Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار جامعه
جامعه يادداشت تاثير فناوري اطلاعات بر نظام آموزشي مدارس

تاثير فناوري اطلاعات بر نظام آموزشي مدارس

جامعه

|محمدحسن صيف *|امروزه با ورود فناوري‌هاي نوين آموزشي و به‌ويژه دسترسي به اينترنت در بين جامعه فراگير در مدارس و تاثير‌پذيري آنها از فرهنگ‌هاي جهاني و غير بومي، موقعيتي به وجود آمده است كه آموزش و پرورش ناگزيراست تا كاركردهاي نويني را متناسب با نيازهاي زمان براي خود برگزيند.

 

گزينش و دستيابي به كاركردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است آنچه تلقي از نظام‌هاي نوين آموزشي را به عنوان يك تكنولوژي مدرن آموزشي و نه به عنوان يك چالش در نظامي آموزشي به ما مي‌شناساند، تاثيرات اين فناوري‌ها در به كارگيري وسايل كمك آموزشي در كلاس درس براي قوت بخشيدن به يادگيري فراگيران است كه در تحقيقات مكرر به اثبات رسيده است.

 

تنها راه رسيدن به دانش‌آموز محوري و استفاده از استعداد بالقوه دانش‌آموزان در امرتحقيق و پژوهش، استفاده از فناوري‌هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي در فرآيندهاي آموزشي است. كاربرد فناوري‌هاي جديد اطلاعات و ارتباطات، تغييرات شگفت‌انگيزي در فرآورده ها و فعاليت‌هاي كار و زندگي مردم به وجود آورده است.

 

فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي به سرعت ساختار اجتماعي و شيوه‌هاي زندگي مردم را در جهان تغيير مي‌دهند و براي ايجاد «جامعه اطلاعاتي» كه در آن توليد اطلاعات و دانش علمي هدف است، رو به گسترش‌اند. جوامع اطلاعاتي زبان و ادبيات جديد و خاص خود را دارند كه به كلي با ادبيات و مهارت‌هاي عصر كشاورزي و صنعت متفاوت است.

 

در اين عصر، كه به قولي آن را عصر دانايي هم گفته‌اند، جوامع براي توسعه خود به توليد و عرضه اطلاعات و دانش علمي مي‌پردازند. در چنين جوامعي، فناوري اطلاعات و ارتباط نفوذ و تاثير بسيار چشمگيري در فناور ي آموزشي، فنون و روش‌هاي آن براي كسب دانش، برنامه‌ريزي آموزشي و اجراي آن برعهده دارند؛ به‌طوري كه روز به روز اولويت‌هاي آموزش سنتي را به سرعت تغيير مي‌دهند.

 

به ديگر سخن، دانش و مهارت‌هاي رسمي به تدريج كمرنگ مي‌شوند و اولويت‌هاي جديد مانند رشد عمومي و يادگيري خود– كنترل شده، ضرورت و اهميت بيش‌تري مي‌يابند. در حقيقت در همه فعاليت‌ها و زمينه‌هاي آموزشي، تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بسيار مهم، مثبت و كارآمد است نفوذ گونه‌اي از آموزش دو سويه يا متعامل به كلاس‌هاي درس در كشورهاي پيشرفته باعث شده است كه رابطه معلم و شاگرد از اساس دگرگون شود و معلمان به جاي ايفاي نقش يك معلم كاملاً آگاه، در نقش يك راهنما ظاهر شوند.

 

بدين‌ترتيب تعليم‌گيرنده خود مسئوليت يادگيري را به عهده مي‌گيرد. در اين وضع، دانش‌پژوه ديگر به صورت يك‌گيرنده منفعل عمل نمي‌كند بلكه مشتاقانه با راهنمايي معلم و با توجه به نقاط ضعف و قوت خويش مسير يادگيري را تعيين مي‌كند البته بسته به شرايط سني و ذهني فراگير مي‌توان مسئوليت بيش‌تر يا كمتري از معلم خواست.

