کسی که نباید کار کند
| فرهنگ و هنر |
و به ساختمان چندين و چند طبقهاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در خيابان شهيد مطهري آمد نخست از سيد خواست معاون هنرياش باشد، ولي بعد به رياست فرهنگسراي ارسباران و عضويت در چند شورا منصوب شد، تا اينكه در انتخابات سال 84 رياستجمهوري، رئيس كميته تبليغات ستاد انتخابات محمود احمدينژاد شد، اما جاهايي گفته بود كه احتمال انتخاب اين شهردار تازه به سمت رسيده بعيد است.
در واقع اين سيدكارگردان سينما اگرچه دست در كار محمود داشت، اما دل با محمود نداشت و همين باعث شد كه پس از خروج اسم محمود از صندوقهاي راي و رئيسجمهور شدن او، خيلي جدي گرفته نشود و باز هم اسفنديار او را به ياري گرفت و با هم به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري رفتند.
اگر چه آنجا هم خيلي دوام نياورد و در ميانههاي راه دولت نهم، از اسفنديار دولت نهم عذر خواست و تقريبا تا پايان دولت رسما سمتي نداشت و امور مربوط به هيئت اسلامي هنرمندان را سروسامان ميداد و مثلا نشريهاي با عنوان آيينه هنر منتشر مي كردند كه تقريبا تمام حوزههاي هنر را به نقد ميكشيد و البته تلاش داشت كه رويكردهاي مورد نظر اين هيئت به هنر در جامعه اسلامي مان را نيز بيان كند. حالا اگر بدون پست با محمود و اسفنديار همكاري داشته، يا اينكه در كنار جواد شمقدري درقسمت مشاوران نهاد رياستجمهوري در اياب و ذهاب بوده يا نه، از نقاط مبهم عملكرد ساليان اخير اين كارگردان سينما و موسس هيئت اسلامي هنرمندان است.
سال 88 و با آمدن جواد شمقدري به معاونت سينمايي سيدعليرضا نيز با او راهي نظارت و ارزشيابي اين معاونت شد تا با همراهي جواد و بر اساس ادعاها و انتقادهاي بسياري كه به عملكرد معاون قبلي دولت نخست محمود احمدينژاد داشتند، سينماي ايران را از مشكلات بسيار نجات دهند. اتفاقي كه متاسفانه نه تنها منجر به رفع مشكلات نشد، بلكه آشوبهاي عجيب و غريبي به آنها افزود و كار به جايي رسيد كه محسن مومني، كه در روزهاي نخست فعاليتش قول همه گونه همكاري با ارشاد را داده بود،
از كارمندانش در سينماهاي حوزه هنري در سراسر كشور خواست كه تا او نگفته فيلمي را نمايش ندهند و تاكيد كند كه حداقل 15 فيلم از محصولات دوران فعاليت دوستان ارزشياش، ارزش اكران عمومي كه ندارند، هيچ، حتي براي خانوادهها و جامعه بسيار مضر هستند و سينماي ايران توقع همكاري 90 و اندي سالن متعلق به حوزه هنري را نداشته باشد.
او، جواد و احمد (میراعلایی)، در گيرودار اين موضوع بودند كه سيدعليرضا از قدرت سلبياش بهره گرفت و با صدور نامهاي به اداره كل هنرهاي نمايشي و انجمن سينماداران، با لحني شبيه به محسن مومني، رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، دستور داد اجراي نمايشهاي كمدي را متوقف كنند و تا او دستور نداده هيچ نمايشي به روي صحنه نرود. در واقع او توجه نكرده كه بيش از 10 گروه با حداقل 120 عضو را از كار بيكار كرده است، ولو اينكه برخي از اين سالنها متعلق به حوزه هنري باشند.
در واقع رئيس نظارت و ارزشيابي با اين ابلاغيه خواسته بخشي از درآمد سالنهاي سينماهاي حوزه هنري را معلق كند تا بلكه در اين گيرودار كار به جايي بكشد كه بتواند بگويد حالگيري كه كاري نداره. حالا تا پايان كار دولت يك سال و اندي باقي مانده و ان شاءالله خدا كمك كند تا عليرضا سجادپور و برو بچههاي همراهش لطف كنند و دست از تلاش شبانه روزي براي كار در سينماي ايران بردارند، چون بايد به ايشان يادآوري شود كه وزارت ارشاد وظيفه دارد:
1- بر امور محوله نظارت داشته باشد.
2 – براي فعاليتهاي و تلاشهاي خلاقه هنرمندان، در جهت تهيه و توليد آثار هنري حمايت كند. و در هيچ جاي آن اشارهاي به ورود به عرصه اجرا، آن هم تا مغز استخوان نشده است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





