ازدواج بيش از 4 هزار كودك زير 15 سال در تهران
| جامعه |
|رويا كاكاوند|دختر بچه 10 يا 12 سالهاي كه كنار پسر بچهاي 14 يا 15 ساله نشسته و سرهايشان را پايين انداختهاند و تنها به كل كشيدن جمعيت اطرافشان نگاه ميكنند. كودكاني كه شايد تنها در انتظار پايان اين مراسم كسالتبار و خستهكننده هستند تا به ادامه بازيهاي كودكانه خود بازگردند بيآنكه بدانند آنچه در پيرامونشان ميگذرد چقدر جدي است و بيآنكه تصويري واقعي از ازدواج داشته باشند بله را ميگویند. اينها داستانهاي قديمي مادربزرگها نيست و حتي مربوط به روستاهاي دور افتاده هم نيست.
ازدواج كودكان همين حالا و در همين كلانشهر چند ميليوني تهران و زير گوش مسئولان و مردم هر روز رخ ميدهد.
ازدواج 75 كودك زير 10 سال در سال گذشته
در شبانهروز در استان تهران 479 تن به دنيا ميآيند و به عبارتي هر ساعت شاهد تولد 20 كودك هستيم كه از نظر تفكيك جنسيتي، در مقابل هر 100 نوزاد دختري كه چشم به جهان ميگشايند 105 نوزاد پسر به دنيا ميآيد. آمار سازمان ثبت احوال كشور نشان ميدهد كه در مقابل اين تعداد زاد و ولد در استان تهران، در هر شبانه روز 168 تن به علتهاي مختلف جان خود را از دست ميدهند، به عبارتي به ازاي هر 3 نفري كه متولد ميشوند، فوت يك تن به ثبت ميرسد.
سيداحمد قشمي، مديركل ثبت احوال استان تهران ميگويد: جمعيت استان تهران تا پايان ارديبهشت ماه امسال 12 ميليون و 340 هزار و 796 تن بوده كه بر اين اساس نزديك به 16 درصد از جمعيت كشور در استان تهران سكونت دارند. همچنين در دو ماهه نخست امسال 28 هزار و 284 تن به دنيا آمدهاند كه نسبت به همين زمان در سال گذشته 2 درصد رشد موات داشتهايم. وي ضمن اشاره به زاد و ولد، ازدواج درباره آمار سن كساني كه در سال 90 در استان تهران ازدواج كردهاند گفت: جمعا 101829 ازدواج در سال 90 در استان تهران داشتهايم.
در اين مدت 75 دختر يا پسر كه كمتر از 10 سال داشتهاند در استان تهران ازدواج كردهاند، 3929 دختر و پسر 10 تا 14 ساله پاي سفره عقد نشستهاند، 19237 عروس و داماد 15 تا 19 سالهها بودند، 35239 جوان 20 تا 24 ساله ازدواج كردهاند و بالاخره 561 زن يا مرد 50 تا 54 ساله عقدكنان داشتهاند، 353 تن 55 تا 59 ساله ازدواج كردهاند و 396 زن يا مرد 60 تا 64 ساله هم مراسم عقد و ازدواج داشتهاند.
قانون نميتواند جلوي ازدواج كودكان را بگيرد
بيشتر ازدواجهايي كه در سنين پايين صورت ميگيرد معمولا در سنين بالاتر به طلاق ميانجامد. مصطفي اقليما، رئيس انجمن علمي مددكاري ايران ضمن بيان اين مطلب ميگويد: معمولا بهترين سن براي ازدواج دختر بالاي 22 يا 23 سال است چرا كه عشقي كه دخترها زير اين سن پيدا ميكنند بيشتر احساساتي است بدون آنكه منطق زندگي را بدانند و بفهمند از آن پسر چه ميخواهند. به همين دليل 40 درصد آمار طلاق مربوط به دختران زير 24 سال است و 70 درصد آمار طلاق نيز مربوط به سن كمتر از 27 سال است.
وي ادامه ميدهد: دختر زير 24 سال 90 درصد احساسات است و حتي وقتي با مخالفت خانواده ازدواج ميكند، بعد از يك سال ميفهمد كه اين پسر آن چيزي نيست كه ميخواسته و ميگويد اين مرد مرا درك نميكند و نميفهمد. از سن 24 سال به بعد تازه عقل و احساس برابر ميگردد آن وقت ميفهمد براي چه ميخواهد ازدواج كند به همين دليل است كه آمار طلاق در سنين پايين بسيار بالا است.
وي افزود: كودكاني هم كه زير 15 سال ازدواج ميكنند درگير همين مشكلات و حتي مشكلات بيشتري هم ميشوند. اين بچهها بعد از ازدواج بچهدار ميشوند و بعد از گذشت چند سال تازه عاشق ميشوند و زندگيشان به طلاق ميرسد.وي درباره نقش خانوادهها در ازدواج كودكان زير 15 سال گفت: خانوادهها از ترس آنكه نكند دخترشان دچار فساد شود يا پسرشان به راه ناباب كشيده شود به محض اينكه دختر يا پسر به بلوغ جسمي ميرسد زن يا شوهرش ميدهند.
