بازيگري يعني فاتحه آينده را بخواني
| فرهنگ و هنر |
|بهناز شيرباني|اكبر عبدي دوستي با عبدالله اسكندري را يكي از شانسهاي زندگياش ميداند و ميگويد كه دستهاي او ميتواند از من يك جوان 25 ساله بسازد. از اكبر عبدي و نقشهاي ماندگار او در سينماي ايران ميتوان ساعتها حرف زد، از مردي كه در تمام اين سالها كار كرده و هنوز هم با عشق كار ميكند. اكبر عبدي امسال بار ديگر با دريافت سيمرغ بلورين بهترين نقش مكمل مرد خبرساز شد، هر چند كه به گفته خود او ديگر دريافت سيمرغ او را به وجد نميآورد.
حرفهاي جالب اكبر عبدي درباره خودش، سينما و ديگران
عبدي اين روزها از تصميم 20 ساله خود يعني كارگرداني حرف ميزند و آرزوهايي كه پس از بازنشستگي به آنها فكر ميكند. او امسال بهخاطر بازي در فيلم«خوابم ميآد» رضا عطاران موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل شد. عبدي در سال 1368 هم اين جايزه را بهخاطر فيلم«مادر» ساخته زندهياد علي حاتمي دريافت كرد. او براي فيلمهاي«هنرپيشه» و«جنگجوي پيروز» هم نامزد دريافت سيمرغ بهترين بازيگر مرد از جشنواره فيلم فجر بوده است. به همين بهانه خبرآنلاين با او به گفتوگو نشسته است كه در ادامه ميخوانيد.
كودك درونم هنوز زنده است
من به هيچوجه بيرون از صحنه(سن) تئاتر يا دوربين سينما بازي نميكنم و هميشه - حتي اگر به ضررم بوده - سعي كردهام به خودم نزديك باشم؛ چون كودك درونم هميشه زنده است و اجازه ندادهام كه بزرگ شود. اين كودك درونم پشتوانهاي ميشود كه در برخي لحظات خيلي راحت حرف بزنم، اما حرفي كه با دليل زده شود.
اگر يادتان باشد در اختتاميه جشنواره اگر از كساني حرف زدم با نام و دليل از آنها اسم بردم مثل اينكه گفتم اي كاش به استاد قريبيان براي فيلم آقاي كيميايي جايزه ميدادند، نه« بندر مهآلود» آقاي حسن هدايت. اگر از ارزش مادي جايزه حرف زدم به اين دليل بود كه براي بسياري جاي سوال بود كه اين جايزه چي هست؟
ارزش مادي و معنوي آن چيست؟ ارزش مادي آنكه به قول باباي ما چيزي نيست - البته اين را هم بگويم كه هنوز هم خودرو جشنواره را تحويل نگرفتهام و اميدوارم تحويل گرفتن آن به يكي – دو سال نرسد- ارزش معنوي سيمرغ همانطور كه گفتم در يك مقطعي از سن و زمان كاري يك بازيگرصد درصد اثر گذار است و باعث پيشرفت او ميشود، اما در سني كه من هستم چندان تاثيري ندارد.
دستهاي اسكندري از من جوان 25 ساله ساخت
من شانس آوردم كه دوستي مثل عبدالله اسكندري دارم. دستهاي او ميتواند از من 50 ساله يك جوان 25 ساله بسازد، و شايد به همين دليل تمامي نقشهاي من براي مردم جذاب و ماندگار بوده است.
حالمان بد نبود
اگر سالها قبل جايزه جشنواره را دريافت ميكردم، هيچ تغييري در روند كاري من اتفاق نميافتاد، اما در آن مقطع حالمان بد نبود. زماني كه من دو سال براي آقاي تقوايي در فيلم«اي ايران» كار كردم، از خانواده دور بودم و تمام اين مدت در ماسوله كار ميكردم. زمانهايي بود كه برف شديد ميآمد و با هليكوپتر براي ما نان و آذوقه ميآوردند.
مبلغ دستمزد من در فيلم تقوايي 195 هزار تومان بود؛ يعني قرار داد سال اول 100 هزار تومان بود و از آن 5 هزار تومان ماليات كم و 95 هزار تومان شد. سال دوم هم 100 هزار تومان قرار داد بستم، اما ديگر ماليات كم نشد همه ما براي اين فيلم از دل و جان مايه گذاشتيم ودر آن سال اين فيلم به كل از جشنواره كنار گذاشته شد.
«اجاره نشينها» نخستين فيلم حرفهاي سينمايي من بود آيا مستحق جايزه نبود؟ من بعد از«اجاره نشينها»10 ماه كار نكردم تا فيلم به جشنواره بيايد و راه من تغيير كند. همه اينها با مشورت عبدالله اسكندري بود. خب در نهايت«اجاره نشينها» هم خارج از مسابقه قرار گرفت. فيلمهاي «دلشدگان»،«اي ايران» و «آدم برفي» هم به همين ترتيب در خارج از مسابقه قرار گرفتند.
براي كمدي ارزش قائل نيستند
درطول اين سالها در جشنواره فيلم فجربه هيچوجه به ژانر كمدي جدي نگاه نشد. گويا كمدي به نظرشان هنر نيست. انگار براي كارگردان و نويسنده كمدي ارزش چنداني قائل نيستند، اما خوشبخانه امسال يك گوشه چشمي به طنز داشتند. مثلا چرا بايد«اخراجيها1» در بخش خارج از مسابقه باشد، مگر اين فيلم با استقبال مردم روبهرو نشد مگر پيام نداشت؟
بازيگري يعني فاتحه آينده را بخواني
بازيگري در ايران يعني اينكه بايد فاتحه آينده را بخواني. هرچقدر هم شروع درستي داشته باشي، در نهايت انتهاي مسير و آينده كاري يك بازيگر بسيار سياه و تلخ است. بنابر اين من از 20 سال پيش در فكر كارگرداني بودم و فكر كردم اگر قرار باشد روزي بازنشسته شوم، بهتر است بعد از آن كارگرداني را ادامه دهم.
