Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
زاويه
تصویر
مجید ادیبی
پنجشنبه, 08 تیر 1391

فرهنگ گزارش فرق خنده با خنده

فرق خنده با خنده

فرهنگ و هنر

| بيتا کياني|اين روزها فيلم‌هاي طنز بار ديگر توجه مخاطبان را به خود جلب كرده ‌است. فيلم‌هايي كه به نوعي قرار است تماشاگر را با وضع بد گيشه‌هاي فروش آشتي دهند. اگرچه اين تصور كه سالن‌هاي سينماها مملو از تماشاگر باشند، در اين چند سال اخير پيش نيامده است اما هنوز هم فيلم‌هاي طنز بهترين گزينه براي حضور تماشاگران در سالن‌هاي خالي سينما است. سينماي طنز همان‌طور كه از نامش پيداست، فيلم‌هاي مفرح و كمدي را همراه با يك خط داستان پي مي‌برد. البته طي سال‌هاي اخير تعريف‌هاي ديگري همچون سينماي طنز با آثار مبتذل هم به وجود آمد كه بارها اين مسئله از سوي منتقدان و سينماگران به باد انتقاد گرفته شد كه سينماي مبتذل، سينماي فرهنگي را در ايران تخريب مي‌كند.

 

 

به هر حال سينماي طنز هنوز هم ويژگي‌هايي براي حضور مردم در سالن‌ها دارد. ويژگي‌هايي كه گاهي گيشه بي‌رونق سينما را نجات مي‌دهد و گاهي تبديل به آثار مبتذلي مي‌شود كه به بدنه سينماي ايران ضربه وارد مي‌كند. اما با نگاهي به سينماي طنز در دهه 60 و بعد از آن متوجه مي‌شويم كه دهه به دهه فيلم‌ها با تحول عظيمي كه حتي گاه سراشيبي منفي هم دارند روبه‌رو بوده‌اند. حكايت فيلم‌هاي سينمايي طنز در كشور ما بسيار عجيب و البته قابل تامل است. در دهه 60 و 70 آثار سينمايي طنزي كه در كشور ساخته مي‌شدند علاوه بر اين‌كه به دور از هرگونه لودگي بودند تلاش مي‌كردند تا حرفي را در داستان خود به مخاطب اعلام كنند. جالب آن‌كه بسياري از اين آثار به دور از فضاي فانتزي با مخاطب عام ارتباط برقرار مي‌كرد.

 

اين فيلم‌ها به قدري ساده به نمايش گذاشته مي‌شدند كه ذره‌اي در آن تجملات امروزي ديده نمي‌شد. در اين نوع آثار، خبري از منازل آنچناني نبود و البته يك كارگردان با توجه به شرايط موجود در هرسال تنها يك اثر سينمايي را از خود برجاي مي‌گذاشت. فيلم‌هايي همچون «اتوبوس» و «آپارتمان شماره 13» به كارگرداني يدالله صمدي، «اجاره نشين ها»ي داريوش مهرجويي، «خواستگاري» به كارگرداني مهدي فخيم‌زاده و... كه در دهه 60 ساخته شده‌اند نمونه‌اي از اين آثار سينمايي هستند.

 

به نظر مي‌رسد در آن دوره، فيلم‌هاي سينمايي تكليف خودشان را به خوبي روشن كرده بودند؛ اگر قرار بود فيلمي در ژانر كمدي ساخته شود، تمام المان‌ها براي كمدي شدن فيلم از چهره بازيگران تا نوع و پرداخت به داستان گرفته همه در فيلم در مسير كمدي بودن مضمون پيش مي‌رفتند. اكثر فيلم‌ها خط داستاني قوي داشتند كه از فيلمنامه كلاسيك برخوردار بود و تماشاگر تا انتها با فيلم همراه بود.

 

در اين دهه فيلم‌هاي كودك و نوجوان كه درونمايه‌اي طنز داشتند نيز سهم عمده‌اي را در جذب مخاطبان به سينما ايفا كردند كه از جمله آنها مي‌توان به فيلم‌هايي همچون «مدرسه موش ها» به كارگرداني مرضيه برومند، «پاتال و آرزوهاي كوچك» به كارگرداني مسعود كرامتي و «دزد عروسك ها» به كارگرداني محمدرضا هنرمند اشاره كرد.

