دوركاري طرحي براي خانهنشيني دوباره زنان
| جامعه |
| مرضيه محمدي |سالها از طرح موضوع مشاركت زنان در انجام امور جامعه ميگذرد در اين سالها زنان همپاي مردان زنجير حركت به سمت پيشرفت را به دست گرفته و آن را پيش بردهاند. اما چند سالي است برخي از مسئولان با طرح برنامههاي تازه سعي در به عقب راندن زنان از اين پيشرفت دارند. بعد از دوركاري زنان شاغل در روزهاي پنجشنبه كه صاحب فرزند زير ۷ سال يا معلول باشند و طرح مرخصي دوساله براي زايمان زنان، اينبار طرح استخدام نيمه وقت كارمندان زن مطرح شده است.
گويا مسئولان سعي دارند در ادامه علاقهاي كه به ماندن زنان در خانه دارند و با اين هدف، از كار خانگي زنان به عنوان شغل ياد كنند و كار كردن زنان در خانه را جزو شغلهاي رايج در كشور بدانند. اين در حالي است كه نه از لحاظ اقتصادي و نه از نگاه جامعهشناسي، كار خانگي نميتواند شغل محسوب شود؛
چرا كه كاري كه به درآمد خانوادهها اضافه نكند، شغل محسوب نميشود و نبايد آن را به عنوان يك مولفه درآمدزا و اقتصادي براي خانوادهها محسوب كرد. با اين بهانه به سراغ حسين باهر جامعه شناس و استاد دانشگاه رفتيم تا نظر او را در رابطه با وضع چنين برنامههايي در جامعه جويا شويم.
كار كردن يك فرد در جامعه از ديدگاه جامعهشناسي چه خصوصياتي دارد؟
در بيان خصوصيات كار در يك جامعه تئوريهاي زيادي مطرح است طبق تئوري اول كار از درگاه الهي شروع ميشود و تا آخرين نفسي كه يك موجود زنده ميكشد ادامه دارد دايره و و سعت كار از خود خدا شروع ميشود وتا آخرين آميبي كه نفس ميكشد ادامه پيدا ميكند. فرمولي در علم فيزيك در اين رابطه وجود دارد w=f x l كه در متافيزيك يا علوم انساني همين فرمول را باw= e x delta نشان ميدهند كه هر كدام از اين علايم خصوصيات خاص خود را دارد. كار يا ورك عبارت است از هر انرژي كه صرف شود، دلتا هر تغييري كه به وجودآيد و نيز مشقت محيط كار. بنابراين با اين فرمول تمام تحركات فيزيكي و متافيزيكي از خاك تا خدا در دايره كار قرار ميگيرد.
اگر اين تعريف را در تئوري اول قبول كنيم در بيان تئوري دوم بايد گفت انسان چهار نوع كار را انجام ميدهد اول يدي است كه انسان با كمك دست و اندام خود آن را انجام ميدهد دوم كارهاي فكري است كه نويسندگان و شاعران و... از آن بهره مندند سوم كار اجتماعي است مثل آنها كه خدمات خيريه انجام ميدهند مثل كارآفرينان. ودسته آخر هم جمله كارهاي عرفاني است و شامل كساني ميشود كه معنويت را در جامعه رواج ميدهند و تمام اينها هم كار است و هم ارزش آور است.
طبق تئوري سوم به بيان ارزش كار ميپردازيم ارزش كار يعني اصلا چه در اسلام و چه در علم هيچ چيزي ارزشمند نيست مگر آنكه براي آن كاري شده باشد و به همان اندازه كاري كه براي آن شده ارزشمند است كه در قرآن هم با بيان آياتي به اين موضوع اشاره شده است كه در معناي آن آمده است من و شما صاحب هيچ چيز نيستيم مگر آنكه براي آن كار كرده باشيم بنابراين ما چون براي بدنمان كاري نكردهايم
صاحب آن نيستيم و به مقداري كه براي آن كار انجام دادهايم صاحب آن هستيم به همين دليل هيچ كس اجازه خودكشي ندارد چون بدن متعلق به او نيست. كسي ميتواند چيزي را كم و زياد كند كه صاحب آن باشد. در اسلام خودكشي حرام است. از همين تئوريها نتيجههاي حقوقي زيادي برآورد ميشود. بنابراين ما حق نداريم در محيط طبيعي ايجاد آلودگيهاي صوتي، رنگي، بويي و غيره كنيم چون طبيعت و هوا براي ما نيست.
