Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار دفاع
دفاع روایت حكايت نخل‌هاي بي‌سر به روايت شهيد آويني

حكايت نخل‌هاي بي‌سر به روايت شهيد آويني

دفاع

غروب نزديك مي‌شود و تو گويي تقدير زمين از همين حاشيه اروندرود است كه تعيين مي‌شود. و مگر به‌راستي جز اين است؟ بچه‌ها آماده و مسلح، با كوله‌پشتي و پتو و جليقه‌هاي نجات، در ميان نخلستان‌هاي حاشيه اروند، آخرين ساعات روز را به سوي پايان خوش انتظار طي مي‌كنند. اينها بچه‌هاي قرن پانزدهم هجري قمري هستند؛ هم آنان كه كره زمين قرن‌هاست انتظار آنان را مي‌كشد تا بر خاك بلاديده اين سياره قدم گذارند و عصر ظلمت و بي‌خبري را به پايان برسانند...

 

 

و اينك آنان آمده‌اند، با سادگي و تواضع، بي‌تكلف و صميمي، در پيوند با آب و درخت و آسمان و خاك و باران... و پرندگان و تو هم كه از غرورآباد پرتكلف نفس اماره راه گم كرده‌اي و به‌يك‌باره خود را در ميان اين بندگان مطيع خدا يافته‌اي، حس مي‌كني كه به بركت آنان، با همه‌چيز، آب و درخت و آسمان و خاك و باران و پرندگان و ديگر انسان‌ها پيوند خورده‌اي و بين تو و رب العالمين هيچ چيز نمانده است و دايم الصلوه شده‌اي.

 

غروب نزديك مي‌شود و انتظاري خوش، دل بي‌تاب تو را در خود مي‌فشارد.


اين نخلستان‌ها مركز جهان است و اگر باور نداري، خود به خيل اين ياوران صاحب الزمان بپيوند تا دريابي كه چه مي‌گويم. مگر نه اين است كه زمان در كف صاحب الزمان است و اينان نيز ياوران او؟ مگر نه اينچنين است كه خداوند انسان را براي خليفه‌‌اللهي آفريده است؟ و مگر نه اينچنين است كه انسان را عبوديت حق به خليفه‌‌اللهي مي‌رساند؟


اين نخلستان‌ها مركز جهان است، چرا كه بهترين بندگان خدا، يعني بنده‌ترين بندگان خدا در اين‌جا گرد آمده‌اند تا بر صف كفر بتازند و بند از اسراي شب بر گيرند و آيينه فطرت‌ها را از تيرگي گناه بزدايند و كاري كنند تا جهان بار ديگر اهليت ولايت نور را پيدا كند.


بعضي‌ها وضو مي‌گيرند و بعضي ديگر پيشاني‌بندهايي را كه رويشان نوشته شده است «زائران كربلا» بر پيشاني مي‌بندند. در اين‌جا و در اين لحظات، دل‌ها آنچنان صفايي مي‌يابد كه وصف آن ممكن نيست. گفتم كه هيچ چيز در ميانه تو و رب العالمين باقي نمي‌ماند خود تو، آن‌كه به او مي‌گويي من. و در اين‌جا ديگر مني در ميانه نيست؛ من مي‌ميرد و همه به هم پيوند مي‌خورند. آن‌گاه دست‌ها در هم گره مي‌خورند و ديگر رها نمي‌شوند.


در ميان نخلستان‌هاي حاشيه اروند، پيشاپيش عيد فرا رسيده است و هر چه به شب نزديك‌تر مي‌شويم، دل‌ها را اشتياقي عجيب، بيش‌تر و بيش‌تر در خود مي‌فشارد. بعضي از بچه‌ها گوشه خلوتي يافته‌اند و گذشته خويش را با وسواس يك قاضي مي‌كاوند و سراپاي زندگي خويش را   محاسبه مي‌كنند و وصيتنامه مي‌نويسند. حق‌الله را خدا مي‌بخشد، اما واي از حق الناس! و تو به‌ناگاه دلت پايين مي‌ريزد: آيا وصيتنامه‌ات را تنظيم كرده‌اي؟


عصر روز بيستم بهمن ١٣٦٤، نخلستان‌هاي حاشيه اروند

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

دوشنبه 28  فروردين 1391
سال سوم | شماره 426

نسخه الكترونيك روزنامه‌ ملت:

تصویر
صياد نمونه بي‌بديل زهد شبانه و رادمردي روزانه بود
دوشنبه, 21 فروردین 1391
تا آن زمان او را از نزديك نديده بودم. فقط يادم مي‌آيد كه در ايام و سال‌هاي دفاع مقدس گاه نام پرآوازه او را از راديو و تلويزيون مي‌شنيدم كه... ادامه مطلب...
تصویر
غربت از سقف خانه‌هايمان مي‌چكد
سه شنبه, 02 اسفند 1390
محمدمهدي بهداروند:احمدم؛ انگار همين ديروز بود براي شناسايي عمليات فتح المبين راهي شدي و در همان لحظات اول پايت روي مين رفت و مدال جانبازي... ادامه مطلب...
تصویر
«سوداگر»ي با رضاي الهي
یکشنبه, 23 بهمن 1390
حسين علایی:هنوز چند روزي از فقدان غم‌انگيز رزمنده دلاور سردار احمد سياف‌زاده نگذشته بود كه حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي بهداروند در... ادامه مطلب...
ادبيات ضد جنگ منافاتي با تقدس دفاع ملت ايران ندارد
دوشنبه, 17 بهمن 1390
|  مصطفي انصافي   |حسين مرتضاييان آبكنار خوب مي‌دانسته كه با توجه به كوتاهي رمانش بايد هر چه سريع‌تر مخاطب را درگير قصه كند. «عقرب روي... ادامه مطلب...
تصویر
ققنوس‌هاي انقلاب اسلامي ايران
شنبه, 15 بهمن 1390
مهران شيركوند*:تفاوتي ندارد اين‌كه باشي و فراموش شوي، يا اين‌كه رفته باشي، كه فراموشي تب تلخ بي‌كسي و بي‌سرانجامي است. و ‌اي كاش كسي از... ادامه مطلب...
عادت كرده‌ايم، عادت
پنجشنبه, 13 بهمن 1390
مهدی بهروزی:ساكنان دريا بعد از مدتي صداي دريا را نمي‌شنوند، چه تلخ است قصه عادت. اين جمله ديالوگي بود كه به هنگام تيتراژ پاياني فيلم... ادامه مطلب...
داستان تيتر روزنامه‌اي كه پلاكارد شد
چهارشنبه, 12 بهمن 1390
ميرزاباقر عليان‌نژاد:زمستان هر سال با سرما شروع مي‌شود. اما زمستان 1357 با گرماي انقلاب، به بهار آزادي پيوند خورد. زمستان 1357 با اوج‏گيرى... ادامه مطلب...
تصویر
از غربت و بی مهری ها با شهدا مگو
پنجشنبه, 06 بهمن 1390
| سردار احمد سوداگر  |احمد جان سلام. مي‌خواهم اين‌بار هم بسيار صادقانه بنويسم بسيار صادقانه... اين چه روزي بود كه هواي رفتن كردي؟ امروز... ادامه مطلب...