پاسارگاد در آب غوطهور ميشود
| جامعه |
در روزهاي پاياني نوروز ۹۱ هنگامي كه گردشگران در پاسارگاد حضور داشتند، بارشهاي بهاري نه تنها سبب مسرت آنها نشد بلكه علاوه بر ايجاد سرگرداني و مشكلات به دليل عدم وجود سايبانها و نيمكتهايي در محوطه، اينبار باران، آبگرفتگي تخت جمشيد را در پاسارگاد برايشان تداعي كرد. از زماني كه گزارشاتي مبني بر آب گرفتگي تخت جمشيد در رسانهها جنجالآفرين شد بيش از يكسال و اندي نميگذرد (اسفند ۸۹) .
| مريم اطيابي |
پس از تخت جمشيد
آن زمان نه تنها مسئولان اين امر را چندان مهم ندانستند بلكه بعضي از آنها عكسهاي وجود گلسنگ و آبگرفتگي را جعلي دانستند. حال در روزهاي پاياني نوروز ۹۱ هنگامي كه گردشگران در پاسارگاد حضور داشتند، بارشهاي بهاري نه تنها سبب مسرت آنها نشد بلكه علاوه بر ايجاد سرگرداني و مشكلات به دليل عدم وجود سايبانها و نيمكتهايي در محوطه، اينبار باران، آبگرفتگي تخت جمشيد را در پاسارگاد برايشان تداعي كرد. عكسهاي گرفته شده گوياي آبگرفتگي كاخ بار عام و اطراف مجسمه انسان بالدار و تل تخت هستند.
باران سنگهاي پاسارگاد را ميخورد
مدير پيشين پايگاه داخلي تخت جمشيد درباره بارندگيها و اثرات مخرب آنها در سايتهاي تاريخي ميگويد: « نخست اينكه بارندگي از ابتدايي كه آغاز ميشود به آثار مجموعه پارسه و پاسارگاد آسيب ميرساند. همين باراني كه روي سنگ روان ميشود شروع يك آسيبرساني است. با آغاز بارندگي دو حالت پيش ميآيد يا بر روي سطوح سنگي بقاياي گازهاي متصاعد و آلاينده هوا وجود دارد يا ندارد. اگر گازهاي آلاينده محيطي مثل so۲ و co۲ بر روي سطوح سنگ وجود داشته باشد،
با توجه به تركيبش با آب باران تبديل به اسيد ميشود و خردگي ايجاد ميكند. برخي از اين آلايندهها ممكن است در مجموعه تخت جمشيد باشد اما در پاسارگاد به علت آنكه مجموعه هنوز صنعتي نشده، وجود نداشته باشد. زماني كه هيچ آلايندهاي در محيط نداشته باشيم خود آب باران هم به دليل خالص بودن استعداد زيادي براي حل كردن سنگهاي آهكي در خود دارد. به عبارتي باران اگر با آلاينده تركيب شود توان مضاعف ايجاد ميكند وگرنه خودش به صورت بالفعل توان خوردگي و شستن سنگ را دارد».
به گفته مازيار كاظمي اين مرحله اول بارندگي است. در مرحله دوم با آب گرفتگي سطح و نفوذ آن باران در سطوح خلل و فرج سنگ، بارندگي به صورت بالفعل نميتواند آسيبي به سنگ بزند. به عبارتي اگر سنگ آهكي در رطوبت قرار گيرد، اين نم به صورت فوري اثر تخريبي روي سنگ ندارد، اما اگر رطوبت در سنگ بماند و سپس در اثر يخ زدگي دچار تراكم شود،
خود باعث مرحله جديد آسيب براي مجموعه ميشود.او معتقد است بارندگيهاي بهاري بر روي آثار تاريخي بيشتر اثر تخريبگذاري نخست را دارند، اما چون يخزدگي در اين فصل وجود ندارد، اثر تخريبياش مشهود و سريع نخواهد بود. بالعكس در درازمدت و فصول سرما طبيعتا بارندگيها اثر مخرب بيشتري بر آثار تاريخي ميگذارند.
آيا گل سنگ تل تخت را تهديد ميكند؟
اگر در پاسارگاد روي استحكامات دفاعي تلُ تخت قرارگيريم، نزديكترين بناي قابل رويت آرامگاه كمبوجيه و دورترين بنا آرامگاه كوروش است. اين استحكامات با وسعتي در حدود ۸ هزار متر مربع بر روي تپهاي عظيم در انتهاي شمالي پاسارگاد قرار دارند. استحكامات مذكور معماري چهار دوره شامل ساختارهاي سنگي؛ عموماً مربوط به دوره اول هخامنشي، ساختارهاي خشتي؛ مربوط به دوره دوم هخامنشي، ساختارهاي خشتي و سنگي؛ مربوط به دوره سلوكي و اشكاني، ساختاري خشتي، آجري و سنگي؛ مربوط به اواخر دوره ساساني را به خود اختصاص داده است.
حال اين پرسش مطرح است بارندگي بر تل تخت يكي از هفت اثر تاريخي موجود در پاسارگاد چه آسيبي ميرساند؟
كاظمي در اين باره ميگويد: « تل تخت روي تپه قرار گرفته است. وضع تپه هم به گونهاي است كه از سطح زمين ارتفاع دارد در نتيجه با بارش باران، آب روي آن منطقه نميماند. در واقع ما در منطقه تل تخت فقط مشكلات ساختاري مثل رشد گل سنگها را داريم. رشد گل سنگ در تل تخت البته نقطه اشتراك مشكلات بين تخت جمشيد و پاسارگاد است. به عبارتي بيشتر در مبحث آسيبهاي محيطي حاصل از رطوبت با گل سنگ روبهرو هستيم كه اثر تخريبي غير مستقيم رطوبت است».
