ضرورت بازسازي اساسي اداره كل هنرهاي نمايشي
| فرهنگ و هنر |
|بهروز پايدار|بخش قابل توجهي از مشكلات عرصه تئاتر به دليل شرايطي است كه اداره كل هنرهاي نمايشي، بهويژه در چند ماه اخير دچار شده است. اگر چه دشتگلي، براي گذار اداره كل هنرهاي نمايشي از فضاي ملتهب نيمه نخست سال گذشته و نيز فراهم كردن فضا براي برگزاري سي امين جشنواره تئاتر فجر، از معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حكم سرپرستي گرفت، اما با التهابهايي كه از آن موقع تا آخرين روزهاي سال 90 به وجود آمد نه تنها نتوانست اين مسئوليت را به خوبي انجام دهد، بلكه در دوره كوتاه سرپرستي وي، مشكلاتي ديگر به عرصه تئاتر افزوده شد.
آنچه متولي جديد تئاتر كشور بايد بداند
براي تبيين بيشتر وضع اداره كل متولي تئاتر كشور و آگاهي بيشتر مديركل جديد، بايد به مواردي اشاره شود، از جمله اينكه:
شوراي حمايت و رعايت عدالت
در سال گذشته موضوع شوراي حمايت به عنوان يكي از مهمترين دغدغهها و نگرانيهاي خانوده تئاتر مطرح شد. بنابراين مديركل جديد بايد:
الف- كساني كه توسط اين شورا حمايت شدهاند و مبالغي كه به اين هنرمندان پرداخت شده اعلام كند. به اين ترتيب در وهله نخست، با توجه و دقت در آثار حمايت شده، نوع رويكرد اين شورا را درمي يابند؛ و ديگر اينكه، احتمالا، كساني كه در سال گذشته از يارانه دولتي برخوردار شدهاند، در سال جاري اين امكان را به ديگران ميدهند و به اين ترتيب عدالت، درباره برخورداري از يارانه دولتي، توسط خود هنرمندان رعايت ميشود و در پي اين اتفاق، يكي از مهمترين دغدغههاي مديركل مرتفع يا اينكه به حداقل، كاهش مييابد.
تالارهاي بدون مدير در وانفساي كمبود مكان اجرا
تالار هنر با استعفاي شهرام كرمي كه مشغله كاري را عامل كنارهگيري مطرح كرد و با فضاسازيهاي التهاببرانگيزي كه برخي رسانهها به آن دامن زدند از مديريت اين تالار كنارهگيري كرد و به اين ترتيب تنها مركز تخصصي اجراي نمايشهاي مخصوص كودكان و نوجوانان را ماهها بدون مدير گذاشت و از جمله تبعات اين نوع اقدامات اين شد كه با وجود آمادگي دهها گروه نمايشي تا پايان فرروردينماه هيچ نمايشي به روي صحنه نرفت و حداقل ضرر اين نقصان بيكار ماندن چند گروه و از دست رفتن تماشاگراني است كه به تدريج ديدن تئاتر برايشان تبديل به يك رويه شده بود.
تماشاخانه سنگلج نيز از زمان ارتقاي اتابك نادري به مديريت امور استانهاي اين اداره كل، در زمان حسين مسافر آستانه، مديركل مستعفي به سرپرست سپرده شده و اين وضع همچنان ادامه دارد. اگرچه رسيدگي به تالار وحدت برعهده بنياد رودكي گذاشته شده، اما به دليل اهميت اين تالار براي گروههاي نمايشي، به نظر ميرسد مديركل هنرهاي نمايشي بايد در اين مورد نيز خواستار تسريع در مشخص شدن مدير تالار شود.
اداره تئاتر به عنان يكي از مهمترين مراكز تامين شرايط تمرين گروههاي تئاتري نيز از ديگر مواردي است كه بايد با تمهيدات مديركل جديد به سامان برسد و اگرچه در گيروگرفتهاي اداري متوقف مانده، اما بايد با اتخاذ تدابير مناسب امكان گشايش اين مركز نيز فراهم شود. در همين مورد و در حالي كه معضلات تالارهاي نمايشي مطرح ميشود بايد به وضع نامشخص همكاري تالار مولوي با گروههاي حرفهاي نيز پرداخته شود.
