- ليست نهايي نامزدهاي جبهه ايستادگي در تهران
- آغاز تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم
- وزير خارجه عمان: ماموريت ويژهاي براي ميانجيگري بين ايران و امريكا ندارم
- آيتالله مهدويكني:اين که برخي براي بزرگ كردن خود ديگران را بزنند ولايتمداري نيست
- اینترنت ملی در 3 فاز
- فخرالدين فخرالديني :عكسِ شخصيت آدمها را ميگيرم
- شوك ايران به غرب
- مناظره در رسانه ملي فضاي باز در دانشگاهها
- رشوه 000 000 3 دلاري به خاوري
- ابوالقاسم رئوفيان:رئیس جمهور نباید در انتخابات مجلس دخالت می کرد
- حركت دولت با چراغ خاموش
- 22 بهمن امسال نماد بصيرت موقع شناسي و ايستادگي ملت
- بحرين، انقلاب فراموش شده
- ليست 20 نفره جبهه ايستادگي
- فرشيد مثقالي:سرعت زندگی ، فرصت ثبات را از هنرمند گرفته است
- ٢٩ بهمن ،نخستين جلسه دادگاه فساد 3000 ميلياردي
- حسن غفوری فرد:احمدی نژاد با شبیه سازی شهید رجایی رأی آورد
- ابزار جدید برای کنترل بازار ارز
- احمد مسجد جامعي :بهجاي دولت، مردم هزينه ظرفيتهاي ملي را ميپردازند
- آماده مذاكره در چارچوب عدالت و احترام هستيم
- دوئل توکلي و رحيمي
- حضور ملت در 22 بهمن استمرار حرکت مردمي انقلاب
- اسحاق جهانگيري:سياستهاي اقتصادي ناكارآمد عامل وضع موجود است
- آخرين وضع ليست جبهههاي انتخاباتي تهران
- عبد العلي دستغيب :معيار من در نقد «ابداع» و مناسبات فرهنگي است
- عقب نشيني اوباما
- عماد افروغ:بدون نقد و نخبگان نمي شود کشور را به سلامت اداره کرد
- پول ملي جديد از سال 93
- ماهواره «نويد» با موفقيت به فضا رفت
- تاکيد مقام معظم رهبري بر رقابت سالم در انتخابات
فرشيد مثقالي:سرعت زندگی ، فرصت ثبات را از هنرمند گرفته است
جناب مثقالي شما تاكنون جوايز ارزشمندي در جشنوارههاي معتبر كسب كردهايد؛ معيارهاي انتخاب يك اثر براي كسب يك جايزه معتبر چيست؟جايزه، گرچه حاصل خلاقيت و نتيجه انرژي و توان هنرمند است؛ همزمان تابعي از زمان و مكان يا به عبارتي جغرافيا و تاريخ ارايه يك اثر است. جايزه متضمن شرايطي است كه اهميت صرف را از اثر هنري جدا ميكند و به شرايط زماني و مكاني مشروط ميكند.
| مینا عبدی |
فرشيد مثقالي در گفتوگو با«ملت ما»:
پس نميتوان با اطمينان گفت كه يك اثر لايق كسب مرتبه بالاي هنري است يا خير. يك اثر هنري؛ در يك تاريخِ و جغرافياي ويژه؛ مورد توجه و عنايت قرار ميگيرد و در تاريخ و جغرافيايي ديگر از توجه داوران محروم ميماند. به هر حال هر گروه از داوران طبق سليقهاي خاص و به مقتضاي زمان خود به داوري و انتخاب اثر هنري ميپردازند.
