نگاه به آفريقا؛ فرصتها و چالشها
| سياست |
|اميررضا حجتي*| اجلاس دو روزه سران اتحاديه آفريقا در اتيوپي برگزار شد. وزير امور خارجه كشورمان نيز در اين اجلاس به عنوان عضو ناظر شركت داشت و در حاشيه اين نشست، با سران و مقامات كشورهاي مختلف اين قاره ديدار كرد. همين امر بهانهاي شد كه درباره نگاه به آفريقا در رويكرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مطالبي را بيان كنيم. روابط ايران و كشورهاي آفريقايي به لحاظ تاريخي سابقهاي طولاني دارد؛ روابطي كه تا زمان استقلال كشورهاي اين منطقه بيشتر معطوف به شمال و شرق اين قاره بود.
پس از استقلال كشورهاي قاره سياه، ايران گسترش روابط خود با كشورهاي اين منطقه را در پيش گرفت اما اين روابط تحت تاثير عوامل مختلفي از جمله فرهنگي- ايدئولوژيك و... با فراز و نشيبهايي همراه بوده است. اگر بخواهيم با ديدي جامع به آفريقا بنگريم، ميتوان مشخصاتي را عنوان كرد.
بيش از 55 درصد مردم آفريقا مسلمانند؛ بزرگترين كشورهاي آفريقا از نظر مساحت (سودان و الجزاير) مسلمانند؛ پرچمعيتترين كشور آفريقا، مصرِ مسلمان است؛ زبانهاي سنتي آفريقا بيشتر اسلامي هستند يا ريشه در اسلام دارند؛ بيش از 200 ميليون نفر از جمعيت قاره سياه، به زبان اول جهان اسلام يعني عربي تكلم ميكنند
و حتي در برخي از مناطق شرقي اين قاره (تمدن سواحيلي)، اختلاطي از زبانهاي فارسي، عربي و تركي وجود دارد كه از ممالك اسلامي به اين مناطق وارد شده است و به لحاظ بينالمللي قاره آفريقا حدود يك سوم اعضاي سازمان ملل را تشكيل ميدهد.
قبل از انقلاب اسلامي و در دوران حاكميت رژيم پهلوي، روابط ايران با اين قاره در قالب روابط محدود ديپلماتيك برقرار بود كه برقراري اين روابط در قالب دوستي شخصي محمدرضا پهلوي با رهبران برخي از كشورهاي اين قاره همچون هايله سلاسي، رهبر اتيوپي، حبيب بورقيبه، رهبر تونس، روابط نزديك خاندان سلطنتي ايران با حاكميت مصر كه به ازدواج محدرضا پهلوي با فوزيه دختر ملك فاروق انجاميد، قابليت تحليل دارد.
علاوه بر دوستي و نزديكي شخص محمدرضا با رهبران برخي از كشورهاي آفريقايي، غربگرايي اين كشورها نيز در ايجاد روابط متقابل تاثيري بسزا داشت.با وقوع انقلاب اسلامي شاهد توجه به آفريقا در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران هستيم. اهداف جمهوري اسلامي از سياست نگاه به آفريقا در فلسفه انقلاب اسلامي ريشه دارد.
تقويت همكاريهاي جنوب- جنوب در ميان كشورهاي غيرمتعهد؛ مبارزه با حكومت آپارتايد و حمايت از مبارزات ضد نژادپرستي مردم آفريقا؛ بهرهبرداري بينالمللي و استفاده از آراي اين كشورها در مجامع بينالمللي بهويژه در رابطه با جنگ هشت ساله تحميلي و معرفي اسلام به عنوان ايدئولوژي الهي- انقلابي و انقلاب اسلامي به عنوان راه رهايي از استعمار و استثمار و نژادپرستي از مهمترين اهداف نظام برآمده از انقلاب اسلامي در رابطه با آفريقا بود.
در سالهاي اخير و با روي كار آمدن دولت نهم و دهم نگاه ويژهاي به قاره آفريقا در جهت دستيابي به اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران شده است. قرن 21 كه بعضا قرن آفريقا ناميده ميشود، براي كشورهاي در حال توسعه از دو بُعد سياسي- ديپلماتيك و اقتصادي- تجاري حائز اهميت ويژهاي است.
بر همين اساس و با توجه به سياست توجه به جهان اسلام و نفي سلطه قدرتهاي بزرگ، دولت احمدينژاد به گسترش روابط سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود با كشورهاي اين منطقه پرداخت. هرچند كه با روي كارآمدن دولت دهم در 1388 برنامه كلان راهبردي روابط با كشورهاي آفريقايي بازبيني، تدوين و به صورت سندي مفصل به تصويب شوراي عالي امنيت ملي رسيد
و همانطور كه علياكبر صالحي در ديدار با مقامات آفريقايي بيان كرده است گسترش روابط با آفريقا اولويت سياست خارجي ايران است، اما با وجود ظرفيتهاي مختلف فرهنگي- ايدئولوژيك، فرصتهاي مناسب براي سرمايهگذاري، وجود منابع غني و طبيعي همچون طلا، الماس، اورانيوم، نفت و گاز و...
و اهتمام به گسترش اين روابط از طريق عضويت ناظر در اتحاديه آفريقا كه فوايد و پيامدهاي مثبتي در سطوح منطقهاي و فرامنطقهاي دارد و ميتواند موجب ارتقاي سطوح همكاري و افزايش هماهنگي مواضع در عرصههاي منطقهاي و بينالمللي شود، متاسفانه بهرهگيري از اين ظرفيتها و فرصتها با چالشهايي روبهروست كه مهمترين آنها فقدان يك استراتژي جامع و مدون در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
و وجود نگاه مقطعي، گذرا و دولت- شخص محور در اين رابطه است كه موجب شده است با وجود عوامل همگرايي ميان ايران و آفريقا، روابط با قاره سياه كه علي مزروعي، آفريقاشناس كنيايي معتقد است آفريقا در آينده قاره اسلام خواهد بود، فاقد چارچوبهاي تعريفشده و معين و مشخص باشد.
*مدرس دانشگاه و كارشناس ارشد مسائل بينالمللي
| < قبلی | بعدی > |
|---|





