Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار جهان
جهان گفت و گو مهمانپرست در گفت‌وگو با ملت: فقط تدارکاتچی نیستیم

مهمانپرست در گفت‌وگو با ملت: فقط تدارکاتچی نیستیم

جهان

| سودابه رخش| بيداري اسلامي يا به گفته برخي بهار عربي قريب به دوسال است كه تعدادي از كشورهاي منطقه را دگرگون كرده است و به زمستان خودكامگي و استبداد پايان داده است و مي‌رود تا نظام‌هايي اسلامگرا و مردمي را در راس قدرت بنشاند. اين تحولات در حالي در پيرامون ما رخ داه است كه حضور نظامي امريكا و ناتو در كشورهاي همسايه ايران ازجمله افغانستان و عراق همواره محل بحث و نگراني بوده است. يكي از دستگاه‌هايي كه در گيرو‌دار تحولات اخير خاورميانه همواره عملكردش مورد رصد رسانه‌ها و ارگان‌هاي مختلف قرار گرفته است، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران بوده است.

از اين رو «ملت ما» در مصاحبه پيش رو با رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه، دستيار ويژه وزير خارجه و رئيس مركز ديپلماسي عمومي و رسانه‌اي بر آن است تا با بررسي عملكرد وزارت خارجه در بحث بيداري اسلامي تا حدودي به پرسش‌هاي بي‌شمار در اين حوزه پاسخ دهد. پرسش‌هايي كه بسياري از آنها به دليل ضيق وقت و مسائلي ديگربي جواب ماند....

 

بيش از يك سال از آغاز تغيير و تحولات در منطقه سپري مي‌شود. ايران از همان ابتدا اين تحولات را با عنوان بيداري اسلامي نام برد و در گفتمان رسمي تاكيد كرد كه بيداري اسلامي الهام‌گرفته از انقلاب اسلامي ايران است. با اين حال اين بحث همواره مطرح بوده كه در اين مورد وزارت خارجه نسبت به مجموعه‌هاي بيرون از وزارت خارجه ضعيف‌تر عمل كرده است. نظر شما چيست؟

ما اين نظر را قبول نداريم. اگر منظور اين است كه ما بايد روابط رسمي را با اين كشورها شروع كنيم؛ اين روابط زماني شكل خواهد گرفت كه حركت بيداري اسلامي به نتيجه برسد، نهادهاي مردمي شكل بگيرد، انتخابات مجلس و رياست‌جمهوري برگزار شود و يك دولت مردمي تشكيل شود. پس از آن مي‌شود به توسعه روابط با اين دولت‌هاي جديد مردمي كه جايگزين دولت‌هاي قبلي شدند بپردازيم و رفت‌وآمد‌ها را دنبال كنيم. پس تا موقعي كه اين حركت‌ها كامل نشده‌اند انتظار اين‌كه روابط رسمي دوجانبه گسترش پيدا كند، انتظار دقيقي نيست. اما ممكن است منظور اين باشد كه وزارت خارجه از ابزار و امكاناتي كه در اختيار دارد براي ارتباط با اين حركت‌هاي بيداري اسلامي استفاده كند؛ به‌طور مثال از شخصيت‌هايي كه موثر هستند و ويژگي‌هايي كه اين حركت‌ها دارند بتوانيم ارتباط موثري را برقرار كنيم تا در آينده شاهد يك روابط رسمي با دو دولت مستقل باشيم. خب اين ارتباطات به صورت طبيعي صورت مي‌گيرد. يعني فعاليت‌هايي كه بخش‌هاي مختلف در داخل كشور انجام مي‌دهند بدون همكاري با وزارت امور خارجه امكان‌پذير نيست. خيلي از نشست‌ها و دعوت‌هايي كه صورت مي‌گيرد با همكاري وزارت خارجه از طريق سفارتخانه‌ها، دفاتر حفاظت منافع يا از طريق معاونت‌هاي مختلفي كه در داخل وزارت خارجه هست دنبال مي‌شود. من فكر مي‌كنم موضوع بيداري اسلامي را قبل از اين‌كه روابط رسمي دوجانبه را بخواهيم دنبال كنيم بايد در فضاي ديپلماسي عمومي تحرك داشته باشيم؛ فضاي ديپلماسي عمومي همان‌طور كه از اسم آن معلوم است ارتباط مردمي را معني مي‌دهد. يعني اقشار مختلف مردم با همديگر مرتبط باشند، روزنامه‌نگاران، اساتيد دانشگاه، چهره‌هاي فرهيخته، هنرمندان، جوانان، بانوان با يكديگر ارتباط داشته باشند و ديدگاه‌هايشان را با هم مبادله كنند. اين درفضاي ديپلماسي عمومي امكان‌پذير است. ارگان‌هاي مختلف در اين زمينه بايد نقش داشته باشند و وزارت خارجه هم خودش را در كنار همه اين ارگان‌ها مي‌داند و با همكاري وزارت خارجه اين كار شكل مي‌گيرد.

