اشتباه اطلاعاتي امريكا؛ از عراق تا ايران
| جهان |
در بالاترين سازمان جاسوسي امريكا، روح عراق هميشه حضور دارد. يك تحليلگر سي.آي.اي كه در كار تهيه برخي اطلاعات مربوط به تسليحات كشتار جمعي فرضي صدام حسين نقش داشته، بعد از آغاز جنگ عليه عراق هم در برنامه جستوجوي اين سلاحها در عراق- كه البته هرگز وجود نداشت- مشاركت داشت. زمانيكه در دوران اخير، نهايتا به وي ماموريتي براي ارزيابي برنامه هستهاي ايران واگذار شد، وي در خفا، تحليلگران اطلاعاتي را حذر داد كه جامعه اطلاعاتي امريكا، ممكن است دوباره اشتباه كند.
نويسنده: جيمز رايزن*
يك مقام سابق اطلاعاتي امريكا كه با اين تحليلگر كار كرده، ميگويد: «وي از اينكه كشور را به چنين جنگي كشانده، شديدا احساس گناه ميكرد و در هراس بود كه دوباره مرتكب چنين اشتباهي شود.»امروزه، تحليلگران و ديگراني كه در سي.آي.اي در تلاش براي فهم منويات هستهاي ايران هستند، به خوبي از اين واقعيت آگاهند كه يكبار ديگر، همزمان با تهديدهاي تازه به مداخله نظامي، اعتبار اين سازمان در معرض آزمون قرار گرفته است.
افتضاح اطلاعاتي سيا در عراق، عميقا بر رويهاي كه آنها درباره ايران كار ميكنند، تاثير گذاشته است؛ آنها تدابير تازهاي را براي وادار كردن تحليلگرانشان به اعمال وسواس و بدگماني بيشتر در ارزيابي شواهد و احتياط بيشتر در جمعبندي و نتيجهگيري نهايي، مدنظر قرار دادهاند. مقامات اطلاعاتي سابق ميگويند كه اين نشان از وجود مراقبت و وسواس مناسب در ارزيابي اطلاعاتي است كه غالبا هم با ابهام همراهند.
البته برخي هم ميگويند كه سيا در قبال ايران، نه تنها محتاط بلكه بيش از حد هراسيده است و مايل نيست بهخاطر يافتههايي كه ممكن است ايالات متحده را به يك خونريزي تازه بكشاند، مسئول شناخته شود. گريگ تايلمان، يك تحليلگر سابق اطلاعاتي وزارت خارجه كه در اعتراض به اقدام دولت بوش در سياست زده كردن كار اطلاعاتي درباره عراق، استعفا كرد، ميگويد:
«بسياري از افراد در جامعه اطلاعاتي، اين احساس را دارند كه نبايد همان اشتباه دوباره تكرار شود. جامعه اطلاعاتي امريكا به عنوان يك كل، تا حدودي بهخاطر زخمي كه از اشتباه عراق برداشته، بهتر عمل ميكند. آقاي تايلمان، اكنون يك عضو برجسته انجمن كنترل تسليحات در واشنگتن است.»
پاول پيلار، يك تحليلگر ارشد سابق سيا در خاورميانه، ميگويد كه به اعتقاد وي تحليلگران اطلاعاتي، در ارزيابي مسائل مربوط به ايران، اكنون بيشتر تحت تاثير شواهد واقعي عمل ميكنند اما مسلما تجربه عراق هميشه بر دوش آنان سنگيني ميكند.آقاي پيلار كه اكنون مدير مطالعات دانشآموختگان در برنامه مطالعات امنيتي دانشگاه جرج تاون است، ميافزايد:
«به اقتضاي طبع بشر، نميتوان امكان وجود اين گرايش در تحليلگران سيا به جبران افراطي اشتباهات گذشته را منتفي دانست.»مقامات ارشد اطلاعاتي گفتهاند كه تحليلگران اعتقاد دارند كه ايران به سمت گسترش زيرساختها و توانايي فني تبديل شدن به يك قدرت هستهاي حركت كرده است اما رهبري ايران، تصميمي براي توليد بمب هستهاي نگرفته است.
