آسيبهاي اجتماعي فرمول خاص ندارد
| جامعه |
دامنه مفهوم آسيبهاي اجتماعي بسيار گسترده است. در عين حال برخي بر اين باور هستند كه بايد جامعه را از انواع آسيبهاي درگير پاك كرد. البته شايد بتوان فضايي ساخت كه با وجود تمام ناهنجاريهاي اجتماعي به آنجا نگريست پناه جست، در آن نفس كشيد و زندگي كرد، ولي بهطور قطع نميتوان از ناگزيري بروز و رشد انواع آسيبها در لايههاي زيرين جامعه، راه به جايي برد.
اين در حالي است كه توجه به مفهوم آسيبهاي اجتماعي و بيهنجاريهاي ناشي از آن و ارايه انواع آمارهاي قابل استناد از آسيبها، بدون توجه به طبقهبندي جوامع و سادگي و پيچيدگي آنها، امكانپذير است. در جامعه ساده، ميزان و شيوع انحرافات و آسيبهاي هاي اجتماعي اندك است و اين نوع باور در اين جوامع حاكم است كه آنچه با هنجارها و ارزشهاي جامعه مطابقت نداشته باشد، آسيب شناخته ميشود. در حالي كه در جامعه پيچيده، تنوع و تكثر وجود دارد و وجود برخي گرايشها و رفتارها كه ممكن است منحرفانه تلقي شوند، امري طبيعي ناشي از طبيعت جامعه است.
طبقهبندي و تفكيك آسيبهاي اجتماعي در دو جامعه ساده و پيچيده، ديدگاههاي مختلفي را شامل ميشود.برخي جامعهشناسان معتقدند براي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و كنترل رفتارها و اعمال منحرفانه، بايد از بودجه عمومي و منابع دولتي هزينه كرد. عدهاي ديگر معتقدند آسيبهاي اجتماعي به تعداد و گوناگوني حوادث جامعه، قابل تفكيك هستند و ساختار جامعه در آن دخيل نيست.
گروه سوم نيز اعتقاد دارند كه هر پديدهاي كه عدم تعادل در جامعه را موجب ميشود، در شمار آسيبهاي اجتماعي جاي ميگيرد. دو نوع صورت كلي براي آسيبهاي اجتماعي وجود دارد دسته اول آسيبهاي اجتماعي در فرايند پرهزينه توسعه اقتصادي و اجتماعي ايجاد ميشوند. اين نوع پديدهها، هيچگونه تقابلي با ارزشهاي جامعه ندارند. دسته دوم آن دسته از آسيبهاي اجتماعي هستند كه در تعارض و تقابل با ارزشهاي جامعه قرار ميگيرند و رفتارهاي منحرفانه تلقي ميشوند.
كنكاشي ساده در بطن جامعه، انديشه را لحظهاي پشت درهايي نگه ميدارد كه از آن سو، نگاه جامعه شناسان به منشأ اجتماعي آسيبها و انحرافات موجود دوخته شده است و... ماهيت جامعه يك روي داستان آسيبهاي اجتماعي در حالي برگ ميخورد كه گفته شود هيچ كس از مادر، مجرم متولد نميشود. ولي اين يك واقعيت است كه هميشه، همه كس با انتظارات اجتماعي همنوايي نميكند. چنانكه در تعبير جامعهشناسي، اگر امكانات و فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي به عدالت بين افراد جامعه قسمت نشود، جامعه آبستن بروز رفتارهاي ضداجتماعي و بيهنجاري مي شود.
توزيع نامناسب فرصتها و امكانات اقتصادي و اجتماعي يكي از ريشههاي اصلي بروز و رشد آسيبهاي اجتماعي است. به نظر ميرسد بنابر همين دليل باشد كه تحقق عدالت اجتماعي از گذشته تاكنون يكي از آرمانهاي اصلي مصلحان اجتماعي است و راهبردهاي مختلفي هم براي تحقق عدالت اجتماعي تجربه شده است.
عدالت اجتماعي به مفهوم يكساني فرصتها و امكانات اجتماعي و اقتصادي براي همه و فراهم شدن شرايطي است كه هر كس بتواند به اندازهاي كه تلاش ميكند، از مواهب اقتصادي و منزلت اجتماعي جامعه برخوردار شود. فرمول يا قاعده خاص و تعريف شدهاي براي علت بروز و رشد آسيبهاي اجتماعي در جوامع وجود ندارد ولي توجه به ساختار كلي جامعه ضروري است. چنانچه ممكن است، سازمانهاي رسمي، تمام امكانات و فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي را براي افراد جامعه ايجاد كنند ولي رفتارهاي تبعيضآميز خانواده در چگونگي تربيت افراد اثري منفي بر جاي بگذارد.
اگر در جوامع در حال توسعه، آسيبهاي اجتماعي نمود بيشتري دارند، به اين دليل است كه روشهاي توسعه به صورت ناگزير در برخي موارد موجب ايجاد شكاف طبقاتي شده و باعث ميشود كه يك عده، فرصتهاي بيشتري براي بهرهمندي از امكانات و فرصتهاي اجتماعي و اقتصادي داشته باشند. ولي داستان آسيبهاي اجتماعي روي ديگري نيز دارد.
آگاهي بخشي و توضيح انواع آسيبهاي اجتماعي، لزوما به پيشگيري از اين آسيبها و كنترل آنها نميانجامد، حتي در مواردي هم ممكن است موجب بروز آسيبهاي ديگر شود. در تعبيري هماهنگ بين جامعهشناسان و روانشناسان، ضرورت وجود ضمانتهاي اجرايي براي كنترل آسيبها و جلوگيري از رشد و بروز آنها احساس ميشود، ولي آنچه بيش از هر چيز مورد توجه جامعه شناسان و روانشناسان قرار دارد اين است كه ضمانتهاي اجرايي غيررسمي از نوع تاييد يا تنبيه خانواده، دوستان و همكاران يا پاداشها، اثربخشي بيشتري نسبت به ضمانتهاي اجرايي رسمي از نوع نظامهاي كيفري زندانها و دادگاهها دارند.
* جامعهشناس و عضو هيات علمي دانشگاه
| < قبلی | بعدی > |
|---|






