- دوئل توکلي و رحيمي
- حضور ملت در 22 بهمن استمرار حرکت مردمي انقلاب
- اسحاق جهانگيري:سياستهاي اقتصادي ناكارآمد عامل وضع موجود است
- آخرين وضع ليست جبهههاي انتخاباتي تهران
- عبد العلي دستغيب :معيار من در نقد «ابداع» و مناسبات فرهنگي است
- عقب نشيني اوباما
- عماد افروغ:بدون نقد و نخبگان نمي شود کشور را به سلامت اداره کرد
- پول ملي جديد از سال 93
- ماهواره «نويد» با موفقيت به فضا رفت
- تاکيد مقام معظم رهبري بر رقابت سالم در انتخابات
- بودجه 510 هزار ميلياردي در مجلس
- احمدينژاد اسفندماه احضار ميشود
- حضور مقام معظم رهبري در مرقد امام راحل(ره)
- بودجه91 در دقيقه 91
- محمد مهدي مظاهري:ضرورت استقلال دانشگاه ها و پرهيز ازغلبه عوامل سياسي
- قيام كشورهاي اسلامي مقدمه قيام عليه شبكه فاسد صهيونيستي
- فريدون جيراني: سختترين شرايط توليد در 30 سال گذشته را تجربه ميكنيم
- مجلس از توضيح دولت قانع نشد
- علی مطهری:پروژه معاندسازي درحال اجراست
- افزايش زندانيان مهريه با بالا رفتن قيمت سكه
- هشدار مهدوی کنی به روحانیون: بازيچه سياست نشويد
- دستور بانک مرکزی به بازار براي فروش دلار 1226 توماني
- مشارکت مردم در انتخابات بستگي به رفتار مراجع نظارتي دارد
- در وضع مناسب و بينظيري هستيم
- دشمن 15 برنامه براي ضربهزدن به انتخابات طراحي كرده است
- وضع طلا و ارز، اقتصاد را به ورشكستگي ميكشاند
- حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در منزل شهيدان احمديروشن و رضايينژاد
- ابهام در نقشه راه «فاز دوم هدفمندي»
- دولت ها حق ندارند خط کلان نظام را تغيير دهند
- مجلس اعطاي پست به تابعيتهاي دوگانه را منع نكرد
دولت ها حق ندارند خط کلان نظام را تغيير دهند
گروه سياسي-مجتبي حسيني: تنها يك سال از عمر دولت محمود احمدينژاد باقيمانده است. دولتي كه در روزهاي اولش اميدهاي بسياري را در ميان طبقه متدين جامعه ايجاد كرد اما اين روزها گويا همه در انتظار به پايان رسيدن عمر اين دولت هستند تا كه شايد فردي ديگر، بر صندلي رياستجمهوري تكيه زند كه حرف شنوي تام و تمام از رهبري نظام داشته باشد و براي ديگر طيفهاي اصولگرا هم محلي از اعراب قائل باشد.
نايب رئيس مجلس در گفتوگو با «ملت ما» :
در گفتوگويي با دكتر شهابالدين صدر نايبرئيس دوم مجلس به بررسي عملكرد دولت محمود احمدينژاد، آرايش سياسي ايران در آستانه انتخابات مجلس نهم، وضع اصلاحطلبان و... پرداختهايم.
بخش اول اين گفتوگو امروز و بخش دوم و نهايي آن روز شنبه منتشر خواهد شد
براي بررسي آرايش سياسي امروز ايران به نظر ميرسد كه نيمنگاهي به آنچه كه باعث شد تا محمود احمدينژاد رئيسجمهور شود، ضرورت دارد. بسياري از خواص كشور به گفته خودشان در دولت اصلاحات دچار سرخوردگيهايي شدند كه گمان ميكردند اين سرخوردگيها و خستگيها با دولت اصولگراي احمدينژاد به نوعي برطرف ميشود.
