ضرورتهاي توليد ملي، حمايت ازكار و سرمايه ايراني
| جامعه |
* توليد حمايت سازنده ميخواهد و نه حمايت مخرب: نخستين و مهمترين برداشت غلط اين است كه فرض كنيم قرار نيست صنعتگران و توليدكنندگان ما هيچگونه سختي و دشواري را تحمل كنند. يا اينكه فرض كنيم دولت و مردم بايد همه مشكلات توليد را حل كنند و در اين مورد نقش و سهمي را براي توليدكنندگان متصور نباشيم. البته اين شيوه درستي نيست،
زيرا دوام و قوام و رشد توليد داخلي را به مخاطره مياندازد. در تربيت فرزند، گاهي پدر عامدانه تصميم ميگيرد كه سختياي را بر فرزندش تحميل كند، چون ميداند كه تحمل اين دشواري بر توانمندي و قوت و پايداري او خواهد افزود. پدر بهخوبي ميداند كه فرزندش قرار نيست هميشه در خانه او باشد و دير يا زود وارد جامعه ميشود و ناگزير بايد مشكلات پيش رو را حل كند.
در حمايت از صنعت و توليدگران داخلي نيز پيش از هر چيزي بايد اين فرض را كنار بگذاريم كه قرار نيست حمايتشونده تلاشي را انجام دهد و سختياي را تحمل كند. در كشور ما مسبوق به سابقه است كه حمايتها معني غلطي را به خود بگيرند. مثال بارز آن هم حمايت از استعدادهاي برتر در سالهاي اخير است.
حمايت از نخبگان از اين دغدغه برخاست كه بايد از فرزندان بااستعداد كشور حمايت كنيم تا بتوانند خدمات بزرگي را براي كشور انجام دهند، اما آنچه عملاً رخ داد، نوعي از حمايت بود كه اتفاقاً تسهيلكننده خدمت آنها به كشور نشد و در نتيجه آن بود كه هم مسئولان و هم نخبگان و استعدادهاي برتر به اين نوع حمايتها اعتراض كردند و گونه ديگري از حمايت را مطالبه كردند.
مهم آن است كه حمايت از صنعت نبايد به گونهاي باشد كه نقطه مقابل تلاش صنعت براي برونرفت از وضع فعلي قرار گيرد، بلكه بايد تسهيلكننده اين تلاشها باشد. صنعت ما امروز بايد به بهرهوري درونبنگاهي، نوآوري، افزايش كيفيت و توسعه خدمات پس از فروش توجه ويژه كند و بخش عمده اين موارد از مسائلي است كه نشأتگرفته از تلاش خود صنعتگران و توليدكنندگان است.
اگر حمايتها از صنعت به معني تلاش كمتر صنعت باشد، نتيجه آن شكلگيري گونهاي از صنعت خواهد بود كه هميشه وابسته و محتاج به كمك دولت است كه همان شكل تلطيفشده يك صنعت دولتي است و صد البته بعيد است كه به يك توليد باكيفيت و قابل رقابت منتهي شود كه رضايت مشتري را هم جلب كند.
*كارشناس مسائل اقتصادي
منبع: اكونيوز
| < قبلی | بعدی > |
|---|









