تجارت در حاشيه خليج فارس
| اقتصاد |
روابط تجاري ايران با كشورهاي جنوبي خليج فارس از ديرباز مطرح بوده است. تجارت ايران با اين كشورها كه سابقه تاريخي دارد در طول سالهاي اخير بيش از پيش گسترش يافته است. البته كشورهاي حوزه خليج فارس در زمينه تجارت بيشتر به صادرات مجدد رو آورده و اكثر بنادر اين كشورها كه در حوزه تجارت فعاليت ميكنند به ري اكسپورت مشهور شدهاند. البته حاشيه جنوبي خليج فارس نيز محل مناسبي براي فروش كالاهاي ايراني است؛ نخست آنكه به علت ميزان بالاي درآمد و ثروت اعراب در اين كشورها، بازار مصرف و به تبع آن تقاضا به ميزان قابل توجهي وجود دارد.
دوم مسافت كوتاه اين ممالك با محل توليد در ايران است كه خود ميتواند عامل مهمي در كاهش هزينه تمام شده و بالا رفتن قدرت رقابت كالاي ايراني از حيث قيمت با ساير موارد مشابه از ديگر كشورها باشد. همچنين پيشينه روابط فرهنگي و آشنايي مردمان دو كشور از خصوصيات رفتاري و علايق يكديگر، دستيابي به خواستههاي مشتري عرب را براي فروشنده ايراني هموارتر ميكند. مهمتر از همه به علت سطح نسبتا بالاي استانداردهاي مصرفي در ممالك حوزه جنوبي خليج فارس و همترازي تقريبي با استانداردهاي موجود در ممالك پيشرفته، موفقيت در بازار خليج فارس براي يك توليدكننده ايراني را ميتوان مترادف با موفقيت وي در سطح جهان دانست.
تحولات چند سال اخير در حوزه روابط بينالملل كه نارضايتي عمومي مسلمانان و از جمله اعراب حوزه خليج فارس از امريكا و غرب را در پيداشت، فرصت مناسبي به توليدكنندگان و تجار ما ميدهد كه در عرصه رقابت تبليغاتي انديشه و افكار عمومي اين كشورها را با خود همراه كنند و به تبع آن راه ورود بيشتر كالاهاي ايراني به بازارهاي مزبور هموارتر شود.
صادرات مجدد
البته در طول اين چند سال تراز تجاري ايران با اين كشورها منفي شده و با توجه به تحريمهاي اتخاذ شده عليه ايران روابط تجاري ما نيز تحت تاثير اين تحريمها قرار گرفته است. محسن بهرامي، رئيس كميسيون تجارت اتاق بازرگاني در اين خصوص به «ملت ما» ميگويد: شيخنشينهاي حاشيه خليجفارس به عنوان پل تجاري منطقه مطرح شدهاند. به اين معني كه نه ما صادرات چنداني به اين كشورها داريم ونه اين كشورها صادرات به ايران دارند بلكه با واسطهگري شيخنشينهاي جنوب خليج فارس و بهويژه امارات بيشتر آنچه انجام ميشود صادرات مجدد است.
بهرامي در ادامه به رفتار غيرمنطقي امارات بعد از تحريمها عليه ايران اشاره ميكند و ميگويد: تعداد بسيار زيادي از شركتهاي تجاري ما در دوبي مستقر هستند و امر تجارت ايران از طريق اين شركتها در دوبي انجام ميشود اما بعد از اتخاذ تحريمها شاهد رفتار تنگنظرانه امارات در اين زمينه بوديم كه باعث سخت شدن مبادلات تجاري ما شد. رئيس كميسيون تجارت اتاق ميافزايد: البته تجار ايراني با انتخاب كشورهاي ديگر براي تجارت اين خلأ را جبران كردند هر چند كه تجارت از طريق شيخنشين امارات با سهولت بيشتري انجام ميشد اما به هر حال تا حدودي جبران اين خلأ شد.
ضرر امارات
بهرامي معتقد است: محدود شدن تجارت ما از طريق امارات بيشتر به ضرر امارات است چرا كه بعد از بحران پيش آمده اقتصادي در اين شيخنشين توقف مبادلات تجاري با ايران مشكل ديگري براي امارات پديد آورده است بهطور كلي بايد گفت قطع روابط تجاري ايران امارات يك ضرر دو طرفه است كه مسلما امارات لطمه بيشتري ميبيند و شايد لازم باشد طرف اماراتي تجديدنظري در اين مورد داشته باشد. وي همچنين ميگويد: يكسري مشكلات ديگر درباره تبديل ارزها كه سابق بر اين از طريق درهم انجام ميشد نيز پديد آمد كه تجار ايراني از طريق ساير ارزها مثل روبل روسيه، روپيه هند، لير تركيه، ووآن كرهجنوبي و يوان چين تبديل ارز انجام ميشود.
