استراحت پس از ماراتن
| فرهنگ و هنر |
| رضوان اناري |سيروس مقدم بعد از ساخت سريال «چك برگشتي» در ماراتن نوروزي سيما، حالا به گفته خودش استراحت ميكند و روزنامه و فيلمنامه ميخواند. دفتر كار او پر از روزنامههاي مختلف روز است كه مقدم را در انتخاب سوژههاي بهروز اجتماعي كه با زندگي مردم آميخته شده ياري ميكند. اينروزها هرچند سيروس مقدم كار تازهاي ندارد، اما «پليس جوان» و «اغما» را روي آنتن آيفيلم دارد. او «اغما» را يكي از بهترين نمونههاي سريالهاي ماورايي ميداند و معتقد است كاري با آن شكل و قواره ديگر در موضوعات ماورايي ساخته نشده است.
درددلهاي اين كارگردان درباره «پليس جوان» نيز شنيدني است؛ سيروس مقدم معتقد است، سريالش در زمان پخش از شبكه سوم سيما، مهجور ماند. جرح و تعديلهاي زيادي به «پليس جوان» وارد شد و حتي تمامي بخشهاي مربوط به بيماري ايدز نيلوفر- با بازي ميترا حجار- از سريال حذف شد؛ تا حدي كه حذفيات يك سريال 26 قسمتي به 120 دقيقه رسيد. اما سيروس مقدم، فضاي اين روزهاي تلويزيون را بازتر و خط قرمزها را كمتر ميبيند:
مسائلي كه در «پليس جوان» خط قرمز بود، ديگر خط قرمز نيست و حتي جزو سياستهاي سازمان و نيروي انتظامي به شما ميرود. آن موقع ما اجازه نداشتيم واژه «ايدز» را به كار ببريم. هميشه از آن به عنوان يك بيماري مهلك و صعبالعلاج ياد ميكرديم. حتي يادم ميآيد كه به شوخي به آن ميگفتيم «اسمشو نبر». او معتقد است «تا ثريا» هم مثل «پليس جوان» گرفتار خط قرمزهايي شد كه ممكن است چند سال ديگر با همان شكل اصلي و بدون مميزي بازپخش شود. با اين حال سيروس مقدم از مميزي شدن سريالهايش در حجم بالا ناراحت نيست و ميگويد: ما فقط زنگ خطر را به صدا در ميآوريم؛ تا زماني كه مردم من را دلسرد نكنند به كارم ادامه خواهم داد.
مقدم درباره سريالهاي نمايش خانگي كه اين روزها آمارشان به سه سريال رسيده با تلخي و شيريني ياد ميكند و ادامه ميدهد: نمايش خانگي، خيلي جاها توي ذوق مردمي زد كه سريالها را ميخريدند؛ در جريان آن، يك سري پردهها دريده شدند و بخشي از اعتماد مردم ريزش كرد. نمايش خانگي به يك پشتوانه و برنامهريزي 5 ساله نياز داشت. او حتي پيشنهادهايي را براي حضور در نمايش خانگي رد كرده است، چون به قول خودش، ممكن بود نيمچه اعتمادي كه مردم در تلويزيون به سيروس مقدم دارند، در يك توليد اين مدلي با بدبيني و بياعتمادي مردم نسبت به او همراه شود. در ادامه بخشهايي از گفتوگوي مقدم را با ايسنا ميخوانيد:
تلويزيون يك سري رقيب خارجي مثل ماهوارهها و شبكههاي مختلف دارد؛ يك سري رقيب داخلي هم دارد كه با شبكههاي اصلي رقابت ميكنند. اين شبكهها شامل آي فيلم، نمايش و شما هستند. چنين شبكههايي چقدر ميتوانند مخاطب را هم از شبكههاي ماهوارهاي و هم از شبكههاي اصلي تلويزيون را به سمت خود بكشانند؟
فكر ميكنم جواب اين سوال، در خود سوال باشد. من هميشه گفتهام هرگاه كه شبكههاي ما توليدات خوب، موضوعات خوب و جذاب داشتهاند، به دلايل متعدد، انتخاب مردم بودهاند. درست است كه آيفيلم و شما، كارهاي نمايشي پخش ميكنند، اما فراموش نكنيم كه تكرار سريالهاي گذشته را دارند و مردم ما انتخابشان سريالي است كه در وهله اول براي بار اول ميخواهند با آنها ارتباط برقرار كنند؛ ديدن سريالهاي تكراري برايشان نوعي تجديد خاطره يا نديدن كارهايي كه زمان پخش از دست دادهاند است. چنين شبكههايي نميتوانند هر روز انتخاب اول آنها باشند، مگر اينكه شبكههاي پنجگانه ما توليدات خوبي كه بتواند مردم را پاي تلويزيون بنشاند و آنها را جذب كنند، نداشته باشند.