بر همين اساس به نظر ميرسيد كه با قدرت گرفتن آقاي احمدينژاد اين مطالبات ذهني برآورده ميشود اما امروز شاهد اين هستيم كه باوجود حاشيهنشيني اصلاحطلبان و حذف نسبي گفتمان سياسي اصلاحطلبي در كشور جامعه به نوعي باز هم دچار تنش، دوگانگي و درگيري در سطح مديريتي است
و اين تنش به سطح عوام جامعه هم كشيده شده است چرا آقاي احمدينژاد با توجه به اينكه به نظر ميرسيد تلاش خواهد داشت تا گفتمان ارزشها، مبارزه با فساد، عدالت را با احياي نام شهيد رجايي و احياي مدل رجايي در مديريت كشور، كشور را از بن بست هخايي كه به نظر ميرسيد دچارش شده خارج كند
اما ايران امروز هم گويا دچار التهاب است و اين التهاب را ميتوان در چهره به چهره مردم، بهويژه در كلانشهرها مشاهده كرد. از لحاظ وضع اقتصادي، گرچه ايران جزو ثروتمندترين كشورهاي دنيا بوده و هشت درصد انرژي ذخاير كل دنيا در ايران قرار دارد.
همچنان شاهد ثبات اقتصادي نيست. البته فشارهاي اقتصادي بينالمللي قطعا در اين روند بيتاثير نبوده است اما نبود مديريت صحيح و همچنين نداشتن تجربه لازم در بين مديران ارشد كشور كه به نظر بنده اكنون كشور با آزمون و خطا در حال اداره شدن است در ساخت اين شرايط نقشآفرين بوده است؟
چراها بسيار زياد است از جنابعالي به عنوان نايبرئيس مجلس و شخصيتي كه فعاليت سياسي زيادي داريد و از نزديك با روند امور آشنا هستيد ميخواستم اين سوال را داشته باشم كه ايران چرا همچنان بيمار است؟ تحليل و ارزيابيتان از عدم توفيق در اين مقولاتي كه ذكر شد براي بسياري از تحليلگران ميتواند موثر واقع شود؟
با تشكر از روزنامه «ملت ما» و از جنابعالي كه وقت مصاحبه تنظيم كردهايد. البته شرايطي كه منجر به انتخاب آقاي احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري نهم شد، شرايطي بود كه بعد از حاكميت هشت ساله دولت اصلاحات و دوم خرداديها در كشور به وجود آمده بود كه يك فضاي خاصي به كشور حاكم بود. يعني بعد از اينكه انتخابات دوم خرداد 76 انجام گرفت، يك موج عجيبي در كشور ايجاد شد كه همه نگران اين بودند كه جرياني تلاش دارد كه انتخاب آقاي خاتمي را به عنوان تغيير اساسي در نظم و حكومت و قانون اساسي قلمداد كند.
جريان دروني يا جريان بيروني؟
جرياني در داخل جريان دوم خرداد اين تلاش را داشت. بر همين اساس همه نيروهاي دلسوز، متدينان به انقلاب نگراني خيلي جدي پيدا كرده بودند و خوشبختانه با رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري هم در دوره اول آقاي خاتمي و هم در دولت دومشان با وجود همه التهابات و امواج سياسياي كه ايجاد شده بود، كشور از اين گردنهها توانست عبور كند و ما به سلامت وارد انتخابات رياستجمهوري نهم شديم.
يعني مديريت رهبري نظام باعث شد تا از اين گردنههاي سخت عبور كنيم؟
بله. كشوردر اين هشت سال به بهترين شكل رهبري شد. در حقيقت با درايت و حكمتي كه رهبري داشتند، آن خطراتي را كه همه احساس ميكردند و نگرانيهايي كه وجود داشت، برطرف شد و به سلامت انتخابات رياستجمهوري نهم انجام گرفت و جناب آقاي خاتمي مسئوليت را به منتخب بعدي كه آقاي احمدينژاد بود واگذار كردند.
البته بعد از هشت سال رياستجمهوري آقاي هاشميرفسنجاني و جناب آقاي خاتمي پديدههايي در كشور بروز كرده بود كه بخشي از اين پديدهها، اقتصادي و بعضي از آنها سياسي بود. همه مديران در دولت سازندگي به دنبال فرآيندهاي سازندگي و به توسعه بودند و كشور با اين شعائر به جلو ميرفت. به دليل اينكه نظارت كل در كشور هنوز ايجاد نشده بود و يك نگاه بازي در كل مسائل وجود داشت شاهد بوديم كه افراد به دنبال ثروت اندوزي و افزايش سرمايهها و اقتدارشان رفتند.
