10 سال تحقيق براي بازآفريني شاهنامه
| انديشه |
محمدرضا يوسفي تولد 1330 همدان است او بيش از 30 سال است كه درعرصه كودك و نوجوان فعاليت ميكند وبراي كودكان درگروههاي سني گوناگون كتاب مينويسد. نخستين كتاب او براي كودكان با نام «سال تحويل شد» درسال ۱۳۵۷ منتشر شد و از آن زمان تاكنون بيش از 150 عنوان كتاب نوشته است. محوراصلي فعاليتهاي يوسفي ادبيات كودكان است اما درزمينه فيلمنامه، نمايشنامه و مباحث نظري درباره ادبيات كودكان نيز آثاري دارد. يوسفي دانشآموخته رشته تاريخ از دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران است و براي كودكان آثاري از ادبيات كهن فارسي را بازنويسي و بازآفريني كرده است.
| مژگان آموسا|
محمدرضا يوسفي در گفتوگو با «ملت ما» مطرح کرد
«افسانه شير سپيديال» و «قصه يارگار زريران»، «افسانه بليناس جادوگر» و «افسانه شيرين كارنامه اردشير بابكان» از جمله اين آثار است. «ستارهاي به نام غول» و «حسني به مكتب نميرفت» برنده ديپلم افتخار ibby شده و كتابهاي او در جشنوارههاي داخلي نيز جوايزي را به دست آوردهاند. او يك بارنيز نامزد دريافت جايزه هانس كريستين آندرسن شده است.
او در زمينه فيلمنامه، نمايشنامه و مباحث نظري درباره ادبيات كار كرده است كه ميتوان به قصه و قصهگويي، ادبيات كهن ادبيات نو اشاره كرد. او اين روزها در حال بازنويسي بخش پهلواني شاهنامه فردوسي براي كودكان و نوجوانان است كه اين مجموعه در 60 جلد منتشر و همزمان با برپايي نمايشگاه كتاب تهران چند عنوان ازاين كتابها رونمايي خواهند شد.
با توجه به اينكه بخش عمده شهرت شما به واسطه نگارش كتاب در حوزه كودك و نوجوان است چگونه وارد عرصه فيلمنامهنويسي شدهايد؟
درعرصه فيلمنامهنويسي هم مثل عرصه داستان نويسي وارد شدم حوزههاي متعدد هنري آن قدربرايم جذابيت دارند كه مرا جذب خودشان كنند. من پيش ازاين كه واردعرصه فيلمنامهنويسي شوم كتاب هايم توسط كارگردانها فيلم و سريال ميشد؛ اما همواره وقتي فيلم ساخته ميشد حس واقعي كه من دراين كتابها بيان كرده بودم، بيان نميشد از اين رو تصميم گرفتم كه خودم براساس داستان هايم فيلمنامه بنويسم واينگونه شد كه بهطور حرفهاي وارد عرصه سينما وانيميشن شدم.
شايد اگرتئاتر قدرتمندي درعرصه كودك ونوجوان هم داشتيم دراين عرصه هم وارد ميشدم و نمايشنامه هم مينوشتم. متاسفانه ما در حوزه نمايشنامهنويسي براي كودكان و نوجوان بسيار ضعيف عمل كردهايم و شوراي كتاب كودك هم هر سال پس ازكلي پرس و جو و تحقيق درنهايت چهار پنج نمايشنامه پيدا ميكند كه اين آثار آن قدرضعيف هستند كه به مرحله داوري نميرسند.
متاسفانه ما دركشورمان تئاتركودك نداريم و همين چند كاري كه در سال روي صحنه ميروند نمايش موزيكال هستند. خود من يكي از كساني هستم كه ازحوزه تئاتر وارد عرصه ادبيات داستاني شدم. بيشك اگر سرمايهگذاري در بخش تئاتر بود من و امثال من ميمانديم و براي كودكان نمايشنامه مينوشتيم.