اگر در طول اين سالها از هر كدام از اساتيد چيزي ياد گرفته باشم و آنها را صحيح پياده كنم، ميتوان گفت كاري انجام دادهام. آن وقتها با خودم فكر ميكردم بايد در مقطعي از سنم سراغ كارگرداني بروم كه ريش و سبيل سفيدي داشته باشم تا اگر به بازيگري گفتم يك بار ديگر پلان را تكرار ميكنيم به او برنخورد.
بنابراين با خودم قرار گذاشتم كه در 50 سالگي اين كار را انجام دهم، البته در 48-47سالگي كارگرداني تئاتر را انجام دادم اما تا بهحال براي سينما كاري انجام ندادهام. علاوه بر اين من 4 سال از سينما دور بودم و باز هم آقاي اسكندري به من مشاوره داد كه در آن زمان كاري را كارگرداني نكنم و اينطور استدلال كرد كه ممكن است عدهاي بگويند:
«در اين چهار سال به او بازي ندادند، خودش پول داد سناريو نوشتند و فيلم ساخت.» او به من پيشنهاد داد يكي- دو فيلم بازي كنم و بعد كارگرداني را شروع كنم. اما در اين مدت من آنقدر درگير كار شدم كه تا امروز فرصت اين كار را پيدا نكردم. اگركارگرداني تئاتر را انجام دادم، تنها به اين دليل بود كه صبح كار تصوير انجام ميدادم و شب به تئاتر ميرسيدم و برايش فرصت كافي داشتم.
قرار بود نخستين فيلم سينمایيام را قبل از عيد كليد بزنم
قرارمان اين بود كه قبل از عيد پيش توليد را شروع كنيم و براي 15 فروردين كليد بزنيم، اما همينطور كار پيش ميآيد، مثل اينكه بعد از سريال«جنگ بازي» نقشي در تازهترين كار علي توكل نيا كه حسن توكل نيا تهيهكنندگي آن را بر عهده دارد، به من پيشنهاد شده، عليرضا افخمي پيشنهاد بازي در يك كار ويژه ماه رمضان را به من داده است كه منوچهر هادي آن را كارگرداني ميكند و شايد در پاييز كارم را شروع كنم.
خودم هم بازي ميكنم
درهر دو فيلمنامهاي كه مد نظر من براي ساخت است، خودم بازي خواهم كرد. يكي ازاين فيلمنامهها اقتباسي از اثر«خانم دابت فاير» رابين ويليامز است، و من در آن نقش سه پيرزن مستخدم را بازي خواهم كرد. قصه ديگر فيلمنامهاي است بر اساس يك كمدي سياه يا كمدي شرايط. در اين كمدي هم نقش پسري 40 ساله را بازي ميكنم كه كمي عقبمانده هست، البته نه مثل فيلم«مادر». او سرايدار يك ويلا است و كمكم خاطر خواه دختر صاحب ويلا ميشود.
دست فيلمنامهنويس در طنز تلويزيوني بسته است
طنز اگر انتقاد نداشته باشد، به هيچ دردي نميخورد. فكر ميكنيد چرا«خندهبازار» ميان مردم جاي خودش را باز كرده است؟ بهخاطر اينكه كمي دستشان را باز گذاشتهاند. ما در تلويزيون فقط ميتوانيم خودمان را نقد كنيم، اگر مثلا اقشار ديگر را نقد كنيم، سريع واكنش نشان داده ميشود. سالها قبل ما يك طرحي به تلويزيون داديم كه در آن يك شخصيت پليس بود كه هر دعوايي را كه به كلانتري كشيده ميشد، همانجا حل ميكرد و اين دعواها ديگر به دادگاه كشيده نميشد و دادگاه آن منطقه عملا بيكار بود.
با اين طرح از طرف تلويزيون مخالفت كردند و گفتند كه پليس را نبايد اين طور نشان دهيد. اگر«خندهبازار»را با شوي «مستر بين» مقايسه كنيم، ميبينيم شوي«مستر بين» براي فرهنگ ما مناسب نيست و اگر هر دوي اين برنامهها از تلويزيون پخش شود، همه«خندهبازار» را ميبينند چون شوخيهايي در اين مجموعه انجام ميشود كه براي مردم آشنا است.
هنرمند راهش را پيدا ميكند
به نظر من هنرمند راهش را پيدا ميكند، ما از ابتدا با محدوديتهايي در سينما روبهرو بوديم اما با اين همه، كارمان را طوري انجام داديم كه مردم خنديدند و از ما راضي بودند.
تشكر از خانواده جانبازان
من يك تشكر و قدرداني بايد از خانواده جانبازان انجام دهم؛ چرا كه صبرو شكيبايي آنها قابل تحسين است. خود من از خانواده شهدا هستم و ميدانم داشتن يك جانباز درخانه چقدرصبوري اطرافيان را ميطلبد، شما فكر كنيد در يك خانه يك فرد سرما ميخورد و بقيه اعضاي خانواده مجبورند، چند روز پشت سر هم سوپ بخورند و حالا در نظر بگيريد كه خانوادهاي يك عزيز جانباز در خانه دارد و چقدر صبوري اطرافيان در تسكين حال او موثر است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




