Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار سياسي
سياست گزارش دومين پاسخ مطهري به سخنان حجت‌الاسلام پناهيان

دومين پاسخ مطهري به سخنان حجت‌الاسلام پناهيان

سياست

علي مطهري براي دومين بار به سخنان حجت‌الاسلام پناهيان پاسخ داد. در بخش‌هايي از اين جوابيه آمده است: همچنان كه در ذيل تبيين خواهد شد، ناخواسته آنچه را كه درباره ديدگاه نادرست جنابعالي در باب ولايت فقيه گفته بودم تاييد فرموده و شواهدي نيز اضافه كرده‌ايد. به خوانندگاني كه فرصت خواندن تمام پاسخ مرا ندارند، توصيه مي‌كنم براي آشنا شدن با نوع استدلال و ميزان امانتداري جناب آقاي پناهيان در نقل‌ها، لااقل نگاهي به جدول انتهايي بيندازند.

 

از هر دري سخن گفته‌ايد: نامه جوانان اصلاح‌طلب به بنده (كه البته پاسخ آن را خدمت جناب شريعتمداري ارسال كردم ولي منتشر نكردند و در سايت‌ها منتشر شد)، مخالفت با طرح نظارت بر نمايندگان تا دستگيري سريع و البته نادرست دبير سياسي يك هفته‌نامه. مطالبي كه هيچ ربطي به موضوع نداشت.

 

در اين‌جا در چهارده بند به ذكر نكاتي پرداخته و با پرهيز از پراكنده گويي، بر مسائل محتوايي و مفهومي تكيه مي‌كنم.

 

1ـ القاي تقابل با رهبري و حتي توهين به اميرالمومنين(ع)

در جوابيه خود تلاش زيادي فرموده‌ايد كه در دو مرحله دو مطلب را به خواننده القا فرماييد: اول آن‌كه بنده را مقابل رهبري قرار داده و به خواننده چنين القا كنيد كه مراد من اين بوده است كه رهبري از پس پرده دايما به نمايندگان مجلس امر و نهي مي‌كنند. آنچه من گفته‌ام اين بوده كه نماينده نبايد خود را ملتزم به كشف نظر رهبري پيش از هر اقدامي كند. اين مطلب را عده‌اي كم شمار از همفكران شما در مجلس دايما به نمايندگان القا مي‌كنند نه سيره رهبري، و به اين وسيله هر طرح مخالف منافع جناحي خود را در نطفه خفه مي‌كنند.


به القاي مقابله با رهبري نيز بسنده نكرده، سعي كرده‌ايد مرا در مقابل اميرالمومنين(ع) نيز قرار دهيد!


نمي‌دانم چرا هر كس به ديدگاه شما انتقاد دارد لازمه‌اش طعنه به رهبري و عادل ندانستن اميرالمومنين(ع) يا توهين به آن حضرت است؟!

همين كه به اين ميزان قناعت فرموده انكار توحيد را نسبت به اين حقير محتمل ندانسته‌ايد باز ممنونم.

 

2ـ  مقايسه توصيه شما با توصيه اميرمومنان(ع)

نوشته‌ايد: «هر كس صادقانه انتقادي به رهبري دارد مي‌تواند بدون بوق و كرنا به ايشان ارايه نمايد و يقين داريم ايشان از كنار هيچ سخن كارشناسانه‌اي بي‌تفاوت عبور نمي‌كنند مگر آن‌كه كسي مقاصد ديگري از علني كردن انتقاد خود داشته باشد كه معمولا چنين مقاصدي شوم و پليد به نظر مي‌رسد.»

 

سخن شما در توصيه به لزوم علني نكردن انتقاد، خلاف توصيه صريح اميرالمومنين(ع) است (من هرگز با ادبيات خودتان شما را متهم به توهين به حضرت نمي‌كنم) : «و اما حقّى عليكم فالوفاء بالبيعه و النصيحه فى المشهد و المغيب» (نهج البلاغه، خطبه 34) .

 

اميرمومنان(ع) يكي «از حقوق خودشان بر مردم» (نه بر عكس) را اين مي‌داند كه مردم در علن و خفا نصيحت‌هاي خود را – كه اعم از انتقاد است – مطرح كنند و سخني از مقاصد شوم و پليد هم به ميان نمي‌آورند با آن‌كه هميشه اين احتمال در انتقادات علني هست. در اين كلام، امام علي(ع) حتي «نصيحت علني» را بر «نصيحت مخفيانه» مقدم داشته‌اند.

 

3ـ روا دانستن انتقاد از رهبري با ده شرط محال!