حتي از ديد داوران مشخص نيز ميتوان جايزه را امري نسبي دانست؛ چراكه از لحاظ ديد يك داور همين اثر؛ در زماني متفاوت، با شيوهاي ديگر مورد قضاوت قرار ميگيرد. در روزگاري كه من و بسياري از هم نسلانم خلق هنري را آغاز كرديم؛ نيز، وضع به همين منوال بود. اثري كه از من در«براتيسلاوا» برنده جايزه شد؛ همان سال از «بولونيا» نيز حائز رتبه برتر شد؛
بدينسان ميتوان همان گفت: اين كتاب در آن تاريخ در اروپا از نظر داوران جشنوارههاي«بولونيا» و «براتيسلاوا» به نوعي از تازگي و جذابيت برخوردار بود. در هر حال معيارهاي انتخاب چندان معين و قابل پيشبيني نيست و اين امر به اتفاقات فرهنگي و هنري همزمان خلق يك اثر هنري بستگي دارد.
عوامل توجه جوايز بينالمللي به يك اثر چیست؟
ارزش يك اثر هنري با جوايز گرفته و نگرفته مرتبط نيست. اما اگر بخواهيم؛ انتخاب يك اثر براي دريافت جايزه از نگاهي كلي را بررسي كنيم در خواهيم يافت كه چند عامل اساسي در اين امر دخيل است. اين عوامل؛ از جمله ارزش يك اثر هنري از يك طرف، مكان عرضه و زمان عرضه يك اثر در كنار هم در ايجاد تعادل دخيل است.
اين موضوع ميتواند، سبب برجسته شدن يك اثر هنري شود. در نتيجه ميتوان گفت ميزان ارزش اثر جز ارزشهاي خلاقه، تازگي و معيارهاي زيبايي شناختي، حاصل از جو حاكم بر يك زمان خاص مرتبط است. گرچه معتقدم اتفاقات روز دنيا در يك زمان مشخص؛ معيارهاي خاصي را براي جلبتوجه به يك اثرهنري تعريف ميكند و به همين سبب باعث درخشش يك اثر خواهد شد. اين نكته نيز لازم به ذكر است كه جذابيت و تازگي پنهان در يك اثر لازمه راه يافتن آن به حيطه داوري است.
آقاي مثقالي درباره شرايطي با ما سخن بگوييد كه سبب تربيت يك نسل از هنرمندان مطرح و حرفهاي در دهه 50 شد؟
پرورش هنرمند مستلزم مقدمات و زمان است. ظهور يك هنرمند به زمان ظهور او مربوط ميشود. گاه عوامل بسياري دركنار يكديگر به ظهور هنرمند كمك ميكنند و گاهي هم همين عوامل محيطي يك هنرمند را از رشد و شكوفايي محروم ميكنند. در بسياري از موارد ثبات، عامل مهم پرورش يك هنرمند است.
نسل قبل هنرمندان ايران از اين ثبات بهره مند بودند. معتقدم روند تغييرات اجتماعي در روزگار ما از سرعت امروزي برخوردار نبود. شايد اين شانس ما بود. شرايط بيروني در روزگار معاصر به سرعت دستخوش تغيير ميشود و همين تغيير فرصت ثبات را از هنرمند سلب ميكند. بهنظر ميرسد شرايط كلي و امكانات بيروني امروز بيشتر از عصري است كه ما به كار پرداختيم. گواينكه در دهه 30 و 40 تعداد هنرجويان و فعالان هنري كمتر بود.
اما به علت كم بودن دغدغه و همچنين مهيا بودن بستري تاريخي و اجتماعي؛ شكوفايي هنري در آن دوره بسيار پررنگ بود. معتقدم امروز شناخت هنري وسواد بصري بيشتر از گذشته و پربارتر از دهههاي قبل است و اگر بستري مناسب براي بروز خلاقيت هنري موجود باشد بهراحتي ميتوان ايجاد يك نسل درخشان از هنرمندان برجسته را شاهد بود. من وقتي تصويرگري را شروع كردم اطلاعات در باب اين حرفه بسيار ناچيز بود.