 

همان‌طور كه خودتان فرموديد دولت‌ها هنوز در اين كشورها به صورت كامل شكل نگرفته‌اند و توقع و خواست عمومي اين است كه ديپلماسي عمومي فعال شود تا با تاثير بر مردم اين كشورها در روند شكل‌گيري دولت‌هاي آينده تاثيرگذار باشيم. اما به نظر مي‌رسد كه كنفرانس‌ها و تحركاتي كه در زمينه ديپلماسي عمومي در ايران صورت گرفته است بيش‌تر از سوي زيرمجموعه آقاي ولايتي بوده است و وزارت خارجه در اين ميان نقش پررنگي نداشته است؟

معناي ديپلماسي عمومي را اگر كسي خوب متوجه بشود به اين نتيجه مي‌رسد كه نقش سازمان‌هاي غير دولتي در فعاليت‌هاي ديپلماسي عمومي خيلي پررنگ خواهد بود و كار اصلي بر عهده آنها است. نقش سازمان‌هاي رسمي و دولتي بيش‌تر تسهيل‌كننده و حمايت‌كننده است. ممكن است كه برخي چنين تحليلي داشته باشند اما تحليل آنها خيلي دقيق نيست. مسلما وزارت خارجه نبايد در بحث ديپلماسي عمومي همه كار‌ها را خودش انجام دهد. اين تصور درستي نيست. وزارت امور خارجه وظيفه داردكه شرايط را طوري فراهم كند تا همه سازمان‌هاي غير دولتي و موسساتي كه علاقه‌مند هستند در عرصه ديپلماسي عمومي فعاليت كنند با تسهيلات و حمايتي كه از وزارت خارجه و ساير دستگاه‌هاي رسمي كشورمان صورت مي‌گيرد بتوانند ارتباط را برقرار كنند. حتما پيگيري مسائل بيداري اسلامي توسط مجموعه غير دولتي مختص آن راحت‌تر دنبال مي‌شود اين كارها بايد به همين شكل ادامه داشته باشد و وزارت خارجه هم در زمينه برگزاري نشست‌ها نهايت همكاري را، انجام مي‌دهد.

 

اين همكاري‌هايي كه مي‌فرماييد بيش‌تر در چه زمينه‌هايي صورت مي‌گيرد؟

براي برگزاري نشستي كارآمد طي كردن مراحل مختلف لازم است. شناسايي كارشناسان ، ايجاد ارتباط با آنها، انجام ملاقات‌هاي اوليه و بحث درباره موضوعات مورد علاقه طرفين و نهايتا دعوت كردن از آنها توسط وزارت خارجه و سفارتخانه‌هاي ما صورت مي‌گيرد. پس از طي اين مراحل آنها در يك مجموعه ديگر در ايران گردهم مي‌آيند. اگر وزارت خارجه نشست رسمي برگزار كند به معناي فعاليت از طريق ديپلماسي عمومي نيست و از سوي ديگر براي افراد شركت‌كننده نيز محدوديت‌هاي جدي ايجاد مي‌شود. از اين رو آنها به دعوت يك سازمان غير دولتي وارد ايران مي‌شوند ولي ما كمك مي‌كنيم كه اين ارتباط برقرار شود.

يعني شما در حد يك تداركاتچي عمل مي‌كنيد؟

من توضيح دادم اما به نظر مي‌رسد شما دقت نكرديد. شناسايي افراد مختلف ، ايجاد ارتباط با آنها، مطرح كردن موضوعات مورد علاقه طرفين توسط وزارت خارجه انجام مي‌شود. در همه كنفرانس‌ها وزارت خارجه در كنار سازمان‌هايي برگزار‌كننده نشست بوده است. همه مراحل با هماهنگي وزارت خارجه انجام مي‌گرفته است. ممكن است كه انتظار شما اين باشد كه فعاليت‌هاي ديپلماسي عمومي در كشور گسترده‌تر شود. براي تحقق اين امر به سازمان‌هاي فعال‌تري نياز داريم. با يك مثال اين بحث را باز مي‌كنم. به‌طور مثال ديپلماسي عمومي در مقابل ديپلماسي رسمي همانند فعاليت اقتصادي بخش خصوصي است در برابر بخش دولتي. همه ما فعاليت‌هاي گسترده‌تر بخش خصوصي را خواستاريم و معتقديم كه حجم كار بايد از روي دوش دولت كمتر شود تا انگيزه ايجاد شود و اثرگذاري بهتري داشته باشد. اما اين موضوع با همه برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌ها به زمان نياز دارد. در بخش ديپلماسي عمومي هم بايد در كشور فرهنگسازي شود و مجموعه‌هاي غير دولتي، انجمن‌هاي دوستي و مراكز مطالعاتي تحقيقاتي فعال شوند. ما هم معتقديم كه ظرفيت‌هاي بسيار بالايي در اين زمينه وجود دارد كه بايد از حالت قوه به فعل درآيد.