يعني به موازات توسعه كشور، فرهنگ ثروت اندوزي در ميان لايههايي از مديران اجرايي كشور پديد آمد؟
همينطور است. اين اتفاق واقعا افتاد. البته شايد يك مقدار طبيعي بود اما يك مقدار هم فضاي حاكم بر دولت وقت ميطلبيد كه اين اتفاقات بيفتد و در واقع اين اتفاقات بروز كرد يعني كانونهاي قدرت و ثروت زيادي در كشور ايجاد شده بود.
مثل حزب كارگزاران؟
حزب كارگزاران را بعدها براي اينكه در قدرت بمانند، درست كردند. بعد از آن هم در دولت آقاي خاتمي، پديدههاي سياسي- فرهنگي در كشور بروز پيدا كرد و همه اينها جمع شد و افراد حزباللهي و متدين به دنبال انتخاب نامزدي كه شعارهايش همان شعارهاي اول انقلاب، كه شعارهاي در جهت عدالت
دفاع مقتدرانه از آرمانهاي انقلاب، رهبري ولايت مطلقه فقيه بود، رفتند كه در انتخابات نهم و انتخاب آقاي احمدينژاد بارز بود. ممكن بود كه در اين ميان افراد سلايق مختلفي داشته باشند. اما اگر بخواهيم تاريخ را بگوييم اين اتفاق افتاد و لذا همه احساس كردند كه چهره انقلابي كه منتظرش بودند آمده است و همان چهرهاي رجاييگونه.
آقاي احمدينژاد چهره رجايي گونه نمايش دادند يا اينكه واقعا رجايي گونه ميانديشيدند و مردم پذيرفتند؟
برداشت مردم اينطور بود كه در بين نامزدها ايشان ويژگيهايي دارد كه براي خدمت به مردم آمده و ميخواهد كار كند. به دنبال اشرافيگري نيست و ميخواهد در جهت استقرار عدالت كار كند. فرد مطيع رهبري است و براي خودش ادعايي ندارد و قصد ندارد كه در مقابل رهبري قد علم كند چرا كه اين احساس در دولتهاي قبلي گاها ايجاد شده بود.
كانديداهاي ديگري هم در سال 84 وجود داشت كه داراي اين خصايص بودند؟
در آن سال 9 نفر كانديداي رياستجمهوري بودند. من در مجلس چهارم بودهام. مجلس چهارم همزمان با دولت آقاي هاشمي بود. در مجلس پنجم هم مدتي همزمان با دولت آقاي خاتمي بوديم لذا از نزديك شاهد اين اتفاقات بوديم. به موازات اين جرياناتي كه در دولت گذشت مجلس ششم هم شكل گرفت. مجلس ششم هم كه اكثريت آن دست اصلاحطلبان و نيروهاي دوم خردادي بود
و آنجا هم همزمان تحركاتي در مجلس به وجود آمد كه اوج آن تحركات تحصن نمايندگان مقابل نظام و رهبري و قانون اساسي بود كه كشور در حقيقت، با رياستجمهوري آقاي خاتمي و مجلس ششم به بنبستي رفته بود كه اين بنبستها نگراني زيادي را براي نيروهاي انقلاب پديد آورد. انتخابات نهم رياست جمهوري همزمان با اين فضا در كشور شكل گرفت. لذا مردم به سمت نامزدي رفتند كه احساس ميكردند بايد از تودههاي مردم باشد ولو اينكه سوابق قبلي هم نداشته باشد.
ناشناخته بودن آقاي احمدينژاد چقدر در رقابت با چهرههاي شاخص و نامدار مانند آقاي هاشميرفسنجاني، قاليباف، لاريجاني و... موثر بود؟
در آن زمان يكسري افرادي وجود داشتند كه از آقاي احمدينژاد شناختهتر شده بودند. البته خيلي نميشد بگويم نامدار اما در سالهاي بعد آنها شناختهتر شدند. ولي در آن مقطع آقاي هاشمي، فرد شاخصي بود كه در ميدان رقابت قرار داشت. بعضي از نامزدهاي ديگر هم مانند آقاي كروبي، آقاي رضايي، آقاي لاريجاني و آقاي قاليباف بودند كه همگي از نگاه بيروني از آقاي احمدينژاد معروفتر بودند.
