- دوئل توکلي و رحيمي
- حضور ملت در 22 بهمن استمرار حرکت مردمي انقلاب
- اسحاق جهانگيري:سياستهاي اقتصادي ناكارآمد عامل وضع موجود است
- آخرين وضع ليست جبهههاي انتخاباتي تهران
- عبد العلي دستغيب :معيار من در نقد «ابداع» و مناسبات فرهنگي است
- عقب نشيني اوباما
- عماد افروغ:بدون نقد و نخبگان نمي شود کشور را به سلامت اداره کرد
- پول ملي جديد از سال 93
- ماهواره «نويد» با موفقيت به فضا رفت
- تاکيد مقام معظم رهبري بر رقابت سالم در انتخابات
- بودجه 510 هزار ميلياردي در مجلس
- احمدينژاد اسفندماه احضار ميشود
- حضور مقام معظم رهبري در مرقد امام راحل(ره)
- بودجه91 در دقيقه 91
- محمد مهدي مظاهري:ضرورت استقلال دانشگاه ها و پرهيز ازغلبه عوامل سياسي
- قيام كشورهاي اسلامي مقدمه قيام عليه شبكه فاسد صهيونيستي
- فريدون جيراني: سختترين شرايط توليد در 30 سال گذشته را تجربه ميكنيم
- مجلس از توضيح دولت قانع نشد
- علی مطهری:پروژه معاندسازي درحال اجراست
- افزايش زندانيان مهريه با بالا رفتن قيمت سكه
- هشدار مهدوی کنی به روحانیون: بازيچه سياست نشويد
- دستور بانک مرکزی به بازار براي فروش دلار 1226 توماني
- مشارکت مردم در انتخابات بستگي به رفتار مراجع نظارتي دارد
- در وضع مناسب و بينظيري هستيم
- دشمن 15 برنامه براي ضربهزدن به انتخابات طراحي كرده است
- وضع طلا و ارز، اقتصاد را به ورشكستگي ميكشاند
- حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در منزل شهيدان احمديروشن و رضايينژاد
- ابهام در نقشه راه «فاز دوم هدفمندي»
- دولت ها حق ندارند خط کلان نظام را تغيير دهند
- مجلس اعطاي پست به تابعيتهاي دوگانه را منع نكرد
فريدون جيراني: سختترين شرايط توليد در 30 سال گذشته را تجربه ميكنيم
گروه فرهنگ ـ مريم احمدي:«فريدون جيراني» همان كه تنها راه ورود به عرصه سينما را حضور در مطبوعات سينمايي آن روزگار ميدانست، در ادامه راه چنان مجذوب جادوي ژورناليسم شد كه سالهاي متمادي از عمرش را با نوشتن به لذتي بيوصف مبدل ساخت و تمام تلاش خود را براي گسترش نشريههاي سينمايي به كار برد. او كه از علاقه بيوصفاش به مطبوعات به عنوان يك بيماري ياد ميكند، با فيلم «قرمز» به عنوان كارگردان در سينماي ايران شناخته شد و با «آب و آتش»، «شام آخر» و «سالاد فصل» خود را در مقام يك كارگردان مولف به اثبات رساند.
«فريدون جيراني» در گفتوگو با «ملت ما»
پخش هفت بهطور زنده از برج ميلاد
جيراني علاقه بسياري به تاريخ سينماي ايران دارد به همين خاطر سه گانه «ستارهها» را بر پايه تحقيق و پژوهشهايش درباره نحوه و چگونگي ورود بازيگران به سينما به تصوير كشيد؛ هرچند اين اثر براي جامعه هنري خوش نيامد و سرانجام مثله شده به نمايش گذاشته شد. جيراني كه اين روزها شصت سالگي خود را پشت سر ميگذارد؛ درگير جريانات پيرامون همان آرزوي ديرینه خود يعني اجراي برنامه زنده سينما در تلويزيون است. با او درباره برنامه «هفت»، وضع سينماي امروز، سينما و دغدغههايش به گفتوگو نشستهايم.