 

شما به عنوان رئيس اداره ديپلماسي عمومي براي رسيدن به اين هدف چه برنامه‌ريزي‌هاي داريد؟

ما اكنون جلسات زيادي با بخش‌هاي مختلف مردمي از جمله دانشگاه‌ها و مراكز مطالعاتي – تحقيقاتي داريم. با هنرمندان نيز جلسات مختلفي داريم تا بتوانند توليدات هنري خود را در جهت منافع ملي ما نزديك كنند. حتي با بخش‌هايي كه فعاليت‌هاي تبليغي و ديني دارند در حال همكاري هستيم تا بتوانند با همتايان خود در كشور‌هاي مختلف ارتباط داشته باشند. در همين حال يكي از مهم‌ترين بخش‌هايي كه در بحث ديپلماسي عمومي به دنبال آن هستيم همكاري با رسانه‌ها است. به نظر ما رسانه‌ها ظرفيت بسيار بالايي در اين زمينه دارند و بايد حضور آنها در فعاليت‌هاي خارج از كشور بيش‌تر شود. رسانه‌ها در صورت توانايي مالي و امكانات لازم بايد دفاتري را در خارج از كشور ايجاد كنند و اگر توانايي آنها كمتر است افرادي را به عنوان خبرنگار در اختيار بگيرند. ما در اين زمينه‌ها در حال برنامه‌ريزي هستيم.

به هر حال سازمان‌ها و ان جي او‌ها بايد آمادگي‌هاي اقتصادي و فرهنگي را براي گسترش فعاليتشان داشته باشند. تا رسيدن به اين آمادگي چرا اداره ديپلماسي عمومي آغاز‌كننده اين روند نمي‌شود؟

همان‌طور كه گفتم قرار نيست وزارت خارجه خودش نقش سازمان‌ها را بازي كنند. الان مهم‌ترين وظيفه ما كمك كردن به به ساير نهاد‌ها است. ما دوره آموزشي مي‌گذاريم. مديران رسانه‌ها در سفرها ما را همراهي مي‌كنند.

 

متوجه اين نكته شدم اما اجازه دهيد به صورت مصداقي بگويم. به‌طور مثال در حوزه بحرين خيلي‌ها معتقد بودند كه ما مي‌توانستيم اجلاسي مانند اجلاس دوستان سوريه برگزار كنيم. آقاي دكتر صالحي قبلا گفتند كه اگر دعوت هم مي‌كرديم هيچ كشوري نمي‌آمد. خب به فرض اين‌كه كشورها هم نمي‌آمدند اما فكر نمي‌كنيد مي‌توانستيم كنفرانسي برگزار كنيم و در آن مردم كشورهاي ديگر را دعوت مي‌كرديم و اسم آن را مي‌گذاشتيم كنفرانس مردمي دوستان بحرين؟

اتفاقا نقطه دقيق آن همينجاست. تركيه اجلاس دوستان سوريه رابه عنوان يك كار رسمي برگزار مي‌كند. دولت تركيه برگزار‌كننده اين نشست و حاكمان كشورهاي ديگر شركت‌كننده هستند. اما همان‌طور كه آقاي دكتر صالحي هم مطرح كردند انتظار از دولت‌هاي فعلي منطقه براي حمايت از جريان مردمي بحرين انتظار بجايي نيست. همان‌طور كه شما اشاره كرديد بايد اين امر در فضاي مردمي انجام شود. اين يعني اگر يك نهاد غير دولتي در داخل كشورمان درصدد طراحي چنين برنامه‌اي باشد ما به آنها كمك مي‌كنيم. همان‌طور كه گفتم فعاليت‌هاي ديپلماسي عمومي ما مانند انتقال بخش اقتصادي دولتي به‌ ‌خصوصي است. اما با تمام تلاش‌ها سرعت آن كم است. اين به اين معناست كه بايد تلاش كنيم تا مجموعه‌هاي غير دولتي شكل بگيرند. حالا ممكن است شما انتظار داشته باشيد كه تا شكل‌گيري آنها ما فعاليت‌هاي اين بخش را انجام دهيم. اين انتظار درستي نيست. مادامي كه تصور كنيم اين ظرفيت در بخش‌هاي غيردولتي ما وجود ندارد و خود دولت بايد ايفا‌كننده اين نقش باشد، به هدفمان نمي‌رسيم. بايد سازمان‌هاي غير دولتي ما فعال شوند و اين موضوع ممكن است به زمان زيادي نياز داشته باشد.

