن آثار از رنگهايي غليظ و پرمايه استفاده شده بود كه مربوط به دورهاي از رنگگذاريهاست كه با چنين شيوهاي كار ميكردند و نمودي از هيجان و شور نگارگر در نشان دادن هستي دارد. آثار در قالب موضوعات اجتماعي، داستانهاي قرآن، آيات و احاديث و تصويرسازي رباعيات خيام و غزليات حافظ و مولانا و...
به سبك نگارگري معاصر با الهام از آثار گذشتگان شكل گرفته بودند. من سعي داشتم از اين طريق پيامي براي مخاطب خود داشته باشم و اين آثار در درجه اول تلنگري براي خودم باشد و از ديگر سو مخاطب را به موضوع مدنظر رهنمون سازم. آنچه در آن آثار شاخص بود، حركتي به سمت عروج بود و نشان از ارتقاي انسان به سوي خدا داشت.
به نظر شما يك هنرمند بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟
با توجه به تجربه شخصي من يك هنرمند بايد سه ويژگي داشته باشد: علاقه، راهنماييهاي مثبت و آگاهانه و همچنين پشتكار و ممارست. اگر يك هنرمند فقط علاقه داشته باشد و پشتكار نداشته باشد، چندان مطلوب نيست. بلكه بايد هر سه ويژگي را يكجا داشته باشد تا بتواند در راهي كه قدم گذاشته پيشرفت كند و به نتيجه برسد.
هنر نگارگري در ايران چه جايگاهي دارد؟
خوشبختانه كساني كه به هنر و نقاشي ايراني گرايش پيدا ميكنند فراوانند اما كساني كه معروفيت و محبوبيت پيدا كرده اند؛ اندكند. اما بعد از انقلاب اسلامي افرادبيشتري به اين هنرگرايش پيداكردهاند اما تا حدودي اين هنر جايگاه خود را پيدا كرده است وبه لحاظ موقعيتي كه در كشور ما به وجود آمده هنرمندان آسيب پذيرند و بايد انگيزه داشته باشند تا كار كنند. اگر آثار خريداري شود هنرمند انگيزه پيدا ميكند تا كارهاي بهتر و بيشتري ارايه دهد.
آيا كسي را تشويق ميكنيد كه اين هنر را دنبال كند؟
كساني كه به اين هنر گرايش پيدا ميكنند با من مشورت ميكنندكه اين كار را ادامه بدهند يا نه ؟من به آنها ميگويم: اين هنر جايگاهي ندارد و كسي از آن استقبال نميكند و اين باعث ميشود كه بسياري مايل نباشند اين كار را ادامه دهند و مسير زندگي را به سوي هدفي ديگر تغيير ميدهند. عدم خريداري آثار هنرمندان اتفاقي است كه در كل دنيا افتاده است و اين فقط مخصوص كشور ما نيست.
فضاهاي آموزشي آكادميك درباره هنر نگارگري چطور عمل ميكنند؟
گسترش فضاهاي آموزشي در زمينه هنر نگارگري خوب است، اما متاسفانه كتابي كه منبع جامع و كاملي در زمينه آموزش نگارگري به شكل حرفهاي باشد نداريم و جز اين بايد علاوه بر تكنيك به اجزاي معنوي كار هم پرداخته شود و اميدوارم ا ين اتفاق رخ دهد و استعدادهاي درخشان شناسايي و حمايت شوند تا سرمايه خوبي براي كشورمان باشد.
شما فعاليتهاي بسياري درباره موضوعات مختلف مذهبي داشتيد. چه تعريفي از «هنر قدسي» داريد؟
هنر قدسي، هنري است كه ميتواند انسان را به كمال برساند. البته اين خود فرد است كه بايد به سمت آنچه خدا براي او در نظر گرفته، حركت كند.
با اين تعريف فكر ميكنيد، آيا به «هنر قدسي» آن طور كه بايد پرداخته شده است؟
مسلما بايد بيش از اينها پرداخته شود. بهويژه آنكه پس از انقلاب هنرمندان بسياري به اين سمت كشيده شدند. اما بايد شرايط فراهم شود كه افراد بيشتري به سمت «هنر قدسي» هدايت شوند. متاسفانه من در طول سالها فعاليت، حمايت خاصي در اين زمينه نديدم. اما معتقدم اين رسالتي است كه هر هنرمند بايد آن را سرلوحه كار خودش قرار دهد. هنرمند نبايد منتظر حمايتهاي دولتي باشد.