مقامات ارشد كنوني و سابق امريكايي اذعان دارند كه خلأهاي قابل ملاحظهاي در فهم و دانش آنان نسبت به مسئله هستهاي ايران وجود دارد و آنها ممكن است قادر نباشند كه هرگونه تغيير در تصميم ايران به قصد از سرگيري برنامه تسليحات هستهاي را كه به نظر آنها در سال 2003 متوقف شده، سريعا رديابي كنند.
اكنون، جامعه اطلاعاتي امريكا، همچنين اين الزام را وضع كرده كه اطلاعات بيشتري درباره منابع اطلاعاتي كه از مسير جاسوسي انساني و تكنولوژيكي حاصل ميشود، در اختيار تحليلگران قرار داده شود. در گذشته، تحليلگران از اين حيث در يك وضع تاريك قرار داشتند و همين موجب ميشد تا منابعي كه اطلاعات ساختگي را ارايه ميكردند، قادر به گمراه كردن تحليلگران باشند. در موضوع عراق اين اتفاق رخ داد اما اكنون، هنگامي كه آنها گزارشهاي خود را مينويسند، بايد استنادها و منابع هر اطلاعات يا اظهاراتي را دقيقا مشخص سازند.
يك مقام رسمي سابق اطلاعاتي امريكا ميگويد: «فكر ميكنم تجربه عراق، تحليلگران ما را آبديدهتر كرده باشد. تلاش زيادي براي محكمكاري صورت گرفته است.»برخي تحليلگران بيروني ميگويند كه برخلاف دوران بوش كه كاخ سفيد تلاش ميكرد جامعه اطلاعاتي را با سياستهاي خود انطباق داده و همراه سازد، اكنون به نظر نميرسد كه كاخ سفيد و دولت اوباما، جامعه اطلاعاتي را براي رسيدن به پاسخهاي از قبل تعيين شده، زير فشار قرار دهند.
جوزف كريني سيونه« Joseph Cirincione» رئيس بنياد پلاگ شيرز، كه يك موسسه امنيتي جهاني است، ميگويد: «در زمان بوش، اطلاعات در موضوع عراق، شديدا سياستزده بود. هرچه كه گزارشهاي اطلاعاتي به دست ردههاي بالاتري ميرسيد، بيشتر دستمالي ميشد و هر ملاحظه و ترديدي هم كه در آن گنجانده شده بود، حذف ميشد اما اكنون، شكايتي دال بر اعمال فشار دولت بر جامعه اطلاعاتي براي جانبدارانه كردن ارزيابيهاي اطلاعاتي نشنيدهام.»
وي ميافزايد: هرچند رهبران سياسي محافظهكار در ايالات متحده و اسرائيل، از ارزيابيهاي اطلاعاتي مربوط به ايران شكايت دارند اما اين انتقادات بيروني، به اندازه فشاري كه ميتوانست از طرف كاخ سفيد بر جامعه اطلاعاتي وارد شود، صاحب تاثير نيست. وي ميگويد: «اينكه نخستوزير يك كشور خارجي بيايد و بگويد كه زمان در حال از دست رفتن است، يك مطلب است و اينكه معاون رئيسجمهوري به لانگلي- مقر سيا- برود و كاركنان را تحت فشار بگذارد، يك مسئله ديگر. وي به ديك چني معاون بوش اشاره ميكند كه قبل از جنگ عراق، بارها به مقر سيا رفت و آمد ميكرد.»
در اين حال، استدلال برخي محافظهكاراني كه از يك اقدام تهاجميتر براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هستهاي طرفداري ميكنند، اين است كه خويشتنداري سيا در واقع ناشي از فشار سياسي دولت اوباما است كه گفته است تنها به عنوان آخرين گزينه از اقدام نظامي عليه ايران استفاده ميكند. اين محافظهكاران استدلال ميكنند كه دولت اوباما نميخواهد كه جامعه اطلاعاتي، گزارشي را تهيه كند كه نشان ميدهد ايرانيان آرام آرام به سمت ساخت بمب هستهاي پيش ميروند.
جان بولتون «از جمهوريخواهان تندرو و با گرايشات شناخته شده ضدايراني»، عضو ارشد موسسه آمريكن اينترپرايز و نماينده سابق دولت بوش در سازمان ملل، ميگويد: «تحليلگران اطلاعاتياي كه من با آنها سروكار داشتهام، هميشه خواهان طرح مباحثي درباره جمعبنديهاي خود بودهاند اما يك فشار بالا به پايين وجود دارد تا ارزيابيها به نتيجه مشخصي برسد.»
