50 سكهاي كه كار دست مديريت هنرهاي تجسمي داد
| فرهنگ و هنر |
اين سخن به شكلي آگاهانه و با معني عنوان شد و به باور بسياري؛ اين كار، توپ را در زمين هنرمندان انداختن بود. اما پايان ماجرا اين جا هم نبود. در آيين پاياني جشنواره فجر؛ متني قرائت شد و در آن عنوان شد؛ كه هيچ يك از هنرمندان اين كشور؛ شايسته دريافت ۵۰ سكه بهار آزادي شناخته نشدند. به يقين شنيدن چنين جملاتي آن هم به شكلي تلويحي براي هنرمندان قابل پذيرش نبود.
حال حكايت وعده درشت مسئولان براي اعطاي ۵۰ سكه طلا و عدم پرداخت آن به بهانه عدم لياقت آنها از نظر داوران؛ به گلوله آتشي بدل شده بود و در دامن وزارت ارشاد افتاده بود. همان شب؛ چند هنرمند از پذيرفتن هديه هاشان سر باززدند و قصه بالاگرفت. در اين ميان داغ ۵۰ سكه بهار آزادي به عدم خريد اثر هنري از سوي دولت اضافه شد و ماجرا پر سر و صداتر شد. حال اينكه مقصر چه فرد يا افرادي بودند؛ بحثي جداست. اما همين نكته بهانهاي براي تغيير در رياست مركز هنرهاي تجسمي شد.
از سوي ديگر؛ در يك سال گذشته اتفاقات بسياري بر هنرهاي تجسمي كشور گذشته است. برگزاري دوسالانههاي هنري با فاصلهاي اندك؛ قول برگزاري دوسالانه تصويرگري پس از ۱۰ سال انتظار؛ و اضافه شدن ۲ جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان و كودكان در دوره اخير رياست مركز هنرهاي تجسمي، تا حدودي هنرمندان را به بهبود وضع هنرهاي تجسمي خوشبين كرده بود و به تعبيري؛ شايد زخم هنر ايران را اندكي التيام بخشيده بود.
از سوي ديگر در شرايطي كه يك سال از عمر دولت دهم باقي مانده و عملاً هر بار با تغيير دولت، رويكردي تازه به مديريتهاي كلان كشوري تزريق ميشود و مديران زيردست و بالادست؛ تغيير ميكنند؛ تغيير نابههنگام رئيس مركز هنرهاي تجسمي، هنر ايران را در ركود دوساله فرو ميبرد. در توضيح اين امر ميتوان گفت؛ كه هر مدير براي شناخت درست و درك كافي از شرايط خود؛ زماني معادل يك سال را سپري ميكند.
با توجه به تغيير نزديك به يقين رئيس مركز هنرهاي تجسمي، به عنوان يكي از پستهاي مهم مديريتي؛ و سير دوباره اين روند يعني سپري شدن دوباره يك سال براي شناخت كافي يك مدير؛ هنرهاي تجسمي را در يك ركود دو ساله فرو ميبرد.
سوال مهم اين جاست؛ كه در واقع؛ تغيير مديريت در مركز هنرهاي تجسمي؛ آن هم در شرايطي كه برنامه سال جاري بهطور تقريبي و با تقويم زماني نسبتا مشخص؛ معين شده؛ چه كسي بر اجراي تقويم مشخص زماني، شايستهتر از مدير قبلي است. نكته ديگر آن كه؛ چه زماني براي مدير تازه كافي خواهد بود تا بتواند بر سير امور مسلط شود؛ و نگذارد تا مديريت جديد؛ با عدم اشراف كافي بر امور خواسته يا ناخواسته، زخمي بر زخم هنرمندان تجسمي بيفزايد. موضوع اصلي اين جاست؛ كه در شرايط كنوني؛ و با توجه به برنامههاي مشخص شده؛ تغيير مديران تجسمي چه نفعي به حال هنرمندان و جامعه هنرهاي تجسمي دارد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







