ضرورت چرخش به سمت انرژيهاي تجديدپذير
| اقتصاد |
4/2درصد باقي مانده شامل نيروگاهاي آبي كوچك، زيست توده مدرن، انرژي بادي، انرژي خورشيدي، انرژي زمينگرمايي و سوختهاي زيستي است كه به سرعت در حال گسترش هستند. استفاده از انرژي بادي با رشدي سالانه حدود ۳۰درصد با ظرفيت نصب شده ۱۵۷۹۰۰ مگاوات در سال ۲۰۰۹، به صورت وسيعي در اروپا، آسيا و ايالات متحده به چشم ميخورد. در پايان سال ۲۰۰۹ ميلادي مجموع انرژي توليدي به وسيله فتوولتاييك به بيش از ۲۱۰۰۰ مگاوات رسيد.
ايستگاهاي انرژي گرما-خورشيدي در امريكا و اسپانيا مشغول به كار هستندكه بزرگترين آنها با ظرفيت ۳۵۴ مگاوات در بيابان موهاوي در حال كار است. پتانسيل منابع انرژي تجديدپذير در كشور ما نيز به مراتب فراتر از نياز كشور است، اما واقعي نبودن قيمت حاملهاي انرژي مانع از توسعه آن در كشور شده است و نسلهاي آينده بايد تاوان سرمايهگذاري نكردن بهموقع در اين امر را به بپردازند.
با وجود پيشبيني توليد 5 هزار مگاوات انرژي تجديد پذير در برنامه پنجم توسعه طي سالهاي 90 تا 94 نگرانيهايي درباره دست نيافتن به اين اهداف وجود دارد. كشورهاي پيشرفته سرمايهگذاري قابل توجهي در امر پژوهش و توسعه انرژيهاي نو كردهاند. متاسفانه اين سرمايهگذاري در كشور اتفاق نيفتاده، اين در حالي است كه بهرهگيري از اين انرژيها علاوه بر صرفه جويي در مصرف نفت و سوختهاي فسيلي، پيامدهاي مثبتي را از قبيل حفظ محيطزيست، ارتقاي جايگاه ايران در عرصه استراتژيك بينالمللي، ايجاد فرصتهاي جديد كسب و كار،
اشتغالزايي در نقاط دورافتاده و در نهايت صيانت از منابع ملي و امكان ذخيرهسازي آن براي نسلهاي آينده را به همراه خواهد داشت. به كارگيري يك نيروگاه تجديد پذير 1000 مگاواتي سبب صرفهجويي 100 ميليون بشكه نفت در طول 20 سال خواهد شد. با وجود مزاياي اين انرژيها، سهم انرژيهاي تجديدپذير نظير باد و انرژي خورشيدي در توليد برق كشور، كمتر از يك دهم درصد است در صورتي كه بر اساس چشمانداز 20 ساله كشور در 1404 بايد به بيش از 10 درصد برسد.
*استاد دانشگاه
| < قبلی | بعدی > |
|---|






