محیط زیست فوتبال نیست که رتبه بندی جهانی داشته باشد
| جامعه |
شنيدن واژه صنعتي شدن تقريبا براي همه ما يادآور كارخانههاي عظيمالجثهاي است كه دودهاي غليظ و سنگيني از دودكشهاي بلندشان به هوا ميرود.شهر صنعتي براي ما يعني شهري با آسمان سربي رنگ كه مردمش به سختي نفس ميكشند و كودكان رنگ پريدهاش قرباني آب و خاك آلوده به هزاران نوع آلودگي شيميايي و غيره هستند. اما توسعه پايدار واژهاي است كه ميخواهد رنگ ديگري به صنعتي شدن و پيشرفته شدن بدهد.
| رويا كاكاوند|
رئيس سازمان حفاظت از محيطزيست در گفتوگو با«ملت ما»:
6 ماه ديگر آبهاي جنوب خالي از جيوه ميشوند
هواداران توسعه پايدار معتقدند ميتوان محيط زيستي پاكيزه و سالم داشت و از موهبتهاي توسعه و پيشرفت نيز برخوردار شد. كافي است براي اين منظور برنامهريزي و تلاش شود. ناگفته پيداست شايد يكي از بزرگترين و مهمترين نقشها در اين حوزه كساني بر عهده دارند كه پاسداري از محيطزيست ما را برعهده گرفتهاند.
براي اينكه بدانيم سازمان حفاظت از محيط زيست براي اين منظور چه برنامههایي را اجرا كرده و براي آينده چه در چنته دارد در روزهاي پاياني سال 90 به گفتوگو با معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان حفاظت از محيطزيست«محمد جواد محمدزاده» نشستيم. آن چه در پي ميآيد مشروح اين نشست است.
سال گذشته علاوه بر اينكه سال جهاد اقتصادي بود ششمين سال از چشمانداز 20 ساله نيز بود يعني چيزي حدود يك سوم از برنامه 20 ساله چشمانداز گذشته است. ميخواهم بدانم در اين سال چه فعاليت موثري براي رسيدن به اهداف اين چشمانداز انجام شده است و چقدر در مسير تحقق آنها پيش رفتهايم؟
درباره چشمانداز يكي از نكات مهمي كه سازمان محيطزيست در پي آن بود استفاده از فناوريهاي نوين در زمينه محيطزيست بود كه ظرفيتهاي مجازي را براي اين منظور در نظر گرفتيم.
منظور از ظرفيتهاي مجازي چيست؟ بيشتر توضيح دهيد؟
در حقيقت براي رصد و پايش واحدهايي كه فعاليت دارند مثلا كارخانههايي كه فعال هستند و پسابهايي را رهاسازي ميكنند، بر روي خروجيهاي فاضلابها يا دودكشهاي آنها سنسورهايي نصب شد كه خروجي دودكشها و فاضلابهاي آن كارخانهها آنها را به شكل لحظهاي پايش ميكند PH پساب يا COD يا POD آنها را ميسنجد و ميزان آن را بدون اينكه كوچكترين دخالت دستي داشته باشد به مسئول و رئيس كارخانه يا مسئول مربوطه در اداره محيطزيست و حتي بنده به عنوان مسئول محيطزيست كل كشور اعلام ميكند.
به اين شكل تمام فعاليتهاي مربوطه در سطح كشور روي مانيتوري در مركز قابل ديدن است و ما به عنوان مثال در لحظه ميتوانيم بگوييم الان در سيمان سپاهان اصفهان يا فولاد مباركه يا... از نظر ذارت معلق يا هر چيز ديگري كه از دودكش كارخانه خارج ميشود چه شرايطي حاكم است. در حالي كه اين كار قبلا به شكل سنتي انجام ميشد. يعني هر 3 ماه يك بار يا هر 6 ماه يك بار يك ماموري ميرفت و پايش ميكرد و يادداشت ميكرد و اگر خطايي بود تذكر داده ميشد يا كار متوقف ميشد. ولي الان در لحظه و به شكل آنلاين همهچيز كنترل ميشود.
