غرور ملي همراه موسيقي حماسه ميآفريند
| فرهنگ و هنر |
سه دهه از خوانش سرودي به ياد ماندني ميگذرد. سرودي كه زبانزد و ورد زبان همه مردم است. خوانندهاش هنوز براي خواندن آن به خود ميبالد. سرود «اي ايران، اي مرز پرگهر» و« امريكا امريكا ننگ به نيرنگ تو» از جمله سرودههاي قرهباغي است كه ياور تمامي ايرانيها در دوران حماسه، جنگ، خوشحالي و ناراحتي بوده است. او در ادامه مسير زندگي خود كه ژن انقلابي نهفته است.«سرود نفرين براي آزادي» را در ادامه سرود« امريكا ننگ به نيرنگ تو» خوانده است.قرهباغي درباره خودش ميگويد: من هم مثل هر مخلوق نه از آسمان آمدم نه از كرهاي ديگر.
| شادي کابياني|
گفتوگوي«ملت ما» با اسفنديار قرهباغي خواننده سرود«امريكا ننگ به نيرنگ تو»، به بهانه تجليل اركستر سمفونيك تهران
من سال ۱۳۲۲ به عنوان يك طفل ايراني در سردترين ماه زمستان بهمنماه دركوچه قرهباغيها در پشت ساختمان شهرداري، ساعت ۱۰ شب به دنيا آمدم. پدرم«سالار قليخان» از ادبا و طنزپردازان بنام شهر تبريز بود كه سال ۱۳۴۸ ديده از جهان فرو بست. مادر بزرگم نبات خانم همسر«ستارخان» بود كه نوادههايشان بيوك خانم و كوچك خانم و آقا يدالله سرهنگ ارتش بود. دوران ابتدايي را در مدرسه پرورش در خيابان تربيت تمام كردم.
مدت زماني را در تهران بوديم ، سال ۱۳۳۸ مجددا به تبريز آمديم و من وارد هنرستان موسيقي شدم و درسال ۴۳ به دنبال كار اپرا رفتم و سال ۴۷ سرپــرستي گروه اپراي تالار رودكي(تالار وحدت) را داشتم، همزمان با اين كار سُليست هم بودم، خوانندگي ميكردم ضمن همكاري با اداره فرهنگ و هنر در راديو نيز فعاليت داشتم. درسال۱۳۵۰ سرود ايران را با آهنگي از زندهياد روحالله خالقي و شعر دكترحسين گل گلاب خواندم كه قبلا شادروان بنان اجرا كرده بود.
آموزش هنرجويان را در زمينه سلفژ و صداسازي و تعليم خوانندگي را نيز از همان زمان شروع كردم كه تا امروز ادامه دارد و اعتقار دارم كه آموزش هنرموسيقي بايد علمي باشد نه ديمي.قرار است اركستر سمفونيك تهران به رهبري«نادر مرتضيپور» شامگاه 18 اسفندماه با انگيزه تجليل از اسفنديار قرهباغي در تالار وحدت روي صحنه برود. او در اين كنسرت سه قطعه كه يك قطعه آن براي نخستين بار و با عنوان بيداري اسلامي است ، اجرا ميكند. گفتوگوي«ملت ما» با اسفنديار قرهباغي از نظرتان ميگذرد.
بيشتر اجراهاي شما حماسي و رزمي است. چرا به سراغ اين نوع موسيقي رفتيد؟
در تقسيمبندي صداها، صداها به دو دسته ليريك و دراماتيك تقسيم ميشوند. صداهاي ليريك صداهاي نازك مردانه است و براي خواندن رديف و مقامات ايراني و موسيقي سنتي به كار ميرود و اگر اين نوع صداها بخواهند يك سرود رزمي بخوانند به هيچ عنوان آن صلابت و زيبايي حماسي را نميتوانند در شنونده ايجاد كنند و كل صداهايي كه در دنيا براي سرودهاي رزمي به كار ميروند از صداهاي قرص و محكم مانند دراماتيك هستند. من خواننده اپرا بودم و تحصيلاتم در اين زمينه است و به طبع براي سرودهاي رزمي اين نوع صدا جلب توجه ميكند اگر نظر شخصيام را جويا شويد؛ بايد بدانيد كه من از خانوادهاي انقلابي و از نوادگان ستارخان هستم و به طبع انقلابي بودن در ژن و خون من هست.
بهويژه اينكه آن شخص آذربايجاني هم باشد. ممكن است كه فارس زبانان به اين مسئله ايراد بگيرند كه ما از خودمان تعريف ميكنيم ولي تاريخ را نميتوان كتمان كرد كه آذربايجان هميشه فخرش به غيوري و سپر بلاشدن در مقابل دشمن قيد شده است. عرق ملي و صدا هر دو با هم حماسه مــيسرايند. بهخاطر همين حس و حال بود كه حدود ۸۴۷ ترانه ملي در زمان جنگ تحميلي خواندم. البته اوايل انقلاب رويه ثابتي نسبت به موسيقي وجود نداشت. عدهاي به استوديو ضبط ما حمله ميكردند و از طرف ديگر مسئولان بالاتر، از ما انتظار تحويل كارهاي سفارش شده را داشتند.
