بيگانگي و قهر عاطفي در محيط خانه
| جامعه |
فريد براتي:در سالهاي اخير مفهومي در ميان كشورهاي جهان سومي كه در حال گذار هستند شكل گرفته است كه در پي آن ارتباط الدين با فرزندان كم شده است. اين موضوع به شكلگيري و گرايش فرزندان به گروههايي غير از والدين مربوط است . به اندازهاي كه فرزندان ارتباط عميقتري با گروههايي غير از والدين برقرار ميكنند. بنابراين با گذشت زمان والدين از نقش الگو بودن براي فرزندان بيرون آمدهاند. اين موضوع معلول دلايلي است كه شامل شرايط زماني موجود، گذار وضع، افزايش فناوريهاي جديد و ارتباطات جهاني ميشوند.
والدين برخلاف گذشته به ميزان زيادي نقش الگو بودن در ميان فرزندان را از دست دادهاند اين مشكل در كشورهاي جهان سوم و در حال پيشرفت بيشتر از ساير كشورها ديده ميشود.چراكه در اين گروه از جوامع مباحث اجتماعي و مشكلات اقتصادي خانوادهها مزيد بر علت شده است و والدين تاثيرگذاري پيشين خود را ندارند.
امروز با مفهوم خلع يد والدين به معناي بياختيار شدن والدين در امور مواجه هستيم اين موضوع ناشي از فرزند سالاري است كه در چند سال اخير به اوج خود رسيده است. اين خلع يد در زماني كه فاصله سني پدرو مادر با فرزندان به ميزان زيادي باشد بيشتر ديده ميشود به اين معنا كه يكي از تبعات ازدواج ديرهنگام جوانان و دير بچهدار شدن آنها در اينجا خود را نشان ميدهد.
با توجه به اينكه جهان تبديل به دهكدهاي كوچك شده است بخش عمده اين موضوع در علتهاي كلان و غيركلان خلاصه ميشود بخشي از ريشه شكلگيري اين موضوع هم به فرايندهاي درون خانواده بازمي گردد كه والدين امكان ارتباط صحيح با فرزندان را نميدانند در نتيجه نميتوانند بهراحتي فرزندان را درك كنند اين موضوع در بين دو طرف والدين و فرزندان وجود دارد و اين دو نفر نميتوانند خود را جاي يكديگر بگذارند.
با وجود آنكه پدر و مادر دوران فرزند بودن را تجربه كردهاند اما نميتوانند بهراحتي شرايط فرزندان را قبول كنند. با به وجود آمدن اين وضع فرزندان ارتباط با ديگران را جايگزين ارتباط با پدرو مادر ميكنند. پيش از اين موضوع خلع يد و كم رنگ شدن مسئوليت تنها در رابطه با پدرها وجود داشت اما چند سالي است كه مادران خانوادهها نيز ديگر نقش مادري پر رنگي ندارند.
زماني كه الگوهاي فرزندان كساني غير از پدران و مادران ميشود فرايند همانندسازي با اشخاصي غير از آنها انجام ميشود و الگوهاي ورزشي، هنري و غير از اعضاي خانواده جاي آنها را پر ميكند اين الگوها بدون توجه به اثر خوب يا بد بودن آنها مورد پذيرش قرار ميگيرند و به دنبال خود كم رنگ شدن ارتباط را ايجاد ميكنند.
يكي از موضوعات مهمي كه در شكلگيري سست شدن روابط ميان فرزندان و والدين ايجاد ميشود رابطه بين خود پدر و مادر با يكديگر است فرزندان هويت خود را درون خانواده مييابند اما در خانوادههايي كه اين رابطه كم رنگ است بيگانگي يا قهر عاطفي ايجاد ميشود بنابراين فرزندان بيشتر به بيرون از خانواده گرايش مييابند در نتيجه ميزان ارتباط پدر با پسر و مادر با دختر به حداقل ميرسد.
* روانشناس اجتماعي و استاد دانشگاه
| < قبلی | بعدی > |
|---|




