شعارهایی که احمدی نژاد داد، عملیاتی نشد
| سياست |
«به چه فردي ميخواهيد بگوييد كه شما در اينجا كوتاه آمدهايد؟ به چه مناسبت سكوت كرديد؟ به چه مناسبت كشور را رها كرديد و به سفر امريكاي لاتين براي شركت در مراسم رياستجمهوري فردي رفتيد؟ به چه مناسبت شما لايحه بودجه را با پنجاه و هفت روز تاخير ارايه داديد.» اينها بخشي از اظهارت سيد رضا اكرمي عضو جامعه روحانيت مبارز و نماينده فعلي مردم تهران در مجلس است. اين نماينده پرسابقه مجلس معتقد است كه استيضاح و سوال از رئيسجمهور سابقه تاريخي دارد و اينچنين است كه ميگويد:
گروه سياسي- حديث خوشنويس:
سيد رضا اكرمي در گفتوگو با «ملت ما» (بخش اول)
« روزگاري اين اتفاق درباره ابوالحسن بني صدر در مجلس شوراي اسلامي دوره اول افتاد و عدم كفايت سياسي وي اعلام شد كه منجر به خلع وي از رياستجمهوري شد كه در آن زمان عدم كفايت سياسي وي توسط امام(ره) پذيرفته شد.» اكرمي معتقد است پرگويي مشكل امروز سياسيون است.
نظر جنابعالي درباره طرح سوال از رئيسجمهور چيست؟ به واقع چرا رابطه دولت با مجلس اين روزها خيلي صميمانه نيست.
مجلس شوراي اسلامي چندين وظيفه جدي و اصلي دارد، ابتدا قانونگذاري بعد از آن راي اعتماد به دولت و سپس نظارت بر اجراي قانون است كه در اين بخش ميتواند سوال بپرسد، تذكر دهد، استيضاح كند و به عزل مسئولي كه بر اساس قانون عمل نكرده اقدام نمايد. روزگاري اين اتفاق درباره ابوالحسن بني صدر در مجلس شوراي اسلامي دوره اول افتاد و عدم كفايت سياسي او را اعلام شد و از رياستجمهوري خلع شد و عدم كفايت سياسي وي توسط امام(ره) پذيرفته شد كه در نهايت به فرانسه فرار كرد و پروندهاش بسته شد.
بنابراين، بر اساس قانون نمايندگان مجلس ميتوانند از رئيسجمهور و وزرايش سوال نمايند. در مجلس هشتم عدهاي به دليل مشاهده تخلفات قانوني و عدم تمكين در مقابل قانون مانند تسهيلات مربوط به متروي تهران و هفت كلانشهر و مواردي از اين قبيل درصدد برآمدند كه از شخص، آقاي احمدينژاد سوال نمايند. اين امضاها به تدريج جمعآوري شد و به يك مرحله آيين نامهاي رسيد ولي به دليل شرايطي كه پيش آمد عدهاي امضايشان را پس گرفتند.
چه شرايطي ؟
همين قصه دوركاري يعني قهر كردن رئيسجمهور.
يعني عمل نكردن به فرمايشات مقام معظم رهبري به معني تمرد از دستورات ايشان محسوب ميشود ؟
دستور مقام معظم رهبري درباره آقاي مصلحي كه آقا، هم پيام دادند و نيز نامهنگاري كردند كه در پاسخ وي قهر كرد و در خانه نشست. عدهاي به اين دليل طرح سوال را امضا كردند و بعد از آنكه اين موضوع حل شد امضاهايشان را پس گرفتند ولي بعد از آن جريان پرونده مجددا توسط نمايندگان پيگيري شد و به حد نصاب رسيد و مجلس هم اعلام وصول كرد و آن را به كمیسيونها ارجاع داد.
رئيسجمهور دو نماينده به نام خانم بداغي و ميرتاج الديني و برخي از وزراي ديگر را به مجلس فرستادند که در نهايت نمايندگان قانع نشدند تا احمدي نژاد پايش به مجلس براي پاسخگويي باز شود.
مدتي است در دولت جرياني انحرافي به وجود آمده كه اين جريان به مشايي و رئيسجمهور پيوند خورده است در واقع اين جريان به دنبال حذف افرادي است كه دلسوز انقلاب بودهاند و به نوعي ميخواهند افرادي را كه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقش داشتهاند به كنار زده و خودشان همه خوبيها را داشته باشند نظر جنابعالي راجع به اين موضوع چيست ؟
من نميدانم كاربرد كلمه انحراف يا فتنه و به كار بردن واژههاي ديگر تا چه حد درست است، ولي آنچه براي من ملموس است، آقاي احمدينژاد توصيههاي دلسوزانه مقام معظم رهبري در رابطه با مشايي كه پستهاي مهم به او واگذار نشود از معاونت اول رئيسجمهوري گرفته تا موارد ديگر را عملياتي نكرده است درست است كه وي معاون اول رئيسجمهوري نشده است
ولي وقتي رئيس دفتر ميشوند اين معنا را ميدهد كه تمام كارهاي رياستجمهوري از كانال اين دفتر پيگيري شود عنوان پست جديد مشايي مهمتر نيست ولي كار مهمتر است به نظر ما ميآيد كه اين به نوعي توجه نداشتن به فرمايشات مقام معظم رهبري است. نكته بعدي درباره سخنرانيهاي آقاي مشايي است كه از جمله مكتب ايراني به جاي مكتب اسلامي را ديديم يا درباره احياي آثار دوره كوروش.