فتوايي كه آن سالها شخصا از امام خميني(ره) گرفتم و همه جا ابلاغ كردم اين بود كه فرمودند؛ موسيقي در راه خلق و انقلاب كراهتي ندارد كه البته صدور اين فتوا در آن برهه كار شجاعانهاي بود. من بار موسيقي حماسي و ملي را به دوش كشيدم. كار رزمي و ميهني كردم، آنچه كه من كردم مثل اسلحه بزرگي بود عليه بيگانگان. تمام هشت سال دوران جنگ ايران و عراق با صداي من و ۸۰۰ ترانه حماسي و ميهنيام گذشت.
چرا تبريز و زادگاهتان را به تمامي امكانات در تهران ترجيح داديد و آموزشگاه موسيقي حرفهاي تاسيس كرديد؟آيا اين نوع انتخاب نشأت گرفته از اين روحيه انقلابي تعلقي است كه داريد؟
در دنياي فعلي، فاصلهها چيزي را تغيير نميدهند و من اگر محل زندگيام در تبريز است دور از هرمزگان يا تهران و اصفهان نيستم، چراكه در كمتر از يك ساعت ميتوان اين فاصلهها را پر كرد. من كارهاي زيادي را در اين مدت كه حدود دو سال و نيم است انجام دادم. از نظر آسودگي، راحتي و استفاده از هواي پاك زندگی در شهرستانها براي سلامتی انسان مفيدتر است تا شهرهايي همانند تهران. من در تبريز دور از دنياي موسيقي نيستم چراكه به تربيت شاگرداني كه از مسافتهاي طولاني ميآيند ميپردازم.
هنوز به تربيت شاگرد ميپردازيد؟
بله، من كار و زندگيام موسيقي و آهنگسازي است. آهنگسازي من هيچوقت در زمينه پاپ و راك نبوده و نيست.
وقتي به مرور آثار شما ميپردازيم دو اثر شما«سمفوني خليجفارس» و« سمفوني ارس» بسيار زبانزد است. از سرايش اين دو سمفوني بگوييد؟
سمفوني« ارس» را به سفارش منطقه آزاد ارس نوشتم كه به زبان فارسي و آذري با گروه و 2 خواننده ضبط كردم. پس از آن سفارشي از استان هرمزگان براي «خليجفارس» داشتم كه سرود را در بندرعباس به صورت زنده و با حضور مسئولان اجرا كردم. در اين سرود نشانههايي از سازهاي آن منطقه هويدا است. خواندن اين سرود در مقابل ياوهگوييهايی كه از كشورهاي ديگر در مقابل خليج فارس(خليج...) است كار زيبايي بود.به تازگي هم در تبريز كاري را انجام دادهام به عنوان «نفرين برتو اي آزادي».
آيا اين سرود را به نوعي ميتوان ادامهدهنده سرود«امريكا، امريكا ننگ به نيرنگ تو» دانست؟
منظور ما از آزادي، مجسمه آزادي است كه در نيويورك امريكا واقع است. اشعار اين را بازگو ميكند كه در كشورهايي همانند ايران، خون جوانانمان پاشيده ميشود روي زمين ولي تو اي مجسمه آزادي ايستادهاي و لبخند ميزني. من فكر ميكنم وقتي اين سرود پخش شود همانند سرود امريكا، امريكا جلوه خواهد كرد.
داستان سرايش اين سرود چه بود؟
اين كاري بود كه 2 نفر از دوستان من انجام دادند و از من خواستند كه با آنها همكاري كنم و اجازه بدهيد تا سرود پخش نشده است درباره آن صحبت نكنم.
آيا قرار است كه اين سرود به صورت سي دي پخش شود؟
اين را نميدانم. ولي اين سرودها شخصي نيستند. اين سرود را ارگانها و نهادهاي مختلفی همچون صداو سيما و وزارت ارشاد که جزو مسئوليت آنها است اين كار را انجام دادند.
يكي از معروفترين اجراهاي شما، سرود ضد امپرياليستي،« امريكا، ننگ به نيرنگ تو»بود. چه شد كه چنين سرودي را خوانديد و داستان سرايش آن چگونه بود؟
بازهم درد وطن بود و خون جوانان بيگناه اين مرز و بوم. سال ۶۰ بود كه در راديو بوديم و تيمهايي داشتيم از شعرا، تنظيمكننده، گروه صدا و... يك شب تهران شب سختي داشت. هر روز بمباران هوايي بود. بيشتر سرودهاي ما زير همين بمباران اجرا ميشد. آقاي حميد سبزواري آمد و گفت شعري در نكوهش اعمال امريكا نوشتهام. همان شب بچههاي گروه، زيربمبارانهاي پياپي كه نزديك هفت موشك به تهران زده شد، شروع كردند به كارهاي اوليه براي اجراي چنين سرودي.
