در رابطه با اسكيزوفرني چه ميدانيد؟
| جامعه |
اين بيماران ممكن است حرفهايي بزنند كه بيمعنا به نظر رسد، ساعتها بدون حركت يا حرف زدن در جايي بنشينند، يا اينكه ممكن است كه كاملا سالم به نظر آيند تا هنگامي درباره چيزهايي كه واقعا درباره آنها دارند فكر ميكنند، شروع به صحبت كنند. علائم اين بيماري معمولا در مردان در انتهاي نوجواني و اوائل دهه بيست زندگي و در زنان در دهه سي و چهل زندگي بروز ميكند، اما در موارد نادري بيماري ممكن است در دوران كودكي هم تظاهر كند.
علائم اين بيماري ميتواند شامل توهم، هذيان، مختلشدن فكر، خلق و خوي بيتفاوت، انزواي اجتماعي، و نقصانهاي شناختي است. گرچه علت يا علتهاي ايجادكننده اين بيماري هنوز بهطور دقيق معلوم نيست، اما درمانهاي فعلي ميتوانند بسياري از علائم اين بيماري را رفع كنند و به افراد مبتلا امكان دهند كه بهطور مستقل زندگي كنند.
گرچه بسياري از علائم بيماري با مصرف دارويهاي ضدروانپريشي موجود مهار ميشود، اما اغلب مبتلايان به اسكيزوفرني بايد با علائم باقيمانده بيماري در طول عمرشان كنار بيايند. پژوهشگران همچنين در حال ساختن داروهاي موثرتر و استفاده از ابزارهاي پژوهش جديد براي درك علل اين بيماريی و يافتن راههايي براي پيشگيري و درمان آن هستند.
تاريخچه اسكيزوفرني
اگر چه احتمالاً بيماري اسكيزوفرني براي هزاران سال با ما بوده است. اما فقط از اواخر قرن نوزدهم اين بيماري به عنوان يك اختلال متمايز شناخته شده است. نخستين بار اين بيماري در سال 1896، هنگامي كه اميل كراپلين ارايه داد كه سه نوع اصلي روانپريشي وجود دارد، شناسايي شد. كراپلين اعتقاد داشت كه اين بيماري معمولا در نوجواني شروع ميشود و موجب يك تباهي غير قابل برگشت ميشود. در سال 1911 بلولر روانپزشك سوئيسي اعلام كرد اين اختلال هميشه پيشرس نبوده است و اغلب تا تباهي كامل نميروند.
وضع بيماري اسكيزوفرني در كشور:
رئيس دانشگاه علوم بهزيستي، بيماري اسكيزوفرني را شايعترين بيماري رواني كشورناميد. دكترمحمدتقي جغتايي، رئيس دانشگاه علوم بهزيستي، درحاشيه كنگره سراسري (اسكيزوفرنيا) ضمن بيان اين مطلب، علت اين اتفاق را (صنعتي شدن جوامع) دانست، اين درحالي است كه پيش از اين بسياري از صاحب نظران (افسردگي) را شايعترين بيماري رواني درايران ميدانستند.
دكتر جغتايي درباره اين بيماري گفت: اسكيزوفرني، يك بيماري است كه اگر مراقبت، كنترل و درمان نشود، روبه وخامت گذاشته و بيمار جزو بيماران مزمن قرارمي گيرد كه عوارض اجتماعي بسياروخيمي را دربردارد. وي اظهارداشت: درصورتي كه بيماري اسكيزوفرني دراسرع وقت تشخيص داده و درمان شود سير مزمن شدن اين بيماري خيلي كند ميشود.
اسكيزوفرنيا چيست؟
اسكيزوفرني از مبهمترين و ناتوانكنندهترين اختلالهاي رواني است. اين اختلال يك سندرم باليني است كه بهترين تطابق را با مفاهيم عمومي ديوانگي و جنون دارد. روانپزشك سوئيسي ايوجنبلولر، ديمنشياپريكوكس را تحت عنوان اسكيزوفرني نامگذاري كرد. اين نام برگرفته از واژه يوناني اسكيزو به معني «دو نيمه شدن» يا از همگسستن و «فرن» به معني ذهن است.
روانپزشكان آن را نوعي جنون (psyhosis) ميشناسند. به باور آنها فرد اسكيزوفرنيك قابليت تميز دادن بين افكار، ايدهها و تصورات قوي خودش و واقعيت (ادراكات مشترك، مجموعه ايدهها و ارزشهاي افراد ديگري كه در فرهنگ او آن را واقعيت مينامند) راندارد. از جمله عوارض اين بيماري اين است كه فرد ممكن است صداهايي را بشنود يا ممكن است فكركند كه افراد ديگر ميتوانند فكر او را خوانده يا افكار او را كنترل كنند.