اما اتفاقاتي كه در ذهن و در نگاه مردم افتاد، اين بود كه مردم به سمت كسي رفتند كه آن تشريفات قبلي و تجملات را نداشته باشد. مردم فكر ميكردند كه بايد فردي را انتخاب كنند كه اين فرد، سادهزيست و با مردم باشد. ايشان هم در دورهاي كه شهردار تهران بودند يكسري خدماتي را انجام داد و رفتارش در بين مردم به گونهاي بود كه مردم فكر ميكردند اين مرد، فردي مردمي است و در بين مردم است و كارهاي شهر را رسيدگي ميكند و در كل به دنبال خدمت است.
جناب آقاي دكتر اين نگاه فقط نگاه مردم به ايشان نبود. خيلي از سياسيون خواص دلسوز كشور هم چنين نگاهي به آقاي احمدينژاد داشتند.
بله همينطور است.
ولي اكنون به نظر ميرسد همان مولفههايي كه روزي براي ايشان به عنوان پارامترهاي ارزشي محسوب ميشد، اكنون به ضدارزش تبديل شده است و همه نقاط منفي دولت شده است. تفاوت آقاي احمدينژاد سال 88-84 و از سال 88 تا به امروز را شما در چه مسائلي ميبينيد. چه تفاوتي در دولت آقاي احمدينژاد و شخص ايشان ايجاد شده است؟
در مرحله اول انتخابات سال 84 افرادي كه به سمت آقاي احمدينژاد آمدند يك تيپ بودند. اما در نهايت آقاي احمدينژاد به دور دوم آمد تا با آقاي هاشمي رقابت كند. همين جا بود كه تفكيك بسيار جدي صورت گرفت. پديدههاي نامناسب در نگاه مردم در دولت هاي آقاي هاشمي و آقاي خاتمي، به يكباره پرونده آقاي هاشمي شد و از سوي ديگر احمدينژادي قرار داشت كه حقيقت آن سوابق را نداشت و يك چهره جديدي با يك سري رويكرد جديد مردمي به نظر ميرسيد.
سابقه ناشناخته ايشان؟
بله، ايشان اصلا قابل مقايسه نبود. آقاي احمدينژاد سابقه استانداري در زمان آقاي هاشمي را داشتند و بعد از آن در شهرداري مشغول بودند. سابقه ايشان مانند نيروهاي جديدي بود كه ما در كشور داريم و لذا مردم در حقيقت در مرحله دوم انتخابات آمدندو يك گرايشي را نشان دادند كه متفاوت از آن شانزده سال قبل بود. اين سبب شد كه ايشان با راي بيشتري از آقاي هاشمي انتخاب شوند و اين مسئله در داخل جامعه هم پيام داشت.
اينكه مردم دولتي ميخواهند كه فرد منتخبشان، مردمي فعالتر، جوانتر و سادهزيست باشد و به دنبال اشرافيت نرود و چهرههاي جديد را به عرصه مديريتي كشور آورده و مطرح نمايد. مردم احساس ميكردند كه آقاي احمدينژاد افرادي را ميآورد كه خيلي در حلقههاي قدرت نبودند با شعارهاي آقاي احمدينژاد در حقيقت اين ديدگاه در جامعه به وجود آمده و دولت نهم هم در همين فضا شكل گرفت و نكته ديگر از عملكرد دولت نهم و دهم بايد گفت اين است كه آقاي احمدينژاد در بسياري از زمينهها از لحاظ عملكرد كارنامه خوبي را در كشور دارد.
مثلا اگر ما كارهاي عمراني دولت نهم و اين مدت دولت دهم را با هم مقايسه كنيم سرعت خيلي بالاتر از دولتهاي قبلي است. نكته ديگر به لحاظ رويكرد اجتماعي است. نتيجه سفرهاي استاني كه ايشان انجام ميدهند باعث شده تا فاصلهاي كه مردم بين خودشان و دولت احساس ميكردند، برداشته شود.
لذا يك مولفه خوب اجتماعي در اين كار بود سرعت كارهاي عمراني هم مزيد برعلت شد كه مردم فكر كنند كه كارها به صورت جدي در حال پيشروي است. به لحاظ فرهنگي رويكردهايي كه از طرف دولت مطرح شد، رويكردهاي مثبتي است اما بعضي از اين مولفهها قابل تامل است يعني بايد از نظر فرهنگي بررسي شود كه تعميق آرمانها و اهداف جمهوري اسلامي نسبت به گذشته چقدر تاثيرگذارتر بوده است.
