ناكاميهاي رژيم صهيونيستي در پرونده هستهاي ايران
| سياست |
| رضا مومنزاده*|كارشناسان معتقدند مذاكرات جديد هستهاي ايران با گروه1+5 موجب شده است تا نگرانيهاي جدي براي برخي طرفهاي غربي و منطقهاي ايجاد شود. به همين دليل اين طرفها سعي ميكنند تا در روند مذاكرات اختلال ايجاد كنند. ازجمله اين طرفها ميتوان به رژيم صهيونيستي، برخي كشورهاي اروپايي مانند انگليس و برخي كشورهاي عربي اشاره كرد. رژيم صهيونيستي از همان ابتداي بحران هستهاي تلاش داشته است تا نقش محوري در سازماندهي فشارهاي بينالمللي و منطقهاي عليه جمهوري اسلامي ايران داشته باشد. در اين راستا، اقدامات اين رژيم در ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي بيش از ديگران قابل توجه بوده است.
اما اين پرسش امروزه بيش از هر زماني خودنمايي ميكند كه در روند مذاكرات جديد هستهاي ايران با گروه1+5، اين رژيم تا چه حد ميتواند نقش منفي ايفا نمايد. قبل از هر چيز بايد توجه داشت كه رژيم صهيونيستي همواره طي سالهاي گذشته تلاش داشته است با برجستهسازي پرونده هستهاي ايران و ايجاد نگرانيهاي امنيتي براي كشورهاي منطقهاي با تمركز بر ايرانهراسي، اولويتهاي راهبردي منطقه خاورميانه مانند پرونده فلسطين را به تعويق يا فراموشي بيندازد.
بنابراين اگر بپذيريم كه حل و فصل مسئله هستهاي ايران از طريق مذاكرات سازنده ميتواند به عنوان يكي از احتمالات جدي در شرايط جديد مطرح باشد، كاملا طبيعي خواهد بود كه رژيم صهيونيستي از اين وضع نگران باشد بنابراين به نظر ميرسد در بررسي آسيبهاي احتمالي دور جديد مذاكرات نبايد از نقش اين رژيم در ايجاد مانع براي به نتيجه نرسيدن مذاكرات غافل بود. در عين حال، برخي تحولات داخلي و منطقهاي موجب تشديد انزواي رژيم صهيونيستي شده است.
در سطح داخلي، اختلافات ميان سياسيون و نظاميان و در سطح منطقهاي، پديده بيداري اسلامي و آثار و پيامدهاي آن بهشدت امنيت اين رژيم را تهديد ميكند. بنابراين به نظر ميرسد اقدامات جديد صهيونيستها در عرصههاي ديپلماسي و رسانهاي براي مانعتراشي در روند مذاكرات هستهاي جديد ايران و گروه 1+5 برخلاف دورههاي گذشته كاملا انفعالي است. به عبارت ديگر، كارشناسان معتقدند رژيم صهيونيستي بنا به دلايلي فاقد ظرفيت و تواناييهاي لازم براي اثرگذاري منفي جدي بر روند مذاكرات است كه برخي از آنها عبارت است از:
1- ناتواني اين رژيم در احياي بازدارندگي دفاعي بهويژه پس از شكست در جنگهاي33روزه 2006 و 22روزه غزه موجب شده است تا استراتژيستهاي صهيونيستي بهشدت احساس خلأ تئوري امنيت براي اين رژيم بنمايند.
2- تحولات بيداري اسلامي و آثار و پيامدهاي آن موجب شده است تا اين رژيم به پرداختن هزينههاي سياسي و امنيتي ناشي از اين تحولات بينديشد.
3- اختلافات داخلي و شكاف ميان نخبگان حكومتي و احزاب سياسي بهشدت افزايش يافته است، اگرچه حكومت نتانياهو سعي كرده است با ائتلاف جديد با حزب كاديما انتخابات را به تعويق بيندازد.
4- بيتوجهي اوباما با درخواستهاي نتانياهو طي3 سال گذشته و ازجمله در موضوع هستهاي ايران به دليل شرايط داخلي قابل توجه است.
5- امروزه در داخل جامعه غرب مواضع و ديدگاههاي جدي شنيده ميشود مبني بر اينكه رژيم صهيونيستي تنها عامل فاصله غرب از ايران است و به همين دليل، غرب نبايد بيش از این هزينه اين رژيم را بپردازد.
*کارشناس مسائل سیاسی
| < قبلی | بعدی > |
|---|