ركود فعاليتهاي اقتصادي
واقعيت اين است كه نياز دو كشور همسايه به تجارت سالانه 25 تا 30 ميليارد دلاري و صدها ميليارد دلار سرمايه ايرانيان در امارات و سرمايه اماراتيها در ايران، موضوعي نيست كه بتوان از آن چشمپوشي كرد و امارات بايد بداند كه توجه به جريانسازي و ماجراجويي امريكا در منطقه به زيان همه كشورهاي منطقه است و پشت اين تجارت30 ميليارد دلاري دو كشور، ثبات، صلح و امنيت منطقه است و اگر به آن بيتوجهي شود قطعا زندگي اقتصادي و اجتماعي و سياسي كشورهاي منطقه را تحت تاثير قرار خواهد داد.
بهويژه پس از كاهش رشد اقتصادي امارات و كشورهاي اميرنشين حاشيه خليج فارس و ركود شاخصها و فعاليتهاي اقتصادي، اين كشورها امكان ريسك براي قطع رابطه با ايران را ندارند و نياز ايران نيز به تجارت با امارات در اين شرايط، موضوعي است كه نميتوان به آن بيتوجهي كرد. در هر صورت، قطع رابطه تجاري دو كشور در اين مقطع حساس اقتصاد جهان به نفع دو كشور نيست و هر دو از آن زيان ميبينند و بهويژه كشور كوچك امارات با اقتصاد كوچكي كه دارد در وضع شكنندهتري نسبت به ايران قرار دارد.
اقتصاد وابسته به صادرات مجدد
اقتصاد كشورهاي كوچك و اميرنشين حاشيه خليج فارس كه وابسته به واردات و صادرات مجدد و فعاليت مناطق آزاد تجاري هستند، در مقايسه با كشورهاي ديگر جهان از وضع نابساماني برخوردار است و به دنبال بحران مالي جهان، شاخصهاي بورس اين كشورهاي كوچك حاشيه خليج فارس با سقوط مواجه شد و از سوي ديگر، با بحران يورو در اروپا و كاهش رشد اقتصادي چين، سقوط قيمت و ركود بخش مسكن در جهان و كاهش تمايل خريداران ملك در امارات متحده عربي و بهويژه كاهش خريداران ايراني و... باعث شده كه وضع اقتصادي در امارات و ساير كشورهاي كوچك خليج فارس با بحران و كاهش رشد و مشكلات مالي و نابساماني مواجه شود.
رشد اقتصادي كشورهاي حوزه خليج فارس كاهش يافته و به كمترين حد خود در طي دو دهه اخير رسيده است. در نتيجه سيستم اعتباري بين بانكها و شركتهاي بزرگ با مشكلاتي مواجه شده و بهخاطر كاهش فروش و ركود مسكن و ساير كالاها، وامهاي بانكها بهموقع برنميگردد و مطالبات معوق بانكها از شركتها زياد شده و گردش مالي و نقدينگي نيز با مشكلاتي مواجه شده است.
یک نکته مهم
اگر چه كشورهاي عربنشين حاشيه خليج فارس ذخاير زيادي در ارز و بانكها دارند و ميتوانند اقتصاد خود را سروسامان بدهند اما آنها در طي ماههاي گذشته بخش عظيمي از ذخاير مالي خود را براي هزينههاي تامين اجتماعي و جلوگيري از انتشار اعتراضات مردم و بهار عربي در كشورهاي خود خرج كردهاند و در ماههاي اخير هزينهها و مخارج بيشتر از درآمد آنها بوده است. آنها اكنون انتظار دارند كه به رشد اقتصادي برسند اما بهخاطر وضع نامناسب اقتصاد جهاني و بيثباتي و نابسامانيها، بعيد است كه به اين زودي به رشد اقتصادي مورد انتظار برسند.
از خوش بینی تا واقع بینی
پيشبيني رشد اقتصادي امارات در سال 2011 حدود 9/3 درصد، و در سال 2012 حدود 8/3 درصد بوده اما كارشناسان معتقدند كه اين پيشبيني خوشبينانه است و به احتمال زياد اين رشد در محدود 1/3 درصد خواهد بود و با كاهش زيادي مواجه خواهد شد. بخش عمدهاي از تجارت و همچنين سرمايهگذاريهاي امارات متحده عربي، بهخاطر حضور ايرانيان در 50 سال اخير و سرمايهگذاري و زندگي تجاري ايرانيان و همچنين تجارت سالانه 25 تا 30 ميليارد دلاري سالهاي اخير است
كه سود بسيار خوبي را نصيب امارات ميكند و اگر امارات اين سود را به هر دليلي از دست بدهد يا كاهش يابد باعث فروپاشي نظام اقتصادي اين كشور كوچك خواهد شد زيرا كوچك بودن اين اقتصاد و نوع روابط اين كشور با ايران و اروپا، چين و امريكا باعث شكننده بودن ساختار اقتصاد و رشد آن در اين كشور اميرنشين شده است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







