نمايشگاهي با پشتوانه تئوريك
| فرهنگ و هنر |
در اين نشست هليا دارابي با بيان اينكه اين روزها درباره بسياري از مسائل تعريف مشخصي وجود ندارد و هر آنچه گريزي است از تضادهاي دوگانه ميتواند بيابيني باشد در ادامه توضيحات حميد سوري از تاريخ مطرح شدن اين موضوع در غرب گفت: «اين مهم بعد از روشنگري در تاريخ اروپا شكل ميگيرد و زمينه ساز كار بقيه مدرنيتهها ميشود و به عدم تجانس در درون اثر هنري ميپردازد. به اينكه ذات هنر به ثبات تن نميدهد و هويتهاي مختلف را درون خود جاي داده و در ادامه مطرح شدن اين موضوع در غرب مقوله برداشتها و خوانشهاي مختلف از امر واحد در متنهاي مختلف است كه بينابينيت را شكل ميدهد».
كامبيز موسوي اقدام نيز در ادامه ابتدا با شاره به اينكه گالري ماه مهر و حميد سوري با برپايي چنين نمايشگاهي كه پشتوانه تئوريك دارد كار بسيار مهمي در زمينه هنرهاي تجسمي صورت دادهاند گفت: «من وقتي نمايشگاه را با اين عنوان ديدم در ابتدا دنبال اين گشتم كه ببينم اين اصطلاح از كجا آمده و يك تعريف محدودي در حيطه ادبيات با اين عنوان پيدا كردم كه در واقع در ادبيات با عنوان بين فضايي از آن ياد ميشود و در دهه 90 هم ظاهر ميشود و بيشتر هم به آثاري اطلاق ميشد كه در هيچ كاتاگوري قرار نميگرفتند. بعد همين طور كه آقاي سوري گفتند اين جريان 50 سال پيش و در اواخر دهه 60 در غرب مطرح ميشود.
مثلا در 1979 در مقالهاي ميآيد كه در طول 10 سال گذشته چيزهاي تعجب آوري مجسمه خوانده شدند كه نميدانيم چطور بايد آنها را مجسمه بناميم. مثلا آيينههايي كه در اتاقهاي معمولي با زاويههاي غير معمول گذاشته شدند و عنوان مجسمه بر آنها نهاده شد، مفهوم مجسمه را زير سوال ميبرد و متحول ميكند. حالا بحث پرفورمنس و هنرمنداني چون جوزف بويز را كه در آن مقاله و مقالههاي ديگر در اين زمينه به آنها اشاره ميشود را كنار ميگذاريم. اين جريان قدمت طولاني در غرب داد. از اين نظر نمايشگاه اگر زودتر اتفاق ميافتاد شايد درستتر ميبود هرچند ممكن بود كارهاي كمتري را در خود جاي ميداد».
سوري در ادامه بحث اما با تاييد بخشي از سخنان موسوي مقدم گفت: «از يك منظر شايد برپايي نمايشگاه دير به نظر برسد اما از يك منظر هم اصلا دير نيست. در غرب 50 سال است اين مسئله مطرح است اما مسئله كاملا حل شده نيست. از دهه 60 مورد ترديد قرار گرفته است و انديشمندي حتي مقالهاي مينويسد كه مثلا ميگويد اصلا رسانههاي ديداري محلي از اعراب ندارند. رسانهاي كه صرفا ديداري باشد وجود ندارد چون ديدن صرفا يك امر ديداري نيست و حتي نقاشيهاي انتزاعي مدرنيستي كه ميخواستند به صورت ناب بصري باشند، بصري نيستند آن را هم در يك تئوري ميخوانيم.
پس همان هم با كلام سرو كار دارد. اما نكته مهمتر اينكه نمايشگاههايي مثل هنر مفهومي 10 سال پيش آغاز شد اما در سال اخير در حراجيهاست كه ميگويند دوره بازگشت به نقاشي است. 10 سال پيش خودم هم شايد ميگفتم دوره نقاشي تمام شد اما حالا ميبينم دوره بازگشت به نقاشي آغاز شده است. از اين جهت مطمئنا اگر چنين نمايشگاهي چندين سال پيش برگزار ميشد بهتر بود اما لزومش را هنوز هم احساس ميكنم و برايم صرفا يك دغدغه تاريخ هنري و ذهني نيست بلكه نياز به چنين بحثهايي در جامعه هنري امروزمان را ميبينم».
سوري در بخش ديگري از نشست با اشاره به اينكه ما بايد اول ببينيم چه چيزي را نرم ميدانيم كه بتوانيم بينابينيت را تعريف كنيم در عين حال درباره تعريف اين واژه و مرزهايش آن را غير قابل مرزبندي دانست و گفت: «با هر تعريفي از نرم و افراط، بينابينيت تغيير ميكند و امري دلخواه ميشود و هر چيزي را ميتواني بينابيني بدانيم چون بالاخره يك افراطي بالاي سر آن هست. مثلا يك اثري را نرم نقاشي بدانيد هم يك اثر ديگري پيدا ميشود كه افراطيتر نقاشي خالص باشد و شما آن يكي را بينابيني بدانيد و مثلا رد طراحي را در آن پيدا كنيد».
او از همين منظر انتخاب آثار اين نمايشگاه را سهل و ممتنع خواند و گفت: «از اين جهت هنرمنداني را انتخاب كردم كه با نوسانهاي مختلفي بينابيني هستند. بهطور مثال هنرمند نقاشي مثل مسلميان آثارش به عنوان نقاشي مطرح است و او هم خودش را نقاش ميداند اما دقت روي اثراو ما را متوجه بينابينيت زيادي در آثارش ميكند. مثل اينكه بين نقاشي و طراحي در نوسان است.
بين انتزاع و فيگور در نوسان است. ما ميدانيم فيگور انرژي زيادي را ميگيرد و بخش كوچكي از يك اثر هم فيگور باشد آن اثر را فيگوراتيو ميكند اما انتزاع در آثار وي را اصلا نميتوان ناديده گرفت. يا بحثي كه هميشه من و ايشان درباره آثارشان داشتيم اين بود كه من معتقدم آثارش پست مدرنيستي و خودشان ميگويند مدرنيستي است.
يا در كارآقاي صحيحي نوسان نقاشي و حجم واضح است. يا نوسان نقاشي و ويدئو را ميبينيد. اين بينابينيتي كه ميگويم گاهي در برخي آثار با موضوع آنها بينابيني ميشوند. قبلا آثار پيام مشخصي داشتند و نظر هنرمند را ميتوانستيم بفهميم اما الان با خدشه كردن پيام موضوع بينابيني ميشود».
گفتني است مجموعه شامل آثاري از نصرت الله مسلميان، مهران مهاجر، رزيتا شرفجهان، مهرداد افسري، ژينوس تقيزاده، سعيد روانبخش، جاويد رمضاني، وحيد شريفيان، حامد صحيحي، بهرنگ صمدزادگان، سميرا عليخانزاده، فرهاد فزوني، اميرعلي قاسمي، بهنام كامراني، مهدي مقيمنژاد و حسين والامنش ميشود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