 

بدين‌ترتيب كامپيوتر با طرح پيشنهادي در هر مرحله از تعليم، فراگير را به مرحله بعدي يا حتي توقف او در مرحله فعلي محدود مي‌كند. با واگذاري ارزشيابي كار فراگير به كامپيوتر، معلم اكنون بيش‌تر شبيه تكنولوژيست آموزشي عمل مي‌كند كه با استفاده از نرم‌افزارهاي چندرسانه‌اي ويژه تهيه برنامه‌هاي آموزشي، بيش‌تر به توليد و تدوين برنامه‌هاي درسي خود مي‌پردازد.

 

با تقليل وظيفه معلم به راهنمايي و فناوري آموزشي توانايي بالقوه‌اي در بهبود فرايند ياددهي / يادگيري دارد كه مي‌توان از آن‌جمله به موارد زير اشاره كرد: انفرادي كردن آموزش. بهبود كيفيت تدريس. مقابله با مشكلات آموزش جمعي. ايجاد فرصت‌هاي برابر آموزشي. فراهم ساختن آموزش مستمر. تقويت نقش معلم.

 

تاكيد بر جنبه‌هاي انساني آموزش. وظيفه عمده نظام آموزشي، باسواد كردن، تربيت و پروراندن همه‌جانبه فراگيران آن نظام براي ايفاي نقش مناسب خود در جامعه است. سواد را در ساده‌ترين شكل به معناي توانايي خواندن و نوشتن و در وجه گسترده‌تر به معناي درك و فهم در نظر مي‌گيرند ليكن پديد آمدن تحولات جديد در عرصه فناوري اطلاعات و ميزان تاثير جوامع از آن، بار معنايي سنگين‌تري را بر اين واژه وضع كرده است كه غالبا از آن به سواد اطلاعاتي ياد مي‌شود.

 

بدين بيان نه‌تنها «استعداد شناسايي اطلاعات «بلكه» توانمندي ارزيابي و استفاده موثر از آن» در مقوله سواد اطلاعاتي مي‌گنجد از سوي ديگر بسترسازي در جهت حصول به تفكر انتقادي و به فعل درآوردن استعداد بالقوه فراگير يكي از راهكارهاي اصلي تربيت فراگير در نظام آموزشي است، زيرا فراگير با دستيابي به اين مهارت خواهد توانست نظريات خود را بر اساس تعامل با محيط، دستكاري در تجارب شخصي و تجديدنظر در آنها بنا نهد.

 

چنين ديدگاهي در حيطه «سواد اطلاعاتي» منجر به دستيابي به يادگيري موثر در فراگير مي‌شود، نخستين استدلال براي نياز فوري در ياددهي – يادگيري و اشاعه فناوري اطلاعات و ارتباطات اين است كه دانش‌آموزان بايد بتوانند با ملزومات عصر اطلاعات، كه با رشد روزافزون استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در زندگي و جامعه در سطح وسيع گسترش يافته، آشنا شده و بتوانند در اين عصر بهتر زندگي كنند. بنابراين مدارس بايد به اين اهداف بپردازند:

 

1- حصول اطمينان از اين‌كه دانش‌آموزان به تاثير فراگير فناوري اطلاعات و ارتباطات درجامعه و در زندگي‌شان پي برده‌اند.

2- ايجاد فرصت‌هايي براي دانش‌آموزان تا بتوانند مهارت‌هاي تفكر سطح بالاي خود رارشد دهند.


3- مجهز كردن دانش‌آموزان به مهارت‌هاي لازم براي جست‌وجو، ارزيابي، سازماندهي و ارايه اطلاعات براي درك بينش فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، ايجاد تغييرات اساسي در نقش و عملكرد مدارس، معلمان و دانش‌آموزان ضروري است.

