ديابت از روزگار باستان با ماست
| جامعه |
نام ديابت را نيز همين پزشك يوناني براي اين بيماري انتخاب كرده كه در زبان يوناني به معناي«گذر كردن» يا«جريان پيدا كردن» است. او ديابت را پيامد آبشدن گوشت دست و پا و وارد شدن آن به ادرار ميدانست. جالينوس، پزشك سرشناس ارتش روم كه در سالهاي 129 تا 200 بعد از ميلاد ميزيسته، بر اين باور بود كه اين بيماري در اثر اختلال كار كليهها پديد ميآيد. گفتني است كه نزديك 18 قرن، همه پزشكان چنين نظري را درست ميدانستند.
شيرين بودن ادرار بيماران ديابتي نيز از گذشتههاي دور روشن بود و در نوشتههاي پزشكي هندي و قانون ابنسينا به آن اشاره شده است. درستي اين نظر را متيو دابسون در سال 1775 با بخار كردن ادرار بيماران ديابتي و به دست آوردن دانههاي متبلور قند، بيش از پيش روشن كرد. پس از اين كار دابسون بخش دوم نام بيماري ديابت «شيرين» كه در لاتين«مليتوس» است، به آن اضافه شد. در واقع در آن دوران پزشكان 2 نوع بيماري كه با پر ادراري همراه است، تعريف ميكردند و هر دوي آنها را ديابت نامگذاري كرده بودند. فقط يكي از آنها را شيرين و ديگري را غيرشيرين ميدانستند.
البته در آن زمان هنوز گمان ميكردند كه علت هر دوي اين ديابتها اختلال كار كليههاست. اين نظريه آنقدر قدرت داشت كه بسياري از پزشكان در آن زمان، پيشنهاد ميكردند كه به اين بيماران بايد قند خوراند تا كمبود قند آنها جبران شود. با اين وجود، آسيبشناسي دقيق ديابت تا قرن نوزدهم ميلادي به درستي روشن نشده بود. شايد يكي از گامهاي اساسي در مسير كشف دانستههاي امروزي درباره ديابت را پل لانگرهانس در سال 1869 با كشف جزاير لانگرهانس در لوزالمعده برداشت.
در سال 1875، كلود برنارد كسي كه«گليكوژن» را به عنوان فرآورده سوخت و ساز گلوكز در كبد معرفي كرد، اساس بيماري ديابت را كشف كرده و ثابت كرد كه اختلال در سوخت و ساز گلوكز باعث ديابت ميشود. اما هنوز تا كشف كامل علت و آسيبشناسي ديابت راه درازي باقي مانده بود. تا اينكه در سال 1889، اسكار مينورسكي و جوزف ون مرينگ، نشان دادند كه اگر لوزالمعده سگي را از بدنش بيرون آورند، علايم بيماري ديابت در سگ ايجاد ميشود و سگ بدون لوزالمعده بعد از مدتي ميميرد.
تقريبا از ابتداي قرن بيستم، نظريه بنيادين علت ديابت مطرح شد و آن اين بود كه بيماران ديابتي دچار كمبود مادهاي هستند كه لوزالمعده سالم آن را ميسازد. گيورگ زولزر، دانشمند آلماني، در سال 1908 براي نخستينبار نشان داد كه با تزريق عصاره لوزالمعده ميتوان وارد شدن گلوكز را به ادرار كاهش داد.
سپس در سال 1920 فردريك بنتينگ و چارلز بست آزمايشهاي خود را براي پيدا كردن مادهاي در عصاره لوزالمعده كه قند ادرار سگ ديابتي را كاهش ميدهد، آغاز كردند. آنها سرانجام توانستند در سال 1921، پروتئيني به نام انسولين را از لوزالمعده به دست آورند كه با تزريق آن به كودكي 14 ساله در تورنتوي كانادا، علايم ديابت كودك بهبود يافته و قند داخل ادرار وي از بين رفت. اين كشف بزرگ كه علت ديابت و راه درمان آن را مشخص كرده بود جايزه نوبل سال 1923 را براي بنتينگ و همكارانش به ارمغان آورد.
از همان سالهاي 1920 كه نقطه عطفي در تاريخ علم پزشكي خصوصا بيماري ديابت محسوب ميشود، مسئله تهيه انسولين براي بيماران ديابتي دغدغه ذهني بسياري از دانشمندان شد. دانشمندان در آن زمان ميدانستند كه انسولين نوعي پروتئين ساده است كه در بدن انسان و تمام پستانداران ترشح ميشود. اما ساختار مولكولي انسولين انسان با ساير حيوانات تفاوت دارد. لذا پيدا كردن شبيهترين مولكول انسولين حيواني به مولكول انسولين انساني هدف بعدي دانشمندان شد.
در اين مسير 2 حيوان چهرههاي شاخصي يافتند و انسولين مترشحه لوزالمعده آنها نجات بخش جان ميليونها نفر شد. انسولين گاو انسوليني بود كه تنها در 3 اسيدآمينه با انسولين انسان تفاوت داشت و انسولين خوك تنها در يك اسيدآمينه. انسولينهاي گاوي و خوكي خيلي موثر بودند ولي همان تفاوتهاي كوچك آنها باعث ميشد تا برخي از بيماران ديابتي نسبت به مولكول انسولين حيواني كه وارد بدنشان ميشد حساسيت نشان دهند.
اين مشكل وجود داشت تا اينكه در سالهاي دهه 1980 ميلادي، تكنولوژي جديدي اين مشكل بيماران ديابتي را حل كرد. اين تكنولوژي ساخت انسولين به روش نوتركيب بود كه با كمك آن مولكولي دقيقا مشابه انسولين انساني توليد شد. اين روزها بيشتر بيماران ديابتي وابسته به انسولين از اين نوع انسولين استفاده ميكنند و راه كشف درمانهاي نوين براي ديابت ادامه داد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




