باز خواني دفتر پرمعني...
| انديشه |
| كاوه گوهرين|بيهيچ ترديدي، تاريخ عصارۀ جان و فرهنگ و زندگي ملتهايي است كه پديدآورنده آن بودهاند و روايت و ثبت و ضبط بيغرضانۀ تاريخ، تا آنجا كه اسناد و مدارك به جاي مانده از هر قوم و قبيله و ملّتي مدد كند در بازخواني اين فرهنگ و تجربيات گذشتگان سخت سودمند خواهد بود. سرزميني كه امروزه ايران ماست، تاريخ پر افتخار و در عينحال پر از رنج و عبرتي دارد كه هم ايرانيان را شاد و غمين ميكند و هم بيگانگان را وا ميدارد كه در برابر آن سر به احترام فرود آرند.
فلات ايران، طي اعصار گذشته بخشي از آسياي ميانه بود كه اين فلات جز ايران ما سرزمينهايي ديگر را شامل ميشد كه بر اثر بيسياستي حاكمان و دسايس بيگانگان، هر يك به گونهاي از پيكرۀ آن جدا شد.
افغانستان ازشرق، بلوچستان در جنوب شرقي، بخشي از فرارودان«ماورالنهر» در شمال شرقي و همچنين قفقاز در شمال غربي. در روزگار ما زبان رسمي در ايران، پارسي است ليكن در بخشهايي از تركستان غربي وقفقاز و افغانستان لهجه هاي ديگري نيز رايج است. مرزهاي شمال شرقي فلات ايران در روزگاران قديم رود« اكسوس» بوده كه امروز در تركستان واقع است.
سر منشأ اين رودخانه فلات تبت بوده كه در نهايت به درياي مازندران ميريخت، ليكن امروزه پس از انحنايي در مسير آن در نزديكيهاي« بدخشان» به سوي شمال غربي هدايت شده و به درياچه آرال ميريزد. «استرابون» بر آن بود كه متاع تجاري هندوستان از طريق اين رود به درياي مازندران ميرفته و از آنجا با قايقهايي از رود كر به درياي سياه ميرسيده است.
و معروف است كه اين رود تا زمان يورش اسكندر مقدوني همچنان به درياي مازندران ميريخته، ا ز آن پس مسير آن تغيير يافته است. پس از حمله مغولها و تصرف اورگنج مركز خوارزمشاهيان، رودخانۀ مزبور را با تغييراتي در مسير آن به سوي درياي مازندران«خزر» روان ساختند. ذكر اين نكته ضروري است كه تمدن پيش از تاريخ ايران ما شايد بيش از پانزده هزار سال نيز قدمت داشته باشد.
« گيرشمن» باستان شناس فرانسوي كه به سال 1930 ميلادي با هيئتي از همكاران باستان شناس خود قصد حفاري در خاك عراق را داشت در سال 1931 به ايران آمد و كاوشهايي را در نزديكي نهاوند و لرستان و همدان و سيلك كاشان انجام داد وي در كتابي با عنوان« ايران از آغاز تا اسلام» تصريح ميكند
كه در 1949 ميلادي، آن گاه كه در كوههاي بختياري و در شمال شرقي شوشتر در محلي موسوم به« تنگ پبده» كاوش ميكرد، آثار سكنۀ پيش از تاريخ ايران و همچنين ادوات استخواني و سنگي و ظروف سفالين سادۀ آن دوره را يافته است. گيرشمن همچنين معتقد است در آن دوره گونهاي« زن سالاري» حاكم بوده و زندگي مردان از سوي زنان اداره ميشده است...
اين قبيل نكات تاريخي كه برخي جنبههاي آن نيز ميتواند در نزد ملل ديگر مشترك باشد، دقايق و ظرايفي است كه با مرور تاريخ ميتوان بدان دست يافت. كلمان هوار، نويسندۀ اثر ارزشمند« ايران قديم و تمدن ايراني» بنابر اطلاعاتي برگرفته از بندهش، مركز اصلي آرياييها، شمال آذربايجان كه با« آران» يا «تره باغ» امروزي مطابق است آمده و هوار بر اين عقيده است كه اقوام هند و اروپايي از سرزمين متروك و بيحاصل سيتها كه با بخش جنوبي روسيۀ امروزي مطابق است قصد مهاجرت كردند.
در اوستا نيز بدين مهاجرت اشارتي رفته است زيرا در آن از سرزميني دورافتاده و گمنام و بهشت گونه به نام «ايريانم وائه جو» ياد ميشود. اين قبيل نكات است كه علم تاريخ را آنچنان حلاوتي ميبخشد كه گشودن هر گونه پيچيدگي و تاباندن نوري از حقيقت بدان، شأن و هويت ملتي را بنيان مينهد.