 

يعني در بخش بيداري اسلامي هم بخش دولتي و هم بخش ديپلماسي عمومي ما بايد غير فعال باشد تا زمان بگذرد و NGO‌ها آمادگي لازم براي فعاليت را پيدا كنند؟

نه، ما مي‌گوييم بايد اين بخش‌ها فعال شوند تا به آنجا برسيم. شما مي‌گوييد نقش ديپلماسي عمومي وزارت خارجه چيست؟ مي‌گوييم ارتباط برقرار كردن با اقشار مختلف و ايجاد انگيزه بين آنها و تهيه بانك‌هاي اقتصادي. ما در حالت فعاليت در اين زمينه‌ها هستيم. ما جلسات زيادي با هنرمندان داشته‌ايم . كاري كه ما مي‌توانيم بكنيم اين است كه هنرمندان را جمع كرده و به آنها ايده دهيم تاثير‌گذاري آنها در بخش ديپلماسي عمومي را به آنها متذكر شويم.

 

نتيجه كار چه بوده است؟

نتيجه موقعي است كه اين دوستان فعاليتي را شروع كنند. باز هم همان مثال اقتصادي را مي‌زنم

 

ببينيد درباره همان مثال اقتصادي هم به هر حال اكنون اقتصاد دولتي فعال است و قرار است اين اقتصاد به بخش‌هاي خصوصي منتقل شود اما اكنون اداره ديپلماسي عمومي خودش برگزار‌كننده و باني مراسم و نشستي نيست.

فرق ديپلماسي عمومي و ديپلماسي رسمي چيست؟

 

من كه اين‌جا در مقام پاسخگويي نيستم. شما كه رئيس اداره ديپلماسي عمومي هستيد آن را تعريف كنيد.

من توضيح دادم. ما اگر شروع‌كننده باشيم اقدامي رسمي محسوب مي‌شود.

 

وقتي بخش ديپلماسي عمومي ما اقدام به امري كند فعاليتي رسمي نيست.

ما به وجود آمديم تا سازمان غير دولتي را فعال كنيم. اگر ما مقامات كشورهاي ديگر را دعوت كنيم يك كار رسمي است.

 

من عرض نكردم كه اداره ديپلماسي عمومي مقامات ديگر كشورها را دعوت كند. شما مي‌توانيد ارتباط مردمي ايجاد كرده و اجلاس‌ها و نشست‌هايي را برگزار كنيد.

وقتي ما دعوت كنيم يعني بخش رسمي وزارت خارجه دعوت كرده است ديگر

 

الان شما مي‌فرماييد در بحث بيداري اسلامي نه در بخش دولتي شما مي‌توانيد كاري از پيش ببريد و نه در بخش عمومي؟

چرا در هر دو مورد فعاليت‌ها صورت مي‌گيرد، اما سرعت فعاليت‌ها بستگي به ميزان مشاركت بخش‌هاي مختلف دارد.

 

اما بخش دولتي كه كاري انجام نداده است.

بخش دولتي ما كارهاي زيادي داشته است اما اين بخش كه نبايد نگاه تبليغاتي به فعاليت‌هاي خود داشته باشد بلكه بايد نقش حمايت‌كننده از نهاد‌هاي غير دولتي داشته باشد.

اين جزو فعاليت‌هاي بخش عمومي است، بخش رسمي چه كارهايي انجام داده است؟

من از شما مي‌پرسم چه فعاليت‌هاي كلا انجام شده است. شما نام ببريد تا من بگويم چه بوده است.

 

من مي‌گويم به نظر مي‌رسد در بخش رسمي اقداماتي صورت نگرفته است. شما مي‌فرماييد انجام شده است من هم مي‌خواهم مصداق‌هاي آن را بدانم؟

همه اقداماتي كه نهاد‌هاي غير دولتي انجام مي‌دهند با حمايت و فعاليت و كمك‌هاي دستگاه‌هاي رسمي است. شما فعاليت‌هاي نهاد‌هاي جناب آقاي ولايتي را به عنوان يك مصداق قبول داريد؟

 

مصداق فعاليت‌هاي بخش رسمي وزارت خارجه نيست.

مصداق ما اين است كه به شما روزنامه‌نگاران بگوييم دور هم جمع شويد و تشكيلاتي ايجاد كنيد...

 

خب اين به بخش عمومي مربوط مي‌شود.