جناب جيراني معمولا نخستين سوال من از سينماگران درباره فلسفه و چرايي حضورشان در اين عرصه است، اينكه چه مسئلهاي آنها را به اين مسير سوق داده؛ زيرا برخي از افراد اتفاقي وارد عرصه سينما ميشوند و برخي ديگر براي دستيابي به شهرت يا اينكه از عرصههاي ديگر جا ماندهاند؛ البته برخي نيز احساسي را در وجود خود دارند كه نميتوانند غير از سينما كار هنري ديگري را ادامه دهند، با اين اوصاف فلسفه حضور شما در اين عرصه برگرفته از چه مسائلي است؟
سينما در تمام ادوار تاريخي خود و همچنين در سالهاي كنوني براي جوانان جذاب بوده است. اين كشش و جذابيت در زمان جواني ما نيز وجود داشت. هر چند در آن دوران، بر خلاف اين روزها امكانات براي برقراري ارتباط با سينما بسيار كم بود. در سالهاي 46-45 كه من به دوره جواني رسيده بودم؛ تنها چند نشريه مانند مجله «فردوسي» و «سياه و سفيد» وجود داشت
كه در صفحههاي پاياني اين مجلات نقد فيلم نوشته ميشد كه ما آنها را ميخوانديم و البته سينما رفتن، به تنهايي براي ما كلاس درس بود، چراكه دهه چهل تا اوايل دهه پنجاه به دليل نمايش فيلمهاي خارجي و نقد آنها، سالهاي شكوفايي سينماي ايران محسوب ميشوند. در آن سالها افرادي كه علاقه بسياري به سينما داشتند با پيگيري و پشتكار توانستند
رقم زننده وادي جديدي براي سينما و زندگي خود باشند و به مرور فيلمهاي ايراني مانند «قيصر» و «گاو» نيز توانستند خودي نشان دهند و تماشاگر طبقه متوسط را با خود همراه سازند و البته توجه تماشاگر خاص را نيز جلب كنند. اين اتفاقات سبب ادامه پيگيري جريان سينما از سوي علاقهمندان آن شد. ورود دوربين خانوادگي به ايران كه به آن سوپر8 يا هشت ميليمتري نيز ميگفتند سبب شد، تا افرادي كه تا ديروز تنها به عنوان علاقهمند سينما را دنبال ميكردند، وارد ميدان شده و فيلمسازي را به صورت آماتور تجربه كنند.
اين اتفاق از تهران شروع و در شهرستانها نيز گسترش يافت و من نيز در سال 50 يا 49 كه هنوز ديپلم خود را نگرفته بودم به وسيله دوربين هشت ميليمتري دوستم يكی ساختم. اين دوربين 8 ميليمتري به بسياري از فيلمسازان خوب امروز مانند «كيانوش عياري»، «مهدي صباغزاده»، «مجيد جوانمرد» و... كمك كرد تا وارد عرصه سينما شوند، در حالي كه من علاوه بر سينما به مطبوعات نيز علاقهمند بودم.
عموما همه افراد علاقهمنديهاي دوران نوجواني يا جواني خود را براي سالهاي متمادي دنبال نميكنند و من نيز سماجت بسياري از خود نشان دادم و نوشتن سناريو را بهترين روش، براي حضور در اين عرصه دانستم. نخستين فيلمنامه خود را اواخر سال 55 نوشتم، هرچند هيچگاه فرصت به تصوير كشيدن آن برايم ممكن نشد.
بنابراين در ادامه سعي كردم ورود به عرصه سينما را از راههاي ديگر براي خود امكانپذير كنم به همين دليل وارد عرصه مطبوعات شدم تا از اين طريق به نويسندگي و بعد كارگرداني در سينما دست يابم. مطبوعات از ابتدا تا به امروز سكوي پرتابي براي ورود برخي از منتقدان به سينما محسوب ميشد و من نيز براي دستيابي به هدف خود وارد روزنامه اطلاعات شدم و البته اين امر نيز سبب آشنايی بيشتر من با سينما و اهالي آن شد.پس از انقلاب اسلامي نيز توانستيم ارتباطات به دست آورده را سامان داده و با فيلمنامهنويسي وارد عرصه سينما شويم.