 

اين وضع از زماني شروع شد كه سازندگان آثار متوجّه علاقه مردم به خنديدن شدند و كسب درآمد خود را در اين مي‌ديدند. آغاز اين اتّفاق نيز با ساخت آثاري شروع شد كه ستون اصلي آنها را بازيگران مطرح تلويزيوني تشكيل مي‌دادند. اين روند باعث شد تا كارگردانان و فيلمسازان، بدون اين‌كه به محتواي فيلم‌ها و آثار توجّهي كنند و به ذائقه و ميل مخاطبان اهمّيت دهند، به دنبال توليد فيلم‌هاي به اصطلاح تجاري بروند و به قول خودشان، در راه حفظ بدنه سينماي كشور گام بردارند.

 

در دهه 70 و به‌ويژه در دهه ۶۰، فيلم‌هاي كودك و نوجوان نيز با درونمايه‌اي طنز ساخته مي‌شد؛ كه به نوبه خود، نقش عمده‌اي را در جذب مخاطبان سينما و آثار طنز، ايفا مي‌كرد. اوايل دهه 60 كه جنگ در سال‌هاي آغازين خود بود و روحيه جنگاوري و سلحشوري در جامعه موج مي‌زد، فيلم‌هايي با پس زمينه‌هاي مرتبط با جنگ پرفروش‌ترين فيلم‌ها بودند. از نيمه دوم دهه 60 با تصميم مديران سينمايي در راستاي جهت دهي به ذائقه مخاطبان، سينماي حادثه‌اي در حاشيه قرار گرفت و فيلم‌هاي طنز‌آميز يا مرتبط با كودكان در مركز توجه قرار گرفتند.

 

«اجاره نشين ها» داريوش مهرجويي؛ «ماموريت»حسين زندباف؛ «خواستگار» مهدي فخيم‌زاده (از جمله پرفروش‌ترين فيلم‌هاي كمدي نيمه دوم دهه 60 بودند. از سوي ديگر سال‌هاي پاياني دهه 60 را بايد متعلق به فيلم‌هاي مربوط به كودكان دانست كه در آن سال‌ها در اوج خود بودند. فيلم‌هايي مانند گلنار) كامبوزيا پرتوي (و دزد عروسك‌ها) محمدرضا هنرمند (از جمله اين فيلم‌ها بودند كه آخري در سال 69 با فروش 24 ميليوني ركورد جديدي در سينماي ايران به جا گذاشت.

 

اين روند در دهه ۸۰ و تا چند سال پيش نيز ادامه داشت و فيلم‌هايي از قبيل «كلاه قرمزي و سروناز» و «دختر شيريني فروش» ايرج طهماسب، «نان و عشق و موتور هزار» ابوالحسن داوودي، «توكيو بدون توقف» سعيد عالم زاده، «مارمولك» كمال تبريزي، «مگس» سامان مقدم و «آتش بس» تهمينه ميلاني درباره محتواي فيلم، تا حدّي جلب كنند؛ امّا از چند سال گذشته به اين طرف، ديگر كمتر شاهد آن طنزهاي خوب، در آثار سينمايي كشورمان هستيم.

 

در اين چند سال اخير شاهد فيلم‌هايي از جمله شارلاتان، چپ دست، ده رقمي، زن بدلي، هميشه پاي يك زن در ميان است، كيش و مات، آقاي هفت رنگ، دلداده، هرچي تو بخواي، زندگي شيرين، پسر تهروني، چشمك، دختر ميليونر و ديگر آثاري از اين قبيل بوديم كه با محوريت بازيگران محبوب تلويزيوني و فقط به‌خاطر جذب كاذب مردم، بر روي پرده سينما مي‌رفتند. البته به دليل سخيف بودن داستان و نوع ساختار فيلم حتی، نتيجه‌اي جز ضربه زدن به بدنه سينماي ايران نداشتند.

 

سينماي طنز نيمه اول تابستان 91

اكران فيلم‌هاي طنز «خوابم مياد» به كارگرداني رضا عطاران و «آزمايشگاه» رامبد جوان، اين اميد را براي اهالي سينما به همراه دارد كه گيشه‌ها وارد مرحله تازه‌اي از فروش فيلم‌ها شوند.ركود سينما در ماه‌هاي اخير به بزرگ‌ترين دغدغه اهالي فرهنگ كشور تبديل شد و ارقام تاسف آور فروش برخي فيلم‌ها و سالن‌هاي خالي از تماشاگر، نگراني همه را برانگيخت.

