دلنوشتههاي يه جانباز 70درصد
| دفاع |
| سيد عليرضا ستاري |اگر اين حرفا خوبه اگر بد دلنوشتههاي منه يه جانباز 70درصد غماي دنيا تو قلبم ديگه جا نميشه مردي كه اين حرفا رو بفهمه اما ديگه پيدا نميشه وزرا،اي وكلا،اي رئيساي بيوفا آي اونايي كه پل زدين بر روي خون شهدا آي شمايي كه ميخواين جانبازا وسيله
تبليغات شما بشن
همه گند كارياتون سر ما خراب بشن
ميتونين جاتون رو با من يه شب عوض كنين
خنكاي ويلاهاتون رو با درد و غم عوض كنين
ميتونين به جاي پا با ويلچر راه برين
اونطوري ديگه نميشه دنبال گناه برين
ميدونين قطع نخاعي از گردن يعني چي؟
ميدونين حركت تركشا توي تن يعني چي؟
شمال و كيش و دوبي خوبه، سنگر نداره
چي ميگي اونجاها ديگه زخم بستر نداره
اونجا كه دغدغه دارو و بنياد نداره
بايدم بگيد: جانبازي كه اينهمه داد و فرياد نداره
آي مردم آي اونايي كه همش فكر ميكنيد خيلي به ماها رسيدن
حضرت عباسي حتي پول داروهام رو هم نميدن
بهار جوونيم چقدر زود حروم ميشه
وسط برج كه ميشه حقوقم هم تموم ميشه
با دلي خسته و با خجالت خيلي زياد
از رفقاي ديگه ام
يكم پول دستي ميخوام
آي اونايي كه شبا برجاتون مثل روزه
نميخواد سنگ دلاتون واسه من بسوزه
آي اونايي كه تو افطاري شاهونتون
همه جور مثل خودتون رو جمع ميكنيد از خرد و كلون
روزه هاتون قبوله ايشالا كربلا برين
ولي از راهي نرين كه ريخته خونا به زمين
بدونيد برا شما ها
توي اين دنياي فاني
هيچ چيزي نميمونه
يكي دو ساله ديگه حتي يه جانبازم نميمونه
سكه و تراولاي رنگارنگ مال شما
دردها و غصه و غمها همگي قسمت ما
غنيمتهاي قشنگ جنگ
پست و منصباي رنگ و وارنگ مال شما
موتور سه چرخه تو گرما و سرما مال ما
انواع بنز و بيام و بدون گمركيا مال شما
داروهاي اعصاب بدون بيمه مال ما
خوب دارين حال ميكنين دلم داره درد ميكشه
سوزش جراحتاش بدتر از صد تا آتيشه
چقدر بايد جلو زن و بچهام كنف بشم
چرا هر كي ميبينه منو همش فكر ميكنه دشمنشم
چرا فكر ميكنين غارتگر بيت المال منم
به خدا پول ندارم چسب بگيرم واسه زخم بسترم
بذارين يه قصه از ديشبم رو اينجا بگم
تا بدونيد اينجا من دارم چي ميكشم
بعد چند ماه اومده بود به حساب حقوق معوقه ام
مثل همه آدمهاي ديگه منم
به خونوادم قول دادم چيزاي خوب خوب بخرم
پسرم ميگفت بابا بريم يه جا شمال شه
گفتم بابا جون اونجاكه جاي ماها نيست، بفهم پسر
وقتي ديدم كه خيلي ناراحته
گفتم اما افطاري مهمون من طلاييه
جاييه كه با كسورات حقوق مثل من ساخته شده
اسمش قشنگه اما بوي جبهه نميده
بهاي ساختنشم خون صد تا شهيده
سوار موتور شدم
با اسم طلاييه باز، توي رويا گم شدم
ياد خيبر و برو بچههاي لشکر 27 زد به سرم
ياد همت دوباره آتيش ميزد بال و پرم...
رسيديم اونجا رفتيم به سمت سالن غذا خوري
خوشحال بودم كه بچه هام رو آوردم هواخوري
اما ديدم كه پولم كافي نيست
توي اين دورو ورام كه كارتخون بانكي نيست
پسرم با خوشحالي ويلچرم رو هل ميدادش
خانمم يه شاخه گل به دخترم هديه دادش
رفتم و سفارش غذا رو به مسئولش دادم
براي گرفتن پول سمت بانك عازم شدم
سوار موتور سه چرخم اومدم جلوي در
به نگهبانم سپردم كه دارم ميرم ددر
حدود يه ربع تا بانك فاصله بود
تو دلم اما همش هياهو و ولوله بود
رسيدم پول رو گرفتم سريع برگشتم اونجا
خندهام گرفته بود از صحبت مسئولا
صحبت سال جهادو دولت الكتريك
توي اين شهر اما هيشكي نديد
رسيدم جلوي در
ديدم در بسته شده
به نگهبان گفتم
كه چرا در بسته شده
در جوابم گفت ساعت كار تموم شده
گفتم اما بچههاي من تو اند
گفت دخلي نداره درها همه بسته شدند
اگر ميخواي بري تو بايد پياده راه بري
يه نيگاه كردم بهش گفتم:
مثه كه نميبيني پا ندارم
گفت امشب ديگه حوصله تو يكي رو من ندارم
ياد بنياد افتادم امروز رفتم جواب كميسيونا رو بگيرم
10 تا كم كرده بودن از درصدام
خوشحال بودم گفتم حتما جوونه زده هر دو تا پام
اينم مثل بقيه شروع به توهين كردش
بحث بنز و بيام و هارو مطرح كردش
دوباره موج سراغم اومد
فحشها متلكاش حسابي داغم ميكرد
نفهميدم كه كجام و چي شده
فقط يادم ميومد آويني هم شهيد شده
به خودم كه اومدم اونجا بودن
دستامم سردي دستبندو حالا ميچشيدن
فقط اما به فكر بچه هام بودم
چيكار ميكن حالا
چه جوري پول غذا رو ميدن امشب اونجا
وقتي كه خيلي حالم خراب ميشه
عكس ياراي شهيدم توي چشمام قاب ميشه
وقتي تركشا حركت ميكنن، موجا مياد
دلم از خدا فقط يه چيز ميخواد
كه منم شهيد بشم
از روي اين زمين كثيف نا پديد بشم
شما هم اگر ديديد مثل منو
باهاش مهربون باشيد
يه كم از زمين بياين بيرون فكر آسمون باشين
| < قبلی | بعدی > |
|---|