در اين زمينه در واقع ما آمدهايم از فناوريهاي نوين كه نشاندهنده يك كار علمي و پيشرفته و دانش به روز بشري است، استفاده كردهايم. اين كار علاوه بر اينكه از نظر من كار بسيار خوبي است در زمينه جهتگيريهاي برنامه چشمانداز 20 ساله نيز كه استفاده از فناوريهاي نوين و علوم پيشرفته و حضور در سطح كشورهاي پيشرفته منطقه است، نيز قرار دارد، توانستهايم به اين اهداف برسيم و داريم همگام با برنامه پيش ميرويم.
به اين معنا كه در چشمانداز افق كار در نظر گرفته شده است ولي در برنامه پنج ساله پذيرفتهايم كه واحدهاي صنعتي كل كشور را به شكل آنلاين رصد كنيم كه خوشبختانه در پايان سال 1390 بيش از هزار واحد به اين فناوري مجهز شدهاند و اميدواريم تا پايان برنامه پنجم توسعه كه امسال سال اولش است و 4 سال ديگرش باقي مانده است، كل مراكز حساس صنعتي كشور را چه در زمينه پسابهايشان و چه در زمينه بخاراتشان و چه هر نوع فعاليتي كه دارند بتوانيم به تمام معنا با سيستمها آنلاين رصد كنيم.
درباره حذف موضوع آلايندگي نيز بايد بگويم پيشرفت خوبي داشتهايم. يك روزي ظرفيتهاي اجرايي كشور در اين زمينه كم بود ولي الان چون توليد در كشور زياد شده است نگراني نداريم حتي اگر مجبور شويم واحدي را بهخاطر آلايندگي متوقف كنيم، به مشكل جدي بر نميخوريم. به عنوان مثال همين سيمان آبيك كه در جاده كرج- قزوين فعال است و دو خط توليد دارد، الان مدتي است كه خط يك اين واحد توليد به دليل آلايندگي متوقف شده است تا رفع اشكا ل شود، براي كشور نيز هيچ مشكلي ايجاد نشده است.
اين توقف چقدر ادامه دارد؟
زمانبندي كه ما كرديم براي رفع آلايندگي شش ماه فرصت داده شده كه كارخانه با توقف خط يك توليد، كل فرايند توليد را اصلاح كند تا ديگر بخارات آلاينده نداشته باشد.
از سوي صنايع در اين زمينه با مقاومت مواجه نميشويد؟
نه چون اين رويكرد نظام است كه توليد لازم است ولي توليدي كه هيچ آسيبي به جامعه نزند. بنابراين ما با تمام صنايعي كه آلايندگي دارند تعامل كردهايم كه بخشهاي آلاينده شان را خودشان رفع نقص كنند. يا درباره پالايشگاه و نيروگاهها كه به دليل استفاده از مازوت به جاي گاز طبيعي آلايندگي داشتند. از سوي ديگر الان با برنامهريزي و تعامل مثبتي كه با نيروگاهها داشتيم توانستيم بدون اينكه توليد برق كشور به مشكل بربخورد مانع مصرف مازوت و توليد گازهاي گلخانهاي و در نتيجه موجب آلودگي محيط زيست شديم.
خوشبختانه اين كار موجب شد بسياري از كارخانههاي ما كاملا گاز سوز شوند يا تعدادي دوگانه سوز شدهاند. آنهايي هم كه مصرف گازوئيل يا مازوت داشتند مصرفشان به حداقل رسيده يعني تنها در زمانهاي پيك مصرف گاز كه معمولا در زمستان، که هوا خيلي سرد ميشود اجازه مصرف مازوت را ميدهيم. در پالايشگاهها هم همين طور است.
بعضي از اين پالايشگاهها حدود 50 تا 60 سال قبل ساخته شدهاند، بنابراين اين پالايشگاهها از نظر ساخت دچار كهولت و فرسودگي و از نظر توليد دچار نقص هستند بنابراين برنامه عملياتي را با وزارت نفت هماهنگ كرديم كه تمام اين پالايشگاهها در سراسر كشور از نطر رفع موضوع آلايندگي در دستور كار قرار گرفتند و چيزي حدود 15 هزار ميليادر تومان وزارت نفت براي رفع آلايندگي آنها اختصاص داده است و اين امر موجب شده كه مثلا در پالايشگاه تهران گوگردي كه قبلا در هوا متصاعد و موجب آلودگي شهر تهران ميشد، كارايي ديگري پيدا كند.