او خود بايد در اين راستا قدم بردارد و راه را براي آيندگان باز كند تا جواناني كه در سالهاي آتي به اين هنر روي ميآورند الگوهاي خوبي داشته باشند و بتوانند به گذشتگان خود اتكا كنند. تجربه من نشان ميدهد كه نبايد به اميد مسئولان نشست. البته هنرمندان شايد بتوانند در چارچوب كارهاي اجرايي با مديران همراه شوند اما نبايد خود را وابسته آنها كنند. معتقدم اگر هنرمند وابسته شود ممكن است در ادامه راه خود، سرخورده شود و ديگر نتواند آن راهي را كه براي او مقدر شده، به درستي بپيمايد.
هنرمند از چه راهي ميتواند وارد اين وادي كه شما به آن اشاره كرديد، شود؟
هنرمند براي آنكه بتواند به مقوله «هنر قدسي» بپردازد بايد از «هنر براي هنر» فاصله بگيرد و مسائل مادي در كار او نقش پررنگي نداشته باشد. هنرمند زماني كه اعتلاي هنر را مدنظر قرار دهد، به جايگاهي كه خداوند براي او در نظرگرفته، نزديك ميشود و قلهها را فتح ميكند. زماني كه ماديات براي او بياهميت جلوه كند، درهاي ديگري به روي او باز ميشود. در آن موقع ديگر به ماديات نياز ندارد و از راهي كه وارد آن شده، تامين ميشود. البته ممكن است در اين راه با مشكلاتي هم مواجه شود. اما بايد روي خودش كار كند، رياضت بكشد و سختيهايي را تحمل كند تا راه براي او باز شود. آن وقت با ارايه هنرش تامين ميشود.
آيا تمامي هنرها در حيطه «هنر قدسي» قرار ميگيرند؟
برخي هنرها بهراحتي ميتوانند اين مرحله را طي كنند. اما اگر هنري حالت صنعتي به خود بگيرد، ديگر نميتواند راه رسيدن به مرتبه قدسي را بپيمايد. هنرمند بايد براي رسيدن اهداف مدنظرش قدم بردارد و هنر براي او حالت روزمره نداشته باشد. اگر هنرمندي فقط به فروش آثارش بينديشد، نميتواند در اين راه قدم بردارد.
البته برخي رشتههاي هنري براي رسيدن به مرتبه قدسي، سختي كمتري را تحمل ميكنند. هنري چون كاشيكاري از جمله اين رشتههاست. زماني كه اين هنر در مساجد استفاده شود، اين حس و حالت قدسي به كسي كه وارد مسجد ميشود، انتقال مييابد. اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه هنرمند نميتواند در هنر قدسي دخل و تصرف كند. رشتههايي مانند آينه كاري يا فرش بافي را هم ميتوانيم «هنر قدسي» بناميم اما هنرمند در اين هنرها نميتواند حرفي براي گفتن داشته باشد.
پس در واقع هنرمند در ارايه «هنر قدسي» ابزاري است براي پياده كردن فكري از پيش تعيين شده؟
هنرمند نميتواند سليقه شخصي خودش را پياده كند. بلكه اين طراح است كه به او ميگويد چه كار كند. البته در مواردي كه طراح و مجري طرح يك نفر است، ماجرا فرق ميكند. چون در اين موارد تمامي كارها در ذهن يك نفر شكل گرفته و او كسي است كه راه را پيموده و اثر هنري را خلق كرده است.
چه هنرهايي در پيمودن اين راه ممكن است به مشكل برخورند؟
برخي هنرها مشكلاتي را در اين راه پيش رو دارند. چون از جنبه اسلامي با محدوديتهايي مواجه ميشود كه اين كار را سخت ميكند. هنرمند در چنين شرايطي بايد احتياط كند چراكه رشتههايي مانند مجسمهسازي كه با حجم و سايه همراه هستند، در اسلام بهاي كمتري به آنها داده شده است. اما فراموش نكنيم كه خداوند فهم و شعور به بندگانش داده تا از دل سختيها، آثاري را خلق كنند كه مورد تاييد اسلام هم باشد و در عين زيبايي، از سوي خداوند هم مورد قبول واقع شود.
به جواناني كه ميخواهند در اين راه قدم بگذارند، چه پيشنهادي داريد؟
اگر كسي ميخواهد «هنر قدسي» را دنبال كند بايد به پيشينيان خود نگاه كند. اگر الگوي خوبي براي خود پيدا كند، ميتواند اين راه را سريعتر بپيمايد. اما اگر هدايتكنندهاي پيدا نكرد، با مطالعه و ممارست بايد قدم بردارد. اما اگر از معلمي كمك بگيرد بهتر است چراكه پيمودن اين راه به تنهايي كار بسيار مشكلي است كه موانع و سختيهاي زيادي را در پي خواهد داشت. اما غيرممكن نيست.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