چه شد كه تصميم گرفتيد كه بخش پهلواني شاهنامه فردوسي را بازآفريني كنيد؟
10 سال است كه مشغول تحقيق روي شاهنامهام و اين مجموعه نتيجه اين 10 سال بررسي است كه حدود 15 جلد رمان هم در كنارش نوشتهام و براي انتشار آن به دنبال ناشر مناسب ميگردم. اين مجموعه 60 جلدي، فصل تاريخي شاهنامه را در برنميگيرد؛ چون بخش تاريخي شاهنامه كنش زيادي نداشته و بيشتر حاوي مطالب تاريخي است تا داستان. قسمتهاي پهلواني شاهنامه ميتواند براي كودكان و نوجوانان جذابتر باشد، به همين دليل سراغ بازنويسي داستانهاي اين بخش از شاهنامه رفتهام.
يوسفي خاطرنشان كرد: كتابهاي اين مجموعه براي گروه سني دانشآموزان پنجم ابتدايي و راهنمايي است و هر كدام 16 تا 24 صفحه حجم دارند و قرار است در قطع پالتويي بلند منتشر شوند. كتابها به خانه ادبيات تحويل داده شده است و بيش از 10 تصويرگر در حال حاضر مشغول تصويرگري آنها هستند.
البته در كنار اين كتابها بازآفريني مجموعهاي از داستانهاي شاهنامه را به پايان رساندهام كه در حال حاضر مراحل آمادهسازي را براي چاپ توسط انتشارات خانه ادبيات ميگذراند. همچنين در حال نوشتن رمانهايي براساس شاهنامهام كه البته طرح آن متفاوت از اين مجموعه است.
در بازنويسي داستانهاي پهلواني شاهنامه به چه مواردي توجه كردهايد؟
ما كتاب عظيمي به نام شاهنامه فردوسي داريم كه دريايي از سوژه است و داستانهاي گستردهاي در آن بيان شده كه ميتوان آنها را در قالب داستان بازآفريني كرد اما وقتي قرار باشد كه مخاطب اين داستانها و بازآفرينيها كودكان و نوجوانان باشند بايد به اين نكته توجه داشت كه آنها بايد تا حدودي با اسطورهشناسي آشنا باشند.
متاسفانه پيش از اين برخي از كساني كه داستانهاي شاهنامه را بازآفريني كردهاند نسبت به اسطورهشناسي اطلاع كافي نداشتهاند و همين موضوع موجب شده است كه مخاطب كودك و نوجوان نتواند به خوبي با اين آثار ارتباط برقرار كند. حتي تاكنون يك اسطوره شناس روي شاهنامه تمركز نكرده است كه بيايد و هم بهطور منسجم شاهنامه را از جنبه اسطورهشناسي بررسي كند تا برخي نويسندگان كه در اين عرصه تسلط ندارند براساس الگوي موجود دست به بازآفريني داستانهاي پهلواني و اسطورهاي شاهنامه بزنند.
اغلب پژوهشگراني كه در عرصه شاهنامه كار كردهاند بيشتر كارشان را روي تفسير شاهنامه متمركز كردهاند. و كمتر كسي روي مسائلي چون چرا تهمورث ديوبند بوده يا جمشيد پادشاهي بوده كه جنبه خدايي براي انسانها داشته، كار كرده است و در واقع من براي بازنويسي داستانهاي شاهنامه به تأويل اتفاقات و وقايع شاهنامه نيز توجه داشتهام.
من براي باز آفريني قصههاي شاهنامه سعي كردهام كه داستانهايي را مد نظر قرار دهم كه در بازنويسيهاي ديگر از شاهنامه كمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. ودر كنار باز آفريني اين قصهها در ميان متون اوستايي و پهلوي و منابع مربوط به جزشاهنامه نيز جستوجو كردهام، من در باز آفريني اين قصهها همواره به داشتن ساختار داستاني، كنشي و حماسي بودن آنها توجه كردهام.