 

اين‌كه فناوري‌هاي نوين آموزشي تاثير بدون انكاري در آموزش و نظام آموزشي امروز دارد مورد ترديد نيست، اما اين‌كه چگونه از اين امكانات و فرصت‌هاي آموزشي بتوان بهره كافي را برد، برخلاف مسئله انكارناپذير بودن نياز به استفاده از فناوري‌هاي آموزشي، به بررسي و پژوهش نياز دارد.

 

همان‌طور كه قبل از به‌كارگيري هر ابزار، علم به كارگيري از آن را بايد آموخت، نظام آموزشي نيز بايد تلاش نمايد تا پيش از به‌كارگيري اين فناوري‌ها زمينه مساعد بودن ورود آن را در نظام آموزشي فراهم كند. به كارگيري فناوري‌هاي نوين آموزشي نيز مانند هر تغيير ديگر، نياز به تغيير ساختارها و ديدگاه‌هاي موجود و سنتي را دارد و اين تغييرات تنها با گذشت زمان صورت خواهد گرفت.

 

از جمله عوامل و موانع سد راه اين تغييرات و عبور از شكل سنتي معلمان ناآشنا با اين بخش از علم هستند و ديگر عامل خود مدارس آموزشي، كه به علت نياز به هزينه كردن در اين زمينه و بستر‌سازي مناسب، سعي مي‌كنند تا از تغييرات جديد تا حدودي دوري كنند. توسعه مهارت‌هاي لازم براي ورود به اين حيطه از آموزش مي‌تواند راهگشاي بسياري از مشكلات به‌كارگيري فناوري‌هاي نوين آموزشي باشد.

 

اين توسعه و تغيير در بلندمدت نياز به مشاركت و استقبال ساير بخش‌هاي جامعه دارد.  آنچه به عنوان بهترين راهبرد براي گذار از آموزش سنتي به دانش‌آموز محوري و فراهم آوردن شرايط مناسب بر‌اي بهبود وضع به نظر مي‌رسد، فراهم آوردن شرايط زيرساختاري از جمله فرهنگ‌سازي در ميان جامعه و پذيرش اين تغييرات از طرف جامعه آموزشي و ظرفيت‌سازي متناسب با نيازها و اهداف نظام آموزشي است كه استفاده از تجربيات ديگر كشورهاي موفق در اين كار مي‌تواند اين روند را تسريع كند.


*  كارشناسي ارشد تحقيقات آموزشي

 

 

نظرات  

 
0 #1 donya2012mehrdad 02 اردیبهشت 1391 ساعت 18:50
سلام وب خوبی داری
نقل قول
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

باور كنيد گرد و خاك واقعا كشنده است!
یکشنبه, 28 خرداد 1391
سيد عبدالمجيد زواري:نمي دانم مسئول محترمي كه زير كولر و تصفيه هواي خارجي دفتر لوكس خود از غيركشنده بودن ذرات... ادامه مطلب...
تصویر
از پيشگيري تا درمان براي بيابان‌زدايي
یکشنبه, 28 خرداد 1391
اسماعيل كهرم:در رابطه با محيط‌زيست بيابان با دو كلمه مواجه هستيم. يكي بيابان‌زايي است و ديگري بيابان‌زدايي.... ادامه مطلب...
خانه دوست كجاست؟
شنبه, 27 خرداد 1391
| محمدناصر احدي |1- اگر يك بازيكن فوتبال به هر دليلي با باشگاهش به مشكل برخورد كند، براي پيگيري حق و حقوقش به... ادامه مطلب...
تصویر
قانوني براي كاهش ورود به زندان
شنبه, 27 خرداد 1391
مجيد دهلوي*:قانون جديد مهريه مبني بر ايجاد سقف مهريه تا 110 سكه، قانوني است كه مقنن براي فرهنگسازي آن را به... ادامه مطلب...
تصویر
ارتباط پدران با فرزندان تنها 20 دقيقه است
پنجشنبه, 25 خرداد 1391
محمدصادق مهدوي:در روزگاري به سر مي‌بريم كه ارتباط خانواده‌ها با فرزندان به كمترين ميزان خود رسيده است پدرها... ادامه مطلب...