بنا به اعلام مسئولان آن تالار، مسئولان اداره كل هنرهاي نمايشي نتوانستهاند به تعهدات خود عمل كنند و به اين ترتيب تالار مولوي از گردونه اجراي نمايشهاي حرفهاي خارج شده است. سرپرست اداره كل در آستانه جشنواره با ادبياتي شبيه به خواهش و تمنا از مسئولان دانشگاه تهران درخواست كرد تا فرصتي به ايشان بدهند تا مطالبات شان پرداخت شود؛ اما به هر دليل نتوانست اين مشكل را حل كند.
با اين شرايط به نظر ميرسد در وانفساي كمبود تالارهاي نمايشي، مديركل جديد، بايد بر خلاف مديران قبلي كه متاسفانه نتوانستند مشكل همكاري دانشگاه تهران با گروههاي تئاتري را حل كنند، با تامين اعتبارات لازم و پرداخت مطالبات مالي تالار مولوي و هر گونه مذاکره و اتخاذ روشهايي كه منجر به همكاري پايدار و بلندمدت شود بار ديگر اين تالار را نيز به داشتههاي تئاتر كشور بيفزايند. بهويژه كه او در كارنامه فعاليتش، سابقه همكاري با جهاد دانشگاهي را هم دارد.
اين اوضاع در حالي است كه تجربه نشان ميدهد كه در طول سه دهه گذشته بعضا مديران توانمند و قابل اعتمادي كه امتحان خود را به خوبي پس دادهاند، تربيت شدهاند كه امكان به كارگيري مجدد ايشان وجود دارد؛ به عنوان نمونه مهدي مكاري يكي از موفقترين مديران تالارهاي نمايشي بوده و علاوه بر دوران بسيار پررونقي كه تالار مولوي در زمان مسئوليت او داشته،
حالا كه چند صباحي از رفتنش ميگذرد و هنوز اولياي امور نتوانستهاند اوضاع آن تالار را به سامان برسانند، سختيهاي بسيار كار كردن در اين تالار و شيوه مديريت او، كه موجب شد اولا اين تالار حتي يك روز خالي از اجرا نماند و ثانيا، با برنامهريزي مناسب همزمان چندين نمايش را به روي صحنه ببرد، بيشتر نمود پيدا ميكند.
دو وچند شغلهها
متاسفانه در اداره كل هنرهاي نمايشي برخي به دليل اشتغال در چندين مركز و اداره و سازمان و... يكي از دهها دغدغهشان، امور اداره كل هنرهاي نمايشي است. در واقع بديهي است كه تصدي مسئوليتهاي متعدد، دغدغههاي متعدد به وجود ميآورد و ذهن اشغال به هيچوجه نميتواند متمركز بماند و در نتيجه آنچه متضرر ميشود نخست تئاتر است و سپس اين افراد. بنابراين اگر اين افراد براي خودشان دل نميسوزانند، حداقل مديركل هنرهاي نمايشي براي تئاتر دلسوزي كند و اين اشتغالهاي مشغلهزا و مخرب را به سامان مناسب برساند.
موخره
بر اساس و با اشاره به برخي از مواردي كه متاسفانه در زمان تصدي سرپرست قبلي نه تنها حل نشد، بلكه با روش ايشان به برخي از آنها دامن زده شد، اداره كل هنرهاي نمايشي بهطور غيرقابل كتماني، شرايط نامناسبي دارد و مهمترين آسيب ناشي از اين شرايط از بين رفتن اعتماد هنرمندان به اين مجموعه است. بنابراين تا بيش از اين دير نشده بايد كاري كرد كه جلوي ضرر بيشتر گرفته شود، بعد از اين توفيق شايد بتوان به ساماندهي باقي امور اميد داشت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