باستان گرايي؟
بله، درباره باستان گرايي ديديم كه مقام معظم رهبري فرمودند كه اگر ميخواهيد ايران را احيا كنيد دوره اسلامي آن با افتخارتر از دوران قبل از اسلام است. يا اينكه مكتب اومانيسم اينكه ميگويد انسان اصل است و نيازي به واسطه ندارد. اين هم براي ما حالت انحرافي دارد و ناصحيح است. من مقداري از سخنراني مشايي را گوش كردم و نوشتههايش را خواندم از اين جهت وي را مناسب تئوريپردازي نميبينم و بدين جهت بنده هيچ ارادتي به او از اين جهت ندارم.
مهمتر اينكه در اظهارات آقاي احمدينژاد ميبينيم كه وي نه تنها انتقادات درباره آقاي مشايي را نميپذيرند كه ايشان را يك فرد فرهنگي و فكري بالاتري ميدانند و ميگويد با او مناظره و گفتوگو كنيد و بعد هم ميگويند بين من و او تفاوتي وجود ندارد يعني در واقع ما بين آقاي احمدينژاد به عنوان رئيسجمهور و مشايي به عنوان رئيس دفتر رئيسجمهور از لحاظ فكري و فرهنگي تفاوتي نميبينيم بنابراين جدايي اين دو از يكديگر درست نيست اينكه بعضيها ميگويند احمدينژاد بدون مشايي.
مثل جبهه پايداري كه ميگويد ما احمدينژاد بدون مشايي را قبول داريم ؟
شما بحث يك فرد يا گروه را نياوريد. من بهطور كلي اين مسائل را مطرح ميكنم. بسياري ممكن است جزو جبهه پايداري نبوده ولي در گروههاي ديگر حضور داشته باشند. من منطقا اين موضوع را نميپسندم كه بين مشايي و آقاي احمدينژاد در فكر و فهم و عمل جدايي وجود داشته باشد.
آقاي اكرمي، پيوند بين مشايي و رئيسجمهور يادآور پيوند بين مسعود كشميري و شهيد رجايي نيست ؟
خير، اين دو مقايسه غلط است و ارتباطي به يكديگر ندارد اگر ما بخواهيم مسائل را با هم پيوند دهيم قابل هضم نيست بنده نه آقاي كشميري را ديدهام و نه ميشناسم ولي شهيد رجايي نسبت به آقاي كشميري ارادت ويژهاي پيدا كرده بود كه بعد معلوم شد كه زهد كشميري يك سپر و نيرنگي بيش نبوده است.
او خودش را آدمي ظاهر الصلاح، زاهد و انقلابي جا انداخته بود و شهيد رجايي ايشان را پذيرفته بود ما كه نميخواهيم به گذشته بازگشت داشته باشيم. ولي اگر ما اظهارات آقاي احمدينژاد و مشايي را كنار هم بگذاريم تفاوتي بين اين دو نميبينيم در سال 84 مردم به دليل وجه شباهت آقاي احمدينژاد به شهيد رجايي به وي راي دادند. به نظر شما اين فرد با آن سال چه تفاوتي كرده است ؟
در رابطه با آقاي احمدينژاد از چند منظر بايد صحبت كنيم اينكه وي روزي استاندار اردبيل بودند بعد از آن شهردار تهران شدند و سپس براي رياستجمهوري در سال 84 داوطلب شدند، شوراي نگهبان صلاحيت او را تاييد كرد و مردم هم به وي راي داده و رئيسجمهور شد. اما هنگامي كه وارد صحنه كار شدند ما ديديم كه اخلاقيات وي آنطور كه بايد و شايد نيست.
شعارهايي كه درباره مهرورزي دادند عملياتي نشد و مواردي از اين دست. كمكم با كنار گذاشتن نزديكترين افراد به خودش مثل دانش جعفري، پور محمدي، ذوالقدر، صفار هرندي و محسني اژهاي اين مسئله به اثبات رسيد. بهطور كلي ما او را نه يك چهره مهرورز و نه يك چهرهاي كه بخواهد با افراد به صورت اخلاقي رفتار كند تشخيص نداديم.
هنگامي كه او وارد رياستجمهوري دهم شد زماني بود كه من وارد مجلس هشتم شدم و تمكين وي از قانون را مشاهده نكردم. تخلف وي از قانون را در موارد گوناگون مشاهده كرديم كه كميسيون اصل نود و كميسيونهاي ديگر آن را اعلام كردند. همچنين اين تخلفات به قوه قضاييه اعلام شد، طي جلسات مشتركي كه از سوي مجلس و دولت تعيين شد به موارد اختلاف و تخلفات رسيدگي كردند كه باز هم من به نوبه خودم تمكيني نديدم آخرين مورد تخلفات لايحه بودجه است كه خيلي دير به مجلس داده شد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