پس شما در دوران نوجواني و جواني خود دغدغههاي بسياري براي ورود به عرصه سينما داشته و براي دستيابي به اين خواسته راهها و روشهاي متعددي را آزمودهايد. با اين اوصاف بهتر است بدانيم اين روزها به چه ميانديشيد و چه مسائلي ذهن شما را مشغول كرده است؟
هنوز مسئله سينما برايم كهنه نشده است هر چند من خود پير و صاحب تاريخ شدهام و از 40 سال گذشتۀ سينما خاطره دارم، اما هنوز عشق به سينما و فيلمسازي در درون من شعله ميكشد؛ البته ميدانم در سني هستم كه بايد بيشتر استراحت كنم، اما ترجيح ميدهم مابقي عمرم را نيز در اين عرصه فعاليت داشته باشم. در حال حاضر توامان شدن اين عشق با تخصص يا همان حرفه نگاهم را به سينما تغيير و دريچههاي بسياري را در زندگي بر من گشوده است.
باز هم تاكيد ميكنم عشق دوران جواني من اين روزها به شغل و حرفهام مبدل شده است اما نه شغلي كه تنها وسيلهاي براي گذران زندگي باشد بلكه حرفهاي است كه سالها پشت آن، عشق و علاقه بيوصفي نشسته است. هرچند نوع نگاه من به اين عشق تغيير كرده است در سنين جواني، انسان خواستههایي دارد و در كهنسالي نيز به دنبال دستيابي به خواستههاي ديگري است و نگاه افراد در هر شغلي با گذشت زمان پخته و كامل ميشود بنابراين ترجيح ميدهم مابقي فعاليتهاي هنري و شغلي خود را با تكيه بر اين تفكر جلو برم.
معتقدم هيچ يك از ما فيلمسازان به تمام خواستههاي خود بهطوركامل دست پيدا نكردهايم و اگر جويا شويد بسياري از آنها خواهند گفت ما هنوز فيلم مورد علاقه خود را نساختهايم يا هنوز نتيجهاي كه به دنبال آن بودهايم را به دست نياوردهايم. من فيلمهایي كه دوست داشتهام را ساخته و تجربهاي كه به دنبال آن بودهام را در گونههاي مختلف به دست آوردهام اما باز هم ميخواهم گونههاي جديدي را كه تاكنون در سينماي ايران به آن پرداخت نشده است تجربه كنم.
دغدغه امروز من اين است كه از زمان عقب نيفتم سرعت حركت زمان به قدري بالاست كه اگر انسان نتواند خود را با اين سرعت هماهنگ كند خواسته يا ناخواسته عقب خواهد ماند و به دليل اين عدم هماهنگي نميتواند به آنچه ميخواهد برسد. بنابراين سينماي امروز نسبت به سال 49 كه من فيلمسازي را شروع و سال 55 كه فيلمنامهنويسي را تجربه كردم و سال 76 كه قرمز را ساختهام بسيار تغيير كرده است.
اين روزها ميتوان با استفاده از اينترنت آخرين اطلاعات سينمايي روز را به دست آورد بنابراين نگاه نسل جوان و طبقه متوسط تغيير كرده است و براي شناخت اين نگاه بايد به روز بود.
به يقين شما علاوه بر خواستههاي شخصي خود در عرصه سينما آرزوها يا خواستهاي نيز براي سينماي ايران داريد بهطور مثال از برخي مسائل حاكم بر آن رضايت نداشته و خواهان تقويت برخي مسائل ديگر هستيد با اين اوصاف چه ارزيابي از شرايط حاكم بر سينماي امروز ما داريد؟
سينما براي برخي از سينماگران به حرفه مبدل شده است يعني از اين طريق ارتزاق كرده و زندگي خود را ميگذرانند ضمن آنكه اين افراد عموما فيلمسازان بخش خصوصي هستند و آثار خود را با بودجه شخصي ميسازند و براي گذران زندگي نميتوانند گزيدهكار باشند و در نهايت مجبورند سالي يك فيلم بسازند و اين دلايل سبب شده تا فيلمسازان با شرايط سخت سينماي امروز كنار آيند.