چون ادله شرعي و عقلي و سيره معصومان راهي جز پذيرش روا بودن انتقاد از ولي فقيه براي شما باقي نگذاشته، چاره‌اي نديديد كه در عمل براي آن شرط و شروطي خودساخته بگذاريد. تازه اين شرط و شروط كه همه به اصطلاح سابجكتيو بوده و معيار عيني و بيروني ندارند بايد توسط شما و همفكرانتان احراز شود و در واقع تعليق به محال فرموده‌ايد. موارد دهگانه زير تنها بخشي از شروطي است كه براي انتقاد و منتقد در جوابيه خود ذيل عنوان «چرا بر انتقاد از رهبري تاكيد نمي‌ورزيم» (بخوانيد هرگز سخني از آن نمي‌گوييم!) آورده‌ايد:

 

1. پيشينه سوء نداشته باشد. 2. انحراف افكارش پيدا نباشد. 3. عملكردش بدتر از گفتارش نباشد. 4. با دقت موشكافانه چيزي در قصد و غرضش نيابيم. 5. به صورت مكارانه مصالح نظام را نشانه نگرفته باشد. 6. انتقادش بوي نفاق ندهد. 7. انتقادش بهانه براي به تشنج كشاندن جامعه نباشد. 8. انتقاد براي سست كردن نظام نباشد. 9. براي تخريب نباشد. 10. براي عوام فريبي نباشد... اينها بخشي از قيودي است كه آورده‌ايد.


از شما مي‌پرسم: كدام كميته قبلا صلاحيت دهگانه «ابن الكوّاء» از سران خوارج را براي كافر خواندن امام معصوم با صداي بلند در حضور جمع در وقتي كه حضرت در مسجد نماز مي‌خواندند تاييد كرده بود؟ آيا اين توهين – و نه انتقاد يا پرسش- واكنشي جز قرائت آيه «فاصبر إنّ وعد‌الله حقّ و لايستخفّنّك الّذين لايوقنون» (روم/60) توسط حضرت را به دنبال داشت؟


از اين موارد بسيار است. فردي در حضور جمع، اين‌گونه امام صادق(ع) را خطاب قرار داد: «ما شما را اين طور مي‌شناسيم كه شيفته غذاهاي خوشمزه هستيد و در همان حال مردم را به دست كشيدن از اموالشان دعوت مي‌كنيد تا خودتان از اين اموال بهره ببريد». حضرت فرمود: «حرف‌هايي راكه برايتان فايده ندارد رها كنيد» «دعوا عنكم مالاتنتفعون به» (تفسير نور الثقلين، ج4 ص 30) و بعد به درس و بحث ادامه دادند. در مقابل اتهام ريا و دزدي به امام معصوم كسي متعرض اين منتقد نشد؛ آنهم منتقدي كه از لحن سخن گفتنش و از اين‌كه حضرت پاسخ اتهاماتش را ندادند پيداست كه بيش‌تر معاند است تا منتقد.

 

4ـ برداشت گزينشي و نادرست از كلام صريح رهبري

براي اين‌كه چرا انتقاد از رهبري درست نيست، به سخناني از خود ايشان استناد كرده‌ايد كه البته خلاف مقصود شما را اثبات مي‌كند. در سخني كه نقل كرده‌ايد ايشان «عيبجويي» و «بدگويي» از رهبري را نفي كرده‌اند نه انتقاد از خود را. دلايل رهبر بزرگوار انقلاب را كه خود ذكر كرده‌ايد دوباره بخوانيد:

 

«اوّلاً كه عيبجويي از رهبري مگر چه حُسني دارد؟ رهبري‌اي كه در نظام جمهوري اسلامي اشاره انگشتش بايد بتواند در يك لحظه خطرناك و حسّاس، مردم را به جانفشاني وادار كند، آيا اين مصلحت است كه يك نفر به ميل خودش بيايد بايستد و بدون حق و بدون موجب، نسبت به او بدگويي كند؟»

 

اين‌جا بهتر بود جنابعالي به پاسخ پدرانه رهبر انقلاب به انتقادات آن دانشجو در حضور ايشان اشاره مي‌كرديد. آن دانشجوگفته بود: «نقد رهبري را، هم بايد بشود به شكل عمومي مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس مي‌كنم اگر چنين نشود، اين شرايط منجر به نفاق و كينه مي‌شود. مثلا يك چيزي كه در ابتدا يك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبي براي بيان پيدا نمي‌كند، ممكن است جنبه مغرضانه به خود بگيرد و كم‌كم بي‌انصافي‌هايي پيدا شود.»

 

پاسخ رهبر انقلاب اين بود: «ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال مي‌كنم» (كد خبري 8295 در سايت رهبري) .