ميتوان گفت عملكرد ما در حوزه تصويرسازي مبتني بر دانش مدون نبود. هم چون فردي كه در تاريكي كورمال كورمال راه ميجويد؛ و به دنبال يافتن راه درست است. آقاي مثقالي يكي از نكات مهمي كه از شما ميشناسيم جمله شما درباره تصويرگري است. «وفاداري به این ركن اصلي در خلق تصويرگري است.» ميخواهم از اين ركن بيشتر سخن بگوييد.
اين موضوع مهم است كه كدام يك از قسمتهاي متن را براي تصويرگري انتخاب ميكنيم يا توجه به اينكه در يك متن كدام عناصر بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد؛ كدام شخصيت بايد در كدام قسمت از صفحه تصوير شود و اين امر كه كدام عناصر و جزئيات؛ بايد براي جذابيت بخشي به تصوير اضافه شود.
نكته مهمي كه در اين راستا بايد مورد توجه قرار گيرد؛ توجه به اين امر است كه، اثر تصويرگري براي كدام گروه از مخاطبان توليد ميشود و در چه رسانهاي منعكس ميشود. ردههاي مختلف سني و نوع رسانه از اين باب محل اهميت فراوان است. بهطور كلي ميتوان گفت؛ برقراري ارتباط موثر با مخاطب در هر رده و در هر رسانه شكلي متفاوت دارد.
ردههاي سني متفاوت در كودكان كه از حساسيتهاي متفاوتي برخور دارند انواع متفاوتي از تصويرگري در متون داستاني و غيرداستاني را براي كودكان طلب ميكند.در كشور ما تصويرگران محدودي هستند كه يك اثر درست و در ضمن جذاب توليد ميكنند. درك اين امر كه تصويرگر بايد به مخاطب و متن خود وفادار بماند؛ در تصويرگري حائز اهميت بسيار است.
حال نمايش استعداد فردي و نگاه هنرمندانه به يك اثر نوشتاري و خلق تصاوير درست و مطلوب براي آنها از ملاحظات و ظرافت زيادي برخوردار است. از سويي اين امر به نوعي با فرهنگ حاكم بر دوسالانه ها و اثر آنها بر بازار هنر مرتبط است. شور و هيجان موجود در نسل جديد هنرمندان را از گذشته بيشتر ميبينم، اما کسب جايزه براي نسل جديد بهطور اغراقآميزي زياد است.
اين وجه از كار براي نسل تازه حائز اهميت بسيار است. اين جذابيت باعث شده است كه تصويرگران بيشتر به جذابيت فرمي توجه كنند و كمتر به بيان روايتي متن بپردازند. ارتباط تصوير و متن در آثاري از اين دست؛ به غايت كمرنگ است و اين موضوع بر ارتباط كه رسالت اصلي اثر تصويرگري است؛ تاثير ميگذارد.
در سليقه رايج يا به عبارتي«اثر جشنواره اي» جذابيت بر ارتباط چيره شده است و به همين سبب وجود فرمها و عناصر اضافي و نقوش كه در متن موجود نيست؛ در اثر تصويري رخ نمایي ميكند. در اين شرايط ارتباط متن با تصوير رنگ ميبازد و اهميت فرم و بروز عناصر بيارتباط با متن پررنگتر ميشود. در نتيجه عنصري براي برقراري ارتباط وجود ندارد.
موضوع در اين جا به هنگام مصور شدن دستخوش دگرگونيهايي غيرقابل درك ميشود. بايد بهخاطر داشت كه رسالت تصويرگر وفاداري به موضوع و متن در عين بروز خلاقيت است.
آثار شما ويژگيهاي شاخصي دارد كه قابل شناسايي است؛ كمي درباره اين ويژگيها برايمان بگوييد
يكي از مواردي كه در آثار خود به آن دقت بسيار دارم؛ تكنيك است. تنوع تكنيكي در آثارم بسيار است. در آثار من تكنيك و شيوه اجرايي بسته به موضوع دچار دگرگوني ميشود. بهعنوان مثال؛ استفاده از روش«لاينو كات» در كتاب ماهي سياه كوچولو با استفاده از اين تكنيك و در آخرين كتاب من«من وخارپشت عروسكم» بيش از 10 سال اختلاف زماني دارد.
