بی برنامگی دولت تا کجا؟
| سياست |
علياكبر اوليا*;چقدر از دانش اقتصادي استفاده كرديم و دانش اقتصادي ما چقدر توانايي حل مسائل اقتصادي كشور را داشته كه مثلا ميزان تورم به حد قابلقبولي برسد، مثلا رشد اقتصادي در حد هدف سند چشمانداز باشد، عملكرد سامانه بانكي را چقدر توانستهايم ارتقا بدهيم، اينها بحثهاي مهمي است كه بهنظر ميرسد، حتي در حوزه علم و فناوري هم كه بحث ميكنيم و نسبتا جايگاهمان خيلي خوب است و از حوزههايي است كه موقعيت خوبي داريم، در دل همين هم ما در بعضي از حوزهها همچون اقتصادي به نظرم كاملا عقب رفتيم و آثار آن كاملا مشخص است.
در حوزه علم و فناوري مثلا در بخش اقتصادياش به نظرم هيچ موفقيت قابل توجه كه هيچ، حداقل موفقيت را هم نداشتيم، حتي در مسئله مقالات علمي خيليها معتقدند از نظر كمي ما رشد كردهايم ولي از نظر كيفي اين موضوع قابل بحث است.من مشكل اصلي را بيبرنامگي و سردرگمي دولت ميدانم. دولت مشخصا مبتلا به يك روزمرگي است كه نهتنها به برنامهها توجهي ندارد بلكه برنامه پنجم را كه خودش هم نوشته، و سند چشمانداز هم توجهي ندارد.
آقاي رئيسجمهور ابتدا ميگويد كه ۲۰ ساله چيست، ما ۱۰ ساله به اهداف سند چشمانداز ميرسيم و بعد از مدتي اعلام ميكنند كه رسيدن به سند چشمانداز منوط به تغيير مناسبات جهاني است، واقعا بهنظر من مجلس بايد ايشان را بخواهد و از ايشان توضيح بخواهد كه چه شد؟ ما كه شوخي نداريم، دهها بار رهبري تاكيد كردند و سند مصوب ايشان است، ابلاغ شده از طرف ايشان است و قاعدتا كسي بايد پاسخگو باشد، ما نميتوانيم با كسي در اين مسئله با شوخي برخورد كنيم، چون به سرنوشت كلان كشور برميگردد.
طبعا نگرانيهايي كه ما داريم در همين حوزه رشد اقتصادي، كاهش تورم، كاهش بيكاري و... مسائلي است كه عمدتا ما توفيق نداشتهايم و حتي به روايتي در عدالت اجتماعي هم توفيقات قابل ملاحظهاي نداشتيم، حتي دولتي كه شعار عدالتگرايانه ميداد تا قبل از هدفمندكردن كه طبعا تزريق مستقيم يارانه بين همه اقشار، بوده خيلي موفق نبوديم.
آنچه مهم است اصل مطلب است كه لازم است مشخص شود كه در اين 7-6 سال جايگاهمان در بين كشورهاي منطقه چه وضعي پيدا كرده و آيا به جايگاه اول منطقه نزديكتر شدهايم يا خير. گرايشات عمومي دولت، عدمپايبندي به هيچ انقيادي است.مشخصا سفرهاي استاني را نگاه كنيد، برنامه اصلي دولت، در حالي انجام شده كه با سه تا چهار سفر به هر استان كه تعهداتي بيش از بار مالي و ظرفيتي كه حتي يك برنامه ميتواند منابع آماده كند از سوي دولت در استانها ايجاد شده،
در واقع تعهداتي كه دولت در استانها كرده هيچ قدرت مانوري را در رابطه با اهداف برنامه پنجم براي ما نخواهد گذاشت، بهنظر من دولت بعدي، فقط بايد مطالبات از قبل تعيين شده را به سرانجامي برساند. در صورتي كه اگر يك برنامه درست باشد بايد جهتگيري به سوي رسيدن به اهداف مشخص باشد. در حالي كه دولت در سفرهاي استاني تحت اقتضائاتي تصميماتي گرفته است.
اين نشان ميدهد كه ما تابع يك چارچوب و برنامهاي عمل نكرديم، مورد مهم ديگر كه در لايحه بودجه ۹۱ هم به وضوح پيداست تلاش براي برداشت دولت از صندوق توسعه ملي است. اصرار دولت به اين معنا كه برخلاف سياستهاي كلي و برنامه پنجم است جدا جاي تعجب دارد. نمونه ديگرش مثلا مسكن مهر است، ما هيچ ردپايي از مسكن مهر را در برنامه نداريم، ولي ميبينيم كه دولت يك حجم بالايي از انرژي و توان و منابع در اختيار خودش را- اعم از منابع دولتي استاني و ملي، منابع داخلي وزارتخانهها- صرف مسكن مهر كرده است.
شايد مسكن مهر از جمله توفيقات دولت به شمار برود، ولي قاعدتا اين بحث بايد در برنامه و مشخص شود يعني معلوم شود كه دولت چقدر بايد مستقيم وارد اين موضوع شود و با توجه به نياز ساير بخشها چقدر بايد منابع دولتي و تسهيلات به آن اختصاص داد و.. ارقام بودجه بهصورت انفعالي است، يعني اول مسكن مهر ساخته شده بود بعد مجبور شدهاند آب و برقش را تامين كنند.
بنابراين يك رقمي براي آب و برقش ديده شده است، در اين موضوع از بعد تصديگري بيش از حد دولت، اختصاص منابع و عدمتوانايي مردم براي تامين حداقل آورده نگرانيهايي وجود دارد. يكي ديگر از كارهاي دولت مبلغ يك ميليون تومان براي هديه تولد بود، بدون بودجه و بدون برنامه يكدفعه اين موضوع را اعلام كردند، با هزينه اجتماعي بسيار بالا و بعد حرفشان را پس گرفتند. اينها برنامههاي متعددي است كه نشان ميدهد دولت ناگهاني و مشخصا براساس ابتكارات شخصي رئيسجمهور دارد تصميم ميگيرد و وزرا هم ناگزير به همراهي ايشان هستند.
اين بحث همه جا خودش را نشان ميدهد، در رديفهاي متفرقه كه در بودجه ۹۰ داشتند و مجلس هم بهنحوي مجبور شد از كنارش عبور كند، خب يك قدرت مانور زيادي را به دولت ميداد كه به هر كجا كه دوست دارد، تعهد و هزينه كنند، البته خوشبختانه در لايحه بودجه سال ۹۱ اين مسئله بهتر شده ولي هنوز كه هنوز است موارد مختلفي است كه بهصورت كلي منابعي در اختيار دولت قرار دارد
كه دولت اختيار دارد براساس تشخيص خودش عمل كند، در حالي كه قاعدتا تمام درآمدها و هزينههاي دولت بايد طبق قانون اساسي به حساب خزانه ريخته شود و معادلش براساس بودجه هزينه شود؛ به هر حال هر بودجه مواردي براي موضوعات غيرمترقبه دارد كه در بودجه لحاظ ميشود.
*رئيس مجمع نمايندگان استان يزد
| < قبلی | بعدی > |
|---|




