تجربهاي كه خود من داشتم اين بوده كه حتي در دورهاي كه شبكههاي ماهوارهاي سريالها و شوهاي پرطرفداري داشتهاند، به محض اينكه يك سريال داخلي خوب پخش شده، مردم كمكم جذب سريالهاي داخلي خوب شدند و اگر هم ميخواستند آنها را پيگيري كنند، تكرارش را ميديدند. دليل اين امر هم مشخص است:
ما فرهنگ مشترك و زبان مشتركي داريم. مناسبات مشترك زيادي وجود دارد كه مردم ما دوست دارند اين اشتراكات را ببينند تا چيزي كه با فرهنگ خودشان غريبه است. منتها اتفاقي كه به نظر من ميافتد اين است كه نوآوري در آنچه به عنوان سريالهايي كه شبكههاي ما درگيرش هستند و پخش ميكنند، قطرهاي و اپسيلون اپسيلون، متناسب با شرايطي اتفاق ميافتد كه زماني، شرايط بازتر ميشود و معدود سريالهاي بازتري ساخته ميشوند.
اما باز شرايط تغيير ميكند و سريالها عقبگرد ميكنند. اين مسير فراز و نشيب زيادي دارد. ولي به اعتقاد من، آي فيلم و شما ميتوانند شبكههاي خوبي باشند. خود من سريالهايي را كه در زمان پخش از دست دادم از طريق آي فيلم ميبينم و برايم دلچسب است. اما اگر همان ساعت و همان زمان يك سريال خوب داخلي كه براي نخستين بار پخش شود، انتخاب اولم ميشود. در نظرسنجياي كه ايسنا بعد از نوروز امسال با مخاطبان تلويزيون داشت، خيليها ميگفتند ترجيح دادهاند سريالهاي آي فيلم را ببيند. در آن زمانآي فيلم هر روز «همسران»، «پدرسالار» و «پاورچين» را به همراه چند سريال ديگر پخش ميكرد.
شايد اينطور باشد، اما همين مخاطب، «چك برگشتي» را دنبال كرد، چون به نظرش ميرسيد «چك برگشتي» هم ديدني است. ولي شايد سريالهاي شبكههاي ديگر ارضايش نكرده و در آن ساعت، سريالهاي قديمي خوب را ديده است. خود من اگر 20 سال ديگر هم «شب دهم» پخش شود، تكرار بار پنجم آن را هم ميبينم. اين نشان ميدهد شايد سريالهايي كه در عيد پخش شده نتوانسته آن جذابيتي را كه لازم است براي مخاطب داشته باشد تا مخاطب تكرار سريالهاي گذشته را ببيند.
مطمئن باشيد اگر در ماه رمضان چهار سريال خوب پخش شود، مثل سالي كه ما «اغما» را داشتيم، در كنارش «ميوه ممنوعه» بود و عطاران يك سريال طنز داشت، قطعا مردم ترجيح ميدهند سريالهاي روز را ببينند و ساعات ديگرشان را براي سريالهايي بگذارند كه بخواهند تكرارشان را ببينند. اما وقتي اين اتفاق نميافتد، حرف مردم و نظرسنجي شما نميتواند اشتباه باشد. ترجيح خود من هم اين است كه اگر سريال جذابي روي آنتن نباشد همچنان بروم و «پاورچين» را ببينم.
الان دو سريال از شما روي آنتن آي فيلم است؛ «اغما» و «پليس جوان»، اين سريالها را ديدهايد؟
بله، من خيلي اتفاقي يك اپيزود «اغما» را ديدم كه به نظرم رسيد نسبت به زمان خودش چقدر آوانگارد است. كما اينكه به اعتقاد من كار ماورايي با اين سر و شكل و به اين خوبي ديگر نداشتيم. «پليس جوان» را هم ديدم كه براي 12-10 سال پيش است. احساس ميكنم خيلي از چيزهايي كه زمان پخش «پليس جوان» خط قرمز محسوب ميشد، ديگر خط قرمز نيست.
آن زمان فشارهاي زيادي روي ما سازندهها و خود تلويزيون براي پخش بود، مميزيهاي زيادي داشت، اما الان وقتي بازپخش ميشود، ميبينم چقدر به روز است و بحث پليس اجتماعي، پليس فرهنگي، مادران خط نجات، سياستهاي روز نيروي انتظامي هستند كه در آن سريال مطرح شدند، به نظرم «پليس جوان» در آن زمان مهجور ماند ولي الان انگار اين سريال، امروز ساخته شده است.
واقعا به نظرتان مهجور ماند؟ الان كه بازپخش ميشود خيليها از آن به عنوان يك نوستالژي ياد ميكنند.
بله، اما مقدار زيادي از اين سريال به دليل همين تنگنظريها، محدوديتها و فشارها پخش نشد. در سريال «پليس جوان» براي نخستينبار داشت مطرح ميشد كه در جامعهاي كه زمينههاي جرم وجود دارد، هيچ آدمي در مصونيت به سر نميبرد و حتي ممكن است همسر يا نامزد يك پليس هم كه ميترا حجار نقشش را بازي كرد، در معرض خطر باشد و حتي ايدز بگيرد. من يادم است كه هرجا كلمه ايدز در سريال به كار رفته شده بود، آن را درآورديم و از آن به عنوان يك بيماري صعبالعلاج اسم برديم. ولي بعدتر ديدم كه ايدز يك چيز واقعي است كه بايد هشدار داد و آن را كشف كرد.
بعد از اين بود كه تلويزيون كمكم ميزگرد، جلسه و فيلم راجع به آن ساخت. يا مثلا اپيزودي داشتيم كه يك پليس خطاكاري كه اشتباه ميكرد در سريال داشتيم كه كل آن اپيزود در آن زمان حذف شد. اما الان خود نيروي انتظامي جزو سياستها و سفارشهايش است. حتي يك واحد به نام 197 دارد كه واحد شكايت از پليسهايي است كه اشتباه ميكنند، مردم ميتوانند زنگ بزنند و اشتباهات پليس را مطرح كنند.
اپيزود ما اپيزودي بود كه بازرس به ناگهان ميآيد تا از كلانتري بازديد كند، اما ناگهان متوجه ميشود كه بينظميهايي وجود دارد و پليسي هست كه احتمالا رشوه گرفته و تيم پليس اصلي ما يعني شهاب حسيني و فرهاد اصلاني، كشف ماجرا ميكرد و ما پليس خوب را هم نشان داديم. ولي آن موقع يادم است كه مميزي شد و اين قسمت درآمد. خيلي چيزهاي ديگر در آن سريال بود كه مميزي شد. اما اينكه ميگوييد بعد از 12-10 سال همين نسخهاي هم كه پخش شده، جزو نوستالژيهاي مردم است براي خود من هم جالب است.
خيلي از مردم هنوز هم اين سريال را ميبينند.
بله، اما در زمان پخش خودش اين سريال خيلي مهجور ماند و در واقع يكي از دلايل مهجور ماندنش اين است كه بعد از 12-10 سال، نخستينبار است كه ميبينم بازپخش ميشود. «پليس جوان» جزو سريالهايي بود كه حتي پخشش تكرار نشد. با وجود اينكه اكثر سريالهاي ما 2 يا 3 بار تكرار ميشدند، پخش «پليس جوان» هرگز تكرار نشد. سريال ديگري به اسم «بانوي ديگر» دارم كه آن هم تكرار نشد و احتمالا آيفيلم پخشش ميكند. اين سريال نوروز 85 پخش شد.
مميزيهاي «پليس جوان» زياد بود؟
بله، چيزي حدود 30-120 دقيقه از كار حذف شد. بخشهاي مريضي نيلوفر، بيماري او، دلايل بيمارياش و نقدهايي كه از سيستم پليس شده بود، دچار جرح و تعديل شد. من فكر ميكنم «تا ثريا» هم مثل «پليس جوان» شود و يكي دو سال آينده به اين نتيجه برسند كه خودشان پكيج كامل را بيرون بدهند.
| بعدی > |
|---|