امروز با كارخانهاي كه سه ماه قبل افتتاح شد روزانه 720 تن گوگردي كه قبلا در هوا متصاعد ميشد بازيابي و استحصال ميشود و ارزش اقتصادي جديدي ايجاد كرده است. اين همان پالايشگاهي است كه حدود 56 سال پيش راهاندازي شده اما فرايند توليد پر نقص و نشتيهایي داشت و موجب آلودگيهايي در آب و هوا و... ميشد الان اين كارخانه با پول بسيار خوبي كه تخصيص داده شده است دارد اين گوگردها را استحصال ميكند و جلوي كل نشتيهایي را كه آبهاي تحت الارضي و خاك منطقه را آلوده ميكرد كاملا گرفته و سيستم كاملا ايزوله و تمام نشتيها رفع نقص شده است.
در دنيا معمولا كارخانههايي با اين كهولت سن را رها كرده و ميروند كارخانهاي جديد ميسازند، ولي ما با وزارت نفت به اين نتيجه رسيديم كه اين كارخانهها را ميتوان با تعمير و نگهداري خوب، دوباره جوان كرد. خوشبختانه پالايشگاهي كه در تهران كار ميكند يا پالايشگاهي كه در شاه زند فعال است با اصلاحاتي كه رويشان انجام شد يا كارهايي كه در آبادان، بندرعباس و كرمانشاه در حال انجام است نهايتا موجب خواهندشد كل پالايشگاههاي اصلي ما كه محصولاتي مانند بنزين، نفت سفيد، مازوت، بنزين هواپيما و... را توليد ميكنند
همه با استانداردهاي يورو 4 و يورو 5 كه استانداردهاي به روز دنيا است، توليد كنند و همزمان آلايندگيشان نيز دارد به صفر نزديك ميشود. من فكر ميكنم اينها فعالیتهاي بسيار خوبي بوده و به دليل اين است كه رويكرد سازمان محيطزيست تعامل موثر با سازمانها و دستگاههایي مانند وزارت نيرو، وزارت نفت، وزارت صنايع، وزارت جهاد كشاورزي و... است.
يكي از مسائلي كه الان در حوزه صنايع مطرح است آلودگي شديد آبهاي جنوب به فلزات سنگيني مانند جيوه است تا آنجا كه پزشكان مصرف ماهي را براي زنان باردارد ممنوع كردهاند در اين زمينه چه اقدامي كردهايد؟
ما چه درباره رودخانههایي مانند رودخانههاي كارون، زهره، كرخه و... كه وارد درياي عمان و خليجفارس ميشوند و چه پسابهايي كه از طريق صنايع وارد آبها ميشوند در سفرهاي استاني كه به خوزستان، هرمزگان، سيستان و بلوچستان و بوشهر داشتهايم وظايفي را مشخص و به دستگاههاي مختلف تكليف كردهايم كه خوشبختانه يكي پس از ديگري انجام ميشود. درباره آنچه هم كه گفتيد و درست هم بود جيوه باقي مانده در معده ماهيها سنجش شده است. ميزان اين فلز سنگين در معده ماهيها حدود 3 سال قبل 11 برابر حد مجاز بود و الان به كمتر از 10 درصد گذشته رسيده است.
براي اينكه اين ميزان به صفر برسد، چه برنامهاي داريد؟
قطعا تا 6 ماه آينده اين ميزان كاملا به صفر ميرسد. علت اين آلودگي نيز پساب صنعتي پتروشمي ماهشهر بود كه فلزات سنگيني از جمله جيوه را در دريا رها ميكرد. خوشبختانه از حدود دو سال قبل پيگيري شد و الان پساب پتروشمي به حد نرمال نزديك شده و دو بازديد سه ماه قبل و اخيرا نشان ميدهد مشكل مرتفع شده است.
