ارتباط پدران با فرزندان تنها 20 دقيقه است
| جامعه |
محمدصادق مهدوي:در روزگاري به سر ميبريم كه ارتباط خانوادهها با فرزندان به كمترين ميزان خود رسيده است پدرها طي مدت ۲۴ ساعت شبانه روز فقط ۲۰ دقيقه را صرف بچهها ميكنند، اين در صورتي است كه فرزند كاملاً سالم باشد، و گرنه فرزندان در مدت بيماري ارتباط كمتري با پدرانشان دارند.
مدت زماني كه بهطور مستمر از سوي مادران ايراني در شبانه روز، صرف بچهها ميشود، بهطور متوسط ۴ ساعت است، بنابر اين نسبت ناعادلانه ارتباط پدر و مادر با فرزندان، خانوادههاي امروز را با مشكلي روبهرو كرده كه در آن پدر بهراحتي از روند تربيت فرزند كنار زده ميشود. اشتغال پدر، اختلاف والدين، بيعلاقگي پدر به فرزندان به كاهش ارتباط آنها دامن زده بهطوري كه هماكنون در خيلي از خانوادهها، فرزندان ترجيح ميدهند، پدر را نبينند.
روند فرزندسالاري در ايران منحصر به فرد است و آن نتيجه تغيير در جهت تربيت خانوادهها است. در تربيت سنتي در گذشته هدف از تربيت فرزند اين بود كه او را صالح، حرف شنو و مطيع پدر و مادر بار بياورند. امروز تربيت جديد به گونهاي است كه اصل استقلال و مسئوليتپذيري فرزندان مورد تاكيد قرار ميگيرد. وضع خانوادههاي ايراني در حال حاضر بهگونهاي است كه ميكوشند بر هر دو اصل تاكيد كند، بنابر اين با ورود به عصر مدرن طبيعي است كه بچهها شيوه خود مختاري را ميپذيرند چون والدين امروز نتوانستهاند فرزندان را مسئول و نه مطيع تربيت كنند.
به عكس فرزندسالاري در غرب، كه فرزندان زود به استقلال و مسئوليتپذيري ميرسند، در ايران بچهها در امور خانواده دخالت ميكنند، بدون اينكه به استقلال رفتاري يا اقتصادي رسيده باشند، اين ناشي از شيوه تربيتي ماست كه فرزندان را وابسته به خانواده تربيت ميكنند. بيشترين آسيب فرزند سالاري بر رابطه ميان پدر و پسر وارد ميشود، كه نقش تربيتي وي بهشدت كاهش مييابد.
انجام كارهاي مربوط به امور شخصي فرزندان خود از دلايل مهم و اساسي به شمار ميآيد. كه بهراحتي فرزندان را از نقشپذيري و انجام امور دور ميسازد. در خانوادههاي ما غالباً مادران كارهاي پسران 17 ـ 16 ساله را انجام ميدهند، شستن لباس، واكس زدن كفشها و... كه اين امر در كودكان 7 ـ 6 ساله غرب هم ديده نميشود، اين امر از نبود الگوي مناسب براي پسران حكايت ميكند، چرا كه پدران در خانوادهها مشاركتي ندارند، پسران هم كمتر خود را در خانه مسئول ميدانند.
بر اساس بررسيهاي انجام شده، فرزند سالاري در قشر متوسط كشور بيشتر ديده شده كه ناشي از سست شدن هنجارها، بالا رفتن سطح تحصيلات والدين، صنعتي شدن زندگي و كمرنگ شدن نقش پدر در امور خانواده است. با اشاره به تحقيق انجام شده در جامعه ۹۰۰ نفري از خانواده بايد گفت كه متاسفانه بسياري از فرزندان والدين خود را جاهل، بياطلاع و حتي عقب مانده تلقي ميكنند، اين نشان ميدهد كه در اثر رواج فرزند سالاري در خانواده آنان بهشدت پر توقع، قدرنشناس، غير مسئول و تنبل بار آمدهاند كه ناشي از نظام تربيتي خانوادههاست.
تحصيل در مدارس غير انتفاعي يكي از عوامل رواج فرزند سالاري است بهطوريكه اگر نظام تعليم و تربيت اسلامي پياده شود، در كاهش فرزندسالاري موثر خواهد بود، در حالي كه اين نظام تاكنون طوري معرفي شده كه معادل با سختگيريهاي بسيار است، پس فرزندان از اين نظام فاصله ميگيرند. سختگيري منجر به اقناع نشدن فرزندان شده كه خود در نشان دادن چهرهاي نامناسب از تربيت اسلامي موثر بوده است.
*جامعهشناس
| < قبلی | بعدی > |
|---|