وي تاكيد ميكند: بله اين كار 50 سال پيش رواج داشت چون پسر 15 ساله كار ميكرد. آن دختر هم در خانه بود با همان تفكر بزرگ ميشد ولي الان زمانه تغيير كرده است آن دختر وقتي به 18 سالگي ميرسد ديگر همسرش را قبول ندارد و پسر هم ميگويد از اول اشتباه كردم هيچ احساسي هم به هم ندارند و اين مشكل هر روز بزرگتر ميشود تا به طلاق بينجامد. اقليما درباره اينكه چگونه ممكن است در كلانشهري مانند تهران هنوز شاهد اين نوع ازدواجها باشيم، ميگويد:
شما تهران را به عنوان يك شهر ميشناسيد در حالي كه تهران يك روستاي بزرگ است كه در آن فرهنگهاي مختلف ميبينيد كه از شهرهاي مختلف وارد آن شدهاند و هنوز هم در نقاطي از تهران زندگي مثل روستاها است. خانههايي كه در جنوب تهران قرار گرفتهاند هنوز خانههايي است كه 10 اتاق دارد كه در هركدام 10 خانواده زندگي ميكند. وي ادامه ميدهد:
در بسياري موارد ديده ميشود كه از روستاهاي مختلف دسته جمعي به تهران مهاجرت كردهاند و دسته جمعي هم با هم زندگي ميكنند و در اين سطح فرهنگ خانوادهها هنوز روي فرزندانشان تسلط دارند. تهران را نبايد تنها شمال تهران ديد كه دخترها تا 30 سالگي ازدواج نميكنند و خودشان هم حق انتخاب دارند. در حالي كه در تهران شايد 20 درصد دخترها خودشان تصميمگيرنده هستند و 80 درصد دختران حتي تحصيلكردههايشان نيز اگر بخواهند خودشان تصميمگيري كنند پدر و خانواده جلويشان را ميگيرند. در اين فرهنگ حتي جلوي پسر را هم ميگيرند.
در اين خانوادهها معمولا اگر به پسر بگويند نه پسر هم ميگويد چشم. چرا كه بچهها محتاج خانواده هستند و هنوز كمك پدر را ميخواهند. در بسياري موارد اگر دختر يا پسر با خواسته خانواده مخالفت كنند از سوي پدر مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند و نميتوانند مخالف نظر خانواده عمل كنند.
رئيس انجمن علمي مددكاري ايران ميافزايد: در چنين فرهنگي تكليف ازدواجهايي كه در سنين پايين صورت ميگيرد معلوم است. به علاوه ما معمولا ميگوييم در سنين زير 20 سالگي هر پسري خواستگاري هر دختري برود معمولا نه نميشنود و هر دختري را هم براي پسري بگيرند پسر نه نميگويد.
چون عقلشان نميرسد. خانواده ميگويند بايد زن بگيري و قبول ميكند. يا وقتي كودك 10 يا 12 ساله است پدر و مادر با هم صحبت ميكنند و بعد به دختر يا پسر ميگويند كه بايد ازدواج كند آنها هم معمولا مخالفت نميكنند چون اصلا نميفهمند كه ازدواج يعني چه. اين كارها را خانوادهها انجام ميدهند و چون فرهنگ، سنت و تفكر خانواده هنوز عوض نشده و همان است نميتوان انتظار داشت كه شرايط تغيير كند.
حوزه علميه بايد راهكاري بينديشد
اقليما درباره راهكارهاي كه با آن ميتوان جلوي چنين ازدواجهايي را گرفت ميگويد: در وهله نخست بايد به خانوادهها آموزش داده شود. دولت هم بايد قانوني تصويب كند كه جديتر جلوي اين كار را بگيرند و روحانيون نيز نبايد زير سن قانوني عقد كنند. وي ادامه داد: روحانيون با توجه به بلوغ شرعي عقد ميكنند و ميگويند پدر دختر راضي است و پسر هم به 15 سال رسيده و عقلش ميرسد و فقط شرعي آنها را عقد ميكنند. در حالي كه چون ازدواج اين زوجها محضري و قانوني نيست اگر بچه دار شوند به آنها شناسنامه نميدهند و با مشكلات بسياري مواجه ميشوند.
اقليما تاكيد ميكند: اما ما با قانون تنها نميتوانيم جلوي ازدواج در سنين پايين را بگيريم. اگر بگوييم فلان كودك سنش از 15 سال كمتر است و قانوني نيست باز هم مشكلي حل نميشود. چون ازدواج ربطي به قانون ندارد بلكه بر ميگردد به فرهنگ خانواده. از نظر قانوني ميگوييم حداقل سن ازدواج 15 سال است ولي در واقعيت ميبينيم كه بچه زير سن 15 سال و حتي 10 سال ازدواج كردهاند.
خطبه عقد را روحاني ميخواند و ميگويد كه به سن شرعي و عقلي رسيده پس ميتواند ازدواج كند و براي خانواده هم همان صيغهاي كه روحاني ميخواند كافي است. رئيس انجمن علمي مددكاري ايران ادامه داد: به همين دليل است كه ميگويم پيشگيري از اين ازدواجها بستگي به حوزه علميه دارد كه چگونه با روحانيون صحبت كنند تا آنها نيز كودكان زير اين سن را عقد نكنند و اگر كسي زير اين سن عقد كرد مورد پيگرد قرار بگيرد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