احمدعلي راغب ملودي ساخت و سيد محمد مير زماني آهنگ را تنظيم كرد. درعرض ۴۸ ساعت اين سرود خوانده شد و در همه رسانهها پخش شد. به هرحال آن دوره درعرض يكسال ۱۰۳ توليد سرود ملي - ميهني داشتیم.
جوانان و نوجواناني كه بعد از سه دهه از خوانش اين سرود، اين سرود را ميشوند با توجه به اينكه هيچ تصور ذهني از اوضاع اجتماعي و سياسي آن دوران ندارند، فكر ميكنيد آيا با شنيدن اين سرود ميتوانند موقعيت آن زمان را براي خود تصويرسازي كنند؟
چيزهايي در دنيا هستند كه نياز به يادآوري دوران گذشته نيست و جوان امروزي اگر نه همه جاي دنيا و فقط منطقه خود ما را در نظر بگيرید دست زورگو و پاي خائن امريكا را در منطقه لمس ميكند در عراق، پاكستان، افغانستان نمونههاي حضور و تجاوز امريكا زياد است. جوانان با شنيدن اخبار راديو هم ميتوانند به زورگويي امريكا پي ببرند.آيا شما تا به حال ديدهايد كه ايران لشكر بكشد و كنار امريكا بايستد ولي آنها اين كار را براي ما كردهاند و در حال حاضر ناو آنها در خليجفارس وجود دارد و كسي نميپرسد كه ناو شما در سرزمين ما چه ميكند. اينها مشخص است اما زورگوها هميشه قيافه حق به جانب به خود ميگيرند.
بعد از گذشتن سه دهه از خوانش اين سرود، حس شما بعد از گذشت اين مدت در بازخواني آن چگونه است؟
اين ترانه حدود يكسال ونيم پيش در صداوسيما بازخواني شد چراكه نوارهاي گذشته به نوعي فرسوده شده بود. من هنوز معتقدم به كلماتي كه در اين سرود گفته شده است. حميد سبزواري اشعار اين سرود را در نهايت ادب و زيبايي به عنوان زشتترین حرفها به دولت امريكا زده است و تمام اين كلمات بعد از گذشت سي سال هنوز معني ميدهد. من ميبالم به اينكه اين سرود آن زمان گفته شد و هنوز سر زبانهاست و من فكر ميكنم ايرانيای نباشد كه بگويد من آن را نشنيدهام همانند سرود«اي ايران».
رابطه موسيقي و سياست را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
رابطه سياست را بايد از كسي كه در اين مورد صاحبنظر است پرسيد و من به عنوان خواننده و آهنگساز سواد سياسي ندارم كه در اين مورد حرف بزنم.
بگذاريد سوالم را طوري ديگر مطرح كنم آيا موسيقي ميتواند در كنار سياست باشد؟
تمام ابزار موجود در يك جامعه ميتواند در خدمت جامعه باشد آيا به عنوان نمونه در سياست اتومبيل نقش دارد يا نه؟اين مسائل ابزارند ولي سياستمدار نيست. موسيقي و خواننده هم سياستمدار نيست، ولي وسيلهاي است كه ميتواند در خدمت سياست قرار بگيرد.
چه سبك موسيقي لحظات تنهايي شما را پر ميكند؟
معمولا«اپرا» گوش ميكنم. درد و غمم كم ميشود و صحنههايـي از خاطرات عزيزانم و زیباییهای آنها زنده ميشود.
فعاليت اركستر سمفونيك تهران را چهطور ارزیابی میکنید و در برنامه روز 18 اسفندماه آيا شما قطعهاي را همراه با اركستر اجرا خواهيد كرد؟
من سه قطعه با اركستر سمفونيك خواهم خواند. سرود اي ايران، سرود پيروزي و كار جديدم که در باره بيداري اسلامي است و نخستين بار است كه سرودي با عنوان بيداري اسلامي با صداي من اجرا خواهد شد.بدعتگذار اركستر سمفونيك، زندهياد مرتضي حنانه بوده است و از آن زمان تاكنون با هنرنمايي افرادي چون فرهاد مشكات، زندهياد سنگري، زندهياد فريدون ناصري و نادر مرتضي پور با ارايه طرحهايي به فعاليت پرداخته است.
در اين مدت انجمن موسيقي، مركز موسيقي و... به وجود آمده است مشكلاتي بر سرراه فعاليت اين اركستر بوده و حضور افرادي كه اكنون نيستند و حضور جوانان پرشور و فارغالتحصيل موسيقي، با تمام اين فراز و نشيبها راه خود را ادامه داده است.
وجود اين اركستر با توجه به تعداد محدود اركستر در كشور ما حفظ آبرويي است براي كشور ما. اين اركستر از آغاز فعاليت خود تا امروز در تمام مراسمها، اعياد، جبهه و خارج از كشور... حضوري فعال براي شناساندن فرهنگ ايران داشته است و ما بايد حامي اين اركستر و اين نوع موسيقي باشيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