در فراهم كردن شرايط كار در يك جامعه دولتمردان چه ميزان نقش دارند؟
طبق اصل 43 قانون اساسي، تمام مردان و زنان ايران حق دارند و دولت هم موظف است براي آنها كه ميتوانند و علاقهمند هستند ايجاد اشتغال كند. يعني دولت طبق قانون موظف به ايجاد اشتغال است مگر آنكه خودش علاقهمند به كار نباشد بنابراين ايجاد كار براي كساني كه توانايي كار را دارند از وظايف دولت است دولتها اشتباه ميكنند
كه ممنوعيت استخدامي به وجود ميآورند نه تنها منع استخدام نبايد در كارباشد بلكه اشتغال بايد در همه زمينهها و براي همگان مهيا باشد و يكي از ملاكهاي عملكرد دمكراتيك دولتها به اين موضوع بستگي دارد كه چقدر درجه اشتغال بالا باشد مثلا در جامعه ما حدود 20 در صد جوانان تحصيل كرده بيكار هستند اين يك ملاك عقب ماندگي دولتي از قانون اساسي خود به شمار ميآيد.
يا اينكه چقدر نيروهاي كار ما به خارج از كشور مهاجرت ميكنند اين هم مسئله اي ديگر است يا اينكه فرزندان ما براي تحصيل به كشورهاي ديگر ميروند كه آنها خيلي متوسط الحال هستند. اكنون بالاترين درصد مهاجرت ايرانيان براي تحصيلات دكتري و فوق ليسانس به مالزي است. مالزي كشوري است كه مردم آن تا چند سال گذشته روي درخت زندگي ميكردند ولي اكنون بيشترين علاقهمندي فرزندان ما به آن سو است.
بنابراين اينها زماني هم كه فارغالتحصيل ميشوند همانجا ميمانند و نيروي كار با تحصيلات بالا از دايره استخدامي ما خارج ميشود. علاوه بر تئوريهايي كه قبلا ذكر كردم در اينجا تئوري چهارمي مطرح ميشود و آن اين است كه ما اكنون با عملكردهاي مديريتي ضعيف مان نه تنها باعث مهاجرت نسلها شدهايم بلكه باعث فرار ژنها شدهايم.
بچههاي ما كه براي تحصيل به خارج ميروند ديگر بازنمي گردند بلكه در آنجا ميمانند و ژن نابغه ايراني در نظامهايي ميرود كه حتي خيلي از آنها دشمن ما هستند و آنها ايراني تبار ميشوند. ما با اين نوع بسترسازيها در حال از بين بردن زيبايي ارزشي هستيم كه براي وطن قايل بودهايم. نسل سوم ما كه به خارج كشور ميرود ديگر اينجا به عنوان وطن براي او معنايي ندارد و تنها ايران را به عنوان يادگار نياكان ميشناسد.
كاركردن زن خارج از منزل در جامعه بهويژه در جامعه ما چه تعريفي دارد؟
در جامعه ما در حال حاضر تعداد دختران با تحصيلات بالا كه اكثرا هم ازدواج نكردهاند و صد درصد آمادگي اشتغال در خارج خانه را دارند رو به افزايش است. ديگر نه خانه پدري توان اداره آنها را از نظر هزينههايشان دارد و نه همسري دارند كه نفقه بپردازد. اين افراد چكار كنند دختري بين 25 تا 35 سال نفقه ازدواج ندارد و پدرو مادر هم تا جايي كه توانسته براي او خرج كرده و تحصيلات عاليه براي او مهيا كردهاند. بهترين آلترناتيوي كه براي چنين قشري فراهم است اشتغالهاي مولد يا مبارك است كه بعد اين اشتغال را گاهي ميتوانند خود مهيا كنند مثل انجام كارهاي دستي يا كارهايي كه خانمهاي سنتي انجام ميدادند مثل قاليبافي، شيريني پزي و از اين دست.