در زمينههاي بينالمللي و سياسي، دولت پشتسر مقام معظم رهبري عليالخصوص در دولت نهم قابل رويت است. موضعگيريهايي كه در صحنه بينالمللي برابر ابرقدرتها انجام گرفت را نبايد ناديده گرفت. در حالي كه گفتماني كه در دولت اصلاحات وجود داشت بسيار متفاوت از اين رويكرد بود اگرچه در حال حاضر نميخواهيم آقاي خاتمي را نقد كنيم و به ايشان خدشهاي وارد كنيم... البته سياست خارجي براساس قانون اساسي بايد حتما به تاييد مقام معظم رهبري برسد.
يعني ميخواهيد بگوييد كه سياست خارجي در دولت آقاي خاتمي قطعا به تاييد رهبري رسيده است؟
بله. ولي مدل سياست خارجي اين دولتها از لحاظ كارشناسي و گفتمانهايشان متفاوت بود. اما آن چيزي كه در عرصه سياست خارجي اعمال ميشود چون براساس قانون اساسي بايد به تاييد رهبري برسد لذا ما نگراني از اين بابت نداريم و خيالمان راحت است در زمان حضرت امام هم همينطور بود.
الان هم به همين ترتيب است. دولتها هم كه تغيير كنند، نميتوانند خط كلان نظام را در معادلات بينالمللي تغيير دهند. اما از نظر گفتمان داخلي، دولت نهم و دهم با دولتهاي قبلي متفاوت بود و لذا اين براي مردم پيام خودش را داشت. در ارزيابيهايي هم كه مقام معظم رهبري در عملكرد دولت آقاي احمدينژاد داشتند، همين نكتههايي را كه من اشاره كردم را بيان كردند
و من با توجه به نظر ايشان عرض ميكنم كه هم رويكرد سفرهاي استاني را مثبت ارزيابي كردند و هم مواضعي كه در برابر قدرتها بوده و هم كارهاي عمراني و رسيدگي به كارهاي مردم كه در اين دو دولت شاهد آن بودهايم.
اما نكات منفي زيادي هم مانند كاهش رابطه مراجع تقليد با ايشان؟
الان عرض ميكنم. فرق من با شما در اين است كه صحبتهاي من جهتي ندارد.
من هم جهتي ندارم، جهتم با فرمايشات شما تنظيم ميشود.
ميخواهم بگويم اين دولت چطور بوده است. الان نه ميخواهم بگويم دولت آقاي هاشمي چطور بوده است نه آقاي خاتمي و نه آقاي احمدينژاد. لذا دستاوردهايي كه در اين دولت با نظر مقام معظم رهبري و در برخي عرصهها از دولتهاي قبلي خيلي بيشتر است.
البته اين دو را نميتوان ناديده گرفت كه حجم سرمايه 600 ميليارد دلاري متفاوت از درآمدهاي دولت سازندگي و اصلاحات بوده است.
بله برخي مولفهها مانند نفت و درآمدهاي كشور به اين كار كمك كرده است. ما مثلا در مجلس چهارم بين سالهاي 75-71 سقف بودجه بستهبندي شده جمعا 20 ميليارد دلار ميشد و نفت بشكهاي 8 دلار بود. من در آن موقع در كميسيون بودجه بودم اكنون نفت را 80 دلار محاسبه ميكنيم و بودجه را 500 ميليارد دلار ميبنديم، قابل قياس نيست.
درآمدها تغيير كرده است و يكي از مسائل در اين چند سال تغيير داشته افزايش درآمد از محل صادرات غيرنفتي بوده كه از مولفههاي مثبتي است كه اتفاق افتاده است يا همان كاري كه در اين چند سال با هدايت رهبري در كشور انجام گرفت كه هدفمندكردن يارانهها در دولت آقاي هاشمي و در زمان آقاي خاتمي هم مطرح بود.
هر دوي اين دولتها به انجام اين كار اقدام كردند يعني كارشناسي كرده بودند و لايحههايي را به مجلس آوردند. من خاطرم است كه در آن زمان آقاي خاتمي آن زمان حتي قيمت بنزين را به مجلس آوردند. آقاي روغني زنجاني كه رئيس سازمان برنامه و بودجه زمان آقاي هاشمي و آقاي خاتمي بودند به دنبال اين مسئله بودند. البته نام اين طرح هدفمندي يارانه ها نبود و عناوين ديگري داشت.