چرا براي بازآفريني داستانهاي شاهنامه بخش پهلواني را انتخاب كردهايد؟
من در مجموعه كتابهايي كه شاهنامه فردوسي را باز آفريني كردهام به بخش نخست شاهنامه تا دوره تاريخي پرداختهام كه كمتر اسطوره و رمز و راز دارد و بيشتر سعي كردهام به بخشهايي بپردازم كه جنبه داستاني دارد و من ميتوانم داستانهاي آن را براي كودكان و نوجوانان ساخت و پرداخت كنم.
آيا شخصيتهاي مهم شاهنامه در بازآفرينيهايي كه انجام دادهايد در كتاب خلاصه ميشوند يا اين شخصيتها در داستانها و كتابهاي ديگر نيز ادامه پيدا ميكنند؟
نه هيچ سعي نداشتم كه تمام داستان يك شخصيت را در يك مجلد تمام كنم بلكه ممكن است يك شخصيت در چند كتاب حضور داشته باشد. مثلا رستم در چهار مجلد اين مجموعه باز آفريني حضور دارد. بستگي به كشش شخصيت داستان دارد.
چرا اين مجموعه بازآفريني داستانها را سعي كرديد به صورت مصور منتشركنيد؟
چون مخاطب اين كتابها كودكان و نوجوانان هستند تصميم گرفتم كه اين كتابها را مصور كنيم تا بتواند در جذب بيشتر مخاطب نقش داشته باشد. شاهنامه كتاب جذابي است و به كارگيري تصوير هم در اين باز آفرينيها ميتواند نقش مهمي در جذب مخاطب داشته باشد.
نظر شما درباره وضعيت كتاب كودك در ايران چيست؟
متاسفانه كتاب كودك درايران وضعيت خوبي ندارد وشرايط اقتصادي به گونهاي است كه ناشران خصوصي به دليل چهار رنگ بودن كتاب كودك در ايران و هزينههاي بالا براي انتشاركتاب ديگر كمتردراين حوزه فعاليت ميكنند. درچنين شرايطي كمترناشري قدرت ريسك اقتصادي در اين حوزه ازخود نشان ميدهد و درنهايت تنها ناشراني دراين حوزه فعاليت ميكنند كه بيشترنسبت به انتشاركتابهاي بازاري از خود اقبال نشان ميدهند. ناشران خصوصي هم به مرور انتشار كتاب كودك را از چرخه فعاليتهاي خود خارج ميكنند.
به نظرشما چرا ناشران خصوصي نسبت به انتشار كتاب كودك بياعتنا شدهاند؟
هرچند كه آماري براي بيكار شدن ناشران خصوصي در بخش كتاب كودك وجود ندارد و هيچ نهادي هم نسبت به انتشار چنين ليستي اقدام نكرده است، اما بهراحتي ميتوان با چند تماس تلفني به ليست بلند بالايي از ناشران كه نسبت به انتشار كتاب كودك بياعتنا شدهاند، دست پيدا كرد. به عنوان نمونه انتشارات ققنوس كه پخش خوبي هم دراختيار دارد، سالها پيش اقدام به راهاندازي نشري به عنوان «آفريدگان» در حوزه كودك و نوجوان كرد واين نشر در مدت فعاليت خود كتابهاي خوبي منتشر كرد، اما با توجه به وضعيت بازار كتاب كودك در ايران، اين نشر نيز كه پخش خوبي نيز از آن حمايت ميكرد، عملا ديگر فعال نيست. با از دور خارج شدن ناشران خصوصي دربخش كودك و نوجوان به مرور حس رقابتي و ريسك براي انتشار آثار قابل تأمل در حوزه كودك از بين خواهد رفت وناشران دولتي نيز كمتردر حوزه كودك و نوجوان دست به خلاقيت ميزنند.