اجازه بدهيد، شما گوش بديد تا يك چيزي ياد بگيريد.... خطوط سياسي را كنار بگذاريد، افرادي را از كشور‌هاي ديگر جمع كنيد وارتباطات بين‌المللي ايجاد كنيد. هر كاري كه وزارت خارجه خودش باني آن باشد اقدامي رسمي به حساب مي‌آيد اما اگر غير مستقيم از نهاد‌هاي ديگر حمايت كند اقدامي غير رسمي محسوب مي‌شود. اقدامات رسمي را زماني مي‌توانيم دنبال كنيم كه طرف مقابل دسترسي به يك جايگاه حقوقي پيدا كرده باشد. به‌طور مثال در تونس كه پس از انقلاب، انتخابات برگزار شده است ما ارتباطاتي را با مجموعه جديد برقرار كرده‌ايم. سفير ما در اين كشور ملاقات‌هايي را با مقامات تونس داشته است. مجموعه اين ارتباطات باعث شده آقاي صالحي به عنوان وزير خارجه به صورت رسمي به تونس سفر كند. اين يك فعاليت رسمي است. ما بارها اعلام آمادگي كرديم كه با مصر روابط دو جانبه داشته باشيم. اما در مصر هنوز انقلاب كامل نشده است و بايد صبر كنيم تا دولت جديد تشكيل شود.

 

ظرفيت‌هاي انقلاب اسلامي براي تاثير‌گذاري در بيداري اسلامي زياد است. ناظرين بر اين باورند كه دستگاه سياست خارجي ما نتوانسته از اين ظرفيت‌ها استفاده درستي كند.

من منظور شما را متوجه نشدم. يعني شما مي‌گوييد در امور داخلي آنها دخالت كنيم؟

 

به‌طور مثال در تونس آقاي راشد الغنوشي با وجود آن‌كه پيش از اين كتابي درباره امام خميني نوشته بود اما اعلام كرد كه با حزب عدالت و توسعه تركيه بيش‌تر همسويي دارد. چرا تاثير‌گذاري تركيه بر اين انقلاب‌ها نسبت به ايران بيش‌تر بوده است؟ مگر جز اين است كه انقلاب اسلامي ايران به عنوان پيشروي حركت ضد استبدادي و انقلابي در منطقه مطرح بوده است.

شما فكر مي‌كنيد مدلي كه در تونس پياده شده است مدل تركيه است؟

 

من فكر نمي‌كنم. رهبر اسلام‌گراهاي تونس مي‌گويد كه بدنبال مدل تركيه است.

كدام ويژگي آنها به تركيه شباهت دارد؟ مثلا حزب حاكم تركيه عضو ناتو است بايد دولت تونس هم عضو ناتو باشد؟

 

عضويت در ناتو به عنوان ويژگي حزبي به شمار نمي‌رود، تركيه از پنجاه سال پيش عضو ناتو بوده است در حالي كه حزب عدالت و توسعه 10 سال است كه در تركيه روي كار آمده است.

مدلي كه الان در تركيه روي كار است تركيه را عضو ناتو كرده است و رژيم صهيونيستي را به رسميت مي‌شناسد.

 

داريم از سوال دور مي‌شويم. اما آقاي مهمانپرست عضويت در ناتو در هيچ كشوري به عنوان ويژگي حزب حاكم آن كشور به شمار نمي‌رود.

چه فرقي مي‌كند؟

 

فرقي نمي‌كند!؟

نه اگر دولت كنوني بگويد كه من افكار 50 سال پيش را قبول ندارم و نمي‌خواهم عضو ناتو باشم آن وقت مي‌گوييم كه اين ويژگي حزب جديد است. ولي اگر بگويید كه ما عضو ناتو بوديم و هستيم مي‌شود ويژگي حزب جديد. دولت تركيه به هر حال عضو ناتواست از طرف ديگر رابطه نزديكي با رژيم صهيونيستي دارد اما آيا تونسي‌ها به دنبال اين هستند كه رابطه رسمي با رژيم صهيونيستي داشته باشند؟ اين طور به نظر نمي‌رسد. اگر دولت تونس رابطه با رژيم صهيونيستي را خوب نمي‌داند به ما نزديك‌تر است يا به تركيه؟


ما نمي‌توانيم فقط با يك مثال مقياس نزديكي را برآورد كنيم.

خب مثال ديگري مي‌زنم اين‌كه عضويت در ناتو يك كار خوب يا بد است.

 

من اين امر را ويژگي حزبي نمي‌دانم.

