دلايل افزايش اشتغال زنان
| جامعه |
|محمد حيدري*|اشتغال زنان در فعاليتهاي اقتصادي در چند دهه گذشته و بهويژه در جامعههاي شهري بسياري از كشورها از اهميتي ويژه برخوردار است. در اين ميان مسائلي مطرح شده كه به دليل اهميت، موضوع پژوهشهاي متعددي قرار گرفته است. در اغلب شهرهاي بزرگ ايران، همگام با دسترسي بيشتر زنان به سازمانهاي آموزشي (مدارس و دانشگاهها) گرايش آنان به اشتغال چشمگير بوده است. اما با وجود مطرح شدن اين مقوله در ميان برخي از گروهها، شرايط اجتماعي-فرهنگي جامعه در بسياري از موارد، براي اين فرايند آماده نبوده است.
وضع زنان كه حدود نيمي از جمعيت جهان را تشكيل ميدهند، در سراسر دنيا تحتتاثير متغيرهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي (اشتغال، بهداشت، ازدواج، باروري و آموزش و پرورش) قرار دارد. دستمزد متفاوت زنان در نقاط مختلف دنيا از همين واقعيت حكايت دارد. زنان مخصوصا در كشورهاي جهان سوم، سختتر از مردان كار ميكنند، ولي به كار آنها معمولا كم بها داده ميشود و حقوق مناسبي دريافت نميكنند. اشتغال زنان از نظر جامعهشناسي خانواده، معلول علل گوناگوني است.
مطالعات انجامشده در كشورهاي صنعتي از تنوع علل حكايت دارد. در كشور فرانسه 95 درصد زنان براي ترفيع اقتصادي و 66 درصد جهت امكانپذير ساختن ادامه تحصيل فرزندان خود كار ميكنند و علاقه به نقش كار، تنها انگيزه 40 درصد آنها در امر اشتغال است. عدالت جنسيتي صرفا مفهومي اخلاقي نيست،
بلكه از اين جهت مفهومي ناآشناتر و مبهمتر از عدالت است، به ويژه آنكه عدالت جنسيتي از مباحث تازه در دوران معاصر است و سابقه چنداني ندارد؛ بهخصوص كه اين مفهوم با اشتغال زنان درميآميزد كه آن هم عمدتا از مباحث مورد توجه در دوران پس از انقلاب صنعتي است كه كارخانه پديد آمد و زنان از خانه به كارگاههاي كوچك و بزرگ كوچ كردند.
در اين حال سنتهاي ريشهدار اجتماعي و ديني، زنان را به سوي حفظ اركان خانواده دعوت ميكند، اما هنجارهاي دنياي متجدد آنان را به مشاركت اجتماعي و حضور هرچه بيشتر در جامعه و همكاري فعال در مراكز اشتغال فرا ميخواند. جمع اين دو سهل و ميسر نيست؛ بهويژه آنكه يكي، جا را بر ديگري تنگ ميكند و حضور ديگري را بر نميتابد. هر چند اشتغال مردان پديدهاي لازم و طبيعي شمرده ميشود، اشتغال زنان با مشـكلات و چالشهاي بسيار مواجه شده، از اينرو در جوامع گوناگون و در زمينههاي مختلف جلوههاي متفاوتي يافته است.
بسياري بر اين عقيده هستند كه اشتغال زنان با اخلاق جامعه تنافي دارد، برخي ديگر بر اين باورند كه خروج زنان از خانه موجبات رقابت آنان را با مردان فراهم ميسازد و مخصوصا آنجا كه اشتغال تامّ وجود ندارد؛ اشتغال زنان موجب بيكاري مردان ميشود.
بعضي نيز بر اين انديشهاند كه اشتغال زنان موجب ميشود كه آنان به وظايف همسري كمتر توجه نمايند و ازدياد طلاق از آن منشأ ميگيرد يا آنكه به وظايف مادري توجه كمتري مينمايند و نسل آينده از آن آسيب ميبيند.
با در نظر داشتن همه دلايلي كه از سوي مخالفان كار زن در بيرون خانه مطرح ميشود. نبايد يك موضوعي از نظر دور داشت و آن افزايش روزافزون زنان تحصيل كرده و به تبع آن نياز آنها به اشتغال بهويژه در حوزه تحصيلي خود است.
*محقق و پژوهشگر اجتماعي
| < قبلی | بعدی > |
|---|