 

مديران روش‌هاي جديد را براي جذب مخاطبان پيشنهاد دادند و اما تمهيداتشان بي‌اثر ماند و كار به جايي رسيد كه وزير ارشاد در پاسخ به خبرنگاري كه از او درباره ماجراي ركود درسينما پرسيده بود، گفت كه نمي‌توان مردم را به زور به سينما‌ها آورد! اكران بي‌رمق بهاري حتي باعث شد نارنجي پوش مهرجويي هم كه در جشنواره فجر موفق بود و تبليغات گسترده‌اي هم داشت، نتواند بازار كساد سينما را رونق بخشد و به نوعي قرباني قهر مردم با سينما هم شد.

 

در ادامه «روزهاي زندگي» به پرده سينماها رفت. اين فيلم هم كه روايت جديدي از جنگ تحميلي بود و سيمرغ بهترين فيلم جشنواره فجر را هم در كارنامه خود داشت نتوانست حداقل انتظارات را برآورده كند. پس از آن هم قرعه اكران به نام «چك» و «سيب و سلما» و «خنده در باران» رسيد كه هر كدام كارنامه‌اي بدتر از ديگري براي خود به جا گذشتند، به قولي فروششان خرج قند و چاي عوامل فيلم را هم تامين نكرد، اما انگار مديران سينمايي اين‌بار با اكران فيلم‌هاي طنز قصد بازگرداندن مردم به سالن‌هاي سينما را دارند.

 

اكران فيلم «خوابم مياد» به كارگرداني رضا عطاران با بازي خود او و نقش آفريني متفاوتي از اكبر عبدي كه توانست سيمرغ بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر را از سي امين جشنواره فجر كسب كند، در كنار فيلم «آزمايشگاه» به كارگرداني «حميد امجد» و بازي رامبد جوان و باران كوثري و رضا كيانيان كه هر دو تم طنز دارند، با توجه به سابقه عطاران و رامبد جوان در فروش ميلياردي فيلم‌ها، مي‌تواند اميدي براي دميدن حياتي نو در كالبد سينما باشد.

 

حالا بايد صبر كرد و ديد كه اين فيلم‌هاي جديد مي‌توانند واسطه‌اي براي آشتي مردم با سالن‌هاي سينما بشوند يا نه. همچنين حركت سينماي طنز در كشور ما به سمت و سوي گيشه، فارغ از توجه به محتوي سبب شده تا كمتر شاهد اين‌گونه سينمايي در جشنواره فيلم فجر باشيم در حالي كه در دو دهه گذشته آثار طنزي كه در جشنواره فيلم فجر حضور پيدا مي‌كردند به دليل رعايت استانداردهاي اين‌گونه سينمايي مورد تقدير قرار مي‌گرفتند، هرچند كه در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر تعداد اين آثار بيش از دوره گذشته جشنواره است.

 

 

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

وقتي شأن نام متبرك علي‌اكبر(ع) را نمي‌دانند
چهارشنبه, 07 تیر 1391
|فرزاد صبوري|مسئولان فرهنگي هنري هنگام ارايه گزارش يا در مواجهه با بررسي عملكرد شان، همواره بر الزام «صرف زمان مناسب» و«زمان بر بودن» اين... ادامه مطلب...
تصویر
كار هر بز نيست خرمن كوفتن
چهارشنبه, 07 تیر 1391
|نازنين هنرخواه|خوب است كه اين روزها، تهيه‌كنندگان به‌شدت به فكر تبليغات فيلم‌هايشان افتاده‌اند. اما خوبتر بود كمي هم به فكر تماشاگري... ادامه مطلب...
تصویر
هشتصد ميليون حمايتي چگونه خرج شد
دوشنبه, 05 تیر 1391
| بهروز پايدار |مديرعامل خانه هنرمندان ايران چندي پيشتر در گزارش سالانه خود اعلام كرده كه مبلغ هشتصد ميليون تومان براي حمايت از هنرمندان... ادامه مطلب...
اكسپويي با قيمت‌هاي غيرواقعي
دوشنبه, 05 تیر 1391
| بهناز اميني|اگر چه برپايي اكسپو(كه معلوم نيست چرا فرهنگستان زبان و ادب فارسي براي آن معادل فارسي تعيين نمي‌كند) كه محمل مناسبي براي خريد... ادامه مطلب...
سينماي اجتماعي نياز جامعه امروز
پنجشنبه, 01 تیر 1391
| محبوبه رضايي |در شرايطي كه حال و روز سينماي ايران اصلا خوب نيست، چه سينمايي و چه فيلمي مي‌تواند به بهبود اين اوضاع كمك كند؟ جامعه به چه... ادامه مطلب...