پس شما مطالعاتتان را بيش‌تر كنيد! ببينيد بعد از اين‌كه مردم مصر يك سري پيروزي‌ها را به دست آوردند و مجلس اوليه را تشكيل دادند آقاي اردوغان سفري به مصر داشت كه خب همه گفتند تركيه فعال شده و چرا جمهوري اسلامي ايران فعال نيست؟در آن سفر اردوغان توصيه كرد كه از مدل حكومت سكولاردر مصر استفاده شود. اما مردم مصر نپذيرفتند. شما بايد ببينيد كه جهت‌گيري‌ها در حال حاضر به كدام سمت مي‌رود. خيلي از كشورهايي كه در منطقه بودند حرف‌هاي مختلفي زدند و ايده‌هاي خود را مطرح و تلاش كردند تا بيداري اسلامي را به آن سمتي كه مي‌خواهند هدايت كنند. در واقع مديريت تحولات منطقه مهم‌ترين بحث است كه يك طرف آن امريكا و اسرائيل و طرف ديگر آن كشورهاي منطقه قرار دارند و يك طرف آن بالاخره انقلاب اسلامي است. شما بايد ارزيابي‌تان دقيق باشد. برخي از اين كشورها خواسته‌هايشان را گفتند اما مردم منطقه نپذيرفتند. ما معتقديم كه نبايد در امور داخلي اين كشور‌ها دخالت كرد، مردم قدرت تشخيص راه بهتر را دارند. اما اگر منظورتان اين است كه ويژگي‌هاي انقلاب را بازگو كنيم تا مردم قضاوت كنند، بله ما تلاش خود را كرده‌ايم. همه بخش‌هاي مختلف در كشور به دنبال اين امر هستند. اين به معني مداخله در امور داخلي اين كشور‌ها نيست. فعاليت‌هايي كه در حال حاضر انجام مي‌شود اثر گذار است و شرايط داخل اين كشورها اجازه فعاليت گسترده‌تر ما را نمي‌دهد. مثلا دستگاه‌هاي امنيتي در اين كشورها همچنان وابسته به ساختار قبلي هستند. يعني هنوز جدالي در داخل آنها وجود دارد. اين جدال تا شكل‌گيري دولت‌هاي مردمي ادامه دارد. آن زمان رفت وآمد‌هاي سياسي و همكاري بيش‌تر مي‌شود.

اكنون ممكن است يك سري از جوانان را دعوت كنيم اما آنها در زمان برگشت امنيتشان به خطر مي‌افتد.

اما پيش از شكل‌گيري دولت‌ها ما بايد بر مردم تاثير بگذاريم تا بتوانيم بر شكل‌گيري نظام‌هاي آينده نيز تاثير داشته باشيم.

درست است اما بايد بدانيم كه اين كشورها هنوز محدوديت‌هاي خاص خود را دارند يعني هنوز يك دولت مردمي انقلابي بر سر كار نيست. مثلا درباره بحرين نيز شما علاقه‌منديد كه رفت وآمد‌هایي داشته باشيد، اقشار مختلف مردم فعاليت داشته باشند. اما آيا امكانش هست، يعني دولت حاكم بر بحرين چنين اجازه‌اي مي‌دهد؟اما به هر حال در تلاشيم تا با اقشار مردمي روابطي را برقرار كنيم ولي باز هم براي آنها محدوديت‌هايي وجود دارد.

 

پس چرا در كنفرانس‌هايي كه در ايران صورت گرفته است شركت‌كنندگان زيادي از كشورهاي مختلف حضور داشته‌اند؟

خب چند تا كنفرانس برگزار شده است؟ ما در حدي كه اين فضا اجازه مي‌دهد فعاليت مي‌كنيم. به‌طور مثال اگر دانشگاهيان ما بخواهند بروند مصر به اين راحتي‌ها به آنها ويزا نمي‌دهند. به هر ميزاني كه وضع داخلي اين كشور‌ها اجازه دهد ما آمادگي همكاري داريم. اما بايد انتظاراتمان را متناسب با واقعيت‌ها تنظيم كنيم.


اصولا در سياست خارجي اصل بر اين است كه هر كجا كه كشورها به بن‌بست مي‌خورند ديپلماسي عمومي خود را وارد عمل مي‌كنند.

نه فقط زماني كه به بن بست مي‌خورند. الان ديپلماسي عمومي نقش مكمل براي ديپلماسي رسمي كشور‌ها دارد. به نظر من قدرت ديپلماسي رسمي كشورها چيزي حدود 20 تا 30 درصد بيش‌تر نيست در حالي كه ديپلماسي عمومي زمينه ديپلماسي رسمي بهتري را ايجاد مي‌كند.

 

برخي معتقدند در حال حاضر كه كشور ما در روابط با عربستان سعودي و آذربايجان به مشكل برخورده است بخش ديپلماسي عمومي بايد فعال شود.

