حمايت از كارگاههاي فهم معماري، يك وظيفه است
| جامعه |
مهندس حميدرضا سپهري از نسل معماراني است كه در ميان سكانهاي رهامانده در سالهاي نخست انقلاب اسلامي، در هدايت معماري سرزمين كهنسال ايران، عمر گذرانده است. مهندس سپهري، اكنون رئيس هيئتمديره مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران است. او درباره كار با معماران جواني كه بيش از دو نسل با او اختلاف سن دارد، ميگويد: من هم كه از اول ريشهايم سفيد نبوده!سپهري كه زبان فارسي را با بهترين لغات و لهجه اصفهاني سخن ميگويد، درباره كارگاه فهم معماري ايران از پنجره بوشهر، با ستاد خبري اين كارگاه به گفتوگو نشسته است.
| محمدعلي بدري|
مهندس حميدرضا سپهري در گفتوگو با «ملت ما» :
شهر بوشهر 26 تا 31 فروردين 91 ميزبان صدها معمار، دانشجو و دانشآموخته معماري است كه در قالب كارگاه فهم معماري ايران از پنجره بوشهر، براي بررسي ظرف زندگي مردم آن سرزمين به كرانه خليج فارس سفر خواهند كرد.
كار مركز مطالعات تحقيقات شهرسازي و معماري ايران چيست؟
اين يك حكايت 20 ساله دارد. در سال 69، وزارت مسكن و شهرسازي يعني وزير وقت و معاون وقت شهرسازي وزارت، براي انجام يك سري از كارهاي تحقيقاتي و مطالعاتي وزارتخانه تاسيس كردند. چون مشاوراني از جنس آن موضوعات وجود نداشت.(مطالعات منطقهاي و ملي) براي همين هم نخستين كاري كه كردند، طرح توسعه كالبد ملي بود. مشاور براي اين كار نبود. اين مركز در سال 73 از زيرمجموعه وزارتخانه بيرون آمد و زيرمجموعه بنياد مسكن و شهرسازي شد. اين انتقال تنها به لحاظ حقوقي بود وگرنه كار مركز همان كار بود و افراد مركز مطالعات و تحقيقات هم تغييري نكردند.
كارگاههاي فهم معماري چه آوردهاي دارد و چه اثري بر بستر حركت جريان معماري كشور ميگذارد؟
يك باور و نگاه منطقهاي درباره معماري شهرهاي مقصد كارگاه به دست ميآوريم كه هركدام در جاي خود معماري قابل توجهي است و هر يك بخشي از ايران ماست. اين باور را به دست ميآوريم كه آن معماري ارزشمند است، پس حفظش كنيم. بعد از كارگاه بيرجند، و در اثر حضور بعضي عزيزانمان درباره بيرجند، باعث شد كه عده ديگري هم علاقهمند شوند به بيرجند، سفر كردند به آنجا و در اثر همين توجه به حوزه فرهنگي و جغرافيايي بيرجند، باز هم بسياري به آنجا سفر خواهند كرد.
اين ارتباط پس از كارگاههاي گذشته حفظ شده است؟
يك چيزي هست كه ما نبايد بگذاريم از دستمان برود. خيلي جاها سرمان شلوغ شده و از دست دادهايم؛ چه چيزي را؟ اينكه مجموعه برگزاركنندگان و شركتكنندگان كارگاههاي فهم معماري، ارتباط و اتصالشان را لااقل مدتي با موضوع مورد مطالعه حفظ كنند. اين كار مغفول مانده است و بايد بشود. يعني بايد ارتباط با بيرجند حفظ شود. ارتباط با گرگان و شوشتر حفظ شود. چطور وصل باشيم؟ بياييم، برويم، سر بزنيم...
يك نهال را تا ريشه محكم بدواند، حصاري برايش ميسازند تا آسيب نبيند. بعد كه ريشهاش محكم شد، ميتوان اميدوار بود كه خودش ميتواند. ما بايد اين كار را بكنيم. اخيرا يكي در دانشگاه تهران آمد به من گفت من شما را در بيرجند ديدهام. شما براي باغهاي ايراني خراسان جنوبي كاري ميتوانيد بكنيد؟ گفتم بايد ما كاري بكنيم. گفت اين باغها در حال از بين رفتن هستند. گفتم بياييد بنشينيم حرف بزنيم ببينيم چه كاري ميتوان كرد.