در كنار بسياري تاريخ نويسان و باستانشناسان بيگانه، بودهاند بزرگاني از سرزمين ايران كه عمر خويش و دانستهها يشان را صرف ثبت و ضبط تاريخ سرزمين خود كردهاند كه با بهرهگيري از منابع داخلي و خارجي روايتهاي نامكرري را از اين پيشينۀ تاريخي به دست دادهاند. چهرههاي ارزشمندي همچون زندهيادان پيرنيا، عباس اقبال، عباس پرويز، عبدالحسين زرين كوب و مرتضي راوندي از معاصرين و انبوهي از تاريخ نگاران ايراني در قرون گذشته، بار سنگين اين مسئوليت را بردوش كشيدهاند و حاصل تلاش آنان است كه امروزه كتابهايي ارزشمند در دسترس اهل تحقيق است.
عباس پرويز (1366-1286) تاريخ نگار و جغرافينويس معاصر و صاحب اثر ارزشمند« تاريخ سرزمين ايران» كه به گونهاي موجز بيست وپنج قرن تاريخ ايران را شامل است، پس از پايان تحصيل در فرانسه به ايران بازگشت و ساليان بسياري را در دبيرستانها به تدريس تاريخ همت گماشت. در كنار كار تدريس ويراستاري آثار تاريخي انتشارات دانشگاه تهران را نيز عهدهدار بود.
در كنار تدريس و ويراستاري، از تاليف نيز دور نماند و در ايام عمر پر بار خويش آثاري در زمينۀ تاريخ و جغرافيا نيز پديدآورد كه به برخي از آنها اشارت ميرود: تاريخ ايران در قرون 19 و 20 كه به سال1316 خورشيدي تدوين شده است.
همچنين جغرافياي اقتصادي عمومي ايران و نيز تاريخ ديالمه وغزنويان به سال 1336 و از عرب تا ديالمه، تاريخ سلاجقه و خوارزمشاهيان به سال 1351 فراهم آمده است. اثر معروف پرويز، تاريخ دو هزارو پانصد سالۀ ايران است كه از قديمترين ازمنۀ تاريخي تا دوران پهلويها را در بر دارد و به سال 1343 در سه جلد تدوين شده و ساليان سال به دليل كميابي دور از دسترس اهل تحقيق و علاقهمندان تاريخ ايران قرار داشت.
«تاريخ سرزمين ايران» متن كامل و پيراستۀ همين اثر است كه اينبار در يك مجلد و به گونهاي منقّح و پاكيزه و عاري از اغلاط مطبعي و ويرايشي از سوي انتشارات نگاه منتشر شده است. تا آنجا كه را قم اين سطور آگاهي يافته است. ويراستار اين اثر ارزشمند يكي از ويراستاران با سابقه« فريد مرادي» است كه پيش از اين شهريار ماكياولي و تاريخ عالم آراي عباسي اسكندر بيگ تركمان و بسياري آثار ديگر با ويراستاري دقيق ايشان منتشر شده است.
تاريخ سرزمين ايران، اثري است كه با نثري روان و ايجاز كامل و دقت بينظيري در بررسي دورههاي تاريخي از دوران تاريخ كهن ايران آغازيده و پس از بررسي دوران پيش تاريخي و بررسي چگونگي نخستين مهاجرت هند و اروپاييان و پس آنگاه دومين مهاجرت اين اقوام با بررسي تاريخ ماد و هخامنشيان و اشكانيان و ساسانيان سرانجام به دوران ظهور اسلام ميرسد و ضمن بررسي دقيق تاريخ اين دوره و فصول آن دربخشهاي بعدي به طاهريان و حمله مغول و از حمله مغول تا صفويه و متعاقب آن در بخشي ديگر به قاجاريه تا دوران حاضر ميرسد.
نثر شيرين و نكته پرداز عباس پرويز، و سهل و ممتنع بودن آن در شيوۀ نگارش وقايع تاريخي سبب شده كه اين مجموعه كامل و گرانسنگ تاريخ ايران، همچون يك رمان آسان خوان باشد و جز اهل تحقيق، هر خواننده و مخاطب ديگر را با تاريخ انس و الفتي دهد. بر نسل امروزين است كه با تورّق تاريخ و بررسي وقايع و ادوار تاريخي سرزمين خود، با گذشتۀ تاريخي و فرهنگي واجتماعي ميهن خويش آشنا شود.
و نيكوتر آنكه اين دانستهها را از منابعي كسب كند كه صاحبان فكر و قلم برنگاشتهاند و به يقين اينگونه آثار به دليل تهي بودن از اغراض شخصي و گروهي بودن، منابعي قابل اعتماد در شناخت تاريخ و تمدن ايران ماست...
| < قبلی | بعدی > |
|---|