اكنون در شرايطي از پيشرفت علم و تكنولوژي قرار داريم كه تعدادي كارهاي مولد به وجود آمده است كه بيشتر دختران هندي انجام ميدهند وآن كارهاي سايبري و اينترنتي است كه از كار تايپ ساده كه در منزل انجام ميشود شروع شده تا ترجمه زبان و كارهاي بازرگاني و بورس در سطح بينالمللي. يك كاري كه اكنون براي برخي از زنان و دختران ما به عنوان شغلي خارج از منزل مهيا است كار در سازمانهاي دولتي و نهادهاي انقلابي است بهطوريكه دختران همدوش پسران ميتوانند كار كنند.
با توجه به اينكه ايجاد اشتغال را از وظايف دولتمردان عنوان كرديد آيا ميتوان در برنامهريزيها ميان كار كردن زنان و مردان در جامعه تفاوتي قايل شد؟
قاعدتا نميتوان يك خانم يا دختر رابه صرف اينكه دختر است از كار كردن محروم كرد. يا زمان كار كردن را براي آنها نيمه كرد مگرآنكه كسي متاهل باشد و بچه داشته باشد و خودش علاقهمند به كم كار كردن باشد اينكه آيا دولت ميتواند اجبارا يك خانم را مجبور به كار نيمه وقت كند؟ اين كار نه شدني است و نه مقبول و معقول. يك خانمي كه هيچ كار ديگري ندارد خانه داري و بچه داري نميكند نميتوان او را مجبور به كار نيمه وقت در اداره كرد.
اين كار ترافيك شغلي به وجود ميآورد كه خود هزينهاش بيشتر است. گاهي دولت درآمدهايي به وجود ميآورد كه هزينهاش بيشتر است. مثل ضرب يك سكه مثلا 5 ريالي است خود ضرب سكه حدود 50 تومان هزينه دارد اما ارزش آن 5 ريال است. يعني هزينه بيشتر از ارزش ميشود. ما كارهايي كه انجام مي دهيم بايد معقول و اقتصادي باشد. اين روزها استخدام در دولت ممنوع شده است و خانمها هم با شرايط سختي استخدام ميشوند و حقوق كمتري به آنها پرداخت ميشود اينكه يك زن و مرد در شرايط مساوي باشند اما شرايط برابري نداشته باشند خود نوعي خشونت و ناديده گرفتن حقوق است.
برخي اين موضوع را به دين اسلام مرتبط ميكنند وقوانين ديه را به ميان ميآورند. در دين اسلام هم اگر در جايي صحبت از ديه نابرابر زن و مرد به ميان ميآيد، وقتي ديه زن نصف مرد است يعني زن دو برابر حق به دست ميآورد اگر همسر زني فوت كرد ديه دو برابري مرد نسبت به زن، به خود زن ميرسد.
پس از ديدگاه شما اين طرح كه قرار است كار زنان در ادارات نيمه وقت شود طرح قابل اجرايي نيست؟
بله. اين طرح زماني ميتواند مورد قبول باشد كه در آن زن مخير باشد و خودش بخواهد كه نيمه وقت كار كند. مسائل جنسيتي يعني قايل شدن به تفاوت بين زن و مرد در ايران از ابتداي انقلاب زير ذره بين بوده است برخوردها ناشيانه بوده است چرا مرد ميتواند آستين كوتاه باشد اما زن بايد حتي دستكش به دست كند چرا زنها نميتوانند با لباس بلند هم فوتبال بازي كنند. اگر عرياني مشكل دارد براي هر دو طرف به شكل نسبي بايد رعايت شود.