بايد ما بتوانيم كاري كنيم، چه در سطح محلي چه در سطح كلان. بوشهر هم بايد همينطور باشد. به نظر ميرسد كثرت كار نميگذارد خروجيها زود توليد بشود. خروجيها كه در قالب مناسب به بهرهبرداري برسد، ميشود با كساني كه مخاطب واقعي اين خروجيها هستند، ارتباط را تداوم داد.
بايد راه و قالب مناسب را دبيرخانه كارگاه پيدا كند. اين كه با معرفي مقصد بعدي كارگاههاي فهم معماري، بسياري از شركتكنندگان كارگاههاي قبلي ثبتنام ميكنند، يعني حلقه اتصالي وجود دارد. من مطمئنم كه در پايان كارگاه فهم معماري ايران از پنجره بوشهر هم عده زيادي خواهند پرسيد، دوره بعدي كارگاه كجاست تا بتوانند در كارگاه بعدي هم شركت كنند.
دستگاههاي دولتي و محلي، متوجه اهميت و ضرورت برگزاري اين كارگاهها هستند؟
نه فقط شركتكنندگان، بلكه مسئولان منطقهاي بسياري مشتاقند كه كارگاه فهم معماري از پنجره شهر و استان آنها برگزار شود. دستگاههاي دولتي فهميدهاند كه پروژههاي كليشهاي جواب عام را در درازمدت نميتواند بدهد. بايد چيزهاي ديگري فارق از بدنه اصلي كار اجرايي انجام شود كه ضمانت اجرايي آنها بيشتر باشد. اعضاي دبيرخانه كارگاههاي فهم معماري، همه نيروهاي جواني هستند كه شايد از پختگي روش برگزاري، يعني از نماي بيروني، به نظر نرسد. اما ميانگين سني برگزاركنندگان كارگاههاي فهم معماري خيلي پايينتر از توقع دستگاههاي ناظر و كمككننده باشد...
ببينيد، من هم كه از اول ريشهايم سفيد نبوده! نسل ما نسل مو سياههايي بود كه با انقلاب راه افتادند. حالا 33 سال گذشته، آن نسل 33 سال بزرگتر شده، يادشان كه نبايد برود. خود ما چه توقعي داشتيم از بالادستيمان؟همه اين دوستان بچههاي من هستند. نسبت به بچههاي خودم دين دارم. نميگويم مثل بچههاي من هستند، خود بچههاي من هستند.
آيا رويكرد كارگاههاي فهم معماري، متهم به بازگشت به گذشته نيست؟
چند روز پيش آقاي مهندس بهشتي در نخستين نشست مدرسان مرمت ميگفت كه ما در گذشته زندگي نميكنيم، اما نميتوانيم بدون گذشته زندگي كنيم. جوهره حرف همين است. ما نميتوانيم از تاريخمان جدا شويم. از ريشههايمان نميتوانيم جدا شويم. نگاه به گذشته در كارگاههاي فهم معماري، نگاه به ريشههاي تاريخي و فرهنگي ماست. نهتنها ما، همه جهان به ريشههايش نگاه ميكند.
كرهجنوبي درباره ريشههاي فرهنگي خود مشغول چه كاري است؟
كره چيزي را كه ندارند، ميسازد و در قالب توليد فرهنگي به خورد من و شما ميدهد، ما داريم و عمدا فراموش ميكنيم. ما پرداخت خوبي نسبت به گذشتهمان نداريم.
راه توسعه اعضاي شوراي سياستگذاري و افرادي كه پشتيباني علمي از كارگاهها ميكنند، پيشبيني شده است؟
در هر كارگاه اعضاي علمي كارگاه از نو دعوت ميشوند. يعني اعضاي هر كارگاه با كارگاه قبلي فرق ميكنند. بنا نيست حتما افراد ثابتي باشند و در شهر بعدي هم حضور داشته باشند. ما بايد اين كار را بكنيم كه حتي اگر ستون فقرات ثابتي كارگاهها را برنامهريزي كند، اما بايد در هر شهر كه ميرويم به سراغ كساني برويم كه درباره آن حوزه جغرافيايي و فرهنگي مطلعتر باشند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








