شبانه روزي كمتر از 24 ساعت...
| جامعه |
| مهناز يزدانينژاد|هر سال وقتي ماه اسفند فرا ميرسد همه براي انجام كارهاي مانده عجله دارند گويا ماه اسفند خاصيت عجيبي دارد كه بخواهي و نخواهي تو را وادار ميكند كه به ثانيهها هم اهميت دهي. هر چه اين روزها بيشتر سپري ميشود تلاشها و توجه به كارهاي مانده هم بيشتر ميشود و وقتي ماه از نيمه ميگذرد ديگر باور نداري بامدادي كه رسيده نتيجه گردش بيست و چهار ساعت است !! گاهي باورمان ميشود كه اين عقربههاي ساعت شوق رسيدن به نوروز را دارند كه اينچنين در گذراندن ساعتها تلاش ميكنند و ما به خيالمان ميرسد كه روز بيست و چهار ساعت است.
روزهاي پاياني سال زياد به عمر يك ساله مان ميانديشيم، مثل اينكه براي خيليها باور گذشتن روزها از كنار هم با تمام شدن سال محقق ميشود. همين ماه آبان و آذر چقدر پايان روز ما را به فكر واداشته است؟؟ بايد قبول كنيم كه بعضي وقتها كمتر به روزها توجه داريم و وقتي به شروعي ديگر نزديك ميشويم، تازه فكر ايام برايمان زنده ميشود مثل زمانهاي مدرسه كه وقتي قرار بود تابستان تمام شود تازه يادمان ميآمد كه چقدر كار انجام نداده داريم !
يا همين ايام تعطيلات عيد كه وقتي به پايانش ميرسيديم بعضي هايمان تازه ياد مشقهاي انجام نداده و پيك شادي سفيد درون كيفمان ميافتاديم ! و ناراحت ميشديم كه چرا تا آن زمان به آنها بيتوجهي كرديم؟ خوب كه فكر ميكنم ميبينم چقدر اسفند ماه دوست داشتني است چقدر خوب است كه ما را به فكر عمر و اهميت روزها و ثانيهها مياندازد و چقدر خوب ميشود اگر اين آخر سالي كاري را به بعد موكول نكنيم. حالا كه حس شروعي جديد و سرعت زمان برايمان اينقدر ملموس است.
كاش بياييم و بيشتر وقت فكر كردن به خودمان بدهيم تا هيچ گلايهاي براي سال نو نماند تا مثل تابستانهاي رسيده به مهر، حسرت كارهاي نكرده در دلمان نباشد. كاش كمي در شلوغي پايان سال وقتي براي خودِ خودمان بگذاريم...
| < قبلی | بعدی > |
|---|