خود بنده هم بهزودي براي بازديد از پساب ماهشهر در آنجا حضور خواهم يافت و گزارشات كارشناسانمان نيز تا به حال نشان ميدهد كه موضوع مرتفع شده است. بنابراين چه در فاضلاب هاب خانگي كه وزارت نيرو مسئولش است و چه در پسابهاي صنعتي كه مخصوص شهركهاي صنعتي كه مربوط به وزارت صنايع ميشود و چه حتي درباره زه آبهاي كشاورزي كه از سموم استفاده ميشود و كودهاي شيميایي كه وارد بهمنشير و منابع زيرزمين و درياها ميشود،
همه در يك برنامه زمانبندي 3 تا 5 ساله با وزارتخانههاي كشاورزي، نيرو و صنايع و نفت قرار شد اصلاحاتي انجام شود. ما نه تنها در داخل كشور اين جهتگيري را داشتيم بلكه با طرح جامعي كه درباره كاهش آلايندگي هم در خزر و در رابطه با كشورهاي حاشيه خزر و كنوانسيون تهران و هم در رابطه با هشت كشور حاشيه خليج فارس و دریای عمان تحت كنوانسيون راپمي قرار ميگيرند
نه تنها تعهداتي را براي خودمان پذيرفتيم، بلكه تعهداتي را هم براي كشورهاي ديگر قرار داديم و پيگيري ميكنيم كه حتي كشورهاي ديگري مانند كويت، عربستان، قطر و عمان و... تعهدات خود را در قبال مسائل محيط زيستي منطقه عمل كنند. مثلا جادهسازي نكنند ساحل را آلوده نكنند پسابهايشان آلودگي ايجاد نكند و آب تعادل را رعايت كنند و مسائل ديگر.
بحث انرژيهاي پاك را مطرح كرديد. يكي از اين انرژيهايی كه خيلي هم مطرح است بحث انرژي خورشيدي است. چه برنامهاي براي استفاده بيشتر آن داريد؟
يكي از پيشبينيهاي نظام اين است كه انرژيهاي مصرفي را متنوعسازي كنيم. يعني اينكه كشور تنها به انرژي آب و سدهاي كه احداث ميشود يا گاز و انرژيهاي فسيلي ديگر وابسته نباشد. اين وضع براي كشور امنيت نميآورد. ما بايد در اين زمينه تنوع ايجاد كنيم. بهويژه كه ظرفيتهاي خوبي هم در اين زمينه داريم. دالانهاي باد در كشور ما بسيار خوب است. مطالعهاي شده بود بر روي دالاني كه از افغانستان ميآيد و شهرهايي مانند خاف و تايباد تا نيشابور و سبزوار را در بر ميگيرد و ميتواند 40 هزار مگاوات انرژي برق توليد كند.
يعني چند درصد از انرژي مورد نياز كشور؟
يعني تقريبا نياز كشور را ميتوانيم از باد تامين كنيم. يعني پتانسيلي كه خداوند گذاشته پتانسيل بسيار خوبي است. نياز كشور ما الان حدود 45 هزار مگاوات انرژي است و حدود 40 هزار مگاواتش را ما ميتوانيم از يك دالان باد تامين كنيم، يا درباره انرژي خورشيدي، تقريبا 320 روز از 365 روز سال را در كشور آفتاب داريم و حتي در جاهايي مانند گيلان و مازندران كه باران و هواي ابري بيشتر است باز هم تعداد روزهاي آفتابي زياد است و وقتي مقايسه ميكنيد با لندن ميبينيد بيش از 3 برابر لندن آفتاب داريم.
اين نعمتهايي است كه از انرژيهاي نو مانند باد، آفتاب، امواج دريا و خصوصا انرژي ژئوترمان يعني انرژي گرمايش زمين داريم. الان در مشكين شهر استان اردبيل پروژهاي در دست اقدام است تا از همان انرژي كه در آبهاي گرم منطقه اردبيل وجود دارد كه با وجود اينكه سردترين نقطه كشور است گرمترين آب كشور هم از زمين ميجوشد، استفاده شود.
اين انرژي است كه دارد تخليه ميشود و ما ميتوانيم اين انرژي را با حفاري تا عمق 500 متر و حتي 1500 تا 2000 متر تخليه كنيم و برق مورد نياز را با آن تامين كنيم. اين هيچ آسيبي هم به محيط زيست نميرساند. دولت نخستين مصوبهاش اين بود كه انرژي كشور را متنوع كند و ما به يك انرژي فسيلي وابسته نباشيم.
آيا برنامهاي داريد براي اينكه وابستگيمان را بهطور كامل از انرژيهاي فسيلي قطع كنيم و حتي تمام نياز صنايعمان را نيز با استفاده از اين نوع انرژيها تامين كنيم؟
كاري كه در ابتدا بايد در اين زمينه انجام ميشد اين بود كه قيمت اين نوع انرژيهاي نو بايد با قيمت تمام شده انرژيهاي سنتي قابل رقابت ميشد. دولت هم برهمين اساس تصميم خردمندانهاي گرفت كه قيمت خريد يك كيلو وات انرژيهاي نو را افزايش بدهد تا صرفه اقتصادي داشته باشد تا به اين وسيله كسي كه ميرود در اين حوزه سرمايهگذاري ميكند بتواند آن را راحتتر به دولت بفروشد.