تاثير سابقه اشتباهات اطلاعاتي عراق در سال 2007 كه جامعه اطلاعاتي امريكا به اين نتيجه رسيد كه ايران از سال 2003، كار بر روي برنامه تسليحاتي هستهاياش را كنار گذاشته، آشكار شد. در اواخر سال 2007، مايكل مك كاننل، مدير وقت اطلاعات ملي، ارزيابي تازه اين نهاد را كه حاصل اتفاق نظر شانزده سازمان اطلاعاتي دولتي است به كاخ سفيد برد تا به جرج دابليو بوش درباره يافتههاي تازه و تكاندهنده اطلاعات ملي گزارش دهد.
يك مقام سابق اطلاعاتي و دولتي امريكا ميگويد: در آن زمان، مقامات كاخ سفيد كه هنوز زير فشار انتقادهاي تجربه عراق، گرفتار بودند، دريافتند كه اگر اين يافتههاي تازه را اعلام نكنند، هدف توفان آتشيني از اعتراضات قرار خواهند گرفت. يك نسخه طبقهبندي شده از اين ارزيابي، به كميتههاي اطلاعاتي كنگره فرستاده شد تا نمايندگان آگاه شوند كه تحليلگران اطلاعاتي امريكا، به نتايج شديدا متفاوتي نسبت به آنچه دوسال قبل از آن درباره ايران فكر ميكردند، رسيدهاند. جمعبندي قبلي آنها اين بود كه برنامه تسليحات هستهاي ايران، همچنان جريان دارد.
به گفته مقامات رسمي سابق امريكا، اخبار اين تغيير و تحول، بيشك به رسانهها درز ميكرد و مقامات كاخ سفيد هراس داشتند كه دولت متهم به اعمال فشار به جامعه اطلاعاتي در موضوع ايران خواهد شد همانطور كه در موضوع عراق هم با اين انتقادات مواجه شده بود. مقامات كاخ سفيد همچنين نگران بودند كه آنها متهم به تخريب فرايند اطلاعاتي امريكا شوند، بنابراين آقاي مك كاننل را زير فشار گذاشتند تا جامعه اطلاعاتي، خود نسبت به نوشتن و انتشار خلاصه طبقهبندي شده اين گزارش اقدام نمايد.
برخي مقامات ارشد اطلاعاتي، كه عجولانه درصدد تدوين اين سند در يك تعطيلات آخر هفته بودند به انتشار يافتههاي خود اعتراض داشتند كه حاصلي دربر نداشت. به محض آنكه اين گزارش منتشر شد، غوغايي برپا شد. منتقدان محافظهكار، مقامات سيا را بهشدت مورد حمله قرار دادند و گفتند كه جامعه اطلاعاتي درصد اعمال نفوذ بر حوزه مباحث سياسي است تا با جلوگيري از جنگ با ايران، كاستيهاي خود در موضوع عراق را جبران كند. يكي از اين افراد، همان آقاي بولتون بود كه ارزيابي 2007 را «كاملا تحريف شده» توصيف كرد و از كنگره خواست تا درباره سياستزدگي اين ارزيابي، تحقيق كند.
بعدها، مقامات رسمي سيا و ديگر سازمانهاي اطلاعاتي، كه هنوز تحت تاثير اين حملات و پس لرزههاي گفتمان مسموم سياسي درباره نقش جامعه اطلاعاتي در زمينه عراق و ايران بودند، از انتشار نسخه 2010 اين ارزيابيها درباره برنامه هستهاي ايران، خودداري كردند. اين ارزيابي هم نتيجه گرفته بود كه هرچند ايران برخي پژوهشهاي پايه و مرتبط با تسليحات هستهاي را داشته است،
اما گمان نميرود كه عملا برنامه تسليحاتياي را كه در سال 2003 متوقف شده بود، دوباره آغاز كرده باشد. توماس فينگار، كه رياست شوراي اطلاعات ملي امريكا در زمان ارزيابيهاي 2007 را برعهده داشت، ميگويد: «درسآموزي از اشتباهات گذشته، امري است گريزناپذير و معني ندارد كه اين مسئله موجب نگراني شود.»
منبع: روزنامه نيويورك تايمز
| < قبلی | بعدی > |
|---|