معتقدم سينماي امروز سختترين شرايط توليد فيلم در طول 30 سال گذشته را پشتسر ميگذارد، من اين حرف را براساس مطالعات خود ميزنم. هرچند در تمام سالهايی كه فيلم ساختهام تلاشم بر اين بود تا با شرايط كنار بيايم و يكي از وظايف فيلمساز حرفهاي كه هر سال در بخش خصوصي فيلم ميسازد اين است كه بتواند خود را با شرايط تطبيق دهد. ما در گذشته هم شرايط سخت داشتهايم اما تاكيد ميكنم اين روزها توليد فيلم در سينما به سختترين حد خود رسيده است و اين سختي ميتواند موجبات نگراني هر فيلمسازي را كه سالها در اين عرصه زحمت كشيده است را فراهم كند.
شما برنامهای را به عنوان «هفت» اجرا ميكنيد، اجراي برنامهاي با اين ابعاد به يقين سختيهايی دارد در حالي كه انتقاد از هنرمندان با توجه به روحيه و ساختار شخصيتيشان كار آساني نيست. با اين اوصاف برنامه هفت چه دستاوردهاي شخصي برايتان به همراه داشته است؟ آيا سبب بهتر شدن رابطه شما با دنياي سينما شده يا اينكه دلخوري سينماگران را به دنبال داشته است؟
پاسخ دادن به اين سوال بسيار سخت است. در حالي كه بارها گفتهام درباره برنامه «هفت» در هيچ برنامه يا مصاحبهاي صحبت نخواهم كرد به دليل آنكه بايد حرفهایي را بگويم كه شايد چندان خوشايند نباشد. به يقين درباره تاثير برنامه هفت بر زندگي هنري و ارتباطهاي خودم حرفهايی براي گفتن دارم و به دليل آنكه از همان ابتدا به مطبوعات علاقه داشتم، اجراي برنامه زنده سينمايي مانند «هفت» دغدغه من بوده است.
در برنامه «دو قدم مانده به صبح» به عنوان كارشناس سينما كار در تلويزيون را آغاز كردم؛ تا اينكه كليد برنامه «هفت» زده شد. از طرفي ديگر تاحدودي ميدانستم تبعات راه انداختن چنين برنامه زندهاي با حساسيت فضاي هنري موجود، يعني ريسك كردن. البته معتقدم داستان اجراي برنامه زنده در حوزه فوتبال با سينما تفاوت بسياري دارد. هنرمندان انسانهاي حساسي هستند و ظرفيت انتقادپذيريشان نيز به دليل همان حساسيت چندان بالا نيست.
از نخستين شب اجراي برنامه هفت، ميدانستم به دليل فضاي حساس و زودرنج حاكم در دنياي هنرمندان با مشكلات بسياري روبهرو خواهم شد. از طرفي ديگر تمايل بسياري به اجراي چنين برنامهاي با توجه به اينكه تلويزيون با آن موافقت كرده بود داشتم بنابراين نخستين برنامه زنده سينمايي را در تلويزيون به ثبت رسانم.
همچنين با اجراي اين برنامه و گذشت زمان متوجه شدم حساسيت هنرمندان فراتر از آن چيزي است كه گمان ميكردم هرچند اگر من هم تنها به عنوان يك سينماگر برنامه «هفت» را نظارهگر ميشدم نسبت به بسياري از انتقادهايش گله داشتم. اما در جايگاه يك برنامهساز بايد به معيارها و جريانهایي كه ميتواند سبب موفقيت برنامه شود انديشيد.
معيارهاي موفقيت يك برنامه زنده اين است كه صريح، مستقيم و بدون پيچيدگي، خط قرمزهاي ذهني يا ترس از خط قرمزهایي كه ممكن است به وجود آيد جلو رود. بنابراين اجراي چنين برنامهاي با واكنشهايی روبهرو خواهد شد و طبيعي است كه شما به عنوان يك برنامهساز، ديگر نميتوانيد به اين واكنشها فكر كنيد.