مشكلي كه الان به‌طور مثال در رابطه با عربستان سعودي وجود دارد اين است كه مقامات رسمي اين كشور اتهاماتي را عليه ايران وارد مي‌كنند. به‌طور مثال مقامات سعودي ادعا كردند كه ايران درصدد ترور سفير عربستان در واشنگتن بوده است. ما توضيح كامل داديم و گفتيم كه اين يك سناريويي است كه امريكايي‌ها طراحي كردند و آنها در تلاش هستند تا بين كشورهاي اسلامي اختلاف ايجاد كنند. با وجود توضيحات واضح ما اگر باز اين ادعا‌ها تكرار شود نشان‌دهنده اين است كه هيچ قصد و اراده‌اي براي ابهام زدايي وجود ندارد. يك وقت ممكن است كه قصد دو كشور واقعا توسعه و گسترش همكاري‌ها باشد. در اين صورت بايد ابهامات را برطرف كرد. مثلا يكي از بحث‌هايي كه مسئولان عربستان هميشه مطرح مي‌كنند اين است كه چرا رسانه‌ها در ايران عليه سياست‌هاي عربستان موضع مي‌گيرند. خب ما وقتي اين مسئله را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم كه رسانه‌هاي عربستاني نيز عليه جمهوري اسلامي ايران موضع مي‌گيرند.

درست است كه رسانه‌ها واقعيت‌ها را مي‌گويند اما آنها بايد واقعيت‌ها را در چارچوب مشخصي دنبال كنند. طرف سعودي مي‌گويد كه رسانه‌ها به ما وابستگي ندارند. خب رسانه‌هاي ايران هم آزادند و نظرات شخصي خود را مي‌گويند. ديپلماسي عمومي مي‌گويد كه ما بياييم در بين دانشگاه‌هاي دو كشور فعاليت گسترده‌اي را برقرار كنيم. اما وقتي ما مي‌خواهيم از آنها دعوت كنيم با مشكلاتي روبه‌رو هستيم و اجازه آمدن آنها به ايران داده نمي‌شود. اگر هيئت ما هم بخواهند بروند ممكن است سختگيري‌هايي بشود. ما براي فعال كردن ديپلماسي عمومي در رابطه با كشورهاي مختلف از جمله عربستان آمادگي كامل داريم ولي تا وقتي دولت آنجا قصد ايجاد يك فضاي مناسب را براي همكاري نداشته باشد از توانايي دولتي خودش استفاده مي‌كند براي محدود كردن اين ارتباطات. البته در كنارش مي‌بينيم در فضاي حج همكاري‌هاي مناسبي مي‌شود. سال گذشته يكي از بهترين سال‌ها براي حجاج ما بود. ما هم از عربستان تشكر كرديم. يعني با اين‌كه در سياست‌ها اختلاف نظرات زيادي بود ولي حدود يك صد هزار حجاج ما رفتند به عربستان و برخورد با آنها نسبت به سابق خيلي بهتر بود. همكاري‌هاي خوبي بين دو كشور صورت گرفته است. سفرهايي كه مردم ما به حج عمره داشتند نشان‌دهنده اين است كه مردم با هم تماس دارند. مشكل در جايي است كه يك انگيزه و هدف كاملا مشخص در سياست خارجي اين كشورها وجود دارد. ما نمي‌توانيم با ديپلماسي عمومي اين سياست را دور كنيم. در ديپلماسي عمومي مي‌توانيم پيوند بين مردم را افزايش دهيم.

 

به هر حال شايد با تاثير بر مردم عربستان بتوانيم مواضع خصمانه دولتمردان سعودي را هم تا حدودي كاهش دهيم؟

فضا در كشورهاي مختلف فرق مي‌كند. در كشورهاي اروپايي اگر حوزه فعاليت ديپلماسي عمومي تقويت شود، بهتر اثر مي‌گذارد چرا كه تاثير‌گذاري افكار عمومي در غرب روي دولتمردانش بيش‌تر است. به‌خاطر اين‌كه در آنجا زمينه و پايگاهي براي افكار عمومي وجود دارد. آنها اگر مشكلات زيادي هم داشته باشند ادعا مي‌كنند كه دموكراسي و توجه به آرای مردم را در نظر دارند. ولي در كشوري مثل عربستان كه انتخاباتي برگزار نمي‌شود اگر حتي همه مردم نسبت به مسئله اي واقف باشند از چه ابزاري مي‌توانند براي تاثير‌گذاري استفاده كنند؟

 

از ابزاري كه بقيه كشورهايي كه در بهار عربي متحول شدند استفاده مي‌كنند. آيا تغييروتحولات در مصر و ليبي قابل پيش‌بيني بود؟

اين‌كه شما مي‌گوئيد به معناي اعتراض به سياست‌هاي دولت‌هايشان است كه بحث ديگري دارد. خود به خود وقتي پيشرفت كشورمان و آزادي اقشار مختلف مردم را معرفي مي‌كنيم در حال تاثير‌گذاري هستيم. يكي از علل تحولاتي كه در بيداري اسلامي اتفاق افتاد انقلاب اسلامي ايران بود. تاثير‌گذاري با الگو بودن دو مسئله است. ما معتقديم كه يكي از علل اصلي حركت مردم در منطقه، جمهوري اسلامي و انقلاب ما بوده است. مردم مي‌ديدند كه در كشور ما انقلابي صورت گرفته و استقلالي به وجود آمده است و ما رشد و پيشرفت جدي درسايه اين استقلال داشتيم. هزينه‌هاي سنگيني را قدرت‌هاي بزرگ براي ملت ما ايجاد كردند، هزينه‌ها را پرداخت كرديم و راه خود را رفته‌ايم و در نهايت به پيشرفت رسيده‌ايم. پس اين تاثير جدي بر كشورهاي منطقه داشته است وبه همه كشورهاي منطقه دير يا زود مو ج بيداري اسلامي منتقل مي‌شود.