لذا برق توليد شده با اين انرژيها را در پيك مصرف، دولت تا كيلوواتي 170 تومان ميخرد. در حالي كه اين قيمت قبلا 60 تومان بود ولي حالا دولت قيمت آن را رسانده به زمان غير پيك 120 تومان و زمان پيك تا 170 تومان.
قيمت خريد همين مقدار انرژي توسط سوختهاي فسيلي چقدر است؟
40 يا 45 تومان است.
الان بيشتر دولت در اين زمينه در حال سرمايهگذاري است يا بخش خصوصي؟
هر دو بخش با هم در حال فعاليتند. در منجيل بخش دولتي سرمايهگذاري كرده بود ولي الان در نقاط مختلف كشور بخش خصوصي هم دارد سرمايهگذاري ميكند. خاصيتي هم كه استفاده از انرژيهاي نوين دارد اين است كه علاوه بر اينكه به محيطزيست آسيب نميرسانند، نوعا به شبكه هم نياز ندارند يعني شما در كنار يك روستا يك دكل انرژي بادي ميگذاريد و همان جا هم مصرفش ميكنيد. يا مثلا در همين پارك پرديسان يك سلول خورشيدي نصب ميشود و همان جا يك لامپ را روشن ميكند.
حالا كه صحبت به اين جا رسيد من سوالي كه دارم اين است كه چرا در پرديسان كه نزديكترين جا به سازمان حفاظت از محيطزيست است ما شاهديم كه تمام تيرهاي چراغ برق به سلولهاي خورشيدي مجهزند ولي باز هم استفاده از آن رها شده و با كابل كشي از انرژي برق شهري استفاده ميشود؟
متاسفانه از سالهاي گذشته نگهداري از پارك بر عهده سازمان است و چون پارك برقش را از يك مسير نامطمئن گرفت اين برق منطقهاي مشكلاتي داشت كه با پيگيريهايي كه انجام شد اين مشكل رفع شده است البته ميدانيد كه تخصص سازمان در حوزه برق نيست ولي الان بايد مشكل حل شده باشد.
البته ما در سال 90 و 91 برنامهاي داريم كه بر اساس آن دولت بايد پيشقراول و پيشتاز شود و براي استفاده مصارف عمده خودش از انرژيهاي خورشيدي استفاده كند. همچنين اميدواريم سازمان حفاظت از محيطزيست جزو نخستين سازمانهايي باشد كه سال 91 ديگر برق مصرفي خودش را از شبكه سراسري نگيرد و توصيه ميكنيم اين طرح را به تمام سربازخانهها، بيمارستانها، ادارات بزرگ و دانشگاهها و... تسري بدهيم چرا كه به اين ترتيب هم نگهداري شبكه راحتتر است و هم انرژي مطمئنتري داريم كه از نظر محيط زيست هم پاكيزه است و هم بار شبكه سبكتر ميشود.
چندي پيش خبري داشتيم كه بر اساس يك بررسي بينالمللي شاخصهاي محيطزيستي ايران 36 پله سقوط كرده است، علتش چيست؟
مراجع رسمي بينالمللي مراجع شناخته شدهاي هستند. مثلا سازمان ملل و سازمانهاي مرتبط با آن مثلا يو ان دي پي يا كنوانسيونهاي تخصصي مانند كنوانسيون مبارزه با توسعه بيابانها يا كنوانسيون مبارزه با تغييرات آب و هوا. اين مراكز رسمي بايد اين نوع اطلاعات را اعلام كنند. به نظر ميرسد كه برخي از دانشگاهها مانند دانشگاهي كه اين مطلب را اعلام كرده است بر اساس مطالعه يك نفر كه آن هم ميآيد شاخصهايي را از نظر خودش برآورد ميكند
و اطلاعاتي كه جمعآوري ميكند اطلاعات كتابخانهاي است، اين كار را انجام دادهاند. آن چه در نشريات ما بازتاب داشت و بيشتر يك غوغاسالاري رسانهاي بود تا اطلاعرساني صحيح. اين اتفاق ناشي از ضعف اطلاعاتي سازمانهاي مرتبط بود. اين سازمانها بايد اطلاعات به هنگام ميدادند. مثلا آمدند گفتند ميزان جنگل در ايران الان اينقدر است در حالي كه اين اصلا آمار امسال نبوده است و كارهايي كه سازمان جنگلها در اين راستا انجام داده واقعا كارهاي بسيار خوبي بوده است.