اما من به شخصه بيرون از برنامه به واكنشها فكر كرده و در زمان اجرا سعي ميكنم موضوع يا واكنشي مانع از اجراي شفاف برنامه نشود. بنابراين، اين دوگانگي در يك سال و نيم گذشته بهشدت مرا درگير خود كرده است و طبيعتا ميتواند تاثيرات مثبت و منفي بر زندگي هنري و كاري من داشته باشند.
جناب جيراني من انتظار شنيدن پاسخ شفافتري از شما داشتم و بهطورحتم خودتان هم قبول داريد پاسخي كه به سوال من داديد در حالتي از ابهام نهفته بود. درست است؟
من به سوال شما پاسخ كاملي دادم اين در حالي است كه تاكنون در همين حد هم درباره برنامه هفت با هيچ رسانهاي صحبت نكردهام. درباره برنامه هفت نكات بسياري براي بازگويي وجود دارد؛ اما ترجيح ميدهم در حال حاضر بيشتر از اين، موضوعات مختلف را شفافسازي نكنم. برنامه هفت توانسته جريانهاي خوبي در سينما راهاندازي كند.
حال فردي كه خود سبقه مطبوعاتي دارد و فيلمساز نيز است اگر انتقاد كند دچار تناقضهايی خواهد شد كه اين تناقض ميتواند در روند كارياش تاثير مثبت و منفي داشته باشد. تطبيق دو حس برنامهسازي و فيلمسازي با يكديگر كار بسيار سختي است زيرا فيلمساز توقع دارد شيوه و راه و روش آن در سينما مورد نقد قرار نگيرد و در مقابل برنامه ساز هم به دنبال نقد همان روشها است.
همانطوركه در صحبتهايتان اشارهاي به فوتبال و سينما داشتيد برخي افراد نيز برنامه هفت را با برنامه نود مقايسه ميكنند و حتي عنوان نود سينمايي را به آن ميدهند ميخواستم بدانم شما اين برنامه را نگاه ميكنيد؟ آيا دوست داريد برنامه شما هم به اندازه برنامه يادشده گزنده باشد؟ در واقع فضا براي نقد صريحتر مسائل باز است يا خير؟
بله برنامه نود را نگاه ميكنم هر چند هنوز هم تمايلي به صحبت كردن درباره برنامه «هفت» ندارم و ترجيح ميدهم تنها درباره مسائلي كه به خودم مربوط ميشود سخن بگويم و وارد قضاوت و نظردهي درباره امور ديگر نشوم.بنابراين ترجيح ميدهم درباره اين مسئله صحبتي نكنم؛ زيرا معتقدم نظرها عموما شخصي هستند؛ اما افراد از واژههایي استفاده ميكنند كه همه فكر كنند نظر آنها درست و كاملترين نظر است؛ در حالي كه اظهارنظرهاي افراد درباره هر مسئلهاي كاملا شخصي است و همه ميتوانند درباره مسائل مختلف نظر دهند.
متاسفانه اين ابراز نظرها براي برخي افراد در عرصه مطبوعات مانند پايگاهي است كه ميتوانند از طريق آن خودنمايي كرده و به ديگران بگويند ما خيلي ميفهميم و ميدانيم. بنابراين من نظر نميدهم تا مانند برخي از اين افراد از بالا به مسائل نگاه نكنم. زيرا معتقدم نظر شخصي ما قطعي نيست و نبايد فكر كنيم آنچه خود ميگوييم درست مطلق است. اما متاسفانه همه سعي ميكنيم به صورت اول شخص مفرد صحبت كنيم در حالي كه در دنياي فعلي كه همه امور نسبي است بايد به صورت سوم شخص نظر دهيم.
اما نظر شما به عنوان فردي كه سالها مطالعه و فعاليت تحليلي در اين عرصه داشتهايد ميتواند قابل استناد باشد.
شايد اين طور باشد اما من از اين موضوع فرار ميكنم زيرا اگر همه ما در جايگاه سوم شخص ظاهر شده و اظهارنظر كنيم باز هم به اول شخص ميرسيم و اظهارنظر شخصي خواهيم كرد.