در حقيقت اين دولتها هم به دنبال آزادسازي قيمتها بودند؟
بله. آزادسازي قيمتها بود. اين آقايان هم زمينهسازي كردند اما نتوانستند در مجلس به توافق برسند. ولي بعدا به عنوان اينكه يك طرح تحولي اساسي در كشور است با حمايتي كه رهبري انجام دادند و خود مردم كه در اين زمينه بيشترين سرمايهگذاري را انجام دادند و شرايط را تحمل كردند اين موضوع بسيار مهمي در اين چند ساله شده است كه اميدواريم در چارچوب قانون اين كار به بهترين شكل پيش رود. اما آن مسئلهاي كه عملكرد آقاي احمدينژاد را مورد انتقاد قرار ميدهد اين است كه عدهاي از دوستان انقلاب و علاقهمندان به ايشان كه قبلا با ايشان همراه بودهاند، اكنون حرفهايي را به ايشان نسبت ميدهند كه قابل تامل است.
يكي از اين انتقادات به تغيير وزير اطلاعات در اول سال بود كه اين مسئله در كشور موجب نگرانيهايي شد كه به اصطلاح چرا بايد رئيسجمهوري كه تمام نيروهاي حزبالهي، متدين و علاقهمند به انقلاب آمدهاند و با اميدي به ايشان راي داده با موضوعي اينچنيني كشور را دچار چالش كند. وقتي نظر رهبري راجع به وزير اطلاعات مشخص است يازده روزي به تعبيري برخي دور كاري رئيسجمهور كمي قابل فكر است.
راحت بگوييد خانهنشيني رئيسجمهور
اين هم نكتهاي بود كه ايجاد شد و برخي مسائلي كه در اين چند وقت در برخي مباحث نظري و فرهنگي بروز كرده باعث شده است كه در كشور نگراني ايجاد شود. آن چيزي كه من فكر ميكنم اين است بايد در كشور مسائل را تفكيك كرد و قوا بايد مراقبت كنند كه كار كشور زمين نماند.
با توجه به تهديدهايي كه روز به روز از طرف دشمنان براي زمين زدن ما طراحي ميشود و بالاخره با وجود سليقههاي متفاوت در عرصه مديريتي كاري انجام ندهيم كه مسائل كشور زمين بماند. لذا تلاش ما در مجلس بدين صورت است كه بهترين تعامل را با دولت و قوه قضاييه داشته باشيم.
مثلا يكي از تعاملات عدم استيضاح آقاي حسيني بود؟
استيضاح شد ولي راي نياورد. استيضاح راي نياورد ولي ايشان دوباره وزير ماند. لذا راهاندازي جلسات سه قوه كه با يك فاصله 15-14 مهر بود در همان جهت بود كه كار قواي سهگانه زمين نماند. لذا آن چيزي كه از مواضع مقام معظم رهبري متوجه ميشويم اين است كه ما در انجام امور كشور موافقت كنيم كه اختلال ايجاد نشود.
يعني مماشات؟
نه مماشات نميكنيم. يعني اينكه كار كشور به دليل اختلاف ديدگاههاي موجود اما اگر هم موقعي جرياني مانند جريانات انحرافي، ديدگاههايي غير از ديدگاههايي كه ما از امام و رهبري ديديم در حال رشد كردن و توسعه دادن نظراتي است بايد به صورت جدي برخورد كنيم و مراقبت كنيم كه خط نظام و انقلاب از مسير خودش منحرف نشود.
در اين راستا هم برخورد جدي ديده نميشود. شما به آقاي احمدينژاد و وزير اطلاعات اشاره داشتيد اما همين آقاي احمدينژاد در سال 88 بعد از دوره دوم رياستجمهوريشان آقاي مشايي را به عنوان معاون اول خود انتخاب كردند رهبري به ايشان نامهاي دادند كه در آن اشاره شده بود كه گذاردن آقاي مشايي در پست معاون اولي به نفع شما نيست
و شخصيت مناسبي براي اين پست نيست ولي باز ديديم كه آقاي احمدينژاد يك هفته تمام دست نگه داشت تا خود آقاي مشايي از پستي كه خود رئيسجمهور به ايشان ابلاغ كرده بودند استعفا داد. يعني باز هم ايشان از ابتداي سال 88 نشان داد كه توجه خيلي خاصي به نگاه مقام معظم رهبري ندارد.