ديد ما در برنامهريزيها مردانه است. وجود ژن مرد سالاري يكي از ژنهاي ما است كه حتي پسر بچه 11ساله به خواهر 20 ساله اش در برخي مواقع دستور ميدهد سن كار براي زن 20 تا 50 سال است و اگر نتوانيم از نيروي كار زنان به شكل مطلوبي در اداره جامعه استفاده كنيم نتيجه دلخواهي نخواهيم داشت
آيا قايل شدن به تفاوت در حقوق زن و مرد در همه كشورها وجود دارد؟
امروزه در نتيجه تعارض و ناموزوني و ناهماهنگي ميان ذهنيت و فرهنگ موجود و زندگي عيني و ساخت اجتماعي، نوعي «تغييرطلبي» در كليه مسائل مربوط به زنان در كشورهاي جهان و بهويژه كشورهاي جنوب پديدار شده است كه پر كردن خلأها و رفع مشكلات حقوقي و اعمال آن از سوي دولتها فقط يكي از اين مسائل است و نه همه مسئله.
اينكه زن و مرد را بايد همسان بدانيم و در عمل هم به اجرا در آوريم از موضوعاتي است كه تقريبا در تمام كشورها بايد رعايت شود اكنون 4 دوره از تمدن بشري ميگذرد ما مسائل تمدن را زياد مورد نظر قرار نميدهيم تمدن كلاسيك يا سنتي آمده است كه اين در شعر رفتارهاي اقتصادي ما كاملا نمايان است در پي آن شعر ما شده شعر رودكي بوي جوي موليان... و شعر وزن و قافيه پيدا كرده و خانه و زندگي هم چارچوب پيدا كرده است از همه ابعاد اين قابل بيان است در مرحله سوم تمدن، ما با تمدن صنعتي مواجه هستيم و شعر هم مدرنيته ميشود در اين زمان است كه شعر نيما را داريم.
بعد در تمدن چهارم كه اكنون با آن روبهرو هستيم تمدن فرا صنعتي است يا پست مدرن كه شعر آن ميشود شعر سهراب. همه اينها را ميگوييم كه برسيم به اين نكته كه تنها چيزي كه در ايران با تحولات تمدن تغيير كرده است شعر است حتي هنر ما هم چنان تغييري نداشته است. زن در ايران ابتدا كنيز بوده است يعني با زمين خريد و فروش ميشده است بعد كلفت شده است يعني در خانه ميمانده و پول هم نميگرفته است. بعد زن شد كدبانو كه ما يا نسل ما براي تعريف از زنان او را كدبانو ميناميم.
الان ما در زماني هستيم كه زن در قياس با اين سه كاف يعني كنيز، كلفت و كدبانو، كامل شده است به اين معنا كه نه تنها از مردان چيزي كم ندارد بلكه حتي از آقايان برتراست چون آن مكانيزمي كه خداوند در زن تعبيه كرده است حالا در حال فعال شدن است زن مثل يك موبايل كوچك است كه حافظه قوي دارد بنابراين فانكشن بيشتري ارايه ميكند مغز زن به شكل كروي كار ميكند اما مغز مردان به شكل خطي عمل ميكند.
در همه گزارشها و نوشتهها وظيفه اصلي زن خانه داري عنوان ميشود اين موضوع از كجا ناشي ميشود؟
اين موضوع ناشي از اصل طبيعت است مسائل خانه داري و مادري از قرنها پيش براي زن بوده است و نميشود منكر اين موضوع شد همواره جنس مونث است كه بچهدار ميشود و براي بچه داري بايد خانه باشد و به دنبال آن كار هاي خانه را هم انجام ميدهد. همين نقطه حساس باعث شده است زن ساكت در خانه بنشيند و مرد قدر او را نشناسد اين در حالي است كه كار خدا را زن ادامه ميدهد. مولوي ميگويد: گويا او خالق است مخلوق نيست اين موضوع در شعر بلنداو در توصيف زن اعرابي بيان شده است .