با توجه به اينكه كتابهاي كودك درچرخه سنتي توسط كيوسك هاي روزنامه فروشي عرضه ميشد؛ نظر شما درباره اين بازار سنتي كتاب كودك چيست؟
چرخه پخش كتاب كودك درايران به صورت سنتي فعاليت ميكنند و دراين چرخه كتابهاي كودك از طريق كيوسكهاي روزنامه فروشي، داروخانهها، نوشت افزار فروشيها و سوپر ماركتها به دست مخاطب ميرسد اما دراين چرخه كتابهاي كودكي كه ازسطح كيفي بالايي برخوردار هستند، جايگاهي ندارند. در واقع در ايران به كتاب كودك از بعد فرهنگي آن نگاه نميكنند و تنها به آن به عنوان يك كالا نگاه ميكنند كه اتفاقا براي چرخه پخش سنتي سود آوري خوبي نيز درپي دارد.
شما وضعيت نشر كتاب كودك را در مقايسه با واحدهاي كوچك اقتصادي چگونه ميبينيد؟
واحدهاي صنعتي و اقتصادي ايران را در سالهاي گذشته با واردات بيرويه كالا از كشورچين درمعرض نابودي هستند، در شرايط فعلي بهزودي بايد منتظر ماند كه واردكنندگان كالا درايران، كتاب كودك را هم از كشور چين وارد كنند و عملا به نويسندگان و ناشران اعلام بازنشستگي داده و در نهايت اعلام ورشكستگي كنند.
در چنين شرايطي ديگر ناشران هيچ اقبالي نسبت به كتابهاي تاليفي از خود نشان نميدهند و همين موضوع موجب ميشود تا عملا نويسندگان كتابهاي كودك و نوجوان يا ننويسند يا ترجيح بدهند كه در ساير حوزههاي فرهنگي مشغول به فعاليت شوند تا بتواند بلكه گوشهاي از چرخ زندگي شان را بچرخانند.
با توجه به شرايط موجود دربازار كتاب كودك وظيفه دولت در چنين شرايطي چيست؟
متاسفانه درايران از تاليف و نشر ملي حمايتي نميشود و بازار كتاب ايران را نه در حوزه كودك و نوجوان، بلكه در تمام حوزه كتابهاي ترجمه اشباح كردهاند. كتابهايي كه ناشران با هرسفر خارجي خود به صورت فلهاي خريداري ميكنند و به گروهي از دانشجويان جوياي نام براي ترجمه ميسپارند و اين كتابها بدون توجه به نيازمخاطب ايراني وارد بازار كتاب ميشوند.
به نظرمن بايد شرايطي فراهم شود كه وزارت فرهنگ و ارشاد نظارتي برروي كتابهاي ترجمه داشته باشد و حداقل مزاياي ويژهاي براي كتابهاي تاليفي درنظر گيرد تا درنهايت منجر به نابودي تاليف ملي در حوزه كودك نشويم.
به نظرشما برگزاري جشنوارهها و نمايشگاه هاي متعدد كه درحوزه كتاب كودك و نوجوان برگزارمي شود، چه نقشي در جذب مخاطب در اين عرصه دارد؟
با اينكه اين نمايشگاهها نيز نام كتاب كودك و نوجوان را با خود يدك ميكشند و با همين كتاب كودك هويت پيدا كردهاند، اما درهمين نمايشگاههاي كتاب هم كتاب كودك و نوجوان جايگاهي ندارد و كتابهاي كمك درسي فضاي نمايشگاه را اشباح كردهاند. در چنين شرايطي مسئول كتابخانه مدارس نيز وقتي براي خريد كتاب به نمايشگاهي از اين دست ميروند، تمام بودجه خريد كتاب مدرسه را به خريد كتابهاي كمك درسي كه پس از شش ماه، عمرشان به سر ميرسد، اختصاص ميدهند
و در نهايت نه خانوادهها كتابهاي خوب را براي كودكان خود ميخرند و نه دركتابخانههاي مدارس كتابهاي خوب پيدا ميشود. همه اين موارد مخاطب را به اين سمت سوق ميدهد پس يك كودك كتاب خوب را از كجا تهيه و مطالعه كند. درچنين شرايطي تا نهادهاي دولتي نسبت به انتشار كتاب كودك و حمايت از اين بخش اقدام نكنند، درآينده نزديك شاهد نابودي تاليف در اين حوزه خواهيم بود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