خب بهتر است كمي هم درباره سينماي شما صحبت كنيم. شما اثر سهگانهاي را با عنوان «ستاره بود»، «ستاره است» و «ستاره شد» در سالهاي گذشته به توليد رساندهاید در اين اثر به چگونگي مختلف به سينما و بازيگر شدن آنها پرداختهايد. به نظر ميآيد اين موضوع برايتان مهم و مسئله است چراكه در اين سالها بهويژه در برنامه «هفت» موضوع فوق را آسيبشناسي و دنبال كردهايد. ميخواستم درباره علاقهمنديتان به تحليل حضور افراد در سينما و بهويژه عرصه بازيگري صحبت كنيد.
ورود افراد به سهگانه «ستاره» براي من تجربه مهم و البته سختي بود؛ زيرا هنگام نمايش در سينماي هنرمندان با اعتراضهاي بسياري روبهرو شد؛ اين در حالي است كه هنرمندان عموما ميگويند بايد به دل اجتماع رفت و مسائل مختلف را به نقد درآورد؛ اما خود تحمل و قدرت نقدپذيري پاييني دارند.
آنچه من در «ستاره ميشود» گفتم كمتر از واقعيت موجود در سينماي آن زمان بود؛ اما كسي نتوانست همين ميزان كم را هم بپذيرد و اين مسئله در آن سالها نااميديم را به دنبال داشت. به دليل گاردي كه از ابتدا در مقابل سهگانه «ستارهها» گرفته شد مخاطب انبوهي به دست نياورد.
اين اثر تا به آنجا كه ممكن بود سانسور يا به اصطلاح مثله شد و آنچه كه نمايش داده شد هيچ ارتباطي به ساخته من نداشت. «ستاره بود» و «ستاره است» هم در تكميل بررسي وضع بازيگري با تكيه بر بازيگران زن ساخته شد و به نظر شخصي من اين اثر نگاه تحليلگري به بازيگري داشت؛ اما متاسفانه سهگانه فوق ديده نشد در حالي كه دو فيلم از اين سهگانه اكران و سومين بخش آن از طريق شبكه ويدئويي منتشر شد.
اين سهگانه براي من به لحاظ نگاه آسيبشناسانه به يك جريان در سينما، از اهميت ويژهاي برخوردار بود اما تبديل به يك تجربه تلخ شد. اما اينكه چرا به عرصه بازيگري نگاه خاصي دارم و علاقهمند به پردازش آن هستم و حتي در برنامه هفت نيز آن را دنبال كرده برگرفته از تحقيق و پژوهشهايم بر سرنوشت بازيگران زن و مرد سينما است.
بخشي از اين تحقيق و پژوهش را در سهگانه ياد شده به تصوير كشيده و بخشي ديگر نيز بايد در قالب كتاب منتشر شود. اما معتقدم در برنامه «هفت» نتوانستيم اين موضوع را بهطور كامل تحليل و بررسي كنيم هرچند عرصه بازيگري بهشدت حساس و سوءتفاهم برانگيز است.
اين سهگانهاي كه شما در سالهاي گذشته ساختيد جزو سينماي خاص و براي مخاطب خاص است. آيا قصد داريد دوباره به آن فضا بازگشته و آثاري مانند سهگانه ستارهها را بسازيد؟
من هيچگاه به دنبال ساخت فيلم خاص نبودم. ساختار فيلمهايي مانند «ستاره»ها نيز به گونهاي است كه نميتوانند تماشاگر انبوه داشته باشند. بعد از آن نيز آثاري را ساختم كه قصه جذابي براي بيننده عام داشتند؛ اما هنگام ساخت مخاطب خاص را هم در نظر گرفتم. البته ديگر به دنبال ساخت اثري در وادي سهگانه ستارهها نيستم و اين اثر را تنها به عنوان يك تجربه شخصي دوست دارم. در عرصه سينماي حرفهاي به دنبال ساخت فيلمهايی هستم كه علاوه بر داشتن مخاطب عام به شعور مخاطب خاص نيز توهين نكنند.