خروجي همايش ۸۹ چه بود؟
حتی اگر فرض را بر اين بگذاريم كه بارندگيهاي بهار با حجم سنگينش در زمان كم فقط در محوطه آب گرفتگي ايجاد ميكند و به دليل گرم شدن هوا نميتواند ملاك قضاوت ما در طول سال و در دراز مدت باشد، اما بارندگيهاي زمستاني قطعاً باعث نفوذ رطوبت داخل شيار سنگها، يخ بر شدن و تركيدگي آنها ميشود. اين وضع بيشتر در كاخ اختصاصي كه مسقف نيست ديده ميشود و اين پرسش را مطرح ميسازد كه چرا مجموعه پاسارگاد در برخي جاها مسقف نيست؟
مدير پيشين پايگاه داخلي تخت جمشيد از برگزاري همايشي در زمستان سال ۸۹ در پاسارگاد خبرميدهد كه مجموعه پايگاه از گروهي متخصص ايتاليايي از طريق وزارت فرهنگ ايتاليا دعوت كرده تا پايگاه بتواند از شيوههاي نوين مرمتي در مجموعه پاسارگاد مطلع شود و حتی ورك شاپ چند روزهاي برگزارميكند. در اين همايش بسياري از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي هم حضور داشتهاند و قرار شد ادامه اين روند و نتيجه آن سبب ايجاد راهكارهايي براي حفاظت پاسارگاد شود.
او ميگويد: « در محوطههاي تاريخي مثل پاسارگاد و تخت جمشيد واقعاً امكانپذير نيست قسمت به قسمت را با زدن سقف حفاظت كنند. براي پيشگيري از جاري شدن آب باران و نفوذ بحث راهكارهاي ديگر مطرح است كه قرار شد اين راهكارها توسط هيئت مشترك ايران و ايتاليا انجام شود».
حال اين پرسش مطرح است نتيجه آن همايش و ورك شاپ براي ايجاد راهكارهاي جديد به كجا انجاميد و چه تدابيري اتخاذ شد؟ پيشنهادات و راهكارها چيست؟ جواب به اين مهم مستلزم پاسخگويي محمد حسين طالبيان مدير پايگاه ميراث جهاني پارسه – پاسارگاد است كه هر نوع گفتوگويي را منوط به حضور نمايندهاي از سازمان مركزي ميراث فرهنگي و روابط عمومي آنها ميكند!
آبهاي سطحي پاسارگاد به كجا ميروند؟
در محوطههاي تاريخي باز مثل مجموعه تخت جمشيد و پارساگاد كه سايت موزه هستند، بحث دفع آبهاي سطحي هميشه مهم بوده است. در محوطههاي تاريخي خيلي اهميت دارد كه نخست شناسايي كنيم وضع دفع آب هايمان چگونه بوده است، چرا كه تغييرات خيلي مهمي رخ داده است. در زماني كه كاخهاي تخت جمشيد و پاسارگاد آباد بودند طبيعتا سيستم دفع آب داشتند و حفاظت ميشدند، اما در حال حاضر كه تمام اين كاخها بدون سقف و حفاظ رها شدهاند طبيعتا يكسري بررسيها و مطالعات خاص خود را نيازمندند.
كاظمي در اينباره اظهار ميكند: « ما به يكسري عوارض طبيعي، تجهيزات مكانيكي و مكانيزه كردن مجموعه نياز داريم تا در زماني كه آبهاي سطحي بر اثر بارندگي بسيار شديد مثل عيد امسال تجمع پيدا ميكند، بدانيم اين امكانات وجود دارد و با انجام يكسري كارها اين مشكلات برطرف ميشود». او ادامه ميدهد:
«آيا با ايجاد زهكشيهايي در محوطه تاريخي يا استفاده از شيب زمين و امكاناتي كه سطح عوارض طبيعي منطقه به ما ميدهد نميتوان اين كارها را انجام داد؟ اگر ميشود، چرا انجام نداديم؟! آيا پيشبيني نكرديم؟ حتی اگر در محوطه تاريخي امكانات زهكشي در شرايط عوارض طبيعي زمين وجود ندارد آيا ما تجهيزات و سيستمهاي مكانيكي مثل پمپ، لولهكشي، سيستمهاي اگوي اضطراري (سيستم دفع آبهاي سطحي) مستقر كردهايم؟
در صورت استقرار، اين امكانات بايد جوابگو باشد، اما شواهد حاكي از آن است كه در محوطههاي مهمي مثل تخت جمشيد و پاسارگاد چنين تجهيزات دفع آبي مستقر نيست». حال اين پرسش مطرح است در حالي كه نميتوانيم مجموعه سنگهاي تخت جمشيد و پاسارگاد را حفظ كنيم و در مقابل آب و هوا هم نميتوانيم كاري انجام دهيم، پس چرا اين تجهيزات را در محوطههاي تاريخي پيشبيني نكردند تا بهموقع محوطهها از آب باران تخليه شود؟ آيا مسئولان مربوطه از اثرات تخريبي كوتاه و درازمدت آبهاي سطحي در محوطههاي ثبت جهاني شده بياطلاعند؟!
| < قبلی | بعدی > |
|---|