يعني معتقديد اين نتيجهگيري ناشي از ضعف اطلاعرساني در داخل كشور است؟
بله ضعف اطلاعرساني در داخل است كه اگر اطلاعات درست و به هنگام داده ميشد به اين نتيجه نميرسيدند. از سوي ديگر گفتند شاخصهاي محيطزيستي افت پيدا كرده است و شاخصهاي را اعلام كردند كه يكيش جنگلها بود، يكيش بهرهبرداري از آب سالم و... بود. يعني مسائلي را مطرح كرده بودند كه اصلا به سازمان محيطزيست مربوط نبود و در حوزه فعاليت سازمانهاي ديگري مانند سازمان جنگلها، وزارت نيرو، جهاد كشاورزي و دستگاههاي ديگر بود و سرانجام هم به آن غوغاسالاري ختم شد و به اسم محيطزيست تمام شد.
در حالي كه اصلا بحث اين سازمان و وظايفش وسط نبود. از سوي ديگر سازمانهاي مربوطه بايد اطلاعات به هنگام و درست ميدادند شايد حتي آن فرد يا دانشگاهي كه اين تحقيقات را كرده است مكاتبه نداشته و رفته از يك كتابخانهاي آمار10 سال پيش را برداشته و منتشر كرده است. بنابراين، اين اطلاعات اصلا اطلاعات قابل اتكا و مستندي نبوده است و تازه اطلاعات محيط زيستي نيز نبود بنابراين قضاوت بر اساس مطلبي كه موضوع محيط زيستي نبود و تحقيقي كه اطلاعاتش مستند نبود، درست نبود.
بر اساس اطلاعات به روز سازمان حفاظت از محيطزيست جايگاه ايران به لحاظ شاخصهاي محيطزيستي كجا قرار دارد؟
در مسائل مختلف شرايط متفاوت است.
برآيند كلي چگونه است؟
برآيند كلي وجود ندارد. در هيچ جاي دنيا نميتوانند بيايند همه مسائل محيطزيستي را بررسي كنند و بگويند در كل شرايط ما از نظر محيطزيستي چگونه است. مثل فوتبال نيست كه بيايند بگويند در جهان اين رتبه را داريم. درباره محيطزيست هيچ رتبهبندي بينالمللي اعلام شدهاي نداريم. مثلا ميگويند درباره مبارزه با گازهاي گلخانهاي وضع اين است، يا درباره مبارزه با توسعه بيابانها وضع كشورها اين است. خب كنوانسيون مبارزه با توسعه بيابان سال گذشته ايران را تجليل كرده به دليل طرحهاي بسيار موفقي كه در زمينه جلوگيري از توسعه بيابان انجام داده است.
چقدر دراين زمينه موفق بوديد؟
ما در كشورمان بيش از 3 ميليون و 300 هزار هكتار جلوگيري از بيابانزايي داشتهايم و به اين منظور مالچپاشي شده است. بنابراين از ايران در زمينه جلوگيري از بيابانزايي تجليل شد. يا مثلا در كنوانسيون بازل و روتردام سال گذشته درباره دفع درست پسماندهاي ويژه يا پسماندهاي الكترونيك يا پسماندهاي صنعتي جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك نمونه موفق تجليل شد.
بنابراين ميتوان گفت در يك جاهايي ما وضعمان خيلي خوب است ولي هنوز در جاهاي ديگري مشكل داريم. مثلا به دليل اينكه هنوز مصرف انرژي ما وابسته به سوختهاي فسيلي است از نظر توليد گازهاي گلخانهاي وضع خوبي نداريم و داريم تلاش ميكنيم بهبوديهايي حاصل شود. بنابراين بايد گفت محيطزيست مثل فوتبال نيست كه ما بگوييم رتبه ما در جهان اين است و بايد در هر آيتمي مانند جنگلها، گازهاي گلخانهاي، تغييرات آب و هوا، آلايندگي هوا، مبارزه با بيابان و تالابها و... وضع ايران را بهطور جداگانه بررسي كرد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