تكنيك تابع متن است براي بيان هر گونه از مضمون ميتوان از تكنيكهاي ويژهاي استفاده كرد. در كلاسهاي دانشگاهي، بررسي كتابهای كودكان منتشر شده(چه داخلي و چه خارجي)، از لحاظ نوع روايت و تصوير، انتخاب و جايگيري شخصيتهاي داستان، همچنين رنگگذاري، رعايت نسبتها و اولويت در آثار، از جمله كارهاي من در كلاسهاي درسي است.
مرحله اول و لايه زيرين تصويرسازي تصميمات ساختاري است. زيباييشناسي و پرداخت به عنوان لايهروئي ارزشمند خواهد بود. ملاحظات وجه بياني و روايتي در ساختار كار، اصليترين خصوصيت يك اثر تصويرگري است. ساختار؛ عبارت از انتخاب عناصر مختلف از متن و هم نشيني اين آثار در ارتباط موثر با يكديگر و با نسبتهاي مناسب. شناخت ابزار و تكنيك مناسب پرداخت و ملاحظات زيباشناسي، مرحله بعدي است.
از سويي برقراري ارتباط؛ درعين ملاحظه فرم و رنگگذاري و بيان تصويري نكتهاي است كه يك اثر ارزشمند را متمايز ميكند. منبع تصويرگر متن است. متن جايگاه قرارگيري شخصيتهاي داستان، ميزان نور و تاريكي و احساس شخصيتهاي موثر را معين كرده و حدود رسالت مصور را در بازنمايي تصویري مشخص ميكند.
مشكل ارتباطي به صورت آشكار در آثار جشنوارهاي ديده ميشود. چراكه اصول زيباييشناسي و مهارت در بازنمايي فرم و رنگ در اينجا اهميت اول را دارد. به عبارتي نگاه فرماليستي در مسابقات به نگاه كاربردي غلبه دارد.
تصويرگران خارجي بسيار محتاطند
مثقالي در ادامه پاسخ به اين سوال گفت: ديدگاه ناشران خارجي كاملاً متفاوت است. تصويرگران خارجي بسيار محتاطند. خلق اثر تصويرگري در ارتباط با ناشران بزرگ خارجي كاملاً شكل محافظهكارانه به خود ميگيرد. چراكه برقراري ارتباط و وفاداري به متن خود تا حد زيادي محدوديت را بههمراه خواهد آورد.
در دنياي غرب سفارش دوّم از سوي ناشر به فروش كار اول مرتبط است. اغلب بازنمايي ديدگاههاي بسيارشخصي و تجريدي در كار، امكان عدم ارتباط با مخاطب و از دسترفتن فروش و در نتيجه براي كار دوباره را به همراه دارد. آثار تصويرگران ايراني را متمايز و در بعضي از موارد حرفهاي ميدانم. آثار تصويرگران جوان ايراني از جسارت برخوردار است و به همين علت در ميان آثار جشنوارهاي به سرعت به چشم ميآيد.
نوع برخورد با اثر هنري در ايران در هيچ كشور ديگر بدين شكل نيست. يك ناشر غربي ممكن است؛ از ميان 100 جلد كتابي كه به چاپ ميرساند؛ برخورد هنري خود را به يك يا دو جلد اختصاص دهد. ممكن است؛ 99 اثر در محدوده مشخص و معين شده مطابق استانداردهاي ارتباطي باشد و ناشر سفارش يك جلد را به هنرمندي كه آثارش با سبكي شخصي و هنري انجام ميگيرد؛ بسپارد.
