هنوز هم در مدارس تركه پيدا ميشود؟
| جامعه |
اظهارنظر وزير و يك سوال هميشگي
تنبيه دانشآموزان موضوعي است كه در چند سال گذشته به كرات اتفاق افتاده و با واكنش مسئولان مربوطه همراه بوده است، حتي وزير آموزش و پرورش گفته كه «ممكن است معلم سركلاس عصباني شود وكاري انجام دهد كه اشتباه باشد كه البته اين رفتار را توجيه نميكنيم و معتقديم كه نبايد به هيچ عنوان تنبيهبدني در مدارس اتفاق بيفتد.» البته وزير محترم نگفته كه چرا يك معلم عصبانيت خود را كنترل نميكند و در واقع از وظيفه خود به عنوان شغل انبيا تخطي ميكند. در چند سال گذشته از موارد تنبيه دانشآموزان در كشور رسانهاي شده، هر دفعه مسئولان واكنش نشان دادهاند، اما مشكلي از مشكلات حل نشده است.
اين در حالي است كه در گزينش معلمان انواع صلاحيتها از جمله صلاحيتهاي عقيدتي و سياسي داوطلبان در نظر گرفته ميشود، اما صلاحيتهاي حرفهاي شغل معلمي چندان مورد توجه گزينشگران نيست. مسئولان غافل از اين نكته هستند كه معلمان درباره مسائل تربيتي و برخورد با دانشآموزان داراي ديدگاههاي متفاوت و شخصي هستند.
مشتي نمونه خروار
يكي از موارد تنبيه كه سال گذشته رسانهاي شد، كتك زدن دانشآموزي در اهواز با كابل بود كه منجر به فلج شدن وي شد. معلم خاطي از كار معلق و پروندهاش به دادگاه تخلفات اداري فرستاده شده است، اما هيچكدام از اين اقدامات كمر فلجشده كودك بينوا را درمان نكرد. چند سال قبل هم در تهران دانشآموزي كه لباس ورزشي خود را تعويض نكرده بود و با همان لباس در كلاس درس زبان انگليسي حاضر شده بود، از سوي معلمش اول برهنه شد و سپس ضرب و شتم شد.
با شكايت مادر دانشآموز و طرح موضوع در رسانهها، معلم مدرسه گفت كه كار او يك شوخي بوده است. البته در برخي از مدارس تهران از شيوههاي ديگر تحقير هم استفاده ميشود. نمونهاش تنبيه و تحقير يك دانشآموز با چسبزدن به دهان او زيرا به قول معلمش پرحرفي كرده بود!!
حدود دو سال پيش هم دانشآموزي زاهداني در اثر اصابت نوك كتاب بر سرش توسط معلم فوت كرد. در يك مدرسه ابتدايي در كهگيلويه و بويراحمد دانشآموزي هفت ساله به دليل تنبيه با خطكش چشم راست خود را از دست داد. اين موارد و دهها مورد ديگر در سالهاي گذشته حاكي از واقعيتي تلخ به نام تنبيه بدني در مدارس است.
قانون چه ميگويد؟
طبق ماده 77 آييننامه اجرايي مدارس اعمال هرگونه تنبيه ديگر از قبيل اهانت، تنبيه بدني و تعيين تكاليف درسي جهت تنبيه ممنوع است و در اعمال تنبيهات نبايد بين دانشآموزان تبعيض و استثنايي قايل شد. همچنين بر اساس ماده 76 دانشآموزان متخلفي كه راهنماييها و چاره جوييهاي تربيتي در آنها مفيد و موثر نميافتد، با رعايت تناسب به يكي از روشهاي زير مورد تنبيه قرار ميگيرند؛
تذكر و اخطار شفاهي بهطور خصوصي، تذكر و اخطار شفاهي در حضور دانشآموزان كلاس مربوط، تغيير كلاس در صورت وجود كلاسهاي متعدد در يك پايه با اطلاع ولي دانشآموز، اخطار كتبي و اطلاع به ولي دانشآموز، اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلي ولي دانشآموز حداكثر براي مدت سه روز و انتقال به مدرسه ديگر. اگرچه اين قوانين در حرف بسيار زيبا هستند، اما معلماني هستند كه معتقدند چنين تنبيههاي خفيفي كارساز نيست، حتي دانشآموزان به انجام خلاف بيشتر متمايل ميشوند.
گذشت آن روزها كه فلك كردن در مكتبخانهها براي يادگيري بچهها از ابزارهاي اساسي و كارا بود؛ دانشآموزاني كه در خانه با ناز و نعمت بزرگ شدهاند ديگر تركه معلم را تاب نخواهند آورد؛ چه اين تنبيه شوخي باشد چه خطايي كه انسان بودن معلمان توجيه آن از سوي وزير است. نه تنها بايد بساط تنبيه از مدارس بهطور كلي برچيده شود كه بايد فكري براي ديگر ضعفهاي سيستم آموزشي كشور هم كرد كه استرسزا هستند و روح و روان دانشآموزان را در معرض خطر قرار دادهاند، استرسهايي كه گاه آنقدر زياد ميشوند كه يك دانشآموز 11 ساله را مجبور ميكند طنابدار به گردن خود بيندازد و خود را از همه فشارهاي درس و مشق و مدرسه راحت كند. اين مهم اما تنها با سخنراني و انكار و ادعا حاصل نخواهد شد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