از ميان فيلمهايتان كدام اثر را بيشتر دوست داشته و با آن ارتباط برقرار كرديد؟
من از ميان فيلم هايم كمدي «صورتي» را بيشتر دوست دارم هر چند كمتر از فيلمهايي مانند «قرمز» ديده شد و اگر بگويند بهترين فيلم هايت را نام ببر به ترتيب «صورتي»، «آب و آتش»، «سالاد فصل» و بعد «قرمز» را نام خواهم برد.
براي جشنواره فيلم فجر امسال برنامه هفت را با چه تغييراتي اجرا خواهيد كرد؟
از حضور متنوعتر منتقدان استفاده ميكنيم ضمن آنكه از برج ميلاد بهطور زنده بخشهايي از اين جشنواره را با حضور منتقدان و سينماگران تصوير خواهيم كرد.
جناب جيراني كمي هم درباره علاقهمنديهاي خود به ديگر هنرها صحبت كنيد.
در عرصه ادبيات بيشتر به كتابهاي تاريخي علاقه دارم و كتابها و مجموعه مقالاتي كه در زمينه تاريخ ايران نوشته شدهاند را مطالعه ميكنم مانند «ايرانيان دو انقلاب». در واقع عشق اولم خواندن كتاب تاريخي است و بر خلاف تمام فيلمسازهاي ديگر كمتر رمان ميخوانم. علاقه ديگر من خواندن روزنامه و نشريات مختلف است
تا جايي كه ميتوانم به اين علاقه عنوان بيماري را دهم زيرا ديوانه وار به مطالعه روزنامهها و مجلات ماهانه و هفتگي علاقهمند هستم. شايد نسبت به چند سال پيش مطالعهام كمتر شده باشد اما همچنان هر روز را با خواندن چند روزنامه آغاز ميكنم. شايد دليل اين امر سالهاي متمادي فعاليت در مطبوعات باشد.
ميتوانم دليل اين تفاوت علاقه شما را با ديگر فيلمسازان بدانم؟
مطالعات تحليلي و تاريخي بسياري درباره سينماي ايران داشتم و از سالهاي 62 – 61 به بعد به خواندن تاريخ سينماي ايران، مطالعه فيلمهاي ايراني قبل و بعد از انقلاب و البته مطبوعات سينمايي از سالهاي اوليه ورود سينما به ايران پرداختم تا بدانم در تاريخ سينماي ايران از سال 1309 كه «آبي و رابي» ساخته شد تا به امروز چه اتفاقهايی افتاده است. مطالعه تاريخ سينماي ايران با ورق زدن روزنامههاي قديمي مانند «اطلاعات»، سالهاي متمادي مرا به خود مشغول كرد و ميتوانم بگويم بخشي از عمر من در كتابخانه ملي گذشت.
و اما ميزان علاقه شما به تئاتر، موسيقي و هنرهاي ديگر؟
زماني ماهی يكبار به تئاتر ميرفتم اما مدتي است كه اين روند به سالي دو يا سه تئاتر خلاصه شده است كه عموما هم از طرف دوستان دعوت به تماشاي يك تئاتر ميشوم، البته دوست دارم زمان بيشتري را به ديدن تئاتر اختصاص دهم. در عرصه موسيقي هم عاشق موسيقي و صداهاي قدیمي هستم
و آرشيوي از خوانندگان قديمي بهويژه دهه 30 دارم و با موسيقي سالهاي 30 تا اواسط 40 زندگي ميكنم و موسيقي سالهاي بعد را نميپسندم البته آرشيوي هم از موسيقي فيلمهاي داخلي و خارجي دارم و به موسيقي دهه 50 و 60 ميلادي سرزمينهایي مانند ايتاليا و فرانسه علاقه دارم.
آخرین بروزرسانی (چهارشنبه, 12 بهمن 1390 ساعت 00:45)



نظرات
بسیاری از مصاحبه ها در عرصه های مختلف حالتی خشک و گهگاه آرمانی دارند. ولی خوشبختانه مصاحبه مریم احمدی با فریدون جیرانی در فضایی آرام و راحت شکل گرفته بگونه ای که من مخاطب گمان می کنم با احساسات آن لحظه همراه هستم و اطلاعات خوبی نیز عایدم شده است.
با سپاس از شما
لینک RSS این نظر