 

5ـ مشورت دادن به رهبري

نوشته‌ايد: «شما انتقاد از رهبري را عين مشورت دادن به او گرفته‌ايد و اين تشبيه غلطي است... انتقاد بعد از اين است كه كسي عملي را انجام داده يا رأيي را اعلام كرده، ولي مشورت مربوط است به قبل از اقدام». اصلا چنين مطلبي در كلام من نيست. گفته بودم: «هيچ ايرادي ندارد كه كسي نظر مخالفي در برابر نظر رهبري ابراز كند و الا بايد حتي مشاور عالي داشتن رهبري را امري ضد ولايت فقيه تلقي كنيم!».

 

دليل اين مطلب هم واضح است زيرا نقش مشاور رهبري سر تكان دادن و تاييد نيست بلكه اظهارنظر احيانا مخالف در برابر رهبري نيز هست. به عبارت ديگر نفس مشاور داشتن يعني آمادگي براي شنيدن و پذيرفتن نظرات مغاير و بعضا مخالف خود، نه اين‌كه معناي انتقاد و مشورت يكي است تا جنابعالي فرق بديهي بگذاريد كه يكي مربوط به پس از اقدام است و ديگري مربوط به قبل از اقدام!


6ـ طرح مثال‌هاي بي‌ربط با بحث

جرياناتي از قبيل «حضين ربعي» (كه ظاهرا مرادتان حضين بن منذر است)، شيعه تنوري و عبدالله ابن ابي يعفور را نقل فرموده‌ايد كه مربوط به «تسليم مطلق در برابر امام معصوم» است. اينها چه ربطي به بحث انتقاد از ولي فقيه دارد؟ اين سخن مرا كه بارها گفته‌ام «تبعيت از امر ولي فقيه را لازم مي‌دانم» نخوانده‌ايد يا ترجيح مي‌دهيد با اين مغالطه، به ذهن جوانان حزب‌اللهي خلاف آن را القا كنيد؟ بحث در اجازۀ طرح پرسش و نوع برخورد با پرسش‌كننده است

 

7ـ مسأله حق مردم بر ولي فقيه، پاسخ ناخودآگاه به ادعاي خود

پرسيده بودم «با وجود تاكيد اميرالمومنين بر دو طرفه بودن حق، آيا هرگز ديده‌ايم امثال آقاي پناهيان يا جبهه پايداري يك بار هم كه شده درباره «حق مردم بر ولي فقيه» سخن بگويند؟» پاسخ داده‌ايد: «وقتي بر اقتدار ولايت تاكيد مي‌نماييم عامل ضمانت احقاق حق مردم را نيز تقويت كرده‌ايم». بحث درباره «اصل حق مردم بر ولي فقيه» بود نه اين‌كه آيا اختيارات ولي فقيه ضامن حفظ حقوق مردم است يا نه.

 

مكرر گفته‌ام كه با ولايت فقيه و مجلس مي‌توان جلوي استبداد را گرفت. در اين‌جا هم در واقع مي‌خواهيد بفهمانيد كه حق مردم بر ولي فقيه ديگر چه صيغه‌اي است زيرا با تاكيد بر قدرت ولي فقيه، حق مردم خود به خود تضمين شده است. اين هم از مواردي است كه ناخواسته سخن بنده را كه- بر خلاف نظر اميرالمومنين(ع) - حق را دو طرفه نمي‌دانيد تلويحا تاييد فرموده‌ايد.


در پايان ضمن تقدير از جنابعالي كه فرصتي را فراهم كرديد كه خوانندگان به داوري بنشينند آمادگي خود را براي ادامه بحث – مادام كه به «مراء» كه از نظر شرعي مذموم است نينجامد - اعلام مي‌دارم و منتظر پاسخ‌هاي علمي جنابعالي هستم. باز به مستمعين محترم شما خالصانه توصيه مي‌كنم برداشت‌هاي جنابعالي از قرآن و حديث و به‌ويژه نسبت‌هايي را كه به افراد مي‌دهيد با دقت بيش‌تري دنبال كنند.

 

آنچه من نوشتم


چند سال پیش در روزهای آخر حصر آیت‌الله منتظری با دریافت مجوز به دیدن ایشان رفتم. اولین جمله‌ای که به من گفت این بود: علی! دیدی با من چه کردند؟! دلم فرو ریخت. گفتم اگر شهید مطهری بود این طور نمی‌شد. سخن مرا تایید کرد و یک ساعت و نیم با من درد دل کرد. در مجموع ، ما با او خوب رفتار نکردیم.