 

خب درباره عربستان توضيح داديد، درباره آذربايجان چطور؟

وضع آذربايجان با وضع عربستان متفاوت است. زمينه‌ها و انگيزه‌ها در آذربايجان متفاوت است. ما با آذربايجان زمينه‌هاي مشترك زيادي داريم. خيلي از كشورها منافع خود را در ايجاد اختلاف بين ما و كشورهاي همسايه مي‌بينند و تلاش مي‌كنند تا نارضايتي را بين ما و كشورهاي منطقه به وجود بياورند و به اختلافات دامن بزنند. اين به هوشياري و تدبير مسئولان اين كشورها نياز دارد تا وارد اين بازي‌هاي سياسي نشوند وگرنه مردم ما با مردم آذربايجان روابط خيلي خوبي دارند. حتي در سطح دولتي ما همواره براي داشتن بهترين روابط اعلام آمادگي كرديم. اما ببينيد به‌طور مثال موجي ايجاد مي‌شود كه امريكايي‌ها و صهيونيست‌ها مي‌خواهند منافقين را كه از عراق خارج شده‌اند به كشورهاي همسايه منتقل كنند.

اين موضوع يا واقعيت دارد يا ندارد. اگر ندارد پس كشورها بايد به صورت جدي برخورد كنند و اجازه ندهند اين بحث باز شود اما اگر بخواهد واقعيت پيدا كند اقدام بسيار معنا داري است. بنابراين ما حتما عكس العمل نشان مي‌دهيم. در كل اينها همه برنامه‌ريزي‌هاي امريكايي- صهيونيستي است. آنها مي‌خواهند بين ايران و كشورهاي منطقه اختلاف ايجاد كنند و دو هدف را دنبال مي‌كنند. اهدافي كه هر دو در يك مسير قرار دارد. آنها مي‌خواهند بگويند درگيري بين ايران و اعراب اجتناب‌ناپذير است و از طرف ديگر در تلاشند تا بگويند كه درگيري بين شيعه و تسنن حتما اتفاق مي‌افتد. پس اين دو فتنه بزرگ است و ما بايد از آن جلوگيري كنيم. همه كشورهاي منطقه بايد تلاش كنند تا وارد اين فتنه نشوند، ما هم تمام تلاش خود را در اين زمينه مي‌كنيم.

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

تصویر
ريشه افشاگري اخير در خارج واتيكان است
چهارشنبه, 10 خرداد 1391
محمدحسن قديري ابيانه:معيار انتخاب پاپ در واتيكان به گونه‌اي است كه هرگاه پاپ فوت مي‌كند كاردينال‌ها از سراسر دنيا در مكاني گردهم... ادامه مطلب...
تصویر
تشکیل جبهه نجات ملی راه رهایی انقلاب مصر از سناریوی مبارک
سه شنبه, 09 خرداد 1391
| نبي‌الله ابراهيمي* |انتخابات رياست‌جمهوري مصر شاهد شوك‏هاي بزرگ سياسي در ميدان سياست اين كشور بود. از طرفي نسبت مشاركت‌كنندگان به 51... ادامه مطلب...
تصویر
ناتواني دولت سوريه در مديريت بحران
سه شنبه, 09 خرداد 1391
مهدي مطهرنيا:جناياتي كه در حوله رخ داد يكي از بزرگ‌ترين و فجيع‌ترين جنايات رخ داده از آغاز درگيري‌ها در سوريه است. در حالي كه رابرت مود و... ادامه مطلب...
تصویر
آرای هواداران عمر وموسی در سبد احمد شفیق
یکشنبه, 07 خرداد 1391
احمد بخشي:انتخابات مصركه مدت‌ها توجه همگان را در سراسر دنيا به خود جلب كرده بود در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه برگزار شد. بسياري از... ادامه مطلب...
گي پاراد؛ سناريوي صهيونيستي يا ايراني؟!
شنبه, 06 خرداد 1391
جبرئيل محمدزاده:دولت آذربايجان از روز 22 مه ‌2012 به‌مدت 4 روز ميزبان مسابقاتي است كه از يك سال پيش برنامه‌ريزي خيلي جدي با صرف هزينه‌هاي... ادامه مطلب...