نان، خطرو موتورهاي مسافركش
| جامعه |
از سوي ديگر معضل ترافيك پايتخت نيز در افزايش مسافركشهاي موتورسوار بيتاثير نبوده است و افراد بسياري براي اينكه در ترافيك شهر زودتر به كارهاي خود برسند مجبور به استفاده از اين موتورهاي مسافركش هستند. چند سالي است كه علاوه بر مردان، خانمها نيز براي رسيدن به كارهاي خود از موتور استفاده ميكنند و حتي براي برخي معذورياتهاي عرفي و شرعي نيز چارهانديشي كردهاند؛
ترك موتور را محكم ميچسبند تا در لاييكشيهاي ميان ماشينها همچنان روي موتور باقي بمانند و كيفشان را نيز ميان خود و موتورسوار حائل ميكنند. كنار خيابان كه بايستيد بيش از هر تاكسي، موتور جلوي پاي شما توقف ميكند و تند تند ميگويد«موتور». برخي از آنها براي خود ايستگاه يا به عبارتي پاتوق درست كردهاند و تنها موتورسواران مشخصي حق توقف و سوار كردن مسافر در آن محل را دارند.
برخي از آنها براي اين مسافركشي از موتورهاي پولسار، پالس و آپاچي استفاده ميكنند كه هم ايمني بيشتري دارد و هم كرايه بيشتري را نسبت به موتور سواران موتورهاي cdi به اصطلاح طرح «هوندا» دريافت ميكنند. زماني كه با اين قشر صحبت ميكنيد هم افراد راضي از اين كار را پيدا ميكنيد و هم افرادي كه از جبر روزگار به اين كار تن داده و ناراضياند.
پسري حدود 24 ساله از اينكه در طول روز حداقل 20الي 25 هزار تومان درآمد دارد و با افراد مختلفي آشنا ميشود خوشحال و از كار راضي است اما آنهايي كه سن و سالي دارند يا در شرف ازدواج هستند از اين كار بيزارند و خطرات اين كار از جمله تصادف را زياد ميدانند. احمد 28 ساله از مسافركشهاي موتور سوار است كه درباره علت رويآوردن به اين كار ميگويد: «از كارگرهاي پيماني راه آهن بودم. بعد از يكسال از كارفرما خواستيم ما را بيمه كند و به همين خاطر با اتمام قرارداد ما را از كار بيكار كرد.
مطئمن باش اگر كاري بود كه بيمه ميكردن، يه دقيقه هم تو اين كار نميموندم» رضا مسافركش ديگري بود كه عامل بدبختي خود و بسياري از مسافركشان موتوري را كشور چين ميداند و ميگويد: «در خيابون جمهوري توليدي داشتم كه 8نفر برايم كار ميكردند، اما اين چينِ... بدبختمون كرد.
اگه توليديم را هنوز داشتم به اين وضع نميرسيدم.» با وجود اينكه در سطح شهر ماموران و سربازان راهنمايي و رانندگي روزانه تعداد زيادي از موتور سيكلتهاي متخلف را توقيف و آن را به پاركينگ انتقال ميدهند اما از تعداد موتورسواران در شهر كاسته نميشود. بسياري از صاحبان اين موتورهاي توقيفي، افراد مسافركشي هستند كه بعد از توقيف، عطاي موتور را به لقايش سپرده و از همانجا راهي ميدان گمرك ميشوند تا موتور جديدي خريداري كنند.
به گفته يكي از همين موتورسواران كه چندين بار موتورش توسط ماموران راهنمايي و رانندگي توقيف شده است، حداقل هزينه براي ترخيص موتور از پاركينگ بدون در نظر گرفتن خلافي و جريمه و تنها براي پرداخت پول كفي، پول پاركينگ و واريز فيشهاي مرتبط حدود 30 هزار تومان خواهد شد كه اگر جريمه را هم به آن اضافه كنيم، هزينه نيمي از يك موتور ارزانقيمت خواهد شد.
سيد يكي از قديميهاي بازار گمرك است كه وقتي از او ميپرسيم در طول روز چند نفر از موتورسواراني كه موتور آنان توقيف ميشود براي خريد مجدد به بازار ميآيند، ميگويد: «بهطور مثال اگر در هر روز 100 موتورسيكلت در شهر توقيف شود، حداقل 50 نفر از صاحبان آنان براي اينكه هزينه زندگي خود را تنها از طريق مسافركشي درميآورند،
به گمرك آمده و موتور 400-300 هزار توماني به صورت نقدي يا شرايطي ميخرند.» بخواهيم يا نخواهيم عده زيادي در اين كلانشهر و از روي ناچاري تنها از طريق مسافركشي با موتور زندگي خود را اداره ميكنند و هرگونه تصميمگيري براي ساماندهي و چارهانديشي براي اين قشر، بدون شك بر زندگي قسمتي از جامعه تاثير زيادي خواهد گذاشت.
به گفته معاون شهردار تهران در جامعهاي كه هزينههاي زندگي و شغل از مسائل و دغدغههاي جدي ساكنين آن محسوب ميشود، طبيعي است برخي از شهروندان به سمت كارهايي بروند كه برايشان ايجاد شغل و درآمد كند. اگر معضلات شغل در جامعه كمتر بود و از نظر هزينههاي زندگي مردم كمتر در فشار قرار داشتند طبيعتا روي آوردن به روشهاي پرخطر جابهجايي بار و مسافر براي راكبين موتورسيكلت و شهروندان نميتوانست الگوي خوبي باشد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





