آيا بازسازي ورود امام از پاريس با ماكت كار درستي بود؟
| سياست |
نكند آنهايي كه تنها از امام، اسمش را ميخواهند، چنان ضربه به جايگاه امام و انقلاب بزنند كه دشمن اطمينان حاصل كند، نيازي به حمله نيست و خودمان، به خودمان ضربه ميزنيم! به گزارش بازتاب؛ تاريخ انقلاب اسلامي ملت ايران هرساله با دوازدهمين روز يازدهمين ماه شمسي با يادآوري خاطراتي كه در سال 1357 همزمان با بازگشت امام خميني (ره) پس از سالها تبعيد از فرانسه به ايران بود، آغاز ميشود.
از مسافران پرواز مذكور، برخي ديگر در هواپيماي انقلاب نيستند؛ طبيعتا برخي درگذشتهاند، برخي هستند و برخي هم اگر در داخل كشورند، عمدتا گوشهنشين بوده و مورد حمله اشخاصي هستند كه مشخص نيست ابتداي انقلاب چه ميكردهاند اما حالا، از كل صحيفه نور امام جمله ناقص «... ملاك حال فعلي افراد است... » را دستاويز حذف پيشكسوتان انقلاب قرار دادهاند.
با اين حال تعدادي نيز هنوز در صدر نظام قرار دارند كه تندروها نتوانستهاند از صحنه خارجشان سازند و نظام را به سمتي ببرند كه از خط اصلي مبارزين انقلاب خالي شود. با وجود اين، گاه دور، دور آنهايي شده كه كلام امام را هم دم بريده و ناقص ميخواهند. آنجايي كه قصد برخوردي است، برخي جملات خاص امام (ره) را سوا كرده و با استناد به آن (بدون اينكه به شرح كامل ماجرا بپردازند) سعي دارند
چهرهاي خشن از پير جماران ارايه دهند كه همان مستند نيز، دستاويز رسانههاي ضدانقلاب براي تخريب خميني كبير ميشود و آن جايي كه قرار بر تخريب يا تبليغ جريان يا اشخاصي است، يك يا چند جمله برجسته ميشود و كلام مفصل امام درباره جريان مذكور بازخواني نميشود و اينگونه است كه امامي خوب است كه همراه برخي تندروها باشد و بتوان با استفاده ابزاري از چند پاراگراف از صدها سخنراني و پيامش، روحاني (حتي اگر مرجع باشد) و سياستمدار (حتي اگر پنجاه سال در مسير انقلاب بوده باشد) را بتوان يك شبه حذف و مورد توهين قرار داد.
البته اشتباه نشود ! مراد اين نيست كه همه آنان كه زماني با امام بودهاند، هنوز هم در صراط او باقي ماندهاند، سخن از تازه به دوران رسيدههاي فاقد سابقه روشني است كه براي اثبات خود، ريشه دارها را به هر وسيلهاي منكوب ميكنند تا خود به مقصود برسند. اتفاقا وقتي قرار باشد در برخي برنامهها روح و تفكر امام كمرنگ شود، طبيعي است كه بايد انواع قالبها و پيرايهها را افزود تا به هرحال خالي از عريضه هم نباشد!
حقيقتا آيا امام با روحيهاي كه حتي اجازه نميداد پس از كلاس درسش، شاگردانش در كوچه پياش بيايند و طرح مسئله كنند تا شائبه مريد و مرادبازي پيش نيايد، امامي كه در يك خانه محقر به شيوه اكثر مراجع تقليد زندگي ميكرد و زمان درگذشتش همچون علي(ع)، مالي براي خود كنار نگذاشته بود و يك درصد اجازه تشريفات نميداد، 12 بهمن 1390 روحش از بابت چنين حركتي خوشحال شد؟ اصولاً چنين مراسمهايي كه ظاهرا در چندين فرودگاه در سراسر كشور برگزار شده، چه كمكي به شكوه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ميكند؟
آيا اداره بهتر و كارآمدتر مملكت و رساندن ايران به جايگاه حقيقياش به جاي چنين برنامههايي، روح امام را شاد نميسازد و در برقراري نظام ، موثرتر از چنين رفتارهايي نيست؟
حال اگر بنا بر برگزاري چنين مراسمي به عنوان افتتاحيه دهه فجر سي و سومين سالگرد نظام بود، چرا همچون مراجع كه پس از فوتشان، قاب عكسي از ايشان قرار داده ميشود، مراسم با قرار دادن قاب عكسي از امام، برگزار نشد و چرا ماكت ايستاده و نشسته مقوايي امام (ره) به نمايش درآمد و زمينه لازم را فراهم كرد تا رسانههاي بيگانه سوژه به تمسخر گرفتن را به دست آورند؟
آيا جز اين است كه عدهاي امام را دوست دارند، به شرط اينكه مشابهسازي شده باشد و بتوان از ميان سخنرانيهايش، ضمن گلچين عامدانه، بالا و پايين را به هم پيوند داد و خيلي كارها را كرد؟! ساختن يك رهبر ماكتي و قرار دادن در اتاق مدرسه رفاه كه روزگاري حضرت امام در آن بوده، در سطح خلاقيت كودكان دبستاني مدرسه رفاه پذيرفتني است و ظاهرا سالها به اين شكل عمل ميشده، اما تبديل چنين مراسمي به مراسم ملي با حضور وزير و نشان دادن آن از رسانه ملي پايين آوردن شأن امام نبود؟
دريغا از كج سليقگيها و بيتدبيريها و شايد... اين حركت اگرچه پايين آوردن شأن امام بود و شايد كساني چون وزير آموزش و پرورش چندان نقشي در آن نداشتند و كج سليقگي به تمام معنا بود، اما آسيب بدتر آن است كه عدهاي معتقد باشند: «امام خميني خوب است به شرط اينكه فقط ماكتش باشد!»
بعد التحرير:
بعد از تحریر اين مطلب، سري به برخي شبكههاي اجتماعي و سايتهاي ضدانقلاب زدم و ديدم كه چه جشن و بلوايي گرفتهاند و دشمنان امام چه عقده گشاييها كه نكردهاند از اين كج سليقگي دوستان نادان سر پايين انداختم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