امام خمینی رهبری آیت‌الله منتظری را به دلیل روحیات خاص ایشان صلاح نمی‌دانست که شاید اگر آیت‌الله مطهری حضور داشت نیز همین نظر را داشت اما امام روی جنبه فقاهت آیت‌الله منتظری تاکید کرده و اظهار امیدواری نموده بود که ایشان گرمی بخش حوزه علمیه در این جهت باشد اما ما گاهی برای تدریس ایشان نیز مانع تراشیدیم و تحمل هیچگونه اظهارنظر اجتماعی و سیاسی او را نداشتیم و گاهی برخی روزنامه‌ها به ایشان توهین آشکار کردند. خدا از سر تقصیرات همه ما بگذرد.

 

آنچه حجت‌الاسلام پناهیان به من نسبت داد

الان شما نمایندگانی را تو مجلس می بینید که فاصله بین آقای منتظری و امام را تشخیص نمی‌دهند! هنگام مرگ منتظری پسر شهید مطهری برداشت توی متنی نوشت که من با آقای منتظری چندی پیش ملاقات کرده بودم- این متن خودشونه، بنده خبر محرمانه به شما نمیدم- به ایشون گفتم که اگه پدر من بود، وضع شما به اینجا نمی‌رسید که این قدر ... آخه آقای منتظری به ایشون گفته بود می‌بینی وضع منو؟ که محصورم و هر چه که هست، محدودیت‌هایی که برای ایشان بود.


ایشان می‌گوید که اگر پدر من بود اجازه نمی‌داد. یعنی اگر شهید مطهری بود اجازه نمی‌داد که کسی که امام به او گفته که برای این که از قعر جهنم نجات پیدا کنی توبه کن، از صحنه سیاست کنار بره؟ امام رو می‌زد کنار منتظری رو می‌گرفت؟! قدرت تشخیصه دیگه! .... پدر خودش رو هم متهم به طرفداری جریان انحرافی منتظری می‌کنه. خیلی عجیبه!

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

تصویر
روتین شدن شراکت استراتژيك
سه شنبه, 16 اسفند 1390
احسان تقوايي:همان‌طور كه قابل پيش بيني بود ولاديمير پوتين كه در دوران اتحاد شوروي جزو سازمان اطلاعاتي كا.گ.ب بوده است بار ديگر نخست وزير... ادامه مطلب...
تصویر
برنامه‌هاي جبهه ايستادگي براي مجلس نهم
سه شنبه, 16 اسفند 1390
ابوالقاسم رئوفیان :80 نامزد مورد حمايت اين جبهه از 180 نامزد معرفي به مجلس نهم راه يافتند. اين در حالي است كه 30 نفر از 80 نامزد راه يافته به... ادامه مطلب...
تصویر
اسرائيل نمي‌تواند به ايران حمله كند
دوشنبه, 15 اسفند 1390
احسان تقوايي:با وجود وقوع تحولات مختلف در زمينه مسئله هسته‌اي ايران و اعلام آمادگي ايران و گروه 1+5 جهت آغاز مذاكرات در آينده‌اي نزديك،... ادامه مطلب...
تصویر
جايگاه و وظايف نمايندگي مجلس و ملاك‌هایی براي انتخاب
سه شنبه, 09 اسفند 1390
سيدمحمد سادات ابراهيمي:يكي از مواردي كه بايد مردم و به‌ويژه راي‌دهندگان عزيز در عرصه انتخابات با آن آشنا باشند جايگاه و وظايف يك... ادامه مطلب...
وظايف اصلي نمايندگان مجلس
دوشنبه, 08 اسفند 1390
|  مسلم سليماني |نمايندگان مجلس به‌طور كلى دو وظيفه اصلى دارند: 1- قانونگذارى: براساس اصل هفتاد و يكم قانون اساسى مجلس شوراى اسلامى صلاحيت... ادامه مطلب...
تصویر
بايد به‌ بي‌تدبيري و سوءمديريت پايان داد
شنبه, 06 اسفند 1390
مرتضي محمودوند:شناخت احساسات، عواطف و انگيزه‌هاي مردمي كه در طول تاريخ ايران‌كهن همواره در رشد و شكوفايي وطن خود در خط اول بوده‌اند يكي... ادامه مطلب...
مجلس و ملزومات توسعه پايدار
پنجشنبه, 04 اسفند 1390
علي اصغر خاني:انتخابات پارلماني كه در كشور ما به انتخابات مجلس شوراي اسلامي تعبير مي‌شود، يكي از مهم‌ترين انتخابات‌هايي است كه ملت‌ها... ادامه مطلب...
تصویر
لزوم تجدید ساختار در جناح اصولگرا
پنجشنبه, 04 اسفند 1390
محمد حسني:شيوه تعامل گروه‌هاي مختلف اصولگرا در انتخابات آتي نشانگر واقعيت مهمي بود كه پيش از اين هم عده‌اي از آن خبر داده بودند. عدم... ادامه مطلب...