رسانه ملي با ساخت سريالهاي فاخر، فرهنگسازي كند
| فرهنگ و هنر |
ابوالفضل جليلي كارگردان سينما و تلويزيون در گفتوگو با هنرنيوز اظهار داشت: «به نظر من ساخت محموعههاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي فاخر براي كشور ما بهشدت لازم است و ما بايد در ساخت اينگونه آثار حتما كوشا باشيم. چرا كه همه كشورها تلاش ميكنند تا از طريق ساخت اينگونه آثار بتوانند فرهنگ، هويت وتمام داشتههاي خود را به جهانيان معرفي كنند.
من عيد به استان شيراز رفته بودم و از نزديك ديدم كه توريسم و گردشگر زيادي آمده بود تا نقاط ديدني اين شهر را بشناسد، از نزديك با حافظ شيرازي آشنا شوند و ارتباط برقرار كنند؛ اما متاسفانه خيلي از خوديها بودند كه فقط براي تفريح آمده بودند برايشان سعدي يا حافظ مهم نبود.
پس به نظرم بايد تلويزيون به عنوان يك رسانه ملي بتواند با ساخت سريالهاي فاخر درباره زندگي شاعران و اديبان مطرح كشور مان به نوعي دست به فرهنگسازي بزند و نسل جوان ما را با تاريخ و فرهنگ مان آشنا كند. زمانه عوض شده و نسل جوان ما به خيلي از تكنولوژيها دسترسي دارد
و اگر رسانههايي مثل تلويزيون يا سينما نتوانند با ساخت آثار فاخر و جذاب آنها را به طرف خودشان جذب كنند، واقعا باختهاند چون رسانههايي مثل شبكههاي اجتماعي، ماهواره و اينترنت با پخش آثار خود تلاش ميكنند مخاطبان ما را جذب آثار سطحي و مبتذل خود كنند و اگر هوشيار نباشيم نسل جوان و نوجوان ما تبديل به آدمهايي بيهويت ميشوند كه هدفشان فقط تقليد از غربيها خواهد بود.
متاسفانه ما در دورهاي زندگي ميكنيم كه حرفه ايها بيكارند و در عوض برخي از آدمهاي بيتجربه با استفاده از پول بيت المال عرصه تلويزيون را جايي براي آزمون و خطاي خود در امر سريالسازي تبديل كردند و همهچيز را به شوخي گرفتند. در صورتي كه اصلا از مخاطب و دغدغههاي او خبري ندارند وفقط به دليل مسائل مالي دست به ساخت آثار فاخر يا معاصر ميزند.
من در تعجبم كه چرا تلويزيوين واقعا از آدمي مثل استاد «بهرام بيضايي» براي ساخت مجموعه تلويزيوني يا فيلم سينمايي«شاهنامه فردوسي» يا از ناصر تقوايي براي ساخت سريال «ملاصدرا » دعوت نميكند. چرا نبايد افراد حرفهاي درباره شاعراني مثل سعدي يا حافظ سريال نسازند ودر عوض در خانه بنشينند و افراد كم تجربه سريالهايي سطحي و ضعيف بسازند كه حاصل آن قهر مخاطب با تلويزيون ورسانه تاثيرگذاري مثل سينما شود.
متاسفانه برخيها با ساخت آثار سطحي خود باعث ميشوند كه ديدگاها نسبت به سينما وتلويزيون خراب شود وبگويند كه سينما و تلويزيون رسانه هاي تاثيرگذاري نيستند. در صورتي كه در تمام دنيا از سينما به عنوان يك نوع كالاي فرهنگي صادراتي تاثيرگذار ياد ميكنند كه ميتواند هويت وفرهنگ را به ديگر كشورها صادر كند. من در همه جا گفتم كه برخي از مديران ما فقط به فكر انجام وظيفهاند ودوست ندارند كاري كنند كه ميزشان را تحويل دهند.
يعني در درجه اول تلاش ميكنند يك موقع سريالي ساخته نشود كه باعث شود موقعيت مديريتي آنها به خطربيفتد و ميزشان را از دست بدهند. در واقع ما عاشق كم داريم. اينكه كسي دلش به حال مخاطب بسوزد و به كيفيت آثار فكر كند كم داريم. همه فكر ميكنند وقتي قرار است اثري ساخته شود بايد انجام وظيفه كنند ومحكم به پست ومقام خودشان حتي با مميزي آثار بچسبند.
من زماني احساس كردم كه ميتوانم بهخاطر شهدا و كساني كه جانشان را براي انقلاب اسلامي فدا كردند سريالي بسازم. زيرا شهيدان دفاع مقدس جزو بهترينهاي اين سرزميناند و ما مدام بايد هميشه ياد آنها را گرامي بداريم و چون معتقدم كه گذشت بچهها در جنگ فراتر از واديهاي عرفان بود. اوج گذشت را در جبههها ميشد ديد بايد بخشهاي دفاع مقدس را كه زيباست به دنيا نشان دهيم. به همين دليل پيشنهاد ساخت يك سريال تلويزيوني را به يكي از شبكهها دادم.
اما متاسفانه آنقدر مرا اسير كاغذ بازي اداري كردند كه خسته شدم و ديگر نتوانستم سريال را بسازم. نسل جوان امروز ما تجربهاي از جنگ نداشته ما ميتوانيم با ساخت مجموعههاي تلويزيوني و معرفي شخصيتهاي مهمي چون سلمان فارسي، ابوذر، مالك اشتر آنها را با مردي و مردانگي و گذشت آشنا كنيم. چون معتقدم كه جوانان ما هيچ تصويري از اين افراد ندارند. حتي ما از جامعه معاصر خودمان هم نتوانستهايم الگوي خوبي به نسل جوان و نوجوان خودمان معرفي كنيم.
نسل جوان ما امروز شايد به دليل زماني اينگونه افراد را نپذيرند و بگويند مثلا فلان شخصيت متعلق به چندين دهه يا چند صد سال پيش است و الان نميتواند براي من در عصر ماهواره و اينترنت الگو باشد؛ اما ما وقتي شخصيتهايي چون صيادشيرازي، ستاري و اردستاني را داريم كه الگوي ملموستري براي جوانان ما خواهد بود چرا آنها را معرفي نكنيم وكوتاهي كنيم تا ماهواره فلان خواننده يا بازيگر خارجي كه اصلا زندگي ونوع ادبياتش با فرهنگ ودين ما همخواني ندارد را به عنوان الگو به جوانان ما معرفي كند.
در اينجا تلويزيون بايد به كمك فرهنگ بيايد و با ساخت فيلمها وسريالهاي فاخر به نسل جوان ما كمك كند و اما متاسفانه شاهد هستيم كه در اين خصوص كوتاهي ميشود و در بيشمار مجموعههاي تلويزيوني سطحي و شعاري ساخته ميشود كه مخاطب از همان ابتدا رغبتي به ديدنش ندارد و ترجيح ميدهد به ماهواره پناه ببرد و ما هم مدام فرياد ميزنيم كهاي واي مخاطب نداريم. درصورتي كه خودما ن باعث ميشويم مخاطب با تلويزيون يا سينمايمان قهر كند ودلزده شود.
چون به كيفيت نميانديشیم و ميخواهيم همهچيز را ماست مالي كنيم. مقولهاي مثل تحقيق و پژوهش در تلويزيون ما اصلا مهم نيست و كساني كه دراين زمينه حرفهاي هستند بيكارند و در مقابل بيشمارند افرادي كه بدون پشتوانه تحصيلي و علمي دست به ساخت آثار فاخري ميزنند كه هيچ شناختي از آن ندارند و بدون پشتوانه تحقيقي و پژوهشي شروع به ساخت اثرشان ميكنند و نتيجه كار هم مشخص است كه سريع شكست ميخوردند.
چون هدفشان فقط سرهمبندي و پر كرن آنتن است و به فكرمخاطب نيستند كه هميشه به دنبال جذابيت و تنوع است. در واقع با ساخت اينگونه آثار سطحي هيچوقت انديشه و تفكري در مخاطب شكل نميگيرد و هويتشناسي و فرهنگسازي هم صورت نخواهد گرفت».
| < قبلی | بعدی > |
|---|