خاطرم هست كه سال 84 كه ايشان كانديداي رياستجمهوري شده بودند در يك كنفرانس مطبوعاتي با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي ايشان گفتند شك نكنيد كه من رئيسجمهور ايرانم. در بين تمام كانديداهايي كه هركدام سوابق اجرايي در كارنامه خود داشتند اين حرف را زدند.
البته نميخواهم نگاه بدبينانه همراه با سوءظن داشته باشم، ميخواهم بگويم از همان زماني كه ايشان متصدي شهرداري تهران شدند نه شخص آقاي احمدينژاد به نظر ميرسد جرياني براي شخص ايشان برنامه ريخته بود كه با نشان دادن خدمترساني به مردم و با دلتنگي كه مردم نسبت به حال و هواي اوايل انقلاب و احياي ارزشها داشتند
اينها را براي مردم زنده كنند و آقاي احمدينژاد هم به عنوان چهرهاي كه پتانسيل اين امر را داشت و توانست به نوعي خواص و عوام كشور را متقاعد نمايد كه من همان مولفههايي كه جنابعالي فرموديد را دارم اما وقتي كه ايشان در جايگاه رياستجمهوري تثبيت شد،
10 وزير ارزشي ايشان در دولت دهم ريزش پيدا كرد كه چندي پيش آقاي احمدينژاد در جلسه ستاد حاميان دولت گفت كه اگر اين وزرا را سر كار نميگذاشتيم، دولت را ساقط ميكردند و نميگذاشتند كه كارمان را انجام دهيم. مثلا ميبينيم كه دولت، آقاي متكي و آقاي صفار هرندي را تحمل نميكند.
در مسيري كه گام برميدارد و كارهايي راكه ميخواهد انجام ميدهد. ميخواهم بگويم با اتفاقاتي كه افتاده است آقاي احمدينژاد سال 84، آقاي احمدينژاد واقعي نبود. يعني آقاي احمدينژاد واقعي همان چيزي است كه اكنون شاهد آن هستيم يا اينكه واقعا ايشان در عرض اين شش سال تغيير كردهاند.
به سوال اول برميگردم. آقاي احمدينژاد تغيير كرده است يا خير؟ آقاي احمدينژاد امروز ميگويد كه خط قرمز من كابينه من است و از دست بوسي رهبري به يازده روز خانهنشيني ميرسد. پيامدهاي اين موارد را ميتوان در افكار عمومي ديد.
اينطور نيست كه مردم متوجه نشوند. رئيسجمهوري كه با احياي خاطره شهيد رجايي رئيسجمهور ميشود و دست مقام معظم رهبري را ميبوسد و نشان ميدهد كه من ولايتمدار هستم، يازده روز خانهنشين ميشود. آيا اين ولايت مداري عملي است؟
نميدانم شما دنبال سوال از بنده هستيد يا دردهاي خودتان را بازگو ميكنيد.
تحليل من از موضوعات اخير است
ميدانم، تحليلهاي مسائل كشور از نگاههاي مختلف وجود دارد ما مسئولان كشور را نگاه ميكنيم. ممكن است روساي جمهوري قبلي هم اشتباهاتي را در زمان خود داشته باشند يا برخي ديگر از مسئولان كشور پيش ميآيد كه نقطهنظري مطرح شده يا مسئولان ارشد نظام مباحثي را بيان كردهاند و ديگر مسئولان كار ديگري را انجام دادهاند.
يعني ما كه نگاه ميكنيم گاهي اوقات اتفاقاتي ميافتد كه بعضي مسئولان توجه نظام را به وظيفه و مسئوليتشان ندارند آقاي احمدينژاد هم راجع به كارهايي كه انجام ميدهد بايد پاسخگو باشد ولي ما به عنوان افراد بيطرف كه از بيرون نگاه ميكنيم نقاط مثبت دولت را در برخي عرصهها بيان ميكنيم و يكسري نقاط منفي هم وجود دارد كه نگراني ايجاد كرده است
و اين مسائل هم مشخص است؛ مثلا الان يكسري افرادي كه در دفتر رئيسجمهور كار ميكند اگر بخواهد جريان اصلي انقلاب را هدف قرار دهد و بخواهد جرياني ايجاد كند در جريان اصلي كشور وظيفه همه ما مقابله با اين جريان است. گاهياوقات اين مسئله با كارهاي اجرايي كشور گره ميخورد و آنجا دقت كنيم و مراقبت كنيم كه وظيفه اصلي ما همين است.