در تمام اديان كار زن در خانه يك امتياز تلقي شده و حتي او را از واجبات ديني معاف كردهاند اكنون در كشورهاي پيشرفته علاوه بر نه ماه مرخصي بعد از زايمان براي زنان باردارنه ماه هم مردان بايد فرزند را نگه دارند. افزايش درصد ميزان حضور زنان در ردههاي بالاي مديريتي و نيز بالا رفتن تعداد زنان كارگر و كارمند و... را به دنبال خواهد داشت و چون اين امر با برنامهريزيهاي دقيق دولتي و فرهنگي براي جذب و حضور و تداوم حضور ايشان همراه نيست در نهايت موجب افسردگي، فشار كاري (در منزل و خارج از منزل)، واخوردگي و نااميدي و يأس زنان خواهد شد.
طرح موضوع دوركاري در ادارات دولتي چه تاثيري بر كار و نقش زن در جامعه ميگذارد؟
دوركاري يك رو ش انجام كار است كه در آن بخشي يا تمام مراحل انجام كار در خارج از محل كار انجام ميشود، كارمندان ميتوانند از خانه شان يا يك مركز ارتباط از راه دور در نزديك خانه شان، وظائف خود را انجام دهند. در قرآن آمده است ولا تتمنوا ما فضلالله به بعضكم علي بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن و سئلواالله من فضله انالله كان بكل شي عليما. در اين آيه آمده است مردان و زنان از آنچه اكتساب ميكنند بهره ميبرند در جاي ديگر آمده است و ان ليس للانسان الا ما سعي-وان سيعه سوف يري.
يعني هيچ چيزي به هيچ كس تعلق نميگيرد مگر برايش كار كرده باشد پس معلوم ميشود كه زن و كار منافاتي ندارند و اگر زن، مادري، بچه داري، خانه داري و همسرداري كند نفقه ميگيرد اين اجرت المثل كارهاي او است. حال اگر زن يا خانه داري نكند يا بخشي خانه داري كند ميتواند اوقات آزادش را كار كند آن هم كار در داخل خانه يا خارج آن. امروزه كه خانمها تحصيل كرده شده و ميتوانند كارهاي خارج از خانه را بهتر از كارهاي داخل خانه انجام دهند حيف است كه آنها رابراي كارهاي خدماتي داخل خانه استثمار كرد.
زيرا اينگونه كارها را هم ميتوانند با كمك همسر انجام داده يا براي انجام آن كسي را استخدام كنند. مسئله ديگر آن است كه اگر زن بخواهد در خانه كار غير خانگي انجام دهد شكل زيباتري براي فرهنگ نيمه سنتي –نيمه صنعتي ما پيدا ميكند. ما اصطلاحا به اين نوع كارهاي غير خانگي داخل خانه ميگوييم دوركاري. امروزه با وجود تكنولوژيهاي پيشرفته سايبري يا ابزار آلات الكترونيكي و مانند اينها بسياري از كارهاي كارخانهاي را ميتوان در خانه انجام داد ضمن آنكه زن ميتواند به امور خانه هم نظارت مستقيم داشته باشد البته قرار و مدار حقوقي اينگونه تركيب كاري با نظر مشاورين صالح ميتواند صورت بگيرد.
در هر صورت اگر براي امور خانه داري هم ما به ازايي در نظر گرفته شود و لزوما به عنوان وظيفه بيجيره و مواجب زن تلقي نگردد بسياري از خانمها بهويژه در شهرستانها و روستاها در سطح تحصيلات غيرآكادميك احتمالا خانه داري را ترجيح خواهند داد بهويژه آنكه حمل و نقل و ترافيك و مخاطرات تجدد فاقد تمدن در شهرهاي بزرگ براي خانمهاي خانه دار، در سطوح خيابانها، بيابانها خطر انگيزتر از آن چيزي است كه بشود تصورش را كرد.
نكاتي مانند تحصيلات عاليه بانوان، افزايش كمي ايشان، عدم توانايي پسران براي ازدواج و عدم توانايي پدران براي تامين مخارج دختران راهم بايد از الزامات كار زنان و در نتيجه دوركاري آنها در نظر گرفت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|