اكثر تصويرسازيها و تمامي متنها در جهت برقراري ارتباط و در راستاي اشكال و كاراكترهاي شناخته شده پيش ميروند. معمولاً همه اشكال، و كاراكترهاي اصلي؛ شيرين، روشن و با ارتباطهاي قابل درك تصوير ميشوند. متاسفانه يا خوشبختانه؛ مصوران بنام در كشور ما، كمتر در اين جهت قرار دارند و تمام خلاقيت آزاد آنها در جهت بديع كردن اثر هنري و بدون توجه به محتوا و مخاطب خلق ميشوند.
به همين دليل آثار ايراني در خارج از كشور و در مقابل تصويرسازي معمول ديگر ممالك؛ جلبتوجه ميكنند.
بهعنوان يك هنرمند تصويرگر؛ آفتهاي تصويرگري كودك ايران چيست؟
در واقع ساختار يك اثر تصويرگري ميتواند كاملا عقلاني وبه موازات آن خلاقيت صورت گيرد. اغلب تصويرگريها در ايران؛ فاقد ساختار منطقي است و ساختار مستلزم فكر است. ساختار قسمت تعقلي يك اثر هنري است. فكرو خلاقيت عناصر ساختار است. اغلب در تصويرگري ايران قسمت پرداخت مسلط بوده و توجه به فرم غالب است.
تصويرگري كودك بايد براي هريك از ردههاي سني با ملاحظه ادراك و حساسيتهاي مخاطب به وجود ميآيد. به باور من تصويرسازي كودك دشوارترين گونه تصويرسازي است. حساسيتهاي كودك و ظرافت مورد نياز براي برخورد با او بر اين دشواري ميافزايد. نگرش فعلي در رابطه با كودكان بايد به نوعي اصلاح شود.
ساده انگاري در رابطه با كودكان مشكلي است كه نيازمند اصلاح است. تصويرگري تنها مختص كودكان نيست. تصويرگري حوزههاي مختلفي را مورد پوشش قرار ميدهد كه از آن جمله ميتوان تصويرگري براي نشريات، تصويرگري داستاني بزرگسالان همچنين تصويرگري علمي و آموزش و تصويرگري تبليغاتي از آن جملهاند.
روزنامهها و مجلات كشور از بزرگترين شانسهاي كاري براي تصويرگران هستند. در تمام دنيا نشريات بخشي از بازار فروش خود را به كمك تصوير كسب ميكنند(چه عكس، و چه تصويرسازي) . يك مقاله فرهنگي يا سياسي توسط تصوير جذابيت اوليه پيدا و خواننده را به خواندن ترغيب ميكند.
تصويرگري براي نشريات يك حيطه گسترده از فعاليت را در بر ميگيرد كه در كشور ما به هيچيك از گونههاي آن به صورت مطلوب توجه نميشود. متاسفانه دربررسي آثار رايج در ايران، به اين نتيجه ميرسيم كه اين آثار در خدمت كودكان نيست. اين آثار تابلوهاي زيباي نقاشي هستند؛ نه تصويرگري كاربردي و اثرگذار براي كودكان.
از سويي با دقت در اين آثار بر اين موضوع واقف خواهيم شد كه چنين آثاري در داخل كشور نيز به شكل يك رشته با كاربرد مشخص مطرح نيستند. اثر اغلب تصويرگران براي خريدار جهت مصرف آن براي كودكان كاربرد ندارد به همين علت مورد استقبال خريداران قرار نميگيرد و در غايت، هنرمند بعد از مدتي از سفارش تصويرگري بيبهره ميماند.
عدم توجه به نياز كودكان بخش تصويرگري را از حيطه متخصصان تصويرگري بيرون آورده و آن را تقديم به افرادي متفرقه كرده است كه توجه بيشتري به امر ارتباطي و روشن و قابل فهم بودن تصاوير دارند. البته لازم است به اين نكته توجه كنيم كه در ايران نويسنده كودك و نوجوان هم وجود ندارد.بهعبارتي ديگر نويسندهاي كه صرفاً براي كودكان كار كند و كودكان مخاطب آثار او باشند؛
در كشور ما به صورت تخصصي يافت نميشود. نويسندهاي كه فرصت كافي و علاقه به داستاننويسي براي كودكان را مورد توجه قرار دهد در كشور ما نيست. حال اينكه مسائل اقتصادي يا اجتماعي عامل اين امر است؛ جاي تفكر و تامل است. شايد يكي از دلايل نامطلوب بون آثار كودك و نوجوان همين امر است.