بيشتر روانپزشكان اين عوارض را ناشي از نوعي اختلاط رواني ميدانند و براي درمان آنها «تسكين بخش» قوي تجويز ميكنند. البته همه اين باورها درباره چنين وضع روحي را قبول ندارند. تفسير ديگر از اين وضع روحي آن را ناشي عكسالعمل منطقي يا طبيعي نسبت به وقايع سخت زندگي ميداند، به عبارت ديگر آن را حالت افراطي اضطراب تشخيص ميدهد. بسياري مايلند به اسكیزوفرنيا در «تماميت» خود نگاه كنند. آنها بر لزوم درك تجربه فردي يا شخصي و اهميت اينكه اين تجربه چه تاثيري بر فرد گذاشته، تاكيد ميكنند.
درباره اين بيمار خاص چهار علامت اصلي كاملاً مشهود است:
1- بيمار اختلال فكري خودش را از طريق گفتار نشان ميدهد.
2- عاطفه سطحي (Flattened Affect) كه واكنشهاي اصلي هيجاني بيمار نامتناسب است.
3- دوسوگرايي (Ambivalence) : بيمار قادر به تصميمگيري و فعاليتهاي هر قسمت نيست.
4-در خودماندگي (Autism) : بيمار منزوي شده و در خود فرو ميرود. و درباره علائم ثانوي بيماري همانطور كه در شرح حال ذكر شد، بيمار دارايِ توهم، دايم افرادي را در اطراف خود ميبيند كه قصد صدمهزدن به او را دارند در صورتيكه اين شخصيتها حضور واقعي ندارد.
اين عوارض ممكن است مشابه مشكلات ديگر روحي مانند (اختلاط دو قطبي) (bipolar disorder) يا (اختلاط اسكيزوفرنيك ساز) باشد، يا در نتيجه مشكلات جسمي معيني رخ داده باشد.
روانپزشكان اين وضع روحي را با توجه به عوارض «مثبت» و «منفي» متفاوتي تشخيص ميدهند:
عوارض «مثبت» شامل اينهاست:
اغتشاش فكري
حالت هذياني، مانند شنيدن صداها يا اصوات ديگر- اوهام
عوارض«منفي» شامل: احساس بيتفاوتي يا بياحساسي- ناتواني در تمركز كردن
اجتناب از تماس با افراد ديگر
نياز داشتن به حفاظت
اغتشاش فكري
كسي در اغتشاش فكري است كه نتواند رشته منطقي افكارش را دنبال كند و ايدههاي او درهم ريخته يا به سختي قابل فهم توسط ديگران باشد. اين وضع امكان محاوره را سخت كرده و ممكن است به حس تنهايي و انزواي فرد كمك كند.
حالت هذياني
برخي افراد صداهايي را ميشنوند كه ديگران نميشوند. اين صداها ممكن است صداهاي آشنا، دوستانه يا انتقادي باشند. اين صداها ممكن است رفتار يا افكار فرد شنونده را بررسي ميكنند يا ممكن است به او بگويند چه بايد بكند. لزوما شنيدن اين قبيل صداها به معناي داشتن اسكيزوفرنيا نيست. براساس برخي تحقيقات در حدود چهار درصد جمعيت اين قبيل صداها را ميشنوند و براي بسياري اين وضع باعث مشكلي نميشود.
ولي كساني كه مبتلا به اسكيزوفرنيا هستند جزو كساني هستند كه بيشترين صداهاي انتقادي و غيردوستانه را ميشنوند. آنها ممكن است اين صداها را همه عمرشان شنيده باشند، ولي يك واقعه سخت در زندگي ممكن است شنيدن اين صداها را براي آنها شديدتر و دشوارتر كرده باشد. برخي مواقع افراد علاوه بر اينگونه صداها اصوات ديگر هم ميشنوند.
اوهام
اوهام به باورها و تجاربي ميگويند كه ديگران در داشتن آنها شريك نيستند. به عنوان مثال ممكن است كسي فكركند كه او توسط افراد پليس مخفي تعقيب ميشود يا توسط نيروهاي غيبي كنترل ميشود كه افكار معيني را در سر او گذاشتند.
عوارض منفي
به اين عوارض كه شامل كنارهگيري اجتماعي، بيتفاوتي و ناتواني در تمركز را شامل ميشوند، عوارض«منفي» و نه «مثبت» ميگويند زيرا خصوصيات آنها چندان روشن نيست. بهراحتي نميتوان گفت كه آيا اين عوارض بخشي از عوارض اسكيزوفرنيا هستند يا آنها عوارض عكسالعمل فرد در مقابل چيزهاي ديگري است كه باعث سرخوردگي ميشوند؟
| < قبلی | بعدی > |
|---|