مراقبت كردن براي مديريت كردن كشور است ديگر؟
نه. الان بعضيها دوستانه از ايشان انتقاد ميكنند. با ايشان حرف ميزنند در جلسات مسئولان كشور نمايندهها انتقاد ميكنند. همين گلههايي را كه مقداري از آن را شما گفتيد را بيان ميكنند و انتظاراتي كه از ايشان به عنوان يك فرد ولايتمدار وجود داشته است را به ايشان منتقل ميكند
و آن چيزي كه مسلم است ما هم دوست داريم كشور براساس قانون اساسي و تاكيدات مورد نظر رهبري به بهترين شكلي اداره شود و مراقبت كنيم كه دستگاهها وظيفه خود را انجام دهند و هيچ فردي از وظيفهاي که داشته است تخطي نكند تا آسيبي به نظام و انقلاب وارد نشود. فلذا مسئلهاي را كه مراقبت ميكنيم
اين امور هستند درباره اينكه آقاي احمدينژاد هنگامي كه در شهرداري بوده است چه انگيزهاي داشته به اين دليل من چند وقتي همسايه بودم و در آن زمان در دستگاه قوه قضاييه بودم و رئيس سازمان پزشكي قانوني بودم و 30 سال هم هست كه با ايشان ارتباط داريم. يعني از زمان دوران دانشجويي و فعاليتهاي دانشجويي با يكديگر داشتهايم
اما اينكه تحليل كنيم زماني كه ايشان در سال 83 و 84 آمدند چه چيزي در دلشان و ذهنشان ميگذشت. قضاوت آن كار مشكل است. البته اشكالي كه شهرداري ما دارد اين است كه هر فردي كه وارد شهرداري ميشود حال و هواي انتخابات و پستهاي ديگر برايش ايجاد ميشود. لذا اين مسئله دوباره در حال شكلگيري است
و اين دليل كه شهرداري تهران كارگستردهاي است كه اداره تهران كار دشواري است بودجه سنگيني دارد و امكانات زيادي هم دارد. ممكن است افراد به اين فكر بيفتند حالا كه ما ميتوانيم تهران را اداره كنيم شايد بتوانيم كشور را هم اداره كنيم. مانند اتفاقي كه در زمان آقاي هاشمي افتاد كه رئيس مجلس رئيسجمهور شد
اما زمان رياستجمهوري بعدي اين اتفاق نيفتاد يعني آقاي ناطق نوري نتوانستند رئيسجمهور شوند. لذا اين مباحث گاهي اوقات مطرح است. اما آن چيزي كه بايد مورد توجه همه ما قرار گيرد اين است كه افراد اگر جايي خدمت كردند اگر براي مردم كار خوبي كردند از آنها تشكر كنيم. ولي بايد مراقب بود جرياني كه بخواهد جريان انقلاب را تغيير دهد و به اصطلاح دنبال مقاصد ديگري باشد.
اين خطر را شما تا به حال حس نكردهايد؟
تلاش ما اين است كه به دنبال رهنمودهاي مقام معظم رهبري حركت كنيم. سعي ميكنيم اگر هم احساس خطري كرديم، مقابله كنيم و هم برنامهريزي داشته باشيم كه آن اتفاقات نيفتد.
يعني الان هم مقابله ميكنيد و هم برنامهاي داريد؟
اگر جايي احساس خطر هم ميكنيم، وظيفهمان را حتما انجام ميدهيم. اكنون كه يك سال بيشتر از دوره رياستجمهوري آقاي احمدينژاد باقي نمانده و كشور هماكنون در شرايط فشار بينالمللي قرار گرفته است و عبور از اين گردنههايي كه در آن قرارگرفتهايم بسيار حياتي است و بر همين اساس، انتخابات پيشرو نيازمند تدبيري جهت پيشبرد امور است.
همه ما به تدابير رهبري التزام داريم. يعني وقتي مقام معظم رهبري دستوري يا رهنمودي را بيان ميفرمايند تلاش ما اين است كه اين امور را انجام دهيم تا كشور بتواند به سلامت از اين بحران عبور كند.