وجود كتابهايي كه نه از نگارش مطلوب و نه از تصوير مناسب برخوردار هستند؛ در مهدهاي كودك و كتابخانهها يكي از مشكلات اصلي نشر كتاب كودك است. همين امر سبب ميشود تا كودكان كتابهاي خارجي را از قفسه انتخاب كنند و اين شاهدي بر اين مدعاست كه كودكان با كتابهاي ايراني ارتباط برقرار نميكنند.
سادهسازي ناشيانه متون كهن
مثقالي در ادامه پاسخ به اين سوال هم اظهار داشت: درباره استفاده از متون كهن نيز اين امر صدق ميكند. سادهسازي متون مهمي مانند شاهنامه فردوسي يا مثنوي و كليله و دمنه براي كودكان ناشيانه و اغلب، با همان ادبيات متون قديمي كه براي كودكان امروز قابل فهم و ارتباط نيست؛ انجام ميگيرد.
متوني مانند هزار و يك شب كه شامل داستانهاي بسيار جذاب براي كودكان است به نحو مطلوبي به زبان آنان سادهسازي و پرداخت نميشود و اين امر در اغلب موارد به صورت سردستي و سادهانگارانه انجام ميشود. با اين تفسير در مييابيم حتي تصويرگران يك گام جلوتر از نويسندگان عرصه كودك گام بر ميدارند.
معتقدم و اميدوارم اين مشكل به مرور زمان حل شود. آگاهي كلي كه در اين راستا و به مرور زمان پيش خواهد آمد؛ از مشكلات نشر كتاب براي كودكان ميكاهد. بايد ميزگردها و بحثهاي ثمربخشي در اين حوزه اتفاق افتد و يك آگاهي كلي براي ناشران، نويسندگان و تصويرگران اين حيطه از نشر فراهم شود.
جشنوارههاي هنري را تا چه حد ثمربخش ميدانيد؟
تصويرگري در ايران چندان درگير برگزاري جشنواره هاي داخلي نيست. به عبارت ديگر براي تصويرگري جشنوارههاي چنداني وجود ندارد. اما در رابطه با عدم توجه به كاربرد ساختار در اغلب اين جشنوارهها، بخش هايي هم چون گرافيك ميتوان گفت؛ گرافيك در كشور ما هنري جشنوارهاي شده است.
در حالي كه پوستر در وهله نخست به قصد اطلاعرساني به وجود ميآيد. در حال حاضر جشنوارههاي گرافيك متعددي در كشور برگزار ميشود و براي شركت در اين جشنواره تعدادي كارهاي فرماليستي توليد ميشود. اما سوال اصلي اين است كه جشنواره به چه منظوري برگزار ميشود؟ آيا اين موضوع كه پوستر چاپ و نصب شود؛ در پررنگ كردن اين شاخه از گرافيك؛ مطرح ميشود؟
و اگر ميشود اين پوستر براي چه قشري از جامعه طراحي شده و اگر چاپ شد، در كدام محل نصب شود؟ در شهري زندگي ميكنيم كه شرايط مطلوبي براي نصب پوستر در آن نيست. در تمام اين شهر 12 ميليوني شايد تنها 20 نقطه براي نصب پوسترهاي آزاد وجود داشته باشد. با اين شرايط واقعا و عملاً تكيه اغراقآميز روي پوستر چگونه قابل توجيه است؟ مسابقه بايد با هدف تعريف شده براي مصرفي واقعي، تعريف شده و براي مخاطبي واقعي باشد. مسابقات اكنون تنها نمايش آثار با هدف صرف نمايشي است.


