عاطفه و تفاهم مهمتر از تفاوت سني براي ازدواج است
| جامعه |
اگر تفاوت سني ميان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از يك حد معمولي برخوردار است. اين مورد بستگي به اين دارد كه چقدر زن و مرد بتوانند اين فاصله را باور داشته باشند. اين مسئله را نميتوان به همه تعميم داد و به اين معنا نيست كه همه كساني كه چنين اختلاف سنياي دارند، زندگي خوبي هم دارند. البته هرچه فاصله سني زوجين كمتر باشد احتمال تفاهم بيشتر است. چراكه دو نفر با تفاوت سني زياد در دو مرحله متفاوت از زندگي هستند و نيازها و خصوصيات آنها بالطبع متفاوت است.
| ترانه باني |
دختران و پسران بدانند
فاصله سني از 10 سال به بالا به دليل اينكه تفاوت زماني و يك دهه فاصله زندگي كردن بين دو فرد وجود دارد، مشكلاتي براي هر دو زوج به وجود ميآورد. مشكلاتي چون عدم درك صحيح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتي و بيحوصلگي فرد بزرگتر، بهويژه احساس پشيماني و بروز مشكلات بيشتر از عواملي هستند كه بين زوجها با فاصله سني زياد ديده ميشوند.
يكي از معيارهاي انتخاب همسر هماهنگي و تناسب بين زوجين از نظر فاصله سني است. به هر حال افرادي كه در محدوده سني نزديك هم باشند، تجربهها و خاطرههاي يكساني دارند و پيش زمينه فرهنگي مشابهي براي درك كردن هم خواهند داشت بزرگتر بودن مرد مرد ايراني با خاصيت مردسالارانهاي كه از گذشته در اطراف خود ديده و شنيده، مدير بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعريفي از خود ميداند. از سوي ديگر بزرگتر بودن مرد نوعي توازن رفتاري را در خانواده به دنبال دارد. با اين حال معيارها با گذشت زمان در حال تغيير و دگرگوني است.
حضور زنان در جامعه و فعاليتهاي اجتماعي آنها، توجه بيشتر آنها به تحصيلات و ارتقاي علم و به دست آوردن موقعيتهايي برتر حتي بسيار معتبرتر از مردها تا حدودي باعث تغيير سن ازدواج شده و به همين خاطر است كه در جامعه امروز زناني كه از همسران خود بزرگتر هستند، بيشتر از قبل ديده ميشوند.
بزرگتر بودن زن
اگرچه هنوز مسئله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگي و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نيست اما نميتوانيم براي همه افراد، نسخههاي واحد و يكساني بپيچيم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگي و اخلاقي داشته باشند، همسن بودن يا بزرگتر بودن دختر از پسر، مشكل خيلي حاد و پيچيدهاي نيست. كساني كه مخالف بزرگتر بودن زن هستند معمولا دلايل زيرا برميشمارند:
- ترس از اينكه اين ازدواجها بعد از مدت كوتاهي با شكست مواجه شود؛ بهويژه اگر اين ازدواج بهخاطر موقعيت مادي زن صورت گرفته باشد، هميشه موردتوجه است.
- زني كه چندسال بزرگتر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فكر كند و مسائل را بسنجد ولي وقتي با چيزي غير از اين مواجه ميشود، اين فاصله را بيشتر درك ميكند.
- از سوي ديگر، مردي كه با زن بزرگتر از خودش ازدواج ميكند، ممكن است پس از چند سال زندگي، با تحليل رفتن جسم زن، احساس ناخوشايندي پيدا كند و شايد به فكر جدايي يا ازدواج دوم بيفتد و …
- درحالي كه اين احتمالها تنها مختص به زنهايي نيست كه از شوهرانشان بزرگ ترند بلكه ممكن است در رابطه ساير زنها با شوهرانشان نيز اتفاق بيفتد.
- چنين ازدواجهايي جنبههاي مثبتي هم دارد؛ ازجمله اداره زندگي از سوي زني آگاه و مدير. البته به شرطي كه خود فرد پذيراي شرايطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل كند. چراكه تاثيرهاي منفي برخورد جامعه و اطرافيان ممكن است در زندگي بروز پيدا كند.
- ميتوان خانوادههاي زيادي را يافت كه با بزرگتر بودن زن از شوهر، زندگيهايي شاد و زيبا دارند. اين مسئله درصورتي كه عشق و علاقه طرفين به همديگر زياد باشد و زندگي خوبي داشته باشند مشكل ساز نخواهد شد.
همسن بودن يا نبودن
تعريف تفاوت سن و پذيرش آن، كاملا به فرهنگ و تربيت خانوادگي بستگي دارد. در مسئله ازدواج درصورت فراهم بودن نيازهاي اساسي و شناخت متقابل نميتوان فاصله سني را از عوامل و عناصر اصلي دوام زندگي دانست. با اين حال هرچقدر فاصله و اختلاف سني بين زن و مرد كمتر باشد آنها به درك بهتري از يكديگر ميرسند. زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخيت بيشتري داشته باشند پيوند و ازدواج مستحكمتري خواهند داشت.
يكي از معيارهاي انتخاب همسر هماهنگي و تناسب بين زوجين از نظر فاصله سني است. به هر حال افرادي كه در محدوده سني نزديك هم باشند، تجربهها و خاطرههاي يكساني دارند و پيش زمينه فرهنگي مشابهي براي درك كردن هم خواهند داشت. دختر و پسري كه در سن ازدواج قرار دارند بايد از نظر فكري در يك سطح قرار گيرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهميت دارد ولي ميزان آن را هم هيچ علم و منطقي با قاطعيت تخمين نزده است.
آنچه از سن مهمتر است…
تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر اين روند را طوري نهادينه كرده كه پسرها باتوجه به ديرتر بالغ شدنشان بايد از دخترها بزرگتر باشند. با اين حال فاكتور سن به تنهايي نميتواند تضمينكننده يك ازدواج موفق باشد. انگيزه زوجها براي ازدواج با يكديگر در اين زمينه بسيار دخيل است. هستند كساني كه با انگيزههاي اقتصادي با افرادي ازدواج ميكنند كه تفاوت سني بسيار زيادي با آنها دارند؛ ازدواجي بدون پايههاي عاطفي و شناخت كه نبودن عامل علاقه در اين نوع از ازدواجها آنها را با شكست مواجه ميكند. در اين صورت نميتوان گفت شكست اين زندگي تنها بهخاطر بالابودن سن يكي از دو زوج بوده